تاریخ انتشار خبر: 27 خرداد 1392 - ساعت 23:59:06
رمان پریباد

رمان پریباد

راوی کتاب در آغاز از تلاش خود برای آگاهی از سرگذشت این شهر، جست و جو از میان قصه‌گوها (که خودش می‌گوید: «هیچ قصه‌گویی ندیده بودم که قصه پریباد را کاملا بداند») و یافتن زنی بهنام پیرقیس که داستان شهر را می‌داند سخن می‌گوید. و در ادامه داستان شهر پریباد به روایت راویان و قصه‌هایی که در قصه می‌آیند خوانده می‌شود.

دیو یا پری؟

شاید خلق یک رمان تازه و نو از دل باورها، اسطوره‌ها و افسانه‌های عامیانه مردم کار سختی باشد. سخت ازآن‌جهت که بتوان آنها را باهم در هم آمیخت و بازنویسی کرد و به عصر حاضر کشاند. رمان پریباد، نشان می‌دهد که اسطوره و افسانه هنوز نمرده است و در عصر تکنولوژی و دوره فراموشی سنت، افسانه و اسطوره چقدر می‌تواند، احساس‌برانگیز باشد. آن‌گونه که راوی رمان در ابتدای کتاب می‌گوید پریباد گویا شهری بوده که خیلی‌ها مکان آن را حوالی یزد می‌دانند و اهالی سیستان و زابل هم معتقدند در نزدیکی شهر سوخته بود. ولی هرچه که بوده این شهر یک شبه محو می‌شود و «یا طوفان آن را می‌برد و شاید برعکس، طوفان، شهری را می‌آورد به نام پریباد». از آنجایی که پری در اوستا کلاً موجود دل‌چسبی نیست و اهریمنی تشریف دارد، خیلی‌ها باور دارند که مردم پریباد کلاً دیو بوده‌اند.

راوی کتاب در آغاز از تلاش خود برای آگاهی از سرگذشت این شهر، جست و جو از میان قصه‌گوها (که خودش می‌گوید: «هیچ قصه‌گویی ندیده بودم که قصه پریباد را کاملا بداند») و یافتن زنی بهنام پیرقیس که داستان شهر را می‌داند سخن می‌گوید. و در ادامه داستان شهر پریباد به روایت راویان و قصه‌هایی که در قصه می‌آیند خوانده می‌شود.

شهری بوده به نام پریباد، که بادپری در آن حضورداشته و زندگی می کرده است. او همیشه هست. کنار مردمان همین شهر و از بودن با آنها و همراهی‌شان شاد و پر اشتیاق می‌وزد. به مردمان یاری می‌رساند و ما در رمان حضور او و تنیده شدن زندگی مردمان شهر با او را به نوعی حس می‌کنیم. حتی آن هنگام که برای مردمان این شهر تبدیل به اهریمن می‌شود و می‌آزاردشان. و در تمام صفحات کتاب هر شخصیتی و هر ماجرایی درگیر با پریباداست. اوست که در تمام ورق‌ها و صفحات کتاب جولان می‌دهد و می‌وزد. تا آنجایی که پای تکنولوژی و تمدن به این شهر باز می‌شود. تا جایی که مردم شهر در شور و شوق نعمت برق محو می‌شوند و آلات موسیقی آنها را شیفته می‌کند. بادپری از این اوضاع خوشش نمی‌آید. نمی‌پسندد که دیگر در شور و شوق مردمان جایی ندارد...او از مردم و زندگی‌شان که فاصله می‌گیرد، شهر را نفرین می‌کند و دیگر نمی‌وزد. چرا که آدم‌ها پری‌ها را بی‌خانمان کرده‌اند و این اوضاع پری‌ها را پرپر کرده است. سینما نماد اوج تکنولوژی و دل مشغولی آدم‌هاست، پری باد نمی‌وزد و اگر هم که بوزد بویی نامطبوع  و تهوع‌آور را با خودش می‌پیچاند و اهالی شهر را به‌زحمت می‌اندازد. و اهالی سینما را دیوانه می‌کند، هذیان‌گویشان می‌کند و سرانجام به کام مرگ می‌کشاند. باد پری غمگین و سرد، با بویی تهوع‌آور از سر شهر رد می‌شود و آنها را ترک می‌کند و به‌جایی می رود که آدمیزاد آنجا نباشد.

در بخشی از کتاب می‌خوانیم:

«باد اسب سرکش را مهارکرده است تا نگذارد زار از زخم روشن کوه و شیون سرنای غروب... ای مادر ما ، ای باد ، باد....اگر اسب زخمی را هنوز عزتی مانده بگذار خواب برود و خاک شود در شیون وسرما...ص 312».

کتاب پریباد، نوشته محمدعلی علومی در 544 صفحه و توسط نشرآموت منتشر شده است. قیمت پشت جلد این کتاب(چاپ اول 1390) 12000 تومان است.

