معرفی کتاب
  • آفتاب در حجاب 

    آفتاب در حجاب 

    او در رمان آفتاب در حجاب درونیات بانویی را در عمق حوادث عاشورا به تصویر می کشد که حیات عاشورا به قیام آن بانوست. آفتاب در حجاب روایتی صرف حوادث عاشورا نیست، واکاوی حال یک شیرزن است در میان حوادث خونبار کربلا. "

  • من او  

    من او  

    اینکه جوانی در دهه هفتاد توانسته باشد، رمانی در فضای آن سالها بنگارد خود مایه شگفتی است. با گذشت چند سال از چاپ این رمان و با اینکه امیرخانی چندین کتاب دیگر هم نگاشته است، اما هنوز هم او را با من او می شناسند.

  •  مردی در تبعید ابدی 

    مردی در تبعید ابدی 

    زندگی با ملاصدرا، به ابعادی از زندگی من معنا بخشید. شاید این کار را، «مردی با تبعید ابدی» بتواند با دیگران هم بکند؛ یعنی، خدا کند که این طور بشود...».

  • مردگان باغ سبز 

    مردگان باغ سبز 

    ما همه داستانهای مادربزرگهایمان را می نویسیم. این گفته مارکز است. بایرامی هم در مصاحبه ای گفته بود که در واقع ايده اوليه «مردگان باغ سبز» اولين بار به يک خاطره خيلي دور برمي‌گردد. خاطره‌اي که مادرم شاهد آن بوده است و در سال‌هاي گذشته مرتب براي ما نقل مي‌کرد .

  • طوفان دیگری در راه است   

    طوفان دیگری در راه است   

    ...زینت برای رشد و تحصیل کمال فداکاریها می کند تا اینکه کمال را برای ادامه تحصیل به آمریکا می فرستد. کمال در آنجا با شهید چمران آشنا می شود...

  • دیلماج  

    دیلماج  

    از رمان‌های جذاب تاریخی که در چند صفحه اول کتاب گمان می کنی که با یک کتاب مستند تاریخی مواجهی.هر قدر صفحات بیشتر ورق می کند تازه متوجه هنر نمایی نویسنده کتاب میشوی ..در دیلماج سفری آغاز میشود به سالهای حکومت قاجار وایام منتهی به دوره مشروطه.

  • داستان سیستان  

    داستان سیستان  

    داستان سیستان، داستان نیست. روایتی است از آنچه بین رهبر و مردم ساکن در پایین ترین قسمت نقشه ایران گذشته است. روایتی است از سفر رهبر تا قلب ملت.

  • حافظ هفت  

    حافظ هفت  

    به خلاف دیگر سفرنامه هایی که در مورد سفراست و حالت مستند دارد این سفرنامه در قالب رمان نوشته شده است. صحرایی برای مطرح کردن سخنان برخی از اقشار خاکستری جامعه نویسنده ای مسیحی را وارد این رمان کرده است تا بواسطه او برخی از این دغدغه ها مطرح گردد.

  • پاریس پاریس 

    پاریس پاریس 

    در سالی که حکومت رضاخان میرپنج حوادث خونبار واقعه کشتار مسجد گوهرشاد را پی ریزی می‌کند با یکدیگر آشنا می‌شوند.

  • بی وتن 

    بی وتن 

    داستان او هم داستان غریبی است. ارمیای جبهه رفته در سودای عشق آرمیتای آمریکایی شده، در یک روز آفتابی و در بهشت زهرا دل از کف می‌دهد و بار سفر به ینگه دنیا را می‌بندد تا...

  • برجاده های آبی سرخ 

    برجاده های آبی سرخ 

    برجاده های آبی سرخ " داستان مبارزات ضد استعماری مردم جنوب است که در آن هم عشق دیده می شود ، هم سیاست و هم وطن پرستی.

  • ای کاش گل سرخ نبود 

    ای کاش گل سرخ نبود 

    نویسنده با توجه به هویت ایرانی وتاریخ معاصر به خلق اثری پرداخته است که دارای نثری فوق العاده جذاب واحساسی می باشد.این کتاب مخصوصا برای خانم‌ها توصیه می شود.

  • انجمن مخفی

    انجمن مخفی

    شخصیت اصلی و راوی داستان شخصی است به نام بها ، دکتری که به تازگی پس از گذراندن تحصیلاتش از فرنگ برگشته است. او به دستور میرزا که از مریدان شیخ فضل الله است به مدرسه خان می رود تا بیماران را در آنجا مدوا کند...

  • نه آبی نه خاکی 

    نه آبی نه خاکی 

    در "نه آبی نه خاکی" علی موذنی برآن است دفترچه یادداشت شهید سعید مرادی را به نشانی ها برساند و مردی خود را اثبات کند.

  • فال خون  

    فال خون  

    " فال خون" داستان یک سرباز عراقی و مافوقش است که برای دیده بانی و شناسایی اجساد به ارتفاعات غرب ایران به نام هور اعزام می شوند. این سرباز در طول خدمتش در هراس دائمی از مرگ به سر می برد.

  • ظهور 

    ظهور 

    داستانی برگرفته از زندگی سردار شهید زنگی آبادی. رمان دنياي داستاني اي را خلق مي كند كه در آن نويسنده اي به نام آقاي صفايي با اثرش يگانه مي شود.

  • شطرنج با ماشین قیامت 

    شطرنج با ماشین قیامت 

    احمدزاده در رمان شطرنج با ماشین قیامت سه روز از ایام دلهره‌آور محاصره‌ی خرمشهر توسط نیروهای عراقی را با زبانی داستانی روایت کرده است.

  • سفر به گرای 270 درجه 

    سفر به گرای 270 درجه 

    جنگ در رمان سفر به گرای 270 درجه آنچنان واقعی تصویر شده است که آن را به خاطره نگاری نزدیک می کند.

  • رقص در دل آتش 

    رقص در دل آتش 

    داستان سرگشتگی هاشم را در خیلی از اطرافیان و حتی شاید خودمان دیده ایم. شنیدن این سرگشتگی اگرچه تلخ است اما انسان ساز است. روح انسان را به حقیقت نزدیک می کند.

  • دود پشت تپه 

    دود پشت تپه 

    مردم دهکده‏ای در مرز ایران و عراق که‏ «تلخ رود»نام دارد،توسط لشکر عراق بمباران‏ می‏شود. بر اثر این حادثه نوجوان راوی‏ داستان که عزیز نام دارد مجروح می‏شود...