تاریخ انتشار خبر: 12 خرداد 1392 - ساعت 05:25:38
گونتر گراس

گونتر گراس

مشهورترین نمایشنامه او "طبل حلبی" است که نمونه برجسته سبک رئالیسم جادوئی در اروپا به‌ شمار می‌آید كه در ۱۹۵۹ به‌ چاپ رسید و باعث شهرت گراس شد.

  • گراس در سال ۱۹۲۷ در دانتسیگ (اکنون گدانسک در لهستان)، از پدری پروتستان و مادری کاتولیک، زاده شد. او تحت تأثیر تربیت کاتولیکی مادر، به خدمت در کلیسا و همکاری با نوجوانان خادم، در مراسم نمازگذاری شرکت نمود. در سن پانزده‌ سالگی برای گریز از محیط تنگ و فقیرانه خانوادگی، خدمت در ارتش هیتلری را با رغبت پذیرفت و در سن هفده ‌سالگی به لشکر دهم توپخانه اس‌اس - فروندبرگ، فرا خوانده شد. گراس پس از مجروح شدن در تاریخ ۲۰ آوریل ۱۹۴۵ ، در تاریخ ۸ مه ۱۹۴۵  در مارین‌باد دستگیر و به ‌اسارت نیروهای آمریکائی در آمد و تا ۲۴ آوریل ۱۹۴۶ در بازداشتگاه به ‌سر برد. گراس در بازجوئی‌های مقدماتی افسران آمریکائی، به ‌عضویت خود در گروه بازوی مسلح اس‌اس اعتراف می‌نماید ولی تا ۲۰۰۶، افکار عمومی را از آن آگاه نمی‌کند.

  • گونتر گراس در سال ۱۹۴۷/۱۹۴۸ در دوسلدورف یک‌دوره کارآموزی را در کارگاه سنگ ‌تراشی به ‌پایان می‌رساند و سپس در آکادمی هنر دوسلدورف تا پایان ۱۹۵۲ به تحصیل در رشته پیکرتراشی و قلم ‌سیاه پرداخته و در سال‌های ۱۹۵۳/۱۹۵۶ در دانشکده هنرهای تجسمی در برلین ادامه تحصیل می‌دهد. پس از اتمام تحصیلات به ‌پاریس رفته و تا سال ۱۹۵۹ در آن‌ جا اقامت می‌گزیند. در سال ۱۹۶۰ مجددأ به برلن بازگشته و تا سال ۱۹۷۲ سکونت کرد.

  • گونتر گراس در سال‌های ۱۹۷۲/۱۹۸۷ در یکی از شهرهای کوچک در استان شلزویگ هولشتاین زندگی کرد. او در سال ۱۹۵۴ با یک دانشجوی سوئیسی ازدواج کرد که این پیوند زناشوئی تا سال ۱۹۷۸ دوام داشته و ثمره آن پنج فرزند می‌باشد. گونتر گراس در سال ۱۹۷۹ مجددأ ازدواج و به ‌اتفاق همسرش راهی هندوستان شده و به‌ مدت شش ‌ماه در کلکته اقامت می‌کند. گراس از حزب سوسیال دموکرات آلمان پشتیبانی می‌نمود و در سال ۱۹۸۲ رسمأ به‌ عضویت آن در آمد. این عضویت ده سال و سرانجام به‌ استعفای گونتر گراس از حزب، منتهی شد.

  • وی هنوز طرف‌دار این حزب می‌باشد.

