تاریخ انتشار خبر: 31 خرداد 1392 - ساعت 21:00:01
میثاق امیرفجر

میثاق امیرفجر

او علاوه بر ترجمه و تحشیه‌ی 10 جلد تفسیر عرفانی «کشف الاسرار»، این آثار را نیز خلق کرد: «ورقا»، «فجر اسلام»، «انسان میوه‌ی نخل»، «کُمدی شیطانی» ، «انجیر وزیتون» ، «فیلسوف‌ها». «شاعر افلاکی»، «امیر کبیر»، «مضحکه‌ی ضحّاک» و ...

او در محله‌ی قدیمی سید نصرالدّین، خیابان خیّام، پایین تر از پاچنار بازار به دنیا آمد. پدرش بازاری، او مردی اهل باطن ودارای گرایش عرفانی وماهر در امر خطابه‌و سخنوری بود.امیر فجر بعد از گرفتن دیپلم ادبی از دبیرستان دارالفنون، دوره‌های لیسانس ادبیات انگلیسی و فوق لیسانس فلسفه را در دانشگاه تهران گذراند و در انگلستان و دانشکده ی «الشّرق الاوسط» بیروت به مطالعه‌ی ادبیات، فلسفه و عرفان اسلامی و مسیحی پرداخت.

 

 

او غیر از آموزش رسمی به مطالعه‌ی جدی و طولانی در زمینه‌های ادبیات فارسی و عربی، عرفان، تفسیر وکلام پرداخت و بیش از دو دهه به آموختنِ موسیقی، خصوصاً سازهای تخصصی اش تار و سه‌تار در نزد استادانی چون علی اکبر شهنازی اهتمامی ورزید، در جوانی با معرّفی دوست و استادش« حسین کی‌فر» وارد انجمن ادبی ایران به سرپرستی استاد محمدعلی ناصح شد و در همان جا موفق به دیدار فیلسوف معاصر، میرزا ابوالحسن شعرانی گردید.

 

 

او به دلیل دلبستگی شدید به نوشتن، حاضر به پذیرش شغل دایم و تمام وقت، حتی در دانشگاه‌ها نشد؛ ولی به صورت حقّ التدریس مدتی در دانشکده‌ی هنرهای نمایشی دانشگاه تهران به آموزش ادبیات و نمایشنامه‌نویسی پرداخت.

 

 

او علاوه بر ترجمه و تحشیه‌ی 10 جلد تفسیر عرفانی «کشف الاسرار»، این آثار را نیز خلق کرد: «ورقا»، «فجر اسلام»، «انسان میوه‌ی نخل»، «کُمدی شیطانی» ، «انجیر وزیتون» ، «فیلسوف‌ها». «شاعر افلاکی»، «امیر کبیر»، «مضحکه‌ی ضحّاک» و ...

 

 

«امیر فجر که نوشتن را درکنار عطش سیری ناپذیرش برای آموختن از همان جوانی آغاز کرد، "رمان متعالی" گام بردارد؛ اما گاه رمان تمثیلی‌اش به رساله‌هایی کلامی و عرفانی بدل می‌شوند.

 

 

3اثر «درّه جذامیان»(1367)، «نغمیه در زنجیر»(1367) و «اشراق» (1373) با یکدیگر پیوندی ساختاری دارند.

 

 

ماجرای کتاب اول که در دوران جنگ ایران و عراق در جذامخانه ی بابا باغی تبریز می‌گذرد به تمثیلی از زندگی بشری تبدیل می شود.

 

 

کتاب دوم، ماجرای عروج جوانانِ مبارزی‌است که به ستیز با حکومت شاه برخاسته‌اند. نویسنده ضمن بحثی بین هنرمند و مبارز اهلی عمل، فضای اجتماعی دهه‌ی 1350 را ترسیم می‌کند.

 

 

کتاب سوم، شرح سلوک معنوی استاد دانشگاه و نویسنده ای به نام شهاب‌الدین سهروردی است، با این نیّت که اندیشه‌های فیلسوف بزرگ اشراق (سهروردی) بر پهنه ی ماجراهای روزگار ما مطرح شود» (میر عابدینی، 1386 : 45).

