تاریخ انتشار خبر: 17 مرداد 1392 - ساعت 00:23:34
کتاب زرد و صورتی

کتاب زرد و صورتی

در كتاب" زرد و صورتي "با دو آدم كه نماينده دو طرز تفكرند، روبه روييم .آدمك زرد فكر مي كند، شك مي كند و آفرينش موجودات را بنا بر حساب شانس و تصادف وزاييده همان اتفاق و شانس مي داند .آدمك صورتي ذهنش براي لحظاتي در گير سوالات آدمك زرد مي شود اما آرام ومنطقي ست و بنا بر حساب منطق و احتمالات نظريه هاي آدمك زرد را مبني بر تصادفي بودن آفرينش رد مي نمايد .

مضامين كتابهاي کلرژوبرت بيشتر در ارتباط با  اثبات وجود خداست .در راستاي اين هدف به  نويسنده به سوي پديده هاي خلقت مي رود و با توجه به مواردي مثل نظم در آفرينش پديده ها و نيز نگاه به فطرت انسان كه نيازمند دوستي ،مهر و محبت است به جستجوي خدابر مي خيزد و در نهايت متوجه مي شود كه كسي كه مي تواند به او در زيباترين وجه و صورت، كمك نمايد خداي بزرگ است.در ارتباط با كتابهاي ايشان قطعا  از خود خواهيم پرسيد:آيا نويسنده موفق مي شود گريزي هنرمندانه به موضوع بزند؟آيا سير داستان ها به گونه اي است كه مخاطب را به شكلي غير مستقيم به سمت هدف هدايت نمايد و يا نه القاي مفهوم در همان سطوح اوليه باقي مي ماند و عليرغم آنكه نويسنده مي كوشد با ابزار فلسفه يعني فكر و تعقل كودك را به هدف نزديك نمايد، نقشي كه در دل و فكر مخاطب مي زند، چندان عميق و ماندگار نيست .

در ارتباط با كتاب" زرد و صورتي "اين سوال مطرح مي شود كه مساله مذكور چقدر دغدغه كودكان ماست .همانطور كه از دو عنوان اول برمي آيد بلافاصله ذهن خواننده به سمت موضوع هدايت مي شود .اينكه هرعنوان تا چه حد بار هنري دارد و چقدر مي تواند در رساندن موضوع و مفهوم كمك نمايد ،چقدر در جذب مخاطب موثر است،چقدر خلاق و بكر است و...جاي بحث و گفتگو دارد .كلر ژوبرت در آثار تاليفي و ترجمه اش همواره به نوعي دغدغه خود را در انتخاب موضوع نشان مي دهد. هر انساني در بحث معرفت شناسي و ارتباط با خداوند جهان در درجه و مقامي قرار دارد .سطح شناخت ها ،آگاهي ها ،دريافت ها و معرفت ها با يكديگر متفاوت است .قرآن كريم خود به اين مهم اشاره دارد .ايمان به خدا و انجام آنچه خدا مي پسندد و دوست دارد و تمام بندگان را به آن توصيه مي نمايد ،موجب ارتباط وجودي قوي تر با خداوند مي شود .جلوه هاي حضور و شناخت خداوند و راه هاي معرفت و ارتباط بيشتر با او در آثار كلر ژوبرت كدامند؟با توجه به شناختي كه ما از بچه ها داريم و نيز اعتقادمان برآنكه بچه ها لوحي سفيد و پاكند كه به فطرت خدايي خويشو  نزديك ترند و با توجه به تصويري كه از كودكان در ذهن متبادر مي شود ،استدلال و فلسفه چه جايگاهي دارد .

 

در كتاب" زرد و صورتي "با دو آدم كه نماينده دو طرز تفكرند، روبه روييم .آدمك زرد فكر مي كند، شك مي كند و آفرينش موجودات را بنا بر حساب شانس و تصادف وزاييده همان اتفاق و شانس مي داند .آدمك صورتي ذهنش براي لحظاتي در گير سوالات آدمك زرد مي شود اما آرام ومنطقي ست و بنا بر حساب منطق و احتمالات نظريه هاي آدمك زرد را مبني بر تصادفي بودن آفرينش رد مي نمايد .

