تاریخ انتشار خبر: 10 اسفند 1391 - ساعت 02:50:46
فراموشان

فراموشان

فراموشان" داستانی از واقعه کربلاست نوشته داوود غفارزادگان .با هم سطرهایی از این کتاب را می خوانیم."وقتی نامه رسید، من آنجا بودم. فکر کردم از این پیک های معمولی است. اما نبود. قاصد مرگ بود...

فراموشان

داوود غفارزادگان

قدیانی

فراموشان" داستانی از واقعه کربلاست نوشته داوود غفارزادگان .با هم سطرهایی از این کتاب را می خوانیم."وقتی نامه رسید، من آنجا بودم. فکر کردم از این پیک های معمولی است. اما نبود. قاصد مرگ بود. از کنار ستون ، امیر را می دیدم. وقتی پیک رفت چیزی نگفت؛ نه انعامی داد، نه خلعتی. مثل جغد چشم دوخته بود به تاریکی.منتظر بودم که صدایم کند، وقتی صدا را شنیدم، زود برگشتم و دیدم که لب های امیر به کبودی می زد گفت که بروم و

 

مروان بن حکم را بیاورم.وقتی مروان آمد امیر نامه را به او داد تا بخواند ...

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نظرات شما
[کد امنیتی جدید]