تاریخ انتشار خبر: 03 مرداد 1392 - ساعت 17:01:45
صائب تبریزی

صائب تبریزی

برخی از مهمترین عناصر و ویژگی‌های سبكی و زبانی شعر صائب كه به صورتی گسترده و با بسامدی بالا در شعر وی و معاصرانش وجود دارد، اشاراتی هر چند مختصر در این نوشته می‌شود.

صائب تبریزی

میرزا محمد علی، متخلص به صائب، از معروفترین شاعران عهد صفویه است. تاریخ تولدش معلوم نیست، و محل تولد او را بعضی در تبریز و بسیاری در اصفهان دانسته‏ اند؛ اما خاندان او مسلماً تبریزی بوده ‏اند.

پدرش از بازرگانان اصفهان بود و خود یا پدرش به دستور شاه عباس اول صفوی با جمعی از تجار و مردم ثروتمند و متشخص از تبریز كوچ كرد و در محله عباس آباد اصفهان ساكن شد. عموی صائب، شمس الدین تبریزی شیرین قلم، مشهور به شمس ثانی، از استادان خط بود.

صائب در سال 1034 هـ . ق از اصفهان عازم هندوستان شد و بعد به هرات و كابل رفت. حكمران كابل، خواجه احسن الله مشهور به ظفرخان، كه خود شاعر و ادیب بود، مقدم صائب را گرامی داشت. ظفرخان پس از مدتی به خاطر جلوس شاه جهان، عازم دكن شد و صائب را نیز با خود همراه بود. شاه جهان، صائب را مورد عنایت قرار داد و به او لقب مستعدخان داد

(برخی بر این باورند كه این لقب را درویشی به او داده است).

در سال 1039 هـ.ق كه صائب و ظفرخان در ركاب شاه جهان در برهانپور بودند، خبر رسید كه پدر صائب از ایران به اكبرآباد هندوستان آمده است و می‏خواهد او را با خود به ایران ببرد. صائب از ظفرخان و پدر او، خواجه ابوالحسن تربتی اجازه بازگشت خواست، اما حصول این رخصت تا دو سال طول كشید. در سال 1042 هـ.ق، كه حكومت كشمیر به ظفرخان (به نیابت از پدرش) واگذار شد، صائب نیز به آن جا رفت، و از آن جا هم به اتفاق پدر عازم ایران شد. پس از بازگشت به ایران، در اصفهان اقامت گزید و فقط گاهی به شهرهایی از قبیل قزوین، اردبیل، تبریز و یزد سفر كرد. صائب در ایران شهرت فراوان یافت و شاه عباس دوم صفوی او را به لقب ملك الشعرایی مفتخر ساخت.

وفات صائب در اصفهان اتفاق افتاد. سن او به هنگام وفات از 65 تا 71 گفته‏اند. آرامگاه او در اصفهان و در محلی است كه در زمان حیاتش معروف به تكیه میرزا صائب بود. تعداد اشعار صائب را از شصت هزار تا صد و بیست هزار و سیصد هزار بیت و بالاتر نیز گفته‏اند.

دیوان او مكرر در ایران و هندوستان چاپ شده است. صائب خط را خوش می‏نوشت و به تركی نیز شعر می‏سرود. پس از قرن پنجم هجری، زبان شعر فارسی به همت شاعران عارفی نظیر، سنایی، نظامی، مولانا، سعدی و حافظ در سبكی ویژه كه بعدها سبك عراقی نامیدندش، استحاله شد. پیش از ظهور این بزرگان، شعر فارسی مبتنی بر دریافتهای حسی و بدوی از هستی بود.

حماسه و قصیده غالبترین انواع ادبی و در مرحله‏ای پس از این دو، غزل عرصه بیان احساسات و عواطف شاعران موسوم به سبك خراسانی محسوب می‏شد. سبك خراسانی بر عناصری چون فخامت زبان و تصاویر شفاف و محسوس همراه با حس عاطفی غلیظ بنیاد گرفته بود.

جهان بینی اكثر شاعران این دوره (به استثنای یكی دو تن) بیش از آن كه افلاكی و حقیقی باشد، مجازی و دنیوی بود. شعر فارسی با گذر از سبك خراسانی و حضور و ظهور خلاق شاعرانی عارف در آن، زیبایی سرشار و متعالی و ظریفی عظیم و غنی و وجوهی چندگانه پیدا كرد و اندیشه عرفانی غالبترین صبغه درونی آن شد.

هر كدام از بزرگان این سبك همچون قله‏های تسخیر ناپذیری شدند كه با گذشت سالیان دراز، هنوز سایه سنگینشان بر شعر و ادب فارسی گسترده است. در این سبك، برخلاف جهان حسی و ملموس سبك خراسانی، شعر پای در وادی مفاهیم انتزاعی گذاشت. به گونه‏ای كه شاعران بزرگ، متفكران بزرگی نیز بودند. در همین دوران بود كه غزل فارسی با دستكار بزرگانی چون خافظ و سعدی به اوج حقیقی خویش نزدیك شد.

پس از قرن هشتم هجری اغلب شاعران، جز حفظ سنت و حركت در حد و حدود و حاشیه آثار گذشتگان گامی فراپیش ننهادند. از قرن نهم به بعد، گروهی از شاعران ـ در جستجوی راهی تازه ـ كوشیدند تا شعر خود را از تقلید و تكرار رهایی بخشند.

كوشش‌های این گروه در بیان صمیمانه و صادقانه حس و حال درونی و زبانی سهل و ساده و دور از تكلف و مناظره عاشق و معشوق خلاصه شد.

از شاعران این گروه كه در تذكره‏ها با عنوان شاعران "وقوعی" و یا مكتب وقوع نام برده می‏شوند، كسانی همچون بابافغانی، وحشی بافقی، اهلی و هلالی از بقیه معروفند.

آثار شاعران مكتب وقوع اگر چه در كنار آثار دیگر سبكها اهمیتی درخور پیدا نكرد، اما همچون پل ارتباطی بین سبك عراقی و سبك هندی زمینه‏ای برای پیدایش "طرز نو" بود. مرور این دو بیت از وقوعی تبریزی (از شاعران سبك وقوع) خالی از فایده نیست:

زینسان كه عشق در دلم امروز خانه ساخت

می‏بایدم به درد دل جاودانه ساخت

چون مرغ زخم خورده برون شد ز سینه دل

آن بال و پر شكسته كجا آشیانه ساخت؟

از آغاز قرن دهم هجری تا میانه قرن دوازدهم هجری، شعر فارسی رنگ و بویی دیگر به خود گرفت و شاعران معیارهای زیبا شناختی جدیدی را مبنای آفرینش آثار خود كردند و به كسب تجربه‏هایی تازه پرداختند كه بعدها این "طرز نو" به سبك هندی معروف شد.

از مهمترین علل نامگذاری این شیوه به سبك هندی، مهاجرت بسیاری از این شاعران به سرزمین اسرار آمیز هند بود. محققان دلایل بسیاری بر علت مهاجرت شاعران ایرانی به هند، ذكر كرده‏اند؛ از جمله استاد گلچین معانی مهمترین این عوامل را در "خروج شاه اسماعیل اول، سختگیریهای شاه تهماسب، فتور ارباب مناصب در زمان شاه اسماعیل دوم، قتل عام شاهزادگان كه مروج و مربی شاعران بودند، فتنه‏های پیاپی ازبكان، ... دعوت شاهان هند از ایشان، همراهی سفیران ایران، رنجش و ناخرسندی... آزردگی از خویشان یا همشهریان، درویشی و قلندری، پیوستن به آشنایان و بستگان خود كه در آن سامان مقام و منصبی داشته‏اند، سفارت، تجارت، سیاحت. عیاشی و خوشگذرانی، ناسازگاری روزگار، پیدا كردن كار، راه یافتن به دربار هند و ..." می‏داند.

