تاریخ انتشار خبر: 27 مرداد 1392 - ساعت 04:40:00
 رمان «سه ديدار با مردي كه از فراسوي باور ما مي‌آمد»

رمان «سه ديدار با مردي كه از فراسوي باور ما مي‌آمد»

كليت حوادث داستاني كتاب در سه بخش جداگانه روايت مي‌شود كه بخش اول حالتي توصيفي دارد و در قالب داستاني نمي‌گنجد. صحبت اصلي نويسنده درباره ورود مردي است كه از دريا بر آمده و يك راست به منزل راوي مي‌آيد و در پي آن مريدي راوي مشخص و تعريف و تمجيدهاي از خود مطرح مي‌شود. در بخش دوم، داستان به دوران نوجواني امام بر مي‌گردد.

در سال 1379 چاپ اول رمان دو جلدي سه «ديدار با مردي كه از فراسوي باور ما مي‌آمد» بر اساس زندگي و شخصيت حضرت امام خميني(ره) به قلم نادر ابراهيمي از سوي انتشارات حوزه هنري سازمان تبليغات اسلامي منتشر شده كه در آن زمان انتقاداتي هم بر نحوه چاپ اين كتاب مطرح شد، چرا كه آن زمان هماهنگي لازم براي انتشار اين كتاب با مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني صورت نگرفته بود.

 

 

حال آن كه برابر «قانون نحوه حفظ آثار و ياد حضرت امام خميني رضوان الله تعالي عليه» مصوب روز چهاردهم آبان ماه يكهزار و سيصد و شصت و هشت مجلس شوراي اسلامي كه در تاريخ 1368.08.14 به تاييد شوراي نگهبان رسيده و در تاريخ 1368.08.28به كليه وزارتخانه‌ها، سازمان‌ها، مؤسسات دولتي، نهادهاي انقلاب اسلامي و استانداري‌هاي سراسر كشور ابلاغ شده است چاپ و انتشار زندگينامه و آثار و گفتار حضرت امام خميني رضوان الله تعالي عليه از سوي اشخاص حقيقي و حقوقي و شركت‌ها و مؤسسات دولتي و غير دولتي بدون تاييد صحت مطالب توسط مؤسسه نشر آثار امام خميني ممنوع است و اشخاص و مؤسسات مذكور موظفند قبلا به مصادر تاييد شده توسط مؤسسه استناد كرده يا تاييديه لازم را از اين مركز دريافت و به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ارائه كنند.

 

 

با اين حال، در همان روزهاي اول انتشار كتاب «سه ديدار با مردي كه از فراسوي باور ما مي‌آمد»، اين كتاب مورد استقبال مخاطبان واقع شد و خيلي زود در رديف كتاب‌هاي ناياب قرار گرفت، اما در ادامه، از تجديد چاپ اين كتاب خبري نشد تا اين كه بعد از حدود 10 سال رمان «سه ديدار با مردي كه از فراسوي باور ما مي‌آمد» تجديد چاپ شد و در سال 1389 كتاب با تغييرات گرافيكي، البته بدون ذره‌اي تغيير محتوايي براي دومين بار منتشر و در همان سال چاپ سوم آن از سوي انتشارات سوره مهر وارد بازار نشر شد. جلدهاي اول و دوم اين كتاب با عناوين فرعي «رجعت به ريشه‌ها» و «در ميانه ميدان» در فاصله سال‌هاي 1375 تا 1377 نوشته شده كه در پايان جلد دوم نويد انتشار جلد سوم با عنوان فرعي «حركت در اوج» از سوي نويسنده به مخاطبان مجموعه داده است، اما در واقع چنين كتابي هرگز منتشر نشده و ناشر و بستگان نويسنده از وجود چنين كتابي اظهار بي‌اطلاعي مي‌كنند.
 

كليت حوادث داستاني كتاب در سه بخش جداگانه روايت مي‌شود كه بخش اول حالتي توصيفي دارد و در قالب داستاني نمي‌گنجد. صحبت اصلي نويسنده درباره ورود مردي است كه از دريا بر آمده و يك راست به منزل راوي مي‌آيد و در پي آن مريدي راوي مشخص و تعريف و تمجيدهاي از خود مطرح مي‌شود. در بخش دوم، داستان به دوران نوجواني امام بر مي‌گردد و در آنجا شخصيت‌هايي چون صاحبه بانو عمه امام، و حاج آقا مرتضي برادر امام. مطرح مي‌شوند.

 

 

سومين بخش به ديدار سوم مربوط مي‌شود كه در آن، حضرت امام در دوران جواني به سر مي‌برند و با شخصيت‌هايي چون مدرس آشنا مي‌شوند. بخش‌هاي بعدي به ترتيب دنباله اين سه ديدار يا سه بخش هستند. يعني بخش چهارم دنباله بخش اول، بخش پنجم دنباله بخش دوم و... به همين ترتيب بخش هفتم دنباله بخش چهارم و تا آخر است. نويسنده در آخرين بخش ديدارها را در هم مي‌آميزد و به نوعي به يك جمع‌بندي مقطعي متناسب با بخش‌ها مي‌رسد. مرحوم نادر ابراهيمي در مقدمه چاپ نخست اين مجموعه آورده است: من داستان مي‌نويسم، تاريخ نمي‌نويسم.

 

 

تاريخ‌هاي بسياري قبل از من نوشته شده است و هم زمان با من و بعد از من نيز نوشته مي‌شود و خواهد شد؛ اما داستان، فقط يك بار نوشته مي‌شود؛ فقط يك بار. آنها كه واقعيت را مي‌خواهند نه حقيقت را، و طالب واقعيات تاريