تاریخ انتشار خبر: 30 خرداد 1392 - ساعت 19:22:23
سال بلو

سال بلو

بلو در سال ۱۹۳۰ به عضویت شاخه ی نویسندگان طراح، در شیکاگو در آمد که هر یک از اعضا جزء درخشانترین نویسندگان شیکاگو افرادي چون ریچارد رایت و نلسون آلگرین به حساب می آمدند.

سولومون بلو که بعد ها خود را سائول بلو نامید. از تحسین برانگیزترین نویسندگان کانادایی تبار آمریکا بوده است. خانواده او در سال 1913 از روسيه به كانادا مهاجرت كرده بودند. بلو در ۱۰ جولای 1915 در يكي از مناطق حومه شهر مونترال كبِك كانادا متولد شد. او تا نه ‌سالگي درمنطقه فقيرنشين كانادا كه مملو از مهاجران كشورهاي مختلف بود، رشد كرد. در ۹ سالگی به همراه والدینش به شیکاگو نقل مکان کردند. شهری که پیرنگ و الهام بخش بسیاری از داستانهایش شد. پدرش تجار و مادرش لیز در ۱۷ سالگی وی در گذشت. او که زني مذهبی و متعصب بود، آرزو داشت پسر جوانش یک خاخام شود و یا ویالون نوازی پیشه کند. اما بلو بر علیه آنچه تربیت کورکورانه ی ارتودوکس می خواندش، شورید و از همان جوانی نوشتن را آغاز کرد.  

بلو گرسنه‌ی مطالعه بود. وقتی که اول بار "کلبه ی عموتم" اثر هریت بیچر را خواند، تصمیم گرفت نویسنده شود. سال ابتدا در دانشگاه شیکاگو حاضر شد، اما چندی بعد به دانشگاه نورت وست نقل مکان نمود. او که در آغاز قصد داشت ادبیات بخواند، دریافت در دپارتمان ادبیات دانشگاه عقاید ضد یهودی موج می زند. پس در رشته های جامعه شناسی و انسان شناسی درس خواند و با رتبه ی عالی از آنها فارغ التحصیل شد ارجاعات انسان شناسیک مدام وی در آثارش  نشانگر این هستند که مطالعات وی در این حوزه تسلط جالب توجهی در نوع ادبیاتش داشته است.

 بلو در سال ۱۹۳۰ به عضویت شاخه‌ی نویسندگان طراح، در شیکاگو در آمد  که هر یک از اعضا جزء درخشانترین نویسندگان شیکاگو افرادي چون ریچارد رایت و نلسون آلگرین به حساب می آمدند. اکثر این نویسندگان رادیکال بودند. اگر عضو حزب کمونیست نبودند اما به کمونیست‌ها دلبستگی نشان می دادند و به آنها نزدیک بودند. بلو خود تروتسکیست بود، اما بدلیل آنکه شماری از بزرگترین نویسندگان عضو، استالینیست بودند طئنه هایشان را تحمل می کرد. بلو در سال ۱۹۴۱ تابعیت آمریکا را پذیرفت. وی در جریان جنگ دوم جهانی به نیروی دریایی پیوست و در حین خدمت اولین رمانش یعنی "مرد معلق" را نوشت. داستان در باره ی جوانی اهل شیکاگو است که در انتظار فراخوانده شدن به خدمت سربازی است. در ۱۹۴۸ بلو برنده ی بورس کونینگهام شد و از طریق آن به پاریس رفت و در همانجا نوشتن رمان "داستان های اگی مارچ" را آغاز نمود.  

آثار بلو درباره جوهر وجود انسان تجربه مهاجران و يهوديان و تحرك طبقاتي و اجتماعي در امريكاي قرن بيستم بود. جان سيلبر رييس افتخاري دانشگاه بوستون كه براي استخدام بلو در اين دانشگاه در 1993 كمك كرده بود گفت سائول بلو نه فقط نويسنده اي بزرگ بلكه دوست و آموزگاري عالي، انساني كامل و شگفت آور نيز بود. آثارش بیانگر ترکیبی از فرهنگ بالا دست و پایین دست بود و شخصیتهای ماجرا هایش ترکیبی نیرومند از متفکرانی ایده پرداز و اعتقادات مردمان باهوش خیابان ها بودند. بسياري از نقدهايي كه دربارهآثار او نوشته شده بيان مي‌كنند كه بسياري از صحنه‌ها و مطالب او در اثرهايش برمي‌گردد به موقعيتهايي كه قبلاً داشته و مسائلي كه بعد از مهاجرت براي خانواده اوپيش آمده است. او با داشتن 18 اثر در کارنامه زندگی 89 ساله‌اش، در ۵ اپریل ۲۰۰۵ از دنیا رفت. این نویسنده چیره ‌دست آمریکا جوایز گوناگونی از جمله جایزه نوبل سال 1976 را از آن خود کرد. آثار او بر ادبيات آمريكا به ‌ويژه بعد از جنگ جهاني دوم تأثير بسزايي گذاشته است.