 

 

همه چيز از يك روز آفتابي شروع مي شود .با توصيف كوتاه نويسنده از زمان مكان و شخصيت ها و قصه به جريان مي افتد؛ با سوال آدمك زرد ازآدمك صورتي اينكه:"من تورا مي شناسم؟"و اينكه :"مي داني اينجا چه كار مي كنيم ؟"پاسخ آدمك صورتي منفي است .آنها هيچ چيز را به خاطر نمي آورند .همه چيز براي آنها جديد ،عجيب و غريب به نظر مي آيد .اين نكته در قصه نشان داده نمي شود به عبارتي فضا سازي و پرداخته نمي شود.روايت كار به گونه اي است كه انگار همه چيز براي آنها آشناست. از زبان آدمك زرد ، مطرح مي شود كه آنها كه هيچ تجربه و شناختي از خود و پديده هاي هستي ندارند آنها همه چيز را نو و عجيب و غريب مي دانند.پس آنها واقعيت خود و جهان اطرافشان را با چه چيزي مقايسه مي نمايند كه آن را عجيب و غريب مي يابند .نكته ديگر ،وقتي آدمك زرد در مقابل سوالات آدمك صورتي قرار مي گيرد، شانس و اتفاق را در آفرينششان دخيل مي داندو به پديده هايي مثل زمستان ،باد شني ،صاعقه ،تگرگ ،حشرات ،داركوب و...اشاره مي كند؛ بلافاصله اين سوال در ذهن ايجاد مي شود كه وقتي كه همه چيز براي آنهانو و عجيب و غريب است و هيچ دريافت و شناختي از دنياي اطرافشان ندارند، چگو نه با اين پديده ها آشنايند و آدمك زرد براي اثبات مدعايش از آنها بهره مي جويد ؟!

 

 

آدمك زرد ،شكاك ،و پرسشگر است . او راه مي رود ،فكر مي كند، مبناي استدلالش هم تصادف و احتمال است .او حتي آدمك صورتي را به فكر نكردن متهم مي كند .

 

 

صورتي ،در مقابل سوالات زرد ،فكر مي كند اما با آرامش و تامل. او با توجه به نظم و دقتي كه در آفرينش خودشان يافته ،حرفهاي آدمك زرد را باور نمي كند حتي خنده اش مي گيرد و مي گويد:"يعني اين دستها كه مي توانم به اين طرف و آن طرف تكانشان دهم ، اين سر كه مي توانم به هر طرفي بچرخانمش ،اين بيني كه نفس مي كشد ،اين پاها كه راه مي روند ،همه و همه فقط اتفاقي به وجود آمده است ؟شانسي ؟مسخره است!"او به نكات خوبي در آفرينش خودش اشاره مي كند ابتداءبه خودش مي نگرد و در مقابل پاسخ هاي مبني بر تصادف و اتفاقي بودن آدمك زرد قانع نمي شود . از منطق و استدلال پر قوت تري برخوردار است اماآيا رسيدن او به اين شناخت و ظرفيت هاي و توانايي هاي  وجودي  ،مبتني بر حكمت است و علتش پخته و  برخاسته از معرفتي است كه شايدرسيدن به اين معرفت، نيازمندپيش زمينه هاي فطري و محيطي، زمان ونوع تفكري است كه شخص را به اين درجه از خود آگاهي و شناخت در هستي شناسي برساند و يا نه مطلب در كتاب به پختگي و كمال لازم نرسيده و به نوعي نويسنده كوشيده با نقل و بيان اين نمونه ها شخصيتي را كه در ذهن پرورانده به خواننده عرضه نمايد .

 

 

سوال ديگري كه در ذهن ايجاد مي شود اين است كه اين نكات كه تماما بنيادي ترين مسائل بشر در طور تاريخ زندگي و حيات او بوده – از كجا آمده ام ،آمدنم بهر چه بود ...- خدا شناسي ،هستي شناسي و انسان شناسي – در اين مقطع سني تا چه حد مساله كو دكان است ؟زبان بيا ن هنرمندانه و موثر آنها داراي چه ويژگي هايي است؟ظرافت هاي كار كدامند ؟طرح مسائل انتزاعي در ادبيات كودك و نوجوان با توجه به چه مقدمه ها يي نياز دارد ،داراي چه مشخصه هايي ست  و چگونه بايد صورت پذيرد؟ ورود در اين مقوله با كدام ابزارها و طي چه مسيرها و با كدام روش ها موفق تر است ؟فلسفه در اين مقطع سني و بهره گيري از ابزارآن –فكر و تعقل – به چه پيش زمينه ها و روش هايي نياز دارد؟ طرح چه سوالاتي ضروري ست و نوع طرح بايستي چگونه باشد ؟هنر در اين راستا چقدر مي تواند تاثير گذار باشد ؟آيا از تمام و يا بيشتر ظرفيت هاي يك قالب هنري جهت تاثير گذاري بيشتر استفاده شده آيا تلاش شده از افتادن به ورطه مستقيم گويي و پرهيز شود ؟آيا مخاطب خودمان را با سوالات و ظرفيت هاي وجودي ،سطح تفكر و تعقل ،تجربيات و نيازهايش شناخته ايم ؟در ارتباط با نمونه هاي موفق كتابهايي كه موضوعشان مسائل خداشناسي و خودشناسي است در قالب هاي مختلف داستان شعر وعلمي و ...تا كنون تحقيق ارزشمند و دقيقي انجام شده .تا چه حد اين تحقيق ضرورت دارد و اگر دارد روش درست پرداختم به آن چيست ؟اصولا فلسفه براي كودكان در چه مرحله اي از تجربه است ؟داراي چه مميزه ها و تعريف ها و كاربردهايي است ؟و...