 

 

عبدالعلی دستغیب درّه‌ی جذامیان را در مجله‌ی ادبیات داستانی، نغمه در زنجیر را در همین نشریه و اشراق را نیز در روزنامه‌ی سلام مورد نقد و تحلیل قرار داده است؛ که همه‌ی این مطلب بعدها در جلد اول کتاب« از دریچه نقد» منتشر شد.

 

 

از آثار دیگر امیر فجر می‌توان از مجموعه داستان« دوقدم تا قاف» ، « فجر اسلام» ، «سیره‌ی نخل»، «مضحکه‌ی ضحّاک»‌، فیلسوف‌ها» (1361)، «زندگی پیامبران» ، «رمان‌ورقا» (1364)، «سپیدارهای صبح» و نمایشنامه‌ی «انجیر و زیتون» - ره آورد سفر به سوریه و اردن و دیدن آوراگان فلسطینی – و «هر روزه‌ی سقراط» نام برد.

 

 

عبدالعلی دستغیب در فصلنامه‌ی ادبیات داستانی،کتاب «هر روزه ی سقراط» را بررسی و تحلیل کرده است.

 

 

 

 

 

آثار داستانی نویسنده با موضوع دفاع مقدس

 

 

اف: دو قدم تا قاف، مجموعه داستان(تهران، امیرکبیر، 1361، چاپ اول)

 

 

ویرایش دوم این کتاب در سال 1380 با 10 داستان در 343 صفحه چاپ شد.

 

 

عناوین داستان‌های آن عبارتنداز:

 

 

سرخ، غرقاب، خاکسترهای آشیان، باغ، دوقدم تا قاف، سرباز،ارس، لایحه ی طبّ ملّی، نرون ونمایندگان، مرگ دیکتاتور.

 

 

2داستان از این مجموعه در ارتباط با جنگ است:

 

 

خاکسترهای آشیان، داستان دو دوست جوان به نام‌های مهران و رسول است که عازم جبهه می‌شوند تابه درکِ‌درستی از معنای مرگ و زندگی برسند. آنها در جبهه با احسان – رزمنده ای که صورتش کاملاً سوخته است – آشنا می‌شوند. احسان همسری به نام لیلا دارد، اما به دلیل زشت شدن چهره‌اش بر اثر سوختگی شدید در میدان جنگ نمی خواهد به سوی زنش بازگردد. لیلا بعد از جستجوی فراوان، احسان را می‌یابد و او را به خانه می‌خواند؛ این در حالی است که مهران و رسول قبلاً به فیض شهادت نایل شده بودند.

 

 

سرباز، داستان گفت وگوی یک رزمنده باشهیدی است که تن پوش ندارد. او سپس به جریان عاشورا می پردازد و در بازگشت از جبهه، مردم تهران را که نگران آذوقه ی خود هستند، با شهدای تشنه لب و شهید بی تن پوش مقایسه‌می‌کند.

 

 

ب: درّه‌ی جذامیان(فردوس، 1366، چاپ اول)

 

 

فرّخ فرهمند، پس از گذراندن دوره‌ی دانشکده‌ی پزشکی، به آسایشگاه جذامیان بابا باغی در 20 کیلومتری تبریز می‌رود. درآن جا با جذامیان، راهبه‌های فداکار مسیحی، بسیجیان پاک‌باخته و اوضاع شهرِ در معرضِ بمباران ِ تبریز آشنا می شود و با کریستیان – راهبه‌ی مسیحی – رابطه‌ی نامشروع پیدا می‌کند، ولی راهبه‌ی مسیحی او را لو نمی‌دهد. فرّخ به ایتالیا، کشور کریستیان می رود. در خلال داستان به افراد دیگری نیز برمی‌خوریم، شخصیت‌هایی که هرکدام نقشی در جنگ ایران و عراق ایفا می کنند. در این میان عارف، یکی از ساکنان آسایشگاه برای کمک به مجروحان جنگیه به تبریز می رود. او فرزندش ، شهاب را که در جبهه مجروح شده، نمی شناسد. روز دیگر بمب افکن‌های عراقی به بیمارستان حمله می‌کنند و با فرو ریختن بمب‌های خود تعداد زیادی از بیماران و مردم را به شهادت می‌رسانند.