  •  مشهورترین نمایشنامه او "طبل حلبی" است که نمونه برجسته سبک رئالیسم جادوئی در اروپا به‌ شمار می‌آید كه در ۱۹۵۹ به‌ چاپ رسید و باعث شهرت گراس شد. يكي از رمان هاي مشهور او "سال‌های سگی" نام دارد که در ۱۹۶۳ منتشر شد و به ‌تلفیق واقعیت با تخیل مشهور است. او در سال ۱۹۸۶ پس از سال‌ها سکوت رمان "ماده موش" را منتشر کرد. آثار ديگر او عبارتند از: "سرگذشت‌های دانسیگ"، "طبل حلبی" (۱۹۵۹)، "موش و گربه" (۱۹۵۹)، "مجموعه اشعار" (۱۹۷۱)، "از دفتر خاطرات یک حلزون" (۱۹۷۲)، "کفچه ماهی" (سفره ماهی) (۱۹۷۷)، "قرن من" (۱۹۹۹)، "بر گام خرچنگ" (۲۰۰۲)، "آخرین رقص" (۲۰۰۳)، "داستان‌های هانس کریستیان آندرسن از دیدگاه گونتر گراس" (۲۰۰۵)، "پوست کندن پیاز" (۲۰۰۷). از جمله جوايز دريافتي اوست: "جایزهٔ - گئورگ - بوشنر" در سال ۱۹۶۵، "جایزهٔ - توماس -مان" در سال ۱۹۹۶، "جایزهٔ - شاهزادهٔ - آستوری" در سال ۱۹۹۹، "جایزهٔ نوبل" در سال ۱۹۹۹ به خاطر مجموعه داستان‌های کوتاه قرن من و "دکترای افتخاری" از دانشگاه آزاد برلین در سال ۲۰۰۵.

  • گونتر گراس عنوان افتخاري شهروندی محترمِ گدانسک، را يدك مي كشد.  کارهای گراس جنبه‌های قوی سیاسی دارد. وي (هم چون هاینریش بل) از قبول نشان صلیب خدمت از دست رییس جمهور آلمان سرباز زده است. گراس در کتاب "کندن پوست پیاز"، که در آن خاطرات خود را از دوران کودکی نوشته است، بسیاری از اسرار نهان خود را فاش کرد. وی در این کتاب نوشته است: من به عنوان یک نازی جوان و معتقدی که تا پایان به کارش ایمان داشت، عضوی از ارتش جوانان هیتلر بودم‌. من زمانی که به پرچم کشور چشم می‌دوختم، مفهوم " فراتر از مرگ" را به ذهن راه می‌دادم. هیچ شک و شبهه‌ای نمی‌توانست ایمان مرا تیر و تار کند. کاملا مصمم بودم. چرا که سرزمین پدری‌ام را دشمن محاصره و تهدید کرده بود. گونترگراسدر پاسخ به این پرسش که بیشتر در چه ساعت هایی می نویسد، پاسخ می دهد: "صبح ها می نویسم و عصرها راه می روم". 

  • كتاب "هنگام پوست كندن پياز" زندگى گونتر گراس‏ را از 1939 تا 1959 به تصوير مى كشد. آغاز كتاب با شروع جنگ دوم جهانى قرين می‌گردد. گراس‏ در 1939 بيش‏ از 12 سال نداشته است. گراس‏ معتقد است كه قوه حافظه بشرى، همانند پوست پياز است كه لايه به لايه روى هم قرار گرفته و بايد لايه روئى برداشته شود تا نوبت به لايه زيرى برسد تا نهايتاٌ دست ما به مغز پياز برسد، كه محكم‌ترين لايه پياز است. همانگونه كه ما هنگام پوست كندن پياز، اشك می‌ريزيم،  قوه حافظه و خصوصاٌ روند يادآورى ما انسان‌ها نيز همين‌گونه است. اشك ما را در می‌آورد.

  • منابع براي مطالعه بيشتر:
  • عبدالحسين سعيديان، دايره المعارف ادبي، تهران: اميركبير، 1369. ص 72.
  • رضا نجفي، بهترین نمونه‌های آلمانی ادبیات جنگ، سايت فيرزهwww.firooze.com
  • گونتر گراس، سرزادگان، مترجم  توفیق گلی زاده، انتشارات آتیه، ۱۳۹ ص.
  • بحث هایی پیرامون سکوت گونتر گراس، ترجمه نجمه موسوی، نشريه آرش (از فیگارو21 اوت 2006).
  • گونتر گراس، هنگام پوست کندن پیاز، مترجم شاپور چهارده چريك، آلمان: نشر اشتايدل، 480 ص‏.
  • گونتر گراس، طبل حلبی، مترجم سروش حبیبی، انتشارات نیلوفر.

    به نقل از بنیاد ادبیات داستانی ایرانیان
نظرات شما
[کد امنیتی جدید]