تاریخ انتشار خبر: 10 اسفند 1391 - ساعت 03:00:32
قاصدک کربلا

قاصدک کربلا

داستانی کوتاه و خواندنی از زبان سوم شخص . داستان از زاویه دختر کوچک امام حسین ع رقیه به تصویر کشیده شده است که خبر از دنیای کودکی می دهد که آرزوی سفر داشت.

قاصدک کربلا

محبوبه زارع

بوستان کتاب

داستانی کوتاه و خواندنی از زبان سوم شخص . داستان از زاویه دختر کوچک امام حسین ع رقیه به تصویر کشیده شده است که خبر از دنیای کودکی می دهد که آرزوی سفر داشت .

زیباترین لحظات داستان وقتی است که حضرت رقیه از عمه خود حضرت زینب ص می پرسد مگر شما نگفتید خدا عالم را بخاطر پدر من خلق کرده است .

 

بخش های مختلف کتاب شامل 6 نسیم است . نسیم اول با خبر مرگ معاویه آغاز می شود و نسیم 6 شاهد فوت دردانه حسین ع هستیم . قصه شما را با سوالات کوکانه و دنیای شیرین دختری آشنا می کند که گرچه کودک است اما به مانند مادر بزرگش فاطمه زهرا ص دانا و باهوش است . دوربین نویسنده گاهی وقفه هایی کوتاه در میان داستان دارد وقفه هایی برروی رویداد ها مثلا در نیسم اول جایی دوربین راوی بر روی نان های در حال پخت در تنور می ماند . و این مخاطب را باید به فکر برانگیزد که یعنی خمیره وجود سپاهی باید در کربلا پخته شود تا برکت محافل ذکر مصیبت آنان شود .

 

نسیم 5 و 6 بخش های زیبا و اصلی داستان است . رقیه با زبان خود واقعه عاشورا و رفتن پدر ، برادران و دوستان پدر خود را ذکر می کند .

 

 

 

دخترک گفت : ما به سفر رفتیم ، به کربلا آدم های زیادی با اسب و شمشیر در آن بیابان جلو ما را گرفتند . ما در صحرا خیمه زدیم یک خیمه کوچک داشتیم در آن من بودم و علی اصغر و رباب و سکینه .

 

دنیای کودکانه رقیه آرزوی شاهزادگی را داشت . رقیه در خرابه های شام وقتی سر بریده پدر را دید کمی با آن سخن گفت به او گفت پدر مگر نگفتی برای من قصری زیبا در شام می سازی قصری بزرگتر از عالم ...

 

نویسنده لطائف و احساسات وجود دختری کوچک را که لحظه لحظه پیش از سفر و پرسش از پریشانی حال پدر به دلیل سفر تا پرسیدن علت پرتاب سنگ های شامیان بر سر و صورت بسیار موثر برای مخاطب توصیف کرده است گویی چنین صحنه ای را در پیش روی خویش دیده است .

 

 

نظرات شما
[کد امنیتی جدید]