در هر صورت، زبان فارسی كه سالها پیشتر از ورود این شاعران به هند در آن دیار گسترش یافته بود، با حضور این طوطیان شكرشكن، جانی دوباره و رونقی بسزا گرفت. بسیاری از حكام و پادشاهان هند از علاقمندان شعر و ادب پارسی به شمار می‏رفتند. حمایت این پادشاهان از شاعران فارسی زبان و تأثیر محیط و فرهنگ بومی هند، بر ذهن و ذوق اغلب آنان تأثیراتی خاص به جای گذاشت.

زادگاه "طرز نو" ایران بود؛ اما این شیوه در هند رشد و نمو كرد و شكل كمال یافته خود را بازیافت.

شاعران بزرگی همچون صائب، كلیم، طالب، عرفی و ... از مهاجرینی بودند كه به طور مستقیم و از نزدیك، محیط و فرهنگ هندی را آزمودند و تجربه كردند.

علاوه بر اینان بزرگانی چون بیدل دهلوی، غنی كشمیری و غالب دهلوی، شاعرانی هندی الاصل فارسی زبانی بودند كه در دوره متأخر این سبك ظهور كردند و نگاهی سبگ شناسانه به آثارشان حكایت از چیرگی مفرط ذوق و فرهنگ هندی بر آثارشان نسبت به شاعران گروه اول دارد.


هر شاعر در افق خاصی از هستی قادر به كشف و دریافت لحظات و حالات شاعرانه زندگی است. سبك و شیوه هر شاعری در سرودن شعر نیز، شیوه‏ای منحصر و یگانه است؛ چرا كه آفاق درك و دریافتهای شهودی و كشفی شاعران با یكدیگر متفاوت است. از طرفی به دلیل آن كه همواره گروهی از شاعران در یك دوره معین تاریخی و در یك جامعه زندگی می‏كنند و تحت تأثیر عوامل مشترك همچون روح حاكم بر اندیشه‏های رایج در آن زمان و مسائل اجتماعی و... قرار می‏گیرند، زبان شعر یك دوره، صاحب ویژگیها و مؤلفه‏هایی می‏شود كه در آثار شاعران آن عهد مشترك است.

معمولاً این ویژگیها و مؤلفه‌‏های مشترك را در  زیر مجموعه سبك‌هایی كه به سبك‌های دوره‏ای موسوم است، بررسی می‏كنند. در واقع، اطلاق نام واحد سبك خراسانی، سبك عراقی و سبك هندی بر آثار شاعران در محدوده‏‌های معین تاریخی فقط با توجه به اشتراكاتی كه در زبان شعر جمیع آنها وجود دارد، ممكن و میسر می‏شود.

البته، عناصر مشترك موجود باید در بسامدی بالا در آثار یك گروه از شاعران تكرار شود تا امكان نامگذاری و طبقه‏بندی آنها وجود داشته باشد. باری، آثار هر شاعر در عین آن كه قابل طبقه‏بندی در یك سبك دوره‏ای مشخص است، سبكی ویژه و منحصر و فردی را نیز داراست. سبكی یگانه كه همچون خطوط انگشتانش، امضای اثر او به شمار می‏رود. چرا كه سبك و زبان آیینه احوال آفاقی و انفسی شاعرند... .

اینك، به برخی از مهمترین عناصر و ویژگیهای سبكی و زبانی شعر صائب كه به صورتی گسترده و با بسامدی بالا در شعر وی و معاصرانش وجود دارد، اشاراتی هر چند مختصر می‏كنیم:

1 ـ رویكرد به زبان عوام: گرایش كلی زبان شعر از شیوه فخیم عراقی (زبان خواص) به سمت زبانی صمیمی و مردمی است (زبان عوام) معیارهای زیبایی شناختی به طور كلی با دوره پیشین متفاوت است و شاعران در نسبتی متوازن با پسند مردم شعر می‏سرایند. فخامت و استواری زبان چندان جایگاه مهمی در شعر این عصر ندارد. اصطلاحات و تعبیرات عامیانه در بی‏پیرایه‏ترین شكل زبانی خود، بی‏تكلف و رها در شعر حضور می‏یابند.

