تاریخ انتشار خبر: 06 دي 1391 - ساعت 02:36:05
جنایت ومکافات

جنایت ومکافات

جنايت و مكافات بيش از هر كتاب ديگري كالبد شكافي روان آدمي ست ، توصيف صحنه هاي درگيري يك مجرم با خودش باورنكردني ست و هيچ كس نمي تواند به اندازه ي داستايوسكي يك روح گناهكار را چنين به تصوير بكشد .

جنایت ومکافات

فیودور داستایفسکی

نشرخوارزمی

داستايوسكي نقطه ي عطف ادبيات رئاليسم است . انساني واقع گرا كه دغدغه ي اصليش طبقه ي متوسط و پايين اجتماع بود ، برخلاف تولستوي كه به اشراف و زندگيشان مي پرداخت . نيچه در جايي مي گويد كه از تنها كسي كه در زندگي روانشناسي آموخته است ، داستايوسكي است و اين بيراه نيست .

جنايت و مكافات بيش از هر كتاب ديگري كالبد شكافي روان آدمي ست ، توصيف صحنه هاي درگيري يك مجرم با خودش باورنكردني ست و هيچ كس نمي تواند به اندازه ي داستايوسكي يك روح گناهكار را چنين به تصوير بكشد . در اين رمان عناصر اصلي رمان هاي داستايوسكي وجود دارد : قهرمان وازده ، افسرده و بعضا ً پوچ گرا ، دانشجويي كه از رفتار و عقايدش برمي آيد كه به شدت طرفدار نهيلهيسم است . روسيه ي زمان داستايوسكي سرشار از جواناني اين چنين بود . زنان باز هم كم رنگ ، مبهم و در عين حال بيشترين نقش را در روند داستان دارند . زني كه راسكلينكف مي كشد ، خواهر و مادرش ، دختر فاحشه اي كه راسكلينكف به او علاقه دارد ، همه و همه ، او را احاطه كرده اند . شايد نقش آنها ، در اين رمان ، بيش از هر كتاب ديگرداستايوسكي ، پررنگ و حتي بعضا ً مثبت باشد .
دختر فاحشه اي كه راسكلينكف او را دوست دارد بيش از هر كس ديگري او را در رسيدن به تصميم درست و اعتراف به قتل خويش ياري مي كند ، خواهرش حاضر است به خاطر او خودش را به مرد ي تفويض كند و مادرش كه از جان و دل كار كرده تا خرج تحصيل يگانه فرزندش را تأمين كند . در كم تر رمان داستايوسكي مي توانيم اين جنبه هاي مثبت او را براي زنان ببينيم . اين رمان شايد تحولي عظيم در جرم شناسي و روان شناسي جرم داشته باشد ، تا آنجا كه در روانشناسي به انسان هاي اين چنين لقب مجرمان راسكلينكف وار داده اند و افراد اين چنين را به اين نام مي خوانند ، افرادي كه تحت شرايط رواني خاصي هر كاري ازشان برمي آيد . افرادي خسته و تنها ، سردرگم در حالات خويش ، بيمار ، هيستريك و پوچ گرا . شايد سرانجام اين داستان خوب باشد ، داستايوسكي اين رمان را به خوبي و خوشي به پايان برده ، راسكلينكف در تبعيد با دختر مورد علاقه اش به زندگي اش ادامه مي دهد و فقط مكافات جنايتي را مي كشد كه فقط در يك لحظه رخ داده است . به تلخي خاطرات خانه ي اموات نيست يا شايد مانند قمارباز ، ابله و شبهاي روشن كه قهرمان داستان به نوعي بازيچه ي زنان است . قهرمان جنايت و مكافات بيش از هر چيز اسير خويش است ، خودي كه در زمان محو شده و ممكن است هركاري بكند . تأثير اين رمان بر آثاري مانند محاكمه ي كافكا بدون انكار است .

خلاصه ي داستان :
راسكلينكف ، جوان دانشجوي شهرستاني است كه تنها زندگي مي كند ، اغلب اوقات بيمار است و بي پول ، حالات رواني خاصي دارد ، از پيرزني كه پول نزول مي دهد پول قرض كرده و روزي كه براي گرفتن مهلت نزد پيرزن مي رود ، با او درگير مي شود و به صورت اتفاقي او را مي كشد ، بقيه ي داستان شرح درگيري ها و اضطراب و عذاب وجدان و ترس از مجازات اوست .

در اين بين با دختر فاحشه اي آشنا مي شود كه از اين راه خرج برادرها و خواهران كوچكش را مي دهد ، به او كمك مي كند ، مادر و خواهرش از شهرستان نزد او مي آيند ، در اين بين يك سري اتفاقات ديگر مي افتد كه سرانجام آن اعتراف راسكلينكف به جنايت خويش و تبعيد او به سيبري است . پس همراه دختر مورد علاقه اش به سيبري مي رود و در آنجا به زندگي خويش ادامه مي دهند .از آن دسته کتابهایی است که با هریک ازنویسندگان مطرح کشور صحبت کردم این کتاب را معرفی کرده است.اصولا داستایوفسکی وآثار او از تاثیر گذارترین رمانهای تاریخ جهان است.

اگر کسی میخواهد یک کتاب از او بخواند کتاب جنایت ومکافات را مطالعه کند.چراکه بسیاری از حرفهای این رمان نویس فیلسوف در این کتاب درج شده است.

 

 

نظرات شما
[کد امنیتی جدید]