 

 

آدمك زرد در نهايت به اين نكته مي رسد كه من جواب همه چيز را نمي دانم .مرد از ديدن وضعيت تازه آدمكها تعجب نمي كند و آدمك زرد مي گويد نمي دانم ولي سعي مي كنم بدانم .اين نكته خوبي ست  اينكه بپذيريم جواب بسياري از سوالات را نمي دانيم و دادن پاسخ اتفاقي بي مبنا و بي منطق مبتني بر تصادف و شانس راهكار درستي نيست اما اذعان برآن و  سعي براي شناختن و معرفت بيشتر يك آموزه مهم و ارزشمندي ست كه در طول تاريخ اديان الهي و تمام انديشمندان و متفكران در جستجوي شناساندن آن به بشر بوده اند عبادتي چون تفكر نيست اين جان كلام است و زندگي انبياءالهي ،پيامبر گرامي اسلام و ائمه معصومين بر مدار تفكر مي گشت .

 

 

شايد بتوان گفت در زمينه خداشناسي كتاب در جستجوي خدا و كلوچه اي براي خدا از همين نويسنده داراي ظرفيت هاي مثبت و ارزنده اي است تاكيد بر آنكه خدا را نمي شودديد در كتاب در جستجوي خدا ممكن است ورود در مقوله هاي انتزاعي باشد اما سوالي است كه براي همه كودكان مطرح است و نويسنده پاسخ قشنگي به سوال مي دهد خدا را مي شود با نشانه هايش ديد .خدا پاسخ ما را با نعمت هايش مي دهد اين ها آموزش هاي هنرمندانه و لطيفي هستند كه در ذهن مخاطب مي مانند در كتاب كلوچه اي براي خدا يك در س زيبا مطرح مي شود پاسخ نعمت هاي خدا را مي شود با مهرباني داد مهربان بودن با آفريده ها ي او كه نيازمند محبت و مهرباني اند .راستي كدام راه مي تواند دنيارا براي كودكان  از اين زيباتر سازد .آفرين بر اين نگاه لطيف و خدايي!

 

 

انتخاب دو رنگ زرد و صورتي براي دو شخصيت داستان با دو وي‍‍ژگي متفاوت و نيز انتخاب اين دو رنگ براي عنوان كتاب و نيز استفاده از آن در تصويرگري نكته اي است كه مي توان در مورد آن به بحث و تامل پرداخت.

 

 

تصاوير در عين سادگي ،بسيار حس دارند با اينكه شخصيت هاي داستان آدمك چوبي هستند ولي مهارت تصويرگر، حالات وحس هاي انساني مختلف مثل :تعجب ،تفكر ،تعجب و...را در شخصيت ها بسيار خوب نشان داده. مي شود روي حس تصويرها ،با بچه ها به بحث و گفتگو نشست و طرح هاي فرهنگي مختلفي را اجراءنمود ؛مثلا تصويريك شخصيت را به بچه ها نشان بدهيم و بخواهيم ديالوگي برايش بگويند يا تصوير يك شخصيت را نشان دهيم و بخواهيم ديالوگ شخصيت مقابل را بگويند ويانقاشي آن را بكشند .همچنين تصاوير مي توانند ايده هاي خوبي براي قصه سازي ،قصه نويسي،گفتگو ، كارهاي انيميشن ،عروسك سازي،ماسك سازي و كاردستي به ما بدهند .در مجموع تصوير گري كار ساده و تامل برانگيز و زيباست!

 

 

عنوان كتاب و جلد آن و تصوير گري روي جلد بچه ها را به خود مي خواند .در مجموع خلاقيت خوبي در تصوير گري و جلد ديده مي شود مي شود در باره وجوه تمايز كار با آثار منتشره به گفتگو نشست .

 

 

موضوع ،نوع نگاه نويسنده به موضوع  وشيوه طرح آن ،ميزان تناسب موضوع با مخاطبين ،ضرورت طرح مساله ،ميزان استفاده از ابزار هنردر طرح موضوع ،قالب كار ،شروع و پايانه كار ،ميزان تاثير گذاري اثر برمخاطب ،ميزان استقبال مخاطبين از كتاب ،ميزان در يافت مخاطب از كتاب و...از جمله مواردي هستند كه براي مربيان عزيز و محترم قابل بحث و طرحند .اينكه چه مباحثي از كار براي مخاطبين قابل بحث و گفتگو باشند نكته اي است كه با بحث و گفتگو و استفاده از تجربياتمان و ارتباط با مخاطبين مان قابل دسترسي و دريافت است.

 

 

به نقل از پنج یار مهربان

 

نظرات شما
[کد امنیتی جدید]