ظهور شاعرانی از بطن جامعه همچون صاحبان حرفه‏ها و پیشه‏ها و رهایی شعر از سیطره دربارها به معنایی كه در دوره‏های پیشین وجود داشت و همچنین دوری از روش اهل فضل و مدرسه را می‏توان از مهمترین محركها و انگیزه‏های ایجاد چنین حركتی در زبان شعر این دوره دانست:

بلبل رنگین نوایی بر سر كار آمده است

آب و رنگ تازه‏ای بر روی گلزار آمده است

وقت گلشن خوش كه گلریزان ابر رحمت است

چشم پل روشن! كه آب امسال سرشار آمده است

گوش تا گوش زمین از گفتگوی ما پر است

تا خط بغداد این جام از سبوی ما پر است

2 ـ عنصر خیال در شعر صائب و شاعران سبك هندی از مهمترین عناصر سبكی است و حضوری گسترده و متنوع در شعر این شاعران دارد. صورتهای گوناگون بیانی تخیل، همچون تشبیه، استعاره، كنایه و تمثیل در بسامدی بالا در آثار صائب و ... به چشم می‏خورد. حضور تخیل در شعر این شاعران گاه عناصر دیگری همچون عاطفه شاعرانه را تحت الشعاع خود قرار می‏دهد و از فروغ آن می‏كاهد.

تصویرسازی های درخشان، بهره‏گیری مفرط از نوعی استعاره كه جاندار انگاری اشیا و شخصیت بخشیدن به آنها مهمترین هدف آن به شمار می‏رود و امروز تشخیص نامیده می‏شود و گشودن پنجره‏های خیال به سمت آفاق تازه و شعر شاعران طرز نو را سرشار از چشم اندازهای بدیع و رنگین و لحظات خیال انگیز كرده است:

شب كه سرو قامت او شمع این كاشانه بود

تا سحرگه برگریزان پر پروانه بود

مهر را سوختگان بوته خاری گیرند

ماه را زنده ‏دلان شمع مزاری گیرند

سحرگه چهره خورشید را به خون شستند

گلیم بخت من از آب نیلگون شستند

خبر كبوتر چاه ذقن به بابل برد

تمام بابلیان دست از فسون شستند

شستم به خون ز صفحه دل، مهر آسمان

زان دشنه‏ها كه بر جگر آ‏فتاب زد

3 ـ ایجاز: اشتیاق به آوردن مضامین نو و معانی بیگانه و پرداخت آن در یك بیت در لفافه‏ای از هنرهای بیانی (به ویژه استعاره) منجر به ایجازی فوق العاده (و گاه مخل) در اشعار نوپردازانی نظیر صائب، كلیم، غنی، بیدل و... شده است.

4 ـ ارسال المثل و تمثیل: ارسال المثل، آوردن ضرب المثلی در شعر به عنوان شاهد مثال است. این صنعت مورد توجه صائب و شاعران سبك هندی بود. اما نكته جالب این است كه بسیاری از مصرعهای برجسته این گروه از شاعران و به ویژه صائب به خاطر دلنشینی و مقبولیت خاصش در بین مردم در زمان شاعر و پس از او به صورت ضرب المثلهای رایج زبانزد اهل كوی و برزن می‏شد.

... اما تمثیل كه از ویژگیهای عمده این سبك به شمار می‏رود، چنان است كه شاعر در یك مصرع، مطلب و مضمونی اخلاقی یا عرفانی كه معمولاً انتزاعی است، بیان می‏كند و در مصرع دوم با ذكر مثالی از طبیعت، اشیا و یا آوردن تصویری محسوس، دلیلی برای اثبات آن می‏آورد. در برخی از این تمثیلها، گاه دو مصراع به لحاظ نحوی كاملاً مستقلند و هیچ حرف ربط یا شرطی آن دو را با یكدیگر پیوند نمی‏دهد. تمثیلات شعر صائب كلیم و بیدل از معروفترین تمثیلات شعر فارسی است:

من از بی‏قدری خار سر دیوار دانستم
كه ناكس كس نمی‏گردد از این بالانشینیها

ظالم به ظلم خویش گرفتار می‏شود
از پیچ و تاب نیست رهایی كمند را

ما زنده به آنیم كه آرام نگیریم
موجیم كه آسودگی ما عدم ماست

جسم خاكی مانع عمر سبك رفتار نیست
پیش این سیلاب كی دیوار می‏ماند به جا

5 ـ تأكید بر استقلال واحد بیت در غزل: غزل سبك هندی مبتنی بر واحد بیت است. شاعران این سبك به ابیات یك غزل، به لحاظ محتوا و مضمون چنان استقلالی می‏بخشند كه غزل به صورت مجموعه‏ای از مضامین متنوع و متفاوت درمی‏آمد. ابیاتی كه فقط با ضربآهنگ قافیه‏ها و تكرار ردیفها، از نظر موسیقیایی صورت نظمی پریشان به خود می‏گرفت. اگر چه ساختار شعر فارسی از آغاز بر بنیاد ساختار شرقی وحدت در عین كثرت بود، اما در سبك هندی این ساختار به صورتی افراطی به تفرد ابیات گرایش یافت و وحدت درونی به سرحد صورت قالب و پیوند قافیه و ردیف تقلیل پیدا كرد.

ریشه‏ های استقلال ابیات در غزل فارسی را به صورت متشخص در غزل حافظ و شیوه مضمون پردازانه وی می‏توان بازجست. (مثل همه ویژگیهای دیگر شعرش در عین اعتدال و ظرافت.)

ظهور مفرط این پدیده در سبك هندی را می‏توان در اصرار شاعران این سبك به آوردن مضامین نو و برجسته دانست؛ به گونه‏ای كه هر مضمون در نهایت ایجاز در یك بیت گنجانده می‏شد و شاعر بناچار تمام كوشش خود را صرف پروراندن مضمون مورد نظر خویش در یك بیت می‏كرد و ابیاتی با مضامین مختلف و گاه متناقض اما با وزن و قافیه و ردیف مشترك در یك غزل می‏سرود.

مصرع برجسته به گفته صائب چون تیر شهاب، جگر سوز و در یادها ماندنی بود و دیگر این كه، شاعران طرز نو دوستدار آن بودند كه اشعارشان در لایه‏های مختلف اجتماع نفوذ كند و زبانزد و ضرب المثل كلام خاص و عام باشد. صائب فرموده است:

بر زبانها وصف قد دلستان خواهد دوید
مصرع برجسته برگرد جهان خواهد دوید

6 ـ گستره وسیع واژگانی و تركیبات و ...

7 ـ بسامد بالای ردیفهای اسمی در شعر صائب، از دیگر ممیزات شعر او به سبك موسوم به هندی است. ردیفهای اسمی از علل عمده توسع خیال در شعر است؛ چرا كه شاعر ناچار می‏شود در هر بیت به تصویرسازیی كه به نوعی با ردیف ارتباط دارد، بپردازد؛ ردیفهایی نظیر: رقص، خط، شمع، حرف، گل، صبح، رنگ و آفتاب مكرر مورد استفاده صائب است و یك ردیف مشترك، مضامین گوناگون و تصاویر متنوعی را به همراه خود یدك می‏كشد:

از بس مكدرست در این روزگار صبح
از دل نمی‏كشد نفس بی‏غبار صبح

رخسار نو خط تو خوش آمد به دیده‏اش
از شب كشیده سرمه دنباله‏دار صبح

گلدسته بهشت برین، روی تازه است
برگ شكوفه‏ای است از این شاخسار صبح

تر می‏كند به خون شفق نان آفتاب
از راستی، چه می‏كشد از روزگار صبح

سنت تتبع و تأمل در اشعار پیشینایان از آغاز طلوع شعر دری، در بین شاعران فارسی زبان وجود داشت. بسیاری از شاعران علاوه بر مطالعه آثار شعر فارس به تأمل در اشعار شاعران عرب زبان نیز همت می‏گمارند. صائب نیز از شاعرانی بود كه به مطالعه آثار و دواوین گذشتگان و معاصرینش ارزش و اهمیتی فوق العاده می‏داد.

