تاریخ انتشار خبر: 21 آبان 1391 - ساعت 05:40:12
ترکه های درخت آلبالو

ترکه های درخت آلبالو

«ترکه‌های درخت آلبالو» یکی از بهترین نمونه‌های رمان کلاسیک ایرانی در ۳۰ ‌سال اخیر است که به دلیل معرفی تیپ‌های صحیح، منطق روایی قابل توجه خود و نیز داستان جذاب و پرحوصله، ۲۳ سال پس از انتشار کماکان خواندنی و قابل اعتناست.

ترکه های درخت آلبالو

اکبر خلیلی

عصر داستان

رمان، زندگی را می‌سازد. این آخرین جمله اکبرخلیلی بر مقدمه تازه نوشته خود بر رمان «ترکه‌های درخت آلبالو» است که ۲۳ سال پس از چاپ اول این کتاب از سوی انتشارات عصرداستان منتشر شده و شاید تازه این روزها پس از خوانش دوباره رمان خلیلی و مقدمه و موخره نوشته برآن بتوان معنی حقیقی این عبارت را از دل روایت او کشف کرد. رمانی که نه تنها می‌توان آن را یکی از پیشروترین آثار داستانی با تم اجتماعی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و با موضوع هشت سال دفاع مقدس و حتی انقلاب اسلامی دانست.

خلیلی و «ترکه‌های درخت آلبالو» را باید از صف‌شکنان رمان‌نویسی به سبک کلاسیک برای دفاع مقدس دانست. رمان‌هایی که در آن همه رویدادها و اتفاقات در داستان با حساب خاصی چیده شده و در پی هم می‌آیند و نویسنده در مقام کارگردان این روایت داستانی با صبر و حوصله خاصی از پی این چینش داستانی به دنبال استنتاجی از پی آن است که از سویی بیش از منطق روایی داستانی برای وی اهمیت دارد و از سوی دیگر به شیوه‌ای روایت می‌شود که نه تنها در زمانه نوشتن خود، بلکه حتی امروز، بیش از ۲۰ سال پس از نوشتن آن بسیار بدیع و تازه می‌نماید.

«ترکه‌های درخت آلبالو» داستانی است به شدت ایرانی. روایتی که از بطن زندگی یک خانواده سنتی ایرانی در شهرری تهران آغاز می‌شود و سیر تکوین و تحول او را از دوره پهلوی تا سال‌های دفاع مقدس و تغییرناپذیری بطن خانواده‌های اصیل ایران در هجوم اندیشه‌های وارداتی را به تصویر می‌کشد و از قضا در این نمایش نمره قبولی نیز می‌گیرد.

قهرمان داستان پسرک جوانی است که در خانواده‌ای مذهبی در حوالی شهرری خود را به مخاطب معرفی می‌کند. خانواده‌ای که اکبر خلیلی، نویسنده این رمان در دو فصل ابتدایی رمان با زیبایی هرچه تمام‌تر، شالوده و مناسبات آن را بدون اغراق و بر منطقی رئال و برگرفته از مشاهدات حقیقی خود برای مخاطب معرفی می‌کند. با این وجود در مقام نقد می‌توان برخی تشتت‌های روایی دراین فصول که در دو بخش ابتدایی رمان جاری هستند را نیز دید. به عنوان مثال شکست‌های متعدد در روایت و فلاش‌بک‌هایی که نویسنده از آن برای ساخت شخصیت‌ها بهره می‌برد و حضور ناگهانی آنها در دل متن بدون ارجاع قبلی گاه منجر به این می‌شود که مخاطب داستان خط سیر اصلی رمان را فراموش کند و نتواند ارتباط منسجمی میان آنها در ذهن خود ایجاد کند.

منطق روایی ترکه‌های درخت آلبالو برگرفته از یک منطق رئال است. داستانی که خلیلی در موخره این رمان آن را برگرفته از زندگی چند شهید دفاع مقدس عنوان کرده که نویسنده سعی داشته است بر مبنای آنها در داستان خود شخصیت‌سازی کند و این مهم حتی بدون توجه به بیان نویسنده درباره آن به خوبی در داستان نشسته است؛ هرچند این موضوع درباره شخصیت‌های دیگری مثل عزیز و صفورا و سرهنگ نیز مصداق دارد و نشان از تسلط نویسنده به چیزی دارد که درصدد بیان آن بوده است.

ترکه‌های درخت آلبالو این روزها با طرح و فرمی متفاوت و با توضیحات نویسنده خود، در قابل مؤخره خواندنی شده است؛ موخره‌هایی که به نظر می‌رسد هر مخاطب پیش از خوانش متن رمان با رجوع به آنها راحت‌تر می‌تواند با متن داستان همذات پنداری کند و حتی پس از دو دهه از نگارش آن با داستان و شخصیت‌های داستانی آن درگیر شده و از خوانش آن نیز لذت ببرد.

نظرات شما
[کد امنیتی جدید]