 

 

امیر فجر گرچه جنگ را تحمیلی و وقوع آن را اجتناب ناپذیر می داند، اما از این واقعیّت نمی‌گریزد که ادامه‌ی جنگ به مثابه ی تزریق کثیف‌ترین خون بر پیکره‌ی اجتماع است. او در رمان درهّ‌ی جذامیان به ظرافت‌ با طرح مسأله‌ی جذامیان ونمایش بدبختی های جامعه‌ی آنان، نتیجه می‌گیرد که با شیوع جنگ، بدبختی‌هایی شبیه و به مراتب بدتر از جذام گریبانگیر هر کشور خواهد شد؛ زیرا ریشه‌ی جذام، فقر است و از اثرات ویرانگر جنگ، فقر و تنگدستی خواهد بود.

 

 

(فرهنگ داستان نویسان دفاع مقدس)

 

 

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

 

زندگی نامه دیگری از ایشان به نقل از بنیاد ادبیات داستانی ایرانیان

 

 

 

 

 

امیرفجر در سال 1328 شمسی در تهران در محله قدیمی سید نصرالدین در خیابان خیام به دنیا آمد. پدرش بازاری بود و اهل تقوا و عارف مسلک. او پس از تحصیلات مقدماتی به دریافت لیسانس ادبیات انگلیسی و فوق لیسانس فلسفه نائل آمد و در محضر اساتیدی همچون استاد علی‌اکبرشهنازی در حدود بیست و پنج سال به شاگردی مشغول بود و مدتی را در کلیت الشرق الاوسط بیروت به تحصیل ادب و عرفان مسیحی و تطبیق عرفان ادیان پرداخت و در دانشکده آمریکایی بیروت نیز به گونهای پراکنده در کلاسهایی حضور یافت.

 

 

همچنین در ویلزی هال آکسفورد، به صورت مکاتبه‌ای و ناتمام، منطق، فلسفه، تاریخ، اقتصاد و جامعه‌شناسی خواند و نیز مدتی در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران به تدریس ادبیات دراماتیک، تحلیل نمایش و نمایشنامه‌نویسی پرداخت. او در سال 1357 ازدواج کرد و دو دختر به نام های نگار و نوا، دارد. همسر و خواهر او تمامی دستنوشته‌هایش را پاکنویس و حروفنگاری کردند و آنها، اولین کسانی بودند که آثارش را  خواندند و درباره‌شان نظر دادند.

 

 

 

 

 

امیرفجر علاوه بر آثار تالیفی به کار ترجمه نیز پرداخته است. مجموعه داستان "ققنوس" شامل چهارده داستان از نویسندگان بزرگ دنیاست همچنين "تفسیر و تحشیه کشف الاسرار" که در ده جلد منتشر شد، از جمله آثار ترجمه‌ای اوست. یکی از مهمترین آثار داستانی امیرفجر رمان هایی بود که درباره زندگانی پیامبر اکرم (ص) نوشت.

 

 

او برای نگارش این مجموعه گرانقدر به متون سیر، سیره‌های ابن هشام، حلبی، کامل ابن اثیر و سایر کتب دیگر از جمله تاریخ، تفسیر، رجال، حدیث و دیگر منابع مراجعه کرد. اولین کتاب منتشره وی نمایشنامه "انجیر و زیتون"بود که درباره مبارزات مردم فلسطین در سال 1358 توسط انتشارات امیرکبیر به چاپ رسید.

 

 

نگارش رمان بیست مجلدی درباره زندگی رسول اکرم (ص) نقطه عطفی در کارنامه نویسندگی او بود. هر مجلد از این مجموعه به مقطعی از زندگی پیامبر گرامی اسلام پرداخته است. مرحوم شمس آل‌احمد، اولین کسی بود که در گفتگوهای رسمی و در نوشته‌هایش آثار امیرفجر را به جامعه کتابخوان معرفی کرد و قلم او را ستود.