درنگ در آثار شاعران بزرگ درگذشته، علاوه بر دانش ادبی، آگاهی از ظرایف سبكهای فردی شاعران را بر یكدیگر ممكن می‏ساخت و از طرفی، شعر فارسی در دایره سنتی خویش در نحله‏‌ها و سبك‌های مختلف، هر بار از نو حیاتی دوباره می‏گرفت.

مطالعه آثار معاصرین گاه به نوعی داد و ستد ادبی (و یا گفتگو) منجر می‏شد. جواب دادن به شعر یكدیگر تفننی از این دست بود. شاعران نوپرداز سبك هندی، با وجود نوآوریها و هنجارشكنی‌های خاص سبكی خود، ثمره سنت بالنده شعر فارسی بودند كه هیچ گاه نوآوریهایشان به طور مستقیم در تعارض با اشعار گذشتگان درنیامد.

كوشش اصلی شاعران این سبك به طور مستمر صرف گریز از طرز تلقی‌های قالبی و تكراری از شعر و نگاه نو به هستی شد... .

نظری گذرا به دیوان صائب نشان می‏دهد كه این شاعر بزرگ چه مقدار تتبع و تأمل در آثار شاعران متقدم و معاصر خود داشته است:

فتاد تا به ره طرز مولوی، صائب
سپند شعله فكرش شده‏ست كوكبها

این جواب آن غزل صائب، كه می‏گوید كلیم
هر چه جانكاه است در این راه، دلخواه من است

ز بلبلان خوش الحان این چمن صائب
مرید زمزمه حافظ خوش الحان باش

صائب از درد سر هر دو جهان باز رهی
سر اگر در ره عطار نشابور كنی

این غزل را از حكیم غزنوی بشنو تمام
تا بدانی نطق صائب پیش نطقش الكن است

شعر صائب حامل حكمتی ویژه است. به عبارتی، صائب به دیده‏ای حكیمانه شاهد اوضاع جهان است. اما این حكمت حاصل سیر و سلوكی عرفانی به معنای خاص آن نیست و همچنین این حكمت نتیجه شاگردی اندیشه‏ورزان و فیلسوفان و استادان مدرسه نیست؛ بلكه برخاسته از فطرت و حدت هوش شاعر و برآمده از نوعی غور و تأمل آزاد در پدیده‏‌های گوناگون هستی است.

صائب به تماشا و تفریح جهان آمده است و در این تماشا، دیدنیهای طبیعت را با برخی از مفاهیم و مضامین موجود در زندگی انسانی برابر می‏نهد و مفاهیم ملموس و روزمره را كه هر انسانی دائماً در گیرودار با آنهاست، برجسته می‏كند و با نیروی تخیل شگفت انگیزش، آنها را با تصاویری محسوس و در دسترس پیوند می‏دهد؛ پیوندی كه محصول آن عبرت است و میوه‏اش حكمت؛ حكمتی كه ریشه در ذوق هنرمندانه و هوش نكته ربا دارد.

شعر وی با عموم مخاطبان ارتباط برقرار می‏كند و این ارتباط به قدری صمیمی است كه مخاطب احساس می‏كند به مضمون اندیشه شاعر پیشتر می‏اندیشیده است؛ اما توان بیان آن را در خود نمی‏یافته است. صائب به اقتضای سنت شعر فارسی غیر از مضامین متنوع و بدیع از مضامین و مفاهیم عرفانی به گشادگی تمام بهره می‏گیرد. این مفاهیم در شعر صائب بیشتر از نوع كسبی هستند و نه كشفی و اندیشه‏های عرفانی صائب اغلب برخاسته از عرفانی نظری است. زبان راز محمل شهود و كشف عارفان و شاعران عارف است؛ آن چنان كه در شعر حافظ، مولوی و ... شاهد آنیم. حال آن كه وجه ممیز زبان شعر صائب در بهره‌‏گیری‌های مفرط او از استعاره و تمثیل است.
 

 برگرفته از سارا شعر

نظرات شما
[کد امنیتی جدید]