تاریخ انتشار خبر: 12 خرداد 1392 - ساعت 08:29:35
جلوه هایی از ادبیات سیاسی امروز ایران

جلوه هایی از ادبیات سیاسی امروز ایران

کتاب جلوه هایی از ادبیات سیاسی امروز ایران که توسط آقای محمدرضا سرشار نوشته شده است به بررسی و نقد رمان دوجلدی جزیره سرگردانی و ساربان گردان، نوشته خانم سیمین دانشور، رمان «شهری که زیردرختان سرد مرد» نوشته خسرو حمزوی و رمان واره«بهشت خاکستری» نوشته عطاءالله مهاجرانی پرداخته است.

محمد رضا سرشار

مرکز اسناد انقلاب اسلامی

نقدنویسی درباره کتابهای چاپ شده یکی از فست‌های پسندیده‌ای که متأسفانه در کشور ما خیلی مورد توجه قرار نگرفته است.مطالعه نقدهای منتشر شده اگر بصورت عمیق صورت یگیرد به نهضت «دقیق خوانی» منجر خواهد شد.غالب مخاطبان کتابها را بصورت سطحی می‌خوانند و به عمق استدالها و نیات مؤلف و نویسنده پی نمی‌برند. یکی از راههای رسیدن به عمق کلمات و جملات نویسنده خواندن نقدهایی درباره مطالب کتاب است.

کتاب جلوه هایی از ادبیات سیاسی امروز ایران که توسط آقای محمدرضا سرشار نوشته شده است به بررسی و نقد رمان دوجلدی جزیره سرگردانی و ساربان گردان، نوشته خانم سیمین دانشور، رمان «شهری که زیردرختان سرد مرد» نوشته خسرو حمزوی و رمان واره«بهشت خاکستری» نوشته عطاءالله مهاجرانی پرداخته است. البته نقدهای کوتاهی نیز درباره مجموعه داستان مهتاب، رمان مرگ ایوان ایلیچ، مجموعه داستان رندا، مجموعه هزارتوی  داستان و داستان «درجنگل» نیز در این کتاب وجود دارد.

نویسنده از آنجا که در حوزه داستان نویسی دارای تبحّر فوق العاده‌ای است و رمانهایی همچون آنک آن    نظر کرده و جایزه و تشنه دیدار در کارنامه داستانی او وجود دارد از همان قلم و نشرروان در نوشتن این کتاب بهره برده است، به گونه‌ای که با شروع مطالعه کتاب باید منتظر بود تا کتاب به پایان برسد.

ویژگی اصلی نقدهای آقای محمدرضا سرشار در این کتاب توجه به عناصر فراداستانی در بررسی کتابهاست . بهره گیری از اطلاعاتی که ظاهراً در داستان وجود ندارد ولی شواهد زیادی بر وجود آنها شهادت می دهند.

بطور نمونه در نقد داستان اقای خسرو حمزوی، بررسی فرقه حروفیه و زرتشگیری برای پی بردن به ثبت پرده اندیشه‌های نویسنده داستان از نقاط قوت کتاب است که شاید بدون دانستن اطلاعات دقیقی از حروفیه نمی‌شد به ظرائف داستانی این رمان دست یافت.

ارائه اطلاعات دقیقی درباره نویسندگان که در ابتدای نقدها آمده است و خلاصه مطلبی که  در انتهای نقدها نوشته شده است نیز از نقاط قوت این کتاب محسوب می‌شود.

یادداشت از محمد حقی

--------------------------------------------------------------

معرفی دیگری از این کتاب به قلم علی الله سلیمی

عنوان «نقد» براي نوشتار حاضر که در پي بررسي اجمالي کتابي با رويکرد نقد ادبيات سياسي ايران امروز، آن هم به قلم يکي از منتقدان ادبي نام آشنا، محمدرضا سرشار است، شايد عنوان چندان دقيقي نباشد، چرا که مولف کتاب خود از منتقدان خبره ادبيات داستاني و بر چم و خم کار آشناست. بنابر اين يادداشت حاضر، نقد موشکانه يک اثر ادبي نيست، بلکه همان نگاه اجمالي به کتابي است که خود در پي روشنگري در حوزه نقد ادبيات داستاني ايران است.

