تاریخ انتشار خبر: 10 اسفند 1391 - ساعت 03:01:28
ستاره غربت

ستاره غربت

قصه غریبی اسیران کربلا است. داستان از آغاز حرکت به سوی مکه و ناتمام ماندن حج و برگزیدن رضای الهی بر قضای الهی آغاز می‌شود.

ستاره غربت

محبوبه دزارع

بوستان کتاب

قصه غریبی اسیران کربلا است. داستان از آغاز حرکت به سوی مکه و ناتمام ماندن حج و برگزیدن رضای الهی بر قضای الهی آغاز می شود.

روای شخص بیرونی غائب است. امام محمد باقر ع که در جریان عاشورا کودکی بیش نبوده است گاهی راوی داستان می شود. دیدن صحنه های غم انگیز شهادت و سربریده تازیانه های سهمگین بر پا های گودکان تشنه و خاک آلود برای کودکی به این سن ( گویا 5 ساله ) بسیار سخت بود.

جدا شدن از پدر برزگ سخت است بخصوص که بدانی دیگر کاروان بی صاحب می شود. محمد بارها و بارها در دل آرزو می کند که ای کاش بزرگ بودم و چون بقیه مردان به میدان می رفتم.

نویسنده هر بخش را غربت نامیده است.  تصاویر ابتدای هر غربت بیانگر اتفاقی است که در آن به وقوع می پیوندد . محمد زمانیکه سخنان پدر و عمه خویش را در برابر عبیدالله و بعد یزید شنید آرام گرفت. این کودک به دنبال زمانی برای بیان سخنان خود در دفاع از پدر بزرگ خود امام حسین ع در آخرین صحبت یزید مبنی بر تصمیم برای عاقبت اسرائ کلام خود را با حمد و ثنای الهی آغاز می کند و با اشاره به جریان انقلابی موسی و مسابقه با ساحران خطاب به یزید گفت: مشاورین تو بر خلاف مشاورین فرعون احمقند زیرا اگر دانا بودند دستور به قتل فرزندان و اولاد پیامبر را نمی دادند زیرا جز ناپاکان کسان دیگر ی کمر بر قتل پیامبر و اولادشان نمی دهد.

نظرات شما
[کد امنیتی جدید]