 

 

 

 

 

در تداوم طرح انتشار چهل هزار صفحه آثار چهل پیشکسوت ادبیات معاصر ایران به وسیله انجمن قلم ایران با مشارکت معاونت فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، رمان حجیم "نغمه در زنجیر" از استاد میثاق امیر فجر توسط انتشاراتی این انجمن، منتشر شد. موضوع محوری این رمان، مبارزه قهرآمیز گروهی از جوانان تحصیلکرده با رژیم گذشته و فرار و گریزهای آنان، همراه با تاملات عاشقانه و فلسفی، قهرمان اصلی آن - اشراق - است.

 

 

 

 

 

داستان"سرخ" از ديگر آثار امير فجر اينگونه آغاز مي گردد: "دهکده در نغمهء مدام گنجشکها و سارها- در هیاهوی شیرین صداهای پرشور و همهمه‏ های‏ شادی انگیز روزی پر مشغله غنوده بود.

 

 

نور خورشید با تیغه‏‌های پهن و پرتو نمسار، آخرین‏ توده مه برفگون را بسان پارو از لابلای ابرها می‏‌روفت. پیش از ظهر دود نیلی رنگ بر بلالای ده چرخ‏ می‏زد. ده در پژواک صداهایی که از صحرا بر می‏‌خاست، همهمه کشاورزانی که ورزوها را به کار وا می‏داشتند امید انگیز می‏‌نمود. نسیم از مرتع‏ غنوده در سایه ابرها می‏‌آمد و با خود بوی گرم و گس پونه نودمیده را می‏‌آورد. باد رشته‏‌های نرم و ابریشمین کاه را که بر بامهای گالی پوش انبار بود در هوا می‏‌پراکند.

 

 

از خاور نفس گرم دریای خزر برمی‏خاست..." نويسنده در داستان "نغمه در زنجير" از پشتوانه‌ فرهنگی انقلاب در ضمن گنگ‌ترین هنرها حرف مي زند و می‌خواهد از دو جریان همگام فقر و غنا و ظلم سیاه و مظلوم گرفتار هماهنگ گزارش بدهد همچنين از شکنجه و انقلاب صحبت مي شود.

 

 

 

 

 

در مجموعه داستان "هر روزه سقراط"، سقراط مردی است واجد اولين و شايسته ترين خصيصه عملی فلسفی كه فلسفه را با آرايه دروغ های نظری بر خود نبسته است، يعنی اگر از شجاعت به عنوان حكمت و فضيلت و به فرجام معرفت، سخن مي گويد، خود نيروی تحمل اين راه مخاطره آميز فلسفی را دارد و به گواهی مردمی كه ناظر زندگی اش بودند (يعنی شهود تاريخی) خود شجاع ترين حكيم روزگار خويش بوده است.

 

 

 

 

 

منابع برای مطالعه بيشتر:

 

 

میثاق امیر فجر،  سرخ، ادبیات داستانی، ش 51 (تابستان و پاییز 1378) ص 24 - 35.

 

 

میثاق امیر فجر، دو قدم تا قاف، انتشارات امير كبير، 1361.

 

 

میثاق امیر فجر، نغمه در زنجیر، معاونت فرهنگي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، 67.

 

 

محمد حنيف، جنگ از سه ديدگاه: نقد و بررسی 20رمان و داستان بلند چنگ پايگاه اطلاع رساني فرهنگ ايثار و شهادت (3 شهريور 1389).

 

 

میثاق امیر فجر، هر روزه سقراط، نسر مجيد، 1369.

 

 

میثاق امیر فجر، دره ی جذامیان، تهران: فردوسی، 1366.

 

 

میثاق امیر فجر، مضحكه ضحاك: نمايشنامه در پنج پرده، ناشر امير فجر، 1366.

 

 

میثاق امیر فجر و شمس آل احمد، موقعیت قصه انقلاب، کیهان فرهنگی، ش85 (خرداد 1371) ص 104 - 107.

 

 

میثاق امیر فجر، خدا در دام بلا ، ادبیات داستانی، ش40 (تابستان 1375) ص 37 - 43.

 

 

ميثاق امير فجر، پيامبر(ج 1)، در سپيده دم، دفتر نشر فرهنگ اسلامي، تهران، 1377.

نظرات شما
[کد امنیتی جدید]