تاریخ انتشار خبر: 13 دي 1391 - ساعت 12:53:01
تام سایر

تام سایر

مارک تواین یک بار گفته «تام سایر» را برای آدمْ‌بزرگ‌ها می‌نویسد تا بچگی‌شان را به یاد بیاورند. اما خود تام از آن آدم‌هایی نیست که لازم باشد این طوری بچگی‌اش را به یادش بیاورید.

تا به حال فکر کرده‌اید پدر و مادرهای ما وقتی هنوز نوجوان بودند چه کتاب‌هایی می‌خواندند؟ آن وقت‌ها کتاب خواندن به اندازهٔ حالا ساده نبود. موسسه‌هایی بودند که کتاب‌های روسی و انگلیسی و آمریکایی را برای بچه‌ها ترجمه می‌کردند. اما باز هم تعداد رمان‌های جذاب ویژهٔ نوجوان کم بود. اگر هم بود، کم و گران بود و به دست همه نمی‌رسید. روی‌هم‌رفته، آن سال‌ها عصر طلایی بچه‌های کتاب‌خوان نبود.

کتاب‌های مارک تواینکم و بیش در دست‌رس بودند و خیلی‌ها آن‌ها را می‌خواندند. شاید «تام سایر» برای پدر و مادرهای ما همان چیزی بود که «هری پاتر» برای ماست؛ همان قدر معروف و محبوب. با این تفاوت که آن‌ها کتاب‌های زیادی نمی‌شناختند که همین اندازه خوب باشد. پس حسابی قدر تام و هاک و جیمی را می‌دانستند.

تام تا یک هفته بعد، از ناراحتی وجدان و به خاطر راز وحشتناکی که در سینه داشت، خواب راحتی نداشت. یک روز صبح موقع صبحانه، سید گفت: «تام، شب‌ها آن قدر وول می‌خوری و توی خواب حرف می‌زنی که من تا نصف شب خوابم نمی‌برد.»
تام رنگش پرید و سرش را پایین انداخت.
خاله پالی با لحنی جدی گفت: «این نشانه‌ی بدی است. نگران چیزی هستی تام؟»
تام گفت: «نه، هیچ چیز.» اما دستش لرزید و قهوه‌اش ریخت.
سید گفت: «توی خواب دائم چرت و پرت می‌گویی. همه‌اش می‌گوشش خون، خون است. خودش است، خون است. یا می‌گویی این قدر عذابم ندهید. می‌گویم! چی را می‌گویی؟ چی می‌خواهی بگویی؟»
یک دفعه همه چیز جلوی چشم تام شروع به چرخیدن کرد. اما خاله بدون این‌که بداند خیال او را راحت کرد و گفت: «ساکت! به خاطر آن قتل است. حتی من هم بیش‌تر شب‌ها خوابش را می‌بینم.»

[تام سایر/ صفحهٔ ۸۶]

اولین کتاب از مجموعه‌ٔ تام سایر، در سال ۱۸۷۶ نوشته شده؛ یعنی با نوجوانی‌ ما حدود ۱۳۰ سال و با نوجوانی پدر و مادرهایمان حدود ۱۰۰ سال فاصله دارد. ماجرای آن‌ در جایی بسیار دور می‌گذرد: در آمریکا. خیلی بعید است که ماجراهایی شبیه این برای بچه‌های ایرانی پیش بیاید. با این حال خیلی از نوجوان‌های ایرانی با این کتاب و آدم‌هایش صمیمی شده‌اند. راستی چرا؟

تام سایر یک نوجوان آمریکایی است. سی سال پیش چیزی از گُل‌کوچک و علی پروین و کوکای تگری نمی‌دانست. حالا هم چیزی از گیم‌نت و لالیگا و فست‌فود نمی‌داند. اما سوای همه‌ٔ این‌ها او یک نوجوان است و همان خصوصیاتی را دارد که همه‌ٔ نوجوان‌های عالم دارند؛ از اولدوز و مجید بگیر تا آرتمیس فاول و هری پاتر.

او عزیزدردانه‌ها را دوست ندارد. دنبال تجربه‌های تازه است. از بعضی درس‌ها فراری است. از این گذشته باهوش و شجاع و خوش‌شانس هم هست؛ چیزی که همه‌ٔ نوجوان‌ها دوست دارند باشند. مگر همین کافی نیست؟

مارک تواین یک بار گفته «تام سایر» را برای آدمْ‌بزرگ‌ها می‌نویسد تا بچگی‌شان را به یاد بیاورند. اما خود تام از آن آدم‌هایی نیست که لازم باشد این طوری بچگی‌اش را به یادش بیاورید. او از ۱۳۰ پیش تا حالا بچه مانده. چه فکر خوبی! ما هم باید از او یاد بگیریم.

نشر افق

 

نظرات شما
[کد امنیتی جدید]