تاریخ انتشار خبر: 27 دي 1391 - ساعت 05:48:12
نامیرا

نامیرا

کتاب نامیرا بُعد پنهانی از حادثه کربلا را روشن تر می کند که کمتر بدان پرداخته شده است و می شود. نامیرا اوضاع سیاسی و فکری حاکم بر مردم کوفه و دعوت کنندگان از فرزند رسول خدا صلی الله علیه و آله را در هنگامه ای مرور می کند که مسلم به کوفه رسیده است و بزرگان همه برای یاری او سر از پا نمی شناسند. شخصیت محوری داستان عبدالله است.

کتاب نامیرا را در مترو خواندم! و بیش از پیش فهمیدم که از همین نیم ساعتهایی که در طی مسیرهای مختلف، داخل مترو، طول می کشد، چه کارها که بر نمی آید. کتاب نامیرا بُعد پنهانی از حادثه کربلا را روشن تر می کند که کمتر بدان پرداخته شده است و می شود. نامیرا اوضاع سیاسی و فکری حاکم بر مردم کوفه و دعوت کنندگان از فرزند رسول خدا صلی الله علیه و آله را در هنگامه ای مرور می کند که مسلم به کوفه رسیده است و بزرگان همه برای یاری او سر از پا نمی شناسند. شخصیت محوری داستان عبدالله، کسی است که سالها در جبهه های خارجی سرزمین مسلمین بر مشرکین روم جنگیده است و افتخارات فراوانی در این وادی دارد. او که تاکنون جز برای رسول خدا و قرآن جنگ نکرده است؛ بدین دلخوش بوده است که هنگامی  که او بر علیه دشمن خارجی در جنگ است، پشتش گرم است و جامعه مسلمین در راه رسول خدا قدم میگذارد.عبدالله تحت تاثیر تبلیغات سیاسی معاویه و احادیث جعلی وی، خلیفه مسلمین را همچون جانشین رسول خدا میپندارد و شورش بر وی را انحراف از دین خدا و عاملی برای بی ثباتی جامعه مسلمین و بهتر شدن شرایط برای حمله رومیان می انگارد. اما در طی بازگشتش به میان قبیله خود با اشخاص و حوادث گوناگونی بر خورد میکند که باعث سردرگمی های بسیاری در وی می گردد.

 

وقتی فتنه در میگیرد اوضاع غبار آلود می شود. دیگر شناخت حق و باطل از یکدیگر ناممکن به نظر می رسد. فتنه زمانی شروع می شود که میزان درک و فهم و شناخت افراد یک جامعه در یک کلمه بصیرت در میان مردمان در حد نازل و پایینی قرار گیرد. بزرگان یک جمع در تاثیر گذاری بر جهت فکری مردمانی که بدانها اطمینان دارند بسیار موثرند. با یک مطالعه تاریخی روشن خواهد شد که میزان پیروی یک جمع از بزرگانش تا چه حد است. حال اگر این بزرگان که به نوعی نخبگان آن جمع هستند بر اساس مطامع شخصی خود که شامل هر گونه رذیله اخلاقی می گردد عمل کنند چه اتفاقی خواهد افتاد؟

فرض کنیم سالهای سال فلان شخص پیرو یک شخصیت حق بوده باشد اما نه برای هدایت خود به حق؛ که برای رسیدن به قدرت در سایه آن شخص حق. مسلم است که در گردنه حوادث از شک کردن بر حق بودن آن شخصیت و تا حتی در جبهه مخالف قرار گرفتن برای او محتمل است. همانطور که بسیار در تاریخ اسلام خوانده ایم و معاصر خود به چشم دیده ایم.

غبار فتنه زمانی بزرگان قوم را متزلزل میکند که میل به نفسانیات آنها را از شناخت حق باز دارد. تعارف که نداریم، نفس آدمی همچون آیینه تمام نمای حق است؛ حال اگر این آیینه کمی کدر شود دیگر چه انتظاری است که از او بخواهیم حق را به درستی به ما نشان دهد؟ آن وقت است که در اوضاع شلم شولبا دیگر ترس از دست دادن نعمتهای باد آورده نمی گذارد که با جبهه حق باشی، دل بستگی به هر کسی نمی گذارد که حتی برای دفاع از جبهه حق کلامی به زبان بیاوری. و آن وقت می شود که ولی خدا حسین بن علی علیه السلام در میدان کارزار تنهاست و ما نظاره گریم.

عقلانیت نیاز به شناخت دارد و عقلانی عمل کردن رابطه نزدیکی با ایمان. در واقع ایمان غیر از اعتقاد است. شاید شخصی به حق بودن کلامی اعتقاد داشته باشد اما بدان ایمان نیاورد و به پشتوانه ایمان بدان عمل نکند. خواندن تاریخ صدر اسلام با رویکرد تحلیلی موجب افزایش شناخت و بینش و بصیرت آدمی نسبت به حوادث پیچیده می گردد. وقتی کتاب نامیرا را بخوانیم شاید این فکر به ذهنمان برسد که خدا را شکر در آن زمان نبودیم که اصلن معلوم نبود در کدام جبهه قرار می گرفتیم. آن آدم ها با ان شخصیت ها آن گونه شدند ما چه می شدیم؟ و این سوال که شاید کمی از آرامش جمله قبل بکاهد این است که در حال حاضر و آینده حال ما چگونه است؟این کتاب را به آنهایی که میخواهند بی تفاوت نباشند پیشنهاد می کنم.

 

نظرات شما
[کد امنیتی جدید]