یادداشت از جابر خرم نیا

معرفی دیگری از این کتاب توسط علی الله سلیمی

رمان«پريباد» نوشته محمدعلي علومي اثر قابل تاملي در بخش رمان هاي جديد با رويكرد جدي به قصه هاي عاميانه و افسانه هاي كهن است. اين رمان در بيستمين دوره جايزه كتاب فصل كه چندي پيش در سنندج برگزار شد، به عنوان اثر برگزيده در بخش داستان ايراني انتخاب شد و همزمان در محافل ادبي مورد توجه قرار گرفت. نويسنده پريباد، محمدعلي علومي كه از نويسندگان فعال و پر كار در سال هاي اخير محسوب مي شود، فارغ التحصيل رشته علوم سياسي دانشكده حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران است. او در ابتداي كتاب، اثر خود را پيشكش كرده است به استادان بي نام و نشان هنر قصه گويي در فرهنگ مردم. داستان اين رمان درباره شهري به نام پريباد است كه ناگهان در يك شب ناپديد شده است. راوي اين داستان در همان ابتدا اين گونه آورده است:«هيچ قصه گويي نديده بودم كه قصه پريباد را كاملاً بداند. شهري بوده انگار به نام پريباد كه يك شب محو مي شود و يا توفان آن را مي برد و شايد برعكس (راوي ها، در اين مورد دچار تضادهايي شديد بودند) توفان شهري را مي آورد به نام پريباد.

        ماجرايي حيرت انگيز از شهر پريباد
در ادامه داستان، شخصيت«پير ويس»، راوي داستان، ماجراهايي حيرت انگيز از شهر پريباد حكايت مي كند؛ ماجراهاي عجيب و غريب كه آن ها را از پدرش و او از پدر خود و او هم از پدر خود يعني مهرك، پسر ميرزا فرجاد شنيده است. همسرش هم هرچه را درباره پريباد و مردمش و ماجراهاي شهر از پدر و مادر و پدربزرگ هايش شنيده، تعريف مي كند. رمان پريباد كه روايتي اسطوره اي درباره شهري است كه يك شبه نابود شده است، به نوعي توصيه ادبي نويسنده به هنرمندان و نويسندگان ايراني است كه در آثارشان فرهنگ ايراني را به نمايش دربياورند و شكل گرفتن مباني انديشه در هنگامه تضاد دنياي قديم با جديد را واكاوي كنند، چرا كه علومي در اين اثر موضوع تضاد ميان دنياي قديم و جديد را مطرح مي كند. او در اين باره گفته است، تضاد ميان دنياي قديم و جديد باعث شكل گيري فلسفه و هنر شده است. در تاريخ هم وقتي بشر از گله داري و كوه نشيني بيرون آمد و شهرهايي مانند آتن و پكن ساخته شد، انبوه حكيمان، نويسندگان و فيلسوفان پا به عرصه گذاشتند. همچنان كه فيلسوفاني مانند كارل ياسپرس هنوز معتقدند كه بنيان فلسفه بر آراي فيلسوفان قديم متكي است و هنوز فلسفه جديد كاري نكرده و حرفي تازه نزده است؛ در حالي كه مناديان نظري دنياي جديد مانند مونتسكيو، ژان ژاك روسو و ديگران هر كدام تحليلي از جهان جديد دارند.
         تضادي بين جهان جديد و قديم
درباره موضوع تضاد، در نسبت با فضاي داستاني رمان پريباد هم مي شود گفت در اين رمان تضاد بين جهان قديم و جديد با ورود جهان جديد به ايران در شهر فرضي پريباد شكل مي گيرد. در ايران هم مانند بسياري از كشورهاي شرقي مانند هند، چين و غيره، به دليل استبداد حاكمان، مباني عيني، ذهني و نظري دنياي جديد نتوانست وارد شود و اين روند در تاريخ قبل تر از 50 سال اخير ايران با خشونت طي شده است. در داستان پريباد جداي از اسامي روايت اصلي قصه به اسامي اي از اساطير ملي اشاره مي شود كه باعث يادآوري آنان و قصه هاي مربوط به آنان مي شود؛ قصه هايي كه در هر كدام درس و حكمتي نهفته است. داستان روايت روايت هاي يك ماجراي كلي است كه در دل خود ماجراهاي كوچكتر ديگري دارد.

       روايتي نزديک به نقالي
نوع روايت و فضا سازي و ساختار داستان نزديك به نقالي است و از پرده اي به پرده ديگر مي چرخد و با بازگويي هر كدام از ماجراها٬ از فلش بك و فلش فورواردهايي استفاده مي شود. در بيشتر ماجراها ما آخر آن را مي دانيم و كنجكاو مي شويم چرايي و چگونگي ماجرا را دريابيم كه همين باعث كشش و جذابيت روايت ها مي شود. نويسنده با استفاده از مفاهيم و فضاي قصه هاي قديمي برشي از قسمت هاي تاريخ معاصر را بيان كرده است. چگونگي ورود ظواهر مدرنيته و رواج غير اصولي و نابرابر آن درمقابل سنت و كم رنگ كردن فرهنگ بومي قسمتي از داستان هست. پيام كلي داستان پريباد اين است كه مردانگي، جوانمردي ومعرفت مرام پهلوانان و اسطوره هاست كه بايد ترويج و شناخته شود تا با تكرار آن پيشينه محكم فرهنگ بومي خودمان را حفظ كرده و براي جوانان الگوسازي كنيم. داستان پريباد در اين امر مهم به خوبي ايفاي نقش كرده و رسالت خود را انجام داده است. رمان پريباد در 544 صفحه از سوي نشر آموت در تهران چاپ و منتشر شده است.

نظرات شما
[کد امنیتی جدید]