رمان ایرانی
  • نفرپانزدهم

    نفرپانزدهم

    «نفر پانزدهم» ‌عنوان مجموعه سه داستان بلند از جهانگیر خسروشاهی با موضوع دفاع مقدس است که در ۲۶۸ صفحه، از سوی انتشارات عصر داستان منتشر شده است.

  • نقد رمان ظلمات

    نقد رمان ظلمات

    از نکات دیگر در باب شیوه پرداخت رمان باید گفت که «ظلمات» سرشار از بیان خرده روایت‌هایی است که خواننده را به کلان روایت رهنمون می‌کند.بیان خرده روایت‌هایی از سرگذشت زهره، مانی، طهماسب، هفتواد و ارشیر، سرکار دلیری،خانواده کاووس و دخترکش و...ما را به کلان روایت می‌رساند. اما این خرده روایت ها گاه در متن نه تنها از تعلیق داستانی می‌کاهد بلکه گاه بانی اطناب می‌شود.

  • «عقربه ها خوابشان می آید»

    «عقربه ها خوابشان می آید»

    عقربه های تنبل ساعت، در نظر راوی رمان «عقربه ها خوابشان می آید» به زور حرکت می کنند و گاهی به خواب فرو می روند؛ خواب عمیقی که قهرمان آنها اسماعیل در تظاهرات علیه رژیم شاهنشاهی به شهادت رسیده و پیکرش مفقود می شود.

  • شاید فراموشت کنم

    شاید فراموشت کنم

    داستان از این قرار است که «ماشاءالله آذرفر» که شخصی ثروتمند و بانفوذ در دربار شاه بوده نمی‌تواند از همسرش صاحب فرزندی شود و خلاف فیلم‌ها و داستان‌ها برای حل این موضوع به فکر تجدید فراش و... نمی‌افتد! در یک تصمیم‌گیری نادر –او به اتفاق همسرش- ...

  • حتی مردها هم گاهی گریه می کنند

    حتی مردها هم گاهی گریه می کنند

    داستان «حتي مردها هم گاهي گريه مي‌كنند» از زبان شخصيت نوجوان، عليرضا روايت مي‌شود كه ماجراي فروختن خانه پدر بزرگ توسط فرزندانش(دايي طالب و دايي مرتضي) و آوارگي پيرمرد در دوران كهنسالي و در نهايت اقامت او در يكي از...

  • گزارشی نه چندان منصفانه

    گزارشی نه چندان منصفانه

    در اکثر بخش هایی از این کتاب که موضوع گفت و گوی افراد حاضر در تاکسی مسایل اجتماعی و سیاسی ست، افراد از موضع نقد و غرزدن به جمهوری اسلامی در بیان عامیانه اتفاقات وارد می شوند. قصد زیر سوال بردن واقعی بودن گزارش های کتاب را ندارم اما آیا واقعاً هر کدام از ما، بدون هدفی که نویسنده داشته است، سوار تاکسی می شویم یک نفر را هم ندیده ایم که که موضعش منصفانه تر از آدم هایی باشد که دیالوگ هایشان را در کتاب می بینیم؟!

  • گزارشی از جلسه نقد رمان سووشون

    گزارشی از جلسه نقد رمان سووشون

    در این گزارش مطالب و نظرات حسین پاینده و سناپور را خواهید خواند.

  • غروب بود وتو بودی

    غروب بود وتو بودی

    چرخه عجیبی است! معصومیت محکوم درختان، برگ‌ها و گیاهان. نه، هیچ‌کس محکوم نیست. متهم نگاه ماست. درخت عریان، برگ‌های ریزان، داس باغبان... همه آیینه‌های روشن آفرینش‌اند. همه تصویرهایی از یک حقیقت، از حقیقت یگانه.

  • کتابی بدون نقش اول!قربانی بادموافق

    کتابی بدون نقش اول!قربانی بادموافق

    این کتاب با روایتی زیبا و خلاقانه و البته با جریانات و اتفاقاتی خواندنی، می تواند برای مخاطبانی که به تاریخ معاصر هم نظری دارند زیبا و جذاب باشد.

  • کتاب دیدم که جانم می رود

    کتاب دیدم که جانم می رود

    کتاب دیدم که جانم می رود پر است از داستان های شیرین و سراسر عشق و دوستی میان حمید و مصطفی، از زمان بحث و جدل با منافقین توی چادر جلوی دانشگاه تهران تا گرفتن اجازه از خانواده برای رفتن به جبهه،استرس های روز اول اعزام تا خاطرات همسنگر شدن این دو نفر در گیلان غرب...

