تاریخ انتشار خبر: 13 دي 1391 - ساعت 00:03:32
پایی که جاماند

پایی که جاماند

نويسندة اين کتاب در حالي كه به عنوان راهنماي گردان 18 شهدا، براي پشتيباني از رزمندگان گردان قاسم ‌بن الحسن(ع) راهي جزيزة مجنون شده بود از ناحية پا زخمي و سپس اسير شد. وی سپس در دوران اسارت، خاطرات روزانه‌اش را در تکه‌های کاغذ روزنامه و پاکت سیگار مدون کرده و هم‌زمان با آزادی آن‌ها را در عصاي خود جاسازي كرده و با خود به ایران آورده بود.

کتاب «پایی که جا ماند» شامل 198 خاطره از سید ناصر حسینی پور است. او در اين کتاب به خاطراتِ اسارتِ چندین‌ساله‌اش در اردوگاه‌های عراقي، می‌‌پردازد.

نويسندة اين کتاب در حالي كه به عنوان راهنماي گردان 18 شهدا، براي پشتيباني از رزمندگان گردان قاسم ‌بن الحسن(ع) راهي جزيزة مجنون شده بود از ناحية پا زخمي و سپس اسير شد. وی سپس در دوران اسارت، خاطرات روزانه‌اش را در تکه‌های کاغذ روزنامه و پاکت سیگار مدون کرده و هم‌زمان با آزادی آن‌ها را در عصاي خود جاسازي كرده و با خود به ایران آورده بود.

جالب اینکه حسینی پور کتاب خاطراتش را به ولید فرحان؛ شنکجه گر عراقی خود به خاطر آن همه زیبایی‌هایی که با اعمالش آفریده،تقدیم کرده است.

دیدگاه مرتضی سرهنگی در باره کتاب:

یک روز وقتی به دفتر کارم رسیدم، نگاهم به میزی افتاد که دو جزوه قطور روی آن گذاشته شده بود، اول ناراحت شدم که در شلوغی کارها، این دیگر چیست؟ بعد از دقایقی آن را ورق زدم و رسیدم به تقدیمیه کتاب، همانجا ماندم و تا چند روز جلوتر نرفتم.

 وقتی دیدم این کتاب به کسی تقدیم شده که شکنجه‌گر این آزاده بوده است، اولین چیزی که به ذهنم رسید این بود که این شخص برای اسارتش و به تبع آن برای جنگیدنش معنای عالی قائل بوده است. تا مدت‌ها من و این متن مانده بودیم و به هم نگاه می‌کردیم تا اینکه خواندن آن را شروع کردم و یک ماه طول کشید. اسارتگاه جایی است که هیچ چیزش باب میل اسیر نیست. یک اسیر باید اولا خودش را با شرایطی که برای غلبه بر او تدارک دیده شده، سازگار کند و در ثانی باید بر آن شرایط نیز غلبه کند. ما در جنگ و اسارت دیدیم که ایرانیان و فرهنگ آنها بر عراقی‌ها غلبه پیدا کرد و باید اذعان کرد که ما اسیرانی داشتیم که بر افسران عراقی تاثیرهای عمیقی گذاشتند.

نظرات شما
[کد امنیتی جدید]