 رمانِ "مرد معلق"(1944) داستان ژوزف است که با همسرش ایوا زندگی می‌کند. او تصمیم می‌گیرد به ارتش آمریکا بپیوندد؛ ولی ارتش هشت ماهی او را علاف کرده و وي یادداشت روزانه خودش را در این مورد می‌نویسد. مجموع این نوشته‌ها همین رمان "مرد معلق" است. نگاه بلو در این رمان، نگاهی ضد قهرمانی است که با زندگی و ساختارهای زندگی به گونه‌ای مشکل دارد؛ دیگران او را تحقیر می‌کنند و او هم به آن‌ها با نگاه حقارت ‌آمیزی می‌نگرد. او حتی همین نوشتن یادداشت‌ها را از دیدگاه مردم و اطرافیان خود نوعی خودبینی و کج ‌سلیقگی و ضعف به حساب می‌آورد.  

بلو در سال 1997 به روزنامه انگليسي گاردين گفت: از نخستين روزهاي زندگيم اعتقاد داشتم كه براي نوشتن چيزهاي خاصي به دنيا آمده ام و به اين دليل از 13 سالگي به كار در اين زمينه پرداختم. او كه در جنگ جهاني دوم در نيروي دريايي بازرگاني خدمت كرده بود پس از جنگ به نوشتن نقد كتاب پرداخت. عمر ادبي واقعي بلو از 1953 با "ماجراهاي اوگي مارچ" داستان زندگي يك مرد جوان دوست داشتني اما بي هدف اهل شيكاگو كه درگير نيروهاي اطراف خويش است، آغاز شد. بزرگترين موفقيت بلو به "هديه هومبولت" مربوط مي شود كه در 1975 منتشر شد و جوايز نوبل و پوليترز را برايش به ارمغان آورد.

 مرگ و ميرندگي موضوع  بسياري از آثار سال بلو بود و دوبار نيز در عمر خود در سال هاي كودكي و اواخر عمر تجربه نزديك به مرگ را آزمود. نخستين بار وقتي بود كه 8 سال داشت و شش ماه به علت عفونت ريوي در بيمارستان بستري شد. بلو در 1995 هنگام تعطيلات در كاراييب ماهي سمي خورد و ميكروب ها به سيستم عصبي او حمله كردند و 5 هفته در مراقبت هاي ويژه بود. بهبودی وی بيش از يك سال طول كشيد. بلو پنج بار ازدواج كرد و صاحب چهار فرزند شد. همسر پنجم او در 1999 كه بلو 84 سال داشت دختری برايش به دنيا آورد. او سال هاي آخر عمرش را صرف تدريس ادبيات در دانشگاه بوستون كرد اگر چه به علت بيماري كلاس هاي منظم نداشت. بلو از كيفيت ادبيات معاصر امريكا و كاهش مطالعه در جامعه اين كشور ناراضي بود. بلو درمصاحبه اي در 1998 گفت فقط چند نويسنده عالي هستند و بقيه سياهی لشكرند و ول معطلند. وي فيليپ راس دان دليلو و دنيس جانسون را به عنوان نويسندگان معاصر مورد علاقه خود معرفي كرد. اما درمورد تام وولف گفت او روزنامه نگاری بسيار مستعد است اما رمان نويس بزرگی نيست. بلو درمورد اين كه پس از مرگ چه رخ مي دهد  مي گفت: فراموشی يا جاودانگی .  

از آثار اوست: "قربانی"، (۱۹۴۷)، "هرتزوگ" ۱۹۶۴ ترجمه فرشته داوران،  "ماجراهای اوگی مارچ" (۱۹۵۳) The Adventures of Augie March، "هندرسن پادشاه باران" ۱۹۵۹ ترجمه عباس کرمی فر تحت عنوان "سلطان باران"، "آخرین تحلیل" ۱۹۶۴، "هديه هامبولت" ۱۹۷۵ ترجمه عباس کرمی فر،"سیاره آقای زاملر" (1970)، "امروز را دریاب" (1956) ترجمه احمد کریمی، و "رولشتاین" (2000) ترجمه منصوره وحدتی ‌احمدزاده.

 منابع براي مطالعه بيشتر:  
  1.    آرش رستم پور، نقد و بررسی رمانِ مرد معلق، سايت فيروزه، (2 خرداد 1386). 
  2.    سال بلو، مرد معلق، ترجمه‏ی منصوره وحدتی احمدزاده، نشر اختران، 1384.
  3.    مریم مؤمنی، مردمان بسیاری از دل‌ شکستگی می‌میرند، كتاب نيوز (4 مرداد 1385).
  4.    سائول بلو، در 84 سالگی دختری نوزاد کتابی جدید و باز در اوج، مجله بخارا، ش 12 (خرداد و تير 1379). صص 388 - 390.
  5.    مهشید نونهالی، ماجراهای اوجی مارچ،  كتاب نيوز (4 مرداد 1385).
  6.    شروین طاهری، زندگی نامه و معرفی آثار سال‌ بلو، كتابدوست (۵ خرداد ۱۳۸۷).
نظرات شما
[کد امنیتی جدید]