  • طنزی خواندنی به نام غلاغه به خونش نرسید

    طنزی خواندنی به نام غلاغه به خونش نرسید

    این کتاب مجموعه داستان‌های طنز است که در جراید مختلف چاپ و منتشر شده‌اند. این داستان‌ها همگی از لحاظ ادبی و ساختاری شبیه یک‌دیگرند. همگی این داستان‌ها با عباراتی مشابه آغاز و در فضایی مشابه به وقوع می‌پیوندند.

  • نقد و تفسیری بر رمان «روی ماه خدا را ببوس» اثر مصطفی مستور

    نقد و تفسیری بر رمان «روی ماه خدا را ببوس» اثر مصطفی مستور

    وقتی برای اولین بار رمان «روی ماه خدا را ببوس» اثر مصطفی مستور نویسنده نام آشنای عرصه داستان کشورمان را می خواندم به این نتیجه رسیدم که این کتاب فارغ از برخی ایرادات ناچیز، اتفاق بسیار قشنگی در حیطه داستان نویسی فارسی می تواند باشد

  • رمان زمانی برای بزرگ شدن

    رمان زمانی برای بزرگ شدن

    "زمانی برای بزرگ شدن" داستان بلندی است با محوریت دو جنگ؛ یكی جنگی كه در پوسته بیرونی قصه و در جغرافیای متن از ابتدا تا انتها حضوری دائم دارد و دیگری جنگ درونی در لایه های زیرین اثر برای بازپس گرفتن غرور.

  • درباره‌ی رمانِ«شب ایوب»، آب؛ این نمادِ دوپاره شده

    درباره‌ی رمانِ«شب ایوب»، آب؛ این نمادِ دوپاره شده

    به بیان دیگر می‌توان گفت که «آب» در این رمان، نمادی است که دوپاره شده است و این پاره‌ها، مدام به یکدیگر تغییر شکل می‌دهند، همچون راوی که میان میدان جنگ و خانه، دوپاره شده است و همچون خود خانه که جنگ، آن را جاکن کرده و به مکانی دیگر پرتاب کرده است.

  • نقد رمان عادت می کنیم

    نقد رمان عادت می کنیم

    از آن‌جا که در رمان چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم، شخصیت اصلی داستان، زنی خانه‌دار است، پرداخت بیش از اندازه به جزئیات خانه‌داری و کارهای سنتی زنان در داستان، هرچند که هم‌چون کار خانه خسته‌کننده است، اما می‌تواند قابل قبول باشد و بیگانه به‌ نظر نمی‌رسد.

  • معرفی و بررسی کتاب بابانظر توسط احمدشاکری

    معرفی و بررسی کتاب بابانظر توسط احمدشاکری

    کتاب "بابانظر" جيره خوار شخصيت"بابانظر" است. اگر او نبود. اگر نمي دانستيم کسي است که اين اتفاقات برايش رخ داده است، اگر گمان مي کرديم اين روايت ممکن است تخيلات يک راوي باشد، نويسنده را با سئوالات بسيارمان رنجيده مي کرديم.

  • نقد رمان نیمه تمام

    نقد رمان نیمه تمام

    رمان نیمه ناتمام به عنوان چهارمین کتاب داستانی نسرین قربانی نشان از علاقه و اشتیاق این نویسنده در پرداختن به موضوعات اجتماعی در بستر رویدادهای تاریخی دارد که در نوع خود دارای سبک و تکنیک نوشتاری ویژه‌ای محسوب می‌شود که همین مسئله برای نویسنده آن دستاورد قابل توجهی است.

  • پروانه ای روی شانه

    پروانه ای روی شانه

    رمان «پروانه‌ای روی شانه» مثل نمایشنامه‌ای است که در چندین پرده اجرا می‌شود. هریک از بازیگران در زمان‌های تعیین شده روی صحنه می‌آیند. بخشی از درون خود را به نمایش می‌گذارند و می‌روند تا در ‌‌نهایت به سرانجامی که خواسته نویسنده است برسند.

  • مجموعه داستانهایی به نام تخران

    مجموعه داستانهایی به نام تخران

    "تخران" مجموعه ای با چهارده داستان که هیچ کدام شان در ظاهر شبیه دیگری نیست. اسطیری در این مجموعه گویی سعی می کند هرآنچه را که از جهان داستان آموخته به نمایش درآورد.

  • رمان اشکانه

    رمان اشکانه

    همسران جانبازان جنگ غالبا شخصیتهایی هستند که عشقشان را بی پرده بیان نمی‌کنند. او در این رمان قصد نشان دادن این عشق را به شکلی عیان دارد. در واقع همسر جانبازی که او به تصویر می‌کشد قبل از هر چیزی یک عاشق است و بعد یک همسر.