با اين توضيح، مي‌رويم سراغ کتاب «جلوه‌هايي از ادبيات سياسي امروز ايران» نوشته محمدرضا سرشار که اخيراً از موسسه فرهنگي و هنري و انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامي چاپ و منتشر شده است. مطالب اين کتاب در دو بخش «نقد داستان‌هاي ايراني» و «نقد داستان‌هاي خارجي» طبقه‌بندي شده که در بخش نقد داستان‌هاي ايراني، چهار رمان «جزيره سرگرادني» و «ساربان سرگران» اثر سيمين دانشور، «شهري که زير درختان سدر مرد» اثر خسرو حمزوي، «بهشت خاکستري» اثر عطاءالله مهاجراني و يک مجموعه داستان «مهتاب» اثر زهرا زواريان مورد نقد و بررسي منتقد قرار گرفته است. همچنين در بخش نقد داستان‌هاي خارجي، داستان «مرگ ايوان ايليچ» نوشته لئون تولستوي، مجموعه داستان «رندا» (21 داستان کوتاه از 20 نويسنده سوري؛ ترجمه عبدالحميد آيتي)، مجموعه «هزار توي داستان» (دوازده داستان از دوازده نويسنده غربي؛ ترجمه نسرين مهاجراني و داستان کوتاه «در جنگل» نوشته آکوتا گاوا؛ ترجمه سيمين دانشور توسط محمدرضا سرشار نقد و بررسي شده است.

سرشار کتاب حاضر را پيش‌کش کرده است به منتقدان راستين؛ آنان که علم را با انصاف، دقت، صداقت، صراحت و شهامت توأم کرده‌اند؛ تا از اين راه چراغي بيافروزند که پرده هاي جهل، تحميق، سالوس و ريا را بدرد، و جامعه را، به سوي صاحب زيبايي حقيقت، رهنمون شود.

در پيشگفتار اثر که ديدگاه‌هاي ناشر را منعکس مي کند، آورده شده است:
 
ادبيات بيانگر افکار و انديشه‌هايي است که در پس پرده قالب‌هاي مختلف پنهان و مستتر شده است و بدون ترديد مطالعه در آن حوزه تعميق بخش نگرش‌ها و ادراک انسان است، به طوري که ادبيات ما را وا مي‌دارد تا آنچه را ديده‌ايم با دقت نگاه کنيم و دوباره ببينيم؛ لذا کمکي براي درک مشهودات ماست. همچنين به نکته اشاره شده که نويسنده به عنوان موجود اجتماعي از جامعه تأثير مي‌پذيرد و از زبان که خود آفريده اجتماع است بهره مي‌برد. لذا ادبيات زاده نهادهاي اجتماعي خاصي است و علاوه بر اين که از جامعه و تحولات آن تأثير مي‌پذيرد، داراي کارکردهاي سياسي اجتماعي و... است.

در يک نگاه کلي، حجم قابل توجهي از مطالب کتاب به نقد داستان‌هاي ايراني اختصاص يافته است؛ از مجموع  264 صفحه کتاب، 208 صفحه آن به نقد داستان‌هاي ايراني اختصاص يافته و تنها در 56 صفحه باقي مانده داستان‌هاي خارجي نقد شده است.

از ميان داستان‌هاي ايراني هم، نقد رمان دو مجلدي سيمين دانشور (جزيره سرگردان و ساربان سرگردان) بيشترين حجم اين بخش، حدود صد صفحه را به خود اختصاص داده که مفصل‌ترين نقد کتاب محسوب مي‌شود. اين نقد با عنوان «هفت وادي حيرت در آخرين رمان سيمين دانشور» از بخش‌هاي سي و هشت گانه تشکيل شده که تقريباً همه اجزاي رمان در دو بخش محتوايي و ساختاري را در مي‌گيرد.
 
سرشار ابتدا زندگينامه نويسنده و همچنين خلاصه داستان را آورده و در ادامه، به درونمايه اثر پرداخته و عنصر غالب را مفهوم «سرگرداني» معرفي و در آن هفت‌گونه سرگرداني در داستان را تفکيک و درباره هر يک از اين گونه‌ها به تفصيل شرح داده است. از نظر سرشار، اصلي‌ترين عنصر داستاني مورد نظر نويسنده در اين رمان «درونمايه» است. از ميان درونمايه‌هاي متعدد مطرح شده در اين اثر هم محوري‌ترين درونمايه مورد نظر او «سرگرداني» است.
 
نويسنده کتاب جلوه‌هايي از ادبيات سياسي امروز ايران، در توضيح گونه‌هاي هفت‌گانه سرگرداني، به اين نکته اشاره کرده که اهميت همه آنها در داستان يکسان نيست و در تشريح انواع آنها آورده است، اين «سرگرداني»ها، عبارتند از سرگرداني جهاني (فلسفي)، سرگرداني سياسي (کشور و روشنفکران ايراني در مورد يافتن راه حل خروج از وضعيت نامطلوب و بن بست موجود در رژيم پهلوي پسر)؛ سرگرداني اعتقادي (مذهبي و عرفاني)؛ سرگرداني ميان گزينش عشق و همسر مورد علاقه يا پابرجا ماندن بر باورهاي اعتقادي و سياسي (در مورد شخصيت‌هاي هستي و سليم در داستان)؛ سرگرداني در ترجيح مردي بر مرد ديگر، به عنوان همسر (هستي، در مورد سليم و مراد)؛ سرگرداني در ميان گزينش مشي زندگي زندگي آلوده، اما توأم با رفاه و برخورداري و خوشگذراني (زندگي عشرت) و يک زندگي پاک و سالم ولي فقيرانه و حتي زاهدانه ( زندگي توران جان در مورد هستي) و سرانجام سرگرداني روشنفکر ايراني ميان گزينش سياست، عرفان و يک زندگي عادي خانوادگي.
 
با توجه به کليدي بودن اين موضوع، منتقد به نشانه‌هاي موجود در اثر و همچنين گفته‌هاي نويسنده در رسانه‌هاي مختلف رجوع کرده است.
 
بخشي ديگر از تأکيد سرشار به ارائه تصوير فرد مسلمان در رمان دو مجلدي دانشور معطوف شده و معتقد است چهره مسلمان در اين رمان به تصوير شده اما چهره فرد مسلمان، در اين اثر، به طور خاص اسلام نيست و در مجموع، هفت گونه مسلمان و مذهبي در داستان به تصوير کشيده شده است؛ 1- روشنفکران مسلمان، 2- ملي- مذهبي‌ها، 3- ساواکي‌ها، 4- زنان سنتي، 5- حاشيه نشينان، 6- مردان سنتي و 7- روحاني مبارز.
 
دومين نقد مشروح سرشار در اين کتاب به رمان «شهري که زير درختان سدر مرد» اثر خسرو حمزوي است. در اين نقد با عنوان «شهرياري روحاني‌اي که زير درختان سدر فرو پاشيد» هم او به برجسته بودن عنصر محتوايي اثر در مقايسه با تکنيک‌هاي داستاني اشاره و يادآوري مي کند که خسرو حمزوي از تکنيک‌هاي داستاني در اين اثر بهره چنداني نبرده و بيشتر محتوايي مغرضانه اثر مدنظرش بوده است. به اعتقاد سرشار، در اين رمان جنبه‌هاي رمزي و نمادپردازي‌هاي اثر بر ساير رويکردهاي داستاني غلبه دارد؛ جنبه‌هاي نمادين داستان عبارتند از مادر وطن، وطن اعتقادي و نام‌ها، حروفي‌گري (در اين اثر، دو دين و يک مذهب که البته بيشتر مسلک و فرقه به شمار مي‌رود- مطرح است، مثل زرتشتي گري،اسلام و حروفي گري.) همچنين در بخش درونمايه‌هاي داستاني، حاکميت رو به زوال، اعلام پايان عصر دينداري، نفي آرمان‌گرايي، حاکميت نظم به جاي علت، ترديد، اباحي‌گري از محورهاي مورد نظر نويسنده است. نکته قابل توجه اين که کم اطلاعي نويسنده باعث شده ادعاهاي ضد و نقيض در مورد احکام اسلامي مطرح کند که باعث گمراه شدن خواننده مي‌شود.
 
مطلب بعدي کتاب با عنوان «اندر حکايت آلوده ساختن ساحت ادبيات به اغراض سياسي»، نويسنده به نقادي رمان «بهشت خاکستري» نوشته عطاءالله مهاجراني پرداخته و در مجموع، معتقد است، اين اثر بيشتر با اغراض سياسي و  به خاطر ضربه زدن به نظام جمهوري اسلامي ايران تاليف شده است.
 
آخرين نقد سرشار در اين بخش، بر مجموعه داستان «مهتاب» نوشته زهرا زواريان است که نقد کوتاهي، در مقايسه با نقدهاي قبلي در اين بخش محسوب مي‌شود. وي با برشماري نقاط ضعف اين اثر، آن را دچار لغزش‌هاي فراوان نويسنده از چارچوب‌ها و قواعد داستاني مي‌داند و معتقد است از عناصر داستاني در اين اثر بهره کافي برده نشده است.
 
در بخش دوم کتاب که به نقد داستان‌هاي خارجي پرداخته شده، نويسنده ابتدا به نقد و بررسي داستان «مرگ ايوان ايليچ» نوشته لئون تولستوي مي‌پردازد و در بخشي از نقد خود به اين مسئله اشاره مي‌کند که که اين اثر تاکنون چند بار به  فارسي ترجمه شده که يکي از جديدترين ترجمه‌هاي آن کار احمد گلشيري است. اين اثر اگر چه داراي اشکالاتي مي‌باشد و از نظر سنجش با معيار هاي امروزي داستان‌نويسي، تعريف چنداني ندارد. ولي با توجه به عمق تجارب و قدرت تصوير و بيان عبرت‌آميز، داستان «مرگ ايوان ايليچ»، در حدي است که با گذر نزديک به 120 سال از نگارش آن، هنوز هم مي‌تواند خواننده اهل تامل را از عمق وجود تکان دهد و مدت‌ها فکر او را به خود مشغول کند.
   
کتاب داستاني بعدي که مورد نقادي محمدرضا سرشار در کتاب جلوه‌هايي از ادبيات سياسي امروز ايران قرار گرفته، مجموعه داستان «رندا» (21 داستان کوتاه از 20 نويسنده سوري؛ ترجمه عبدالحميد آيتي) است. وي درباره اين کتاب معتقد است، در عرصه ادبيات داستاني ايران، ترجمه، متأسفانه، عمدتاً جرياني يک سويه و عمدتا از غرب  به داخل بوده است. بيشتر نزديک به همه مترجمان ما هم افرادي فاقد باورهاي مذهبي- حتي بسياري از آنان ضد اسلامي – و غرب‌زده، يا دست کم متمايل به غرب بوده‌اند. جدا از آن، تأسيس دو موسسه انتشاراتي معظم «بنگاه ترجمه و نشر کتاب»- در دهه 1330 – و فرانکلين – در دهه 1340-، به اين جريان جريان ناسالم يکطرفه دامن زد...از جمله مترجمان با سابقه و توانمند، که از ابتدا با آن مجموعه ناسالم همراه نبود و دست‌کم نگاه خود را معطوف به اروپا و آمريکا نکرد، که از ابتدا با آن مجموعه ناسالم همراه نبود و دست کم نگاه خود را به معطوف به اروپا و آمريکا نکرده بود، استاد عبدالمحمد آيتي (1305)، پير اين وادي بود؛ که اخيرا ترجمه‌هاي زيبا و روان و دلنشين او را از قرآن و نهج‌البلاغه شاهد بوده‌ايم. يکي از آخرين ترجمه‌هاي اين استاد مسلم،«رندا» است.
 
با توجه به توصيف مذکور، نگاه سرشار به داستان‌هاي اين مجموعه مثبت است و او ويژگي‌هاي پانزده گانه‌اي را بر مي‌شمارد که اغلب آنها بر اهميت اين مجموعه مي‌افزايد.
 
 
کتاب ديگري که در اين بخش مورد نقادي منتقد کتاب قرار گرفته، مجموعه «هزار توي داستان» دوازده داستان از دوازده نويسنده غربي؛ ترجمه نسرين مهاجراني است. وي نخستين امتياز داستان‌هاي اين مجموعه  نسبت به آثار مشابه را، سلامت محتوا و نبود بد آموزي اخلاقي در آنها مي‌داند و معتقد است، همين امر، اين کتاب را شايسته معرفي به نسل جوان مي‌کند.
 
بررسي داستان کوتاه «در جنگل» نوشته آکوتا گاوا؛ ترجمه سيمين دانشور، آخرين نقد سرشار در کتاب جلوه‌هايي از ادبيات سياسي امروز ايران است. موضوع اين اثر درباره بازجويي در مورد کشته شدن يک مرد جوان در جنگل است که در طول سفر به همراه همسر خود در دام يک راهزن، که طمع دست يافتن به زن را دارد گرفتار مي‌شوند. به اعتقاد منتقد، اين اثر از لحاظ فني، فوق العاده است. با اينکه چند دهه قبل نوشته شده و موضوعي کاملا روايي دارد ولي داستان بسيار روان، و آرام آرام، براي خواننده ترسيم مي‌شود. او به نکته ديگري هم درباره اين داستان اشاره مي‌کند و مي‌گويد، از نکات جالب ديگر اين اثر، قضيه احضار روح است که ما نيز در اسلام هم، به آن اعتقاد داريم. ولي برايش، شرايط و قواعدي قائليم، که اجازه نمي‌دهد بپذيريم که هر کس و با هر انگيزه غير پاکي، قادر به انجام آن کار باشد. يعني نمي‌توان از آن، براي سودجويي‌هاي مادي استفاده کرد و کار و کاسبي راه انداخت. به عقيده وي، اين اثر با عقايد پلوراليستي (تکثرگرايانه) امروزي نيز همخواني دارد.
نظرات شما
[کد امنیتی جدید]