تاریخ انتشار خبر: 24 خرداد 1392 - ساعت 21:45:31
خوان رولفو

خوان رولفو

رولفو رمان و داستان کوتاه نويس مکزيکي از معتبر‌ترين نويسندگان اسپانيايي زبان قاره امريکاست. شهرت رولفو براي دو کتاب کم حجم اوست. "دشت مشوش" (1953) Burning Plain و "رمان پدرو پارامو" (1955) Pedro Paramo.

خوان رولفو در 16 مي 1917 در دهکدة سن گابريل در خانوادة زمين‌داري که زمين‌هاي آن‌ها در انقلاب مکزيک از بين رفت، به دنيا آمد. دوران بچگي‌اش ناگوار بود. او در سال‌های 29-1926 شاهد خشونت‌آميزترين وقايع جنگ مذهبي کاتوليکي بود. پدرش وقتي شش ساله بود به همراه دو تن از عمو‌هايش در جنگ کاتوليکي کشته شد و دو سال بعد مادرش را نيز از دست داد. در ده سالگي به پرورشگاه سپرده شد و چهار سال آن‌جا بود. رولفو در تمام زندگی کتاب‌خوانی سيری ناپذير بود. علاقه‌اش به کتاب وقتی هشت ساله بود به صورتی تصادفي بروز کرد. در آن زمان به دليل وضعيت ناخوشانيد کليسا که منجر به شورش‌هاي کاتوليکی شده بود، کشيش منطقه تمام کتابخانه خود را نزد مادر بزرگ خوان به امانت گذاشت، خوان تمام کتاب‌هاي آن کتابخانه را مطالعه کرد. در 16 سالگي قصد ثبت نام در دانشگاه گوادالاخا را داشت که به دليل اعتصاب طولاني دانشجويان، موفق به ثبت نام نشد، به مکزيکو سيتي رفت و در همان‌جا ماندگار شد.

پدربزرگش وکيل دعاوي بود و مي‌خواست که خوان حقوق بخواند ولي او از عهده امتحان ورودي دانشگاه برنيامد و در 18 سالگي در اداره مهاجرت وزارت کشور مشغول به کار شد. کاري که آدم را ياد فداکاري دشيل همت مي‌اندازد که کارآگاه خصوصي شده بود. طنز زمانه، اين کار ظاهراً بي ربط، بي‌نهايت در نوشتن به او کمک کرد. ابتدا در محدودة ايالت فعاليت مي‌کرد. بعد فعاليتش به تمام کشور گسترش پيدا کرد. لهجه‌ها، آداب و رسوم و گويش‌هاي محلي را آموخت و بدين‌وسيله شناختي فرهنگي پيدا کرد و آن‌ها را در نوشته‌هايش به کار گرفت. خوان رولفو نويسندگی را از سال 1940 شروع کرد. در 1948 با کارلا آپايچيو ازدواج کرد و صاحب چهار فرزند شد. براي گذران زندگي خانوادگي شغل‌هاي گوناگوني داشت. از 1935 تا 1945 در اداره مهاجرت، 53-1947 در شرکت گودريچ، در سال‌هاي 55 و 56 در paoaloapan و از 1962 تا کمي‌ قبل از مرگ، در انستيتوي زبان‌هاي بومي مشغول به کار بود که ارتباطي با نويسندگي نداشت. در سال‌های 62-1952 به عنوان توليد کننده تلويزيون و فيلم‌نامه نويس توانست هم بنويسد و هم درآمد منظم داشته باشد. در سال‌هاي آخر زندگي، رولفو به سرطان ريه مبتلا شد و در 7 ژانويه 1986 به علت حمله قلبي درگذشت.  

رولفو رمان و داستان کوتاه نويس مکزيکي از معتبر‌ترين نويسندگان اسپانيايي زبان قاره امريکاست. شهرت رولفو براي دو کتاب کم حجم اوست. "دشت مشوش" (1953) Burning Plain  و "رمان پدرو پارامو" (1955) Pedro Paramo. رولفو در سن 35 سالگي مجموعة 15 داستان کوتاه به نام "دشت سوزان" را منتشر کرد كه چشم اندازي بي‌رحمانه از دنياي پيرامونش مي باشد. در اين داستان دختري مجبور به روسپيگري مي‌‌شود، شوهري قرمساق که در سفري زيارتي مي‌‌ميرد و مردمي‌ که فقر آن‌ها را از پا انداخته است. داستان هاي كوتاه اين مجموعه‌ عبارتند از: "تپه کومادرس"، "از بس که آس و پاسیم"!،  "به ‌ياد آر"، "شبي که تنهايش گذاشتند"، "به آن‌ها بگو مرا نکشند" که در صحنه ادبيات بين‌المللي بسيار تحسين شده است. رمان "رمان پدرو پارامو" ‌يکي از الگو‌های گابريل گارسيا مارکز براي کتاب "صد سال تنهايي" بوده است. "پدر و پارامو" اثر رولفو يكي از ده رمان برجسته قرن بيستم به شمار مي آيد كه به نوعي فضاي زندگي نويسنده در آن منعكس شده است. "پدر و پارامو" داستان خود كامه اي است با همين نام كه هر كاری را براي رسيدن به اهدافش مجاز مي داند و هركسي را كه در سر راه خود ببيند از ميدان به در مي كند. او حتي پدر و شوهر زني را كه به دل بسته اند مي كشد و زن را تصاحب مي كند. اين زن كه سوسانا نام دارد كاري به دنياي اطراف خود ندارد و زني رويايي و در مرز ديوانگي و كابوس قرار دارد. وی فقط با خاطرات شوهر گذشته اش زندگي مي كند. اين رمان مانند تابلو هاي نقاشي مي مانند كه با يكديگر ارتباطي ندارند اما به صورت يك كل منسجم معناي خود را براي خواننده آشكار مي كند. اين تابلو ها همچون تكه های شكسته آينه است كه خواننده رفته رفته چهره شخصيت های رمان به ويژه سوسانا را به صورت كامل در آن مشاهده مي كند.

 با وجود حجم کم آثار منتشر شده توسط رولفو، منتقدين براي آثار او احترام فراواني قائل شده‌اند به طوري که در 1970 برندة جايزه ادبيات مکزيک شد و در سال 1980 به عضويت آکادمي‌ زبان درآمد و در سال 1985 اسپانيا جايزة سروانتس را براي دستاورد‌هاي ادبي به او اعطا کرد. گرچه آثار او از نظر کمي‌ مختصر است، هرگز کسي نسبت به کيفيت آن‌ها ترديدي نداشته است. رمان "پدرو پارامو" به چاپ بيستم و نهم رسيده و به هجده زبان ترجمه شده است. کتاب مجموعه داستان‌هاي کوتاه او دشت مشوش به چاپ دوازدهم رسيده و به نه زبان ترجمه شده است. رولفو به پيروي از ناتوراليزم فرانسوي با جريان غالب داستان سرايي مکزيک مبارزه کرد. او تخيل و واقعيت را به هم آميخت، از جملات کوتاه استفاده و به جاي حالت خود آگاهي توجه خود را به رفتار معطوف کرد و از داوري آشکار کاراکتر‌هايي که توصيفشان مي‌کرد، خودداري کرد.  

آثار رولفو نشان مي‌دهد که تحت تاثير نويسندگان نورديک مثل کنوت ‌هامسون، سلما لاگرالوف، اف اي سيلان پا و ‌هالدور و کي لاکزمن بوده است. در آثار رولفو ردپايي از اميلي برونته و ويليام فاکنر ديده مي‌ شود. خصوصيت بارز داستان‌هاي رولفو رابطة مشکل ساز پدر و پسر، فلاش بک به خشونت، وقايع نگاري وارونه، تصاوير به ‌ياد ماندني و سنگيني گناه و مرگ است. اغلب ديالوگ‌ها، مثل مونولوگ است. شاعر مکزيکي اوکتاويا پاز، دربارة رولفو گفته است: "تنها رمان نويس مکزيکي که به جاي تشريح، تصويري از پيرامون فيزيکي به ما مي‌دهد."

 بعد از انتشار دو کتاب مشهور رولفو، عملاً داستان نويسي را کنار گذاشت ولي به روش‌هاي ديگري به عنوان مهرة اصلي جهان ادبي مکزيک باقي ماند. در 1956 شروع به فيلم‌نامه نويسي براي سينما و تلويزيون کرد. با هم‌کاري کارلوس فوئنتس و گابريل گارسيا مارکز، يکي از بهترين فيلم نامه ‌هايش را به نام  El Gallodoro نوشت که فيلمي‌ از آن در 1964 ساخته شد. در دهه 60، رولفو دومين رمانش را به نام La Cordillera نوشت ولي بدون اين ‌که آن را منتشر کند يا به کسي نشان بدهد، از بين برد. رولفو عکاس ماهري هم بود، گرچه در زمان حياتش تعداد کمي‌ از عکس‌هايش منتشر شد. کارلوس فوئنتس در سال 2002 کتابي به نام مکزيک خوان رولفو منتشر کرد که مجموعه اي از 175 عکس است که تنها مجموعة چاپ شده از عکس‌هاي رولفو است. عکس‌هاي اين کتاب عمدتاً بين سال‌هاي 1945 تا 1955 گرفته شده است. تصاويري از مردم و زمين‌هايشان، زنان در لباس‌هاي محلي، نوازنده‌ها با آلات موسيقي. او در اين عکس‌ها، آرامش، سکوت و ريتم دروني مردم خارج از شهر‌ها را ثبت کرده است. تصاويري از ساختمان‌هاي مخروبه و متروکه با ديوار‌هايي که از شليک توپخانه خراب شده‌اند که همه شرحي از تاريخ دردناک مردم مکزيک است.  

منابع براي مطالعه بيشتر:

  1. خوان رولفو، شبي که تنهايش گذاشتند، ترجمه فرشته مولوي، برگرفته از کتاب دشت مشوش
    نشر گردون، 1369.
  2. مهرشيد متولي، خوان رولفو، سايت ادبي ديباچه (20 مهر 1385).
  3. خوان رولفو، دشت مشوش،مترجم فرشته مولوي، نشر گردون، 1369.
  4. خوان رولفو، پدرو پارامو، ترجمه احمد گلشیری، نشر آفرینگان، 1379.
نظرات شما
[کد امنیتی جدید]