تاریخ انتشار خبر: 21 آبان 1391 - ساعت 17:55:34
نامیرا

نامیرا

نامیرا روایتی است از مردمان کوفه که در معرکه ابتلا الهی آنقدر جانانه شانه خالی کردند که دود تا نسل های متمادی به چشم کوفه نشینان رفت. آنقدر وصف حالات روحی مردم این شهر وعمق سطح استدلالات آنها در این کتاب به خوبی بیان شده است که مخاطب با خواندن آن به شناختی دقیق و عمیق خواهد رسید

نامیرا
صادق کرمیار
نیستان

این کتاب را حتما بخوانید!
محرم سه سال پیش بود و من هم به رسم سالهای گذشته به دنبال آثاری با حال و هوایی عاشورایی تا در روز های پرشور محرم با خواندن آنها توشه ای بیشتر از این محرم بردارم . برادر عزیزی کتاب نامیرا را به من معرفی کردو گفت که حتما در فرصتی آن را بخوانم .

مقداری دودل بودم چرا که نویسنده اش را نمی شناختم.با هر زحمتی بود کتاب را بدست گرفتم ساعت تقریبا هشت شب بود که مطالعه کتاب را آغاز کردم.

لامپ اتاق ها یک به یک خاموش می شدو من ازاتاقی به اتاق دیگر می رفتم و در آخر هم در پذیرایی خانه مستقر شدم آنقدر گرم خواندن شده بودم و خطوط کتاب من را به سفری دور و دراز برده بود که یک آن به خودم آمدم و دیدم که ساعت 4صبح است و من از جایم مگر برای خوردن چای تکان نخورده ام  و این ماجرا فردا هم تکرار شد. دیگر نمی توانستم دل از کتاب بکنم.خط به خط کتاب سفری را برایم تدارک  دید و خود را در کوچه پس کوچه های شهر کوفه یافتم.

پیش از این مطالب زیادی را در باره حوادث کوفه در روز های ورود مسلم ابن عقیل(ع)خوانده بودم و معرفتی نسبی در باره آن بدست آورده بودم. اما تفاوت جدی این کتاب و نثر روان و شیوای آن با مطالب تاریخی و علمی در این بود که انسان را به درون خانه های کوفیان می برد .توگویی در آنجا زیسته ای و گویی با مردمان آن همراه بوده ای. کتاب نامیرا من را با عبدالله ابن عمیر آشنا ساخت.  

ابن عمیر مسلمانی از نسل دوم مسلمانان است که سرد وگرم روزگار را بسیار چشیده است وسالها و بارها در میادین بزرگ جنگ مسلمانان با کفار شرکت کرده است. این رزم مدام از او شخصیتی متفکر و دوراندیش ساخته است.او گمان می کند که در ورود حسین (ع)به کوفه همراه آشوبهای  داخلی در کشور های مسلمان است و از همین رو به مصلحت بلاد اسلامی نیست که از حسین (ع) دعوت کنند . او بر این باور است که حسین مرد دین است و نباید دنیای آدمیان را آباد کند.

نامیرا روایتی است از مردمان کوفه که در معرکه ابتلا الهی آنقدر جانانه شانه خالی کردند که دود تا نسل های متمادی به چشم کوفه نشینان رفت. آنقدر وصف حالات روحی مردم این شهر وعمق سطح  استدلالات آنها در این کتاب به خوبی بیان شده است که مخاطب با خواندن آن به شناختی دقیق و عمیق خواهد رسید.به گمانم برای کسانی که به دنبال متون علمی هستندو شاید از نوع این کتاب که رمان می باشد دل خوشی نداشته باشند نیز این کتاب افاده خواهد داشت چرا که نگارش این کتاب حاصل دو سال تحقیق مفصل مولف و خواندن صد ها جلد کتاب  می باشد .
در انتها خاطره ای از نمایشگاه کتاب سال 91 که در باره این کتاب است را می آورم. 

 

هنگامی که رهبر معظم انقلاب به سالن یاس که یکی از سالن های نمایشگاه کتاب است وارد شدند در برابر غرفه ای که کتاب های برنده جایزه قرار داشتند ایستادند و کتاب های این غرفه را مشاهده کردند.وقتی به کتاب نامیرا رسیدند به اطرافیانشان فرمودند که این کتاب را من خوانده ام و کتاب خوبی است البته مضمونی نزدیک به این مطلب را از یکی از دوستان مشهد شنیده بودم که حضرت رهبر،در یکی از جلسات با مسولین فرهنگی آستان قدس این کتاب را معرفی کرده بودند.

 

نظرات شما
[کد امنیتی جدید]