تاریخ انتشار خبر: 02 خرداد 1392 - ساعت 17:30:46
معرفی کتاب شنام خاطرات کیانوش گلزار راغب

معرفی کتاب شنام خاطرات کیانوش گلزار راغب

این کتاب، داستان نوجوانیست شانزده ساله که از همان ابتدای جنگ وارد جبهه کردستان شده است، اما پس از مدتی در خلال درگیری با ضد انقلاب به اسارت در آمده و در منطقه ای به نام ترجان زندانی می شود و به علت سن کمی که دارد بیشتر مورد تهاجم فکری و عقیدتی ضد انقلاب قرار می گیرد.

معرفی کتاب شنام خاطرات کیانوش گلزار راغب

 

 

شنام بر عکس تصور اولیه خواننده نه اسم مرد است و نه اسم زن. شنام، نام یکی از ارتفاعات مشرف به یکی از شهرهای عراق است و به معنای مرز موعود است. اما در جریان شنام می بینی که کیانوش گلزاری، کم کم "شنام" نامیده می شود.

 

شنام نه یک داستان است و نه یک رمان. خاطره است. یک خاطره واقعی که جلوه های داستانی زیادی دارد و مثل یک رمان آدم را تا آخر ماجرا می کشاند. این خاطره واقعی به قول خود نویسنده همه اش از منبع ذهنی است و این شاید یکی از ضعف های کار باشد. این که این خاطرات واقعی را مستند نکرده و این برای تاریخ و پژوهش ادبی دفاع مقدس کافی نیست.

 

چند فصل اول، شنام مثل باقی کتاب های جنگ است، اما از فصل های میانی کتاب، "شیلان" دختری کرد وارد زندگی شنام می شود. از این پس عاشقانه ای را می خوانید که در کمتر کتاب جنگی دیده اید. عشقی پاک و انسانی و همین کتاب شنام را از همه کتاب های جنگی متمایز می کند.

 

یکی از خوبی های کتاب این است که به جنگ در کردستان پرداخته است، جنگی سخت که کم تر به آن پرداخته شده است. شرح و توصیف منطقه عملیاتی کردستان، محل اسارت، افراد همراه و حتی عناصر ضدانقلاب، خواننده را دلگرم به خواندن ادامه کتاب می کند. گلزار با تشریح نحوه اسارت و بیان سختی ها و مشقات آن دوران سخت، به گفته خودش کمی از مظلومیت مردان کردستان را نشان داده و ادای دینی به شهدای آن خطه کرده است.

 

بیان آرا و اندیشه های کوموله و دموکرات و حتی کمونیست در خلال داستان به صورت نسبتا کامل همراه با جواب های محکم آن ها به آن شبهات، در کمتر کتابی به چشم می خورد. اما همین مطالب به ظاهر ملال آور، با خرد شدن در میان کلمات و سطور جذاب کتاب به راحتی برای هر خواننده ای قابل هضم است.

 

شاید کسی که تعدادی کتاب در حوزه دفاع مقدس مطالعه نموده باشد، بتواند انتهای داستان بسیاری از کتب این حوزه را از نیمه کتاب پیش بینی کند. اما شنام؛ شما را تا نزدیکی آنچه منتظر آنید می برد، اما ناگهان راه را کج کرده و سر از جایی در می آورد که اصلا به ذهن شما هم خطور نمی کرده است. طوری که حتی تا صفحات پایانی نمی توانید آخر داستان را پیش بینی کنید.

 

اما با همه این جذابیت ها، نواقصی هم دارد که البته نویسنده به بعضی از آن ها اعتراف کرده است. از جمله گذر از کنار ماجراهای جانبی جذاب که حتما قابل طرح و استفاده بوده، اما گفته نشده و یا فراموش شده است. زمان های گمشده در این کتاب می توانست با همکاری همرزمان کیانوش نویسنده پیدا شود.

 

گاهی واقعیات نادرستی در جنگ اتفاق افتاده که تعداد آن بسیار اندک و شاید انگشت شمار بوده، با توجه به این حجم کم پرداخت به آن، آن هم در سطح گسترده در چنین کتابی، ممکن است اذهان را نسبت به دفاع مقدس دچار اشتباه کند! و اگر همین چند نقص کوچک نبود، شنام از برترین نوشته های ادبیات کردستان می بود.

 

این کتاب، داستان نوجوانیست شانزده ساله که از همان ابتدای جنگ وارد جبهه کردستان شده است، اما پس از مدتی در خلال درگیری با ضد انقلاب به اسارت در آمده و در منطقه ای به نام ترجان زندانی می شود و به علت سن کمی که دارد بیشتر مورد تهاجم فکری و عقیدتی ضد انقلاب قرار می گیرد. هرچند از آزار و اذیت های آنان هم بی بهره نمی ماند! روزی با چند تن از دیگران تصمیم به فرار می گیرد. آن هم به کمک یکی از عناصر ضد انقلاب که قبل تر در طول اسارت با وی آشنا شده است اما...

 

یادداشت از زهرا نخعی

 

نظرات شما
[کد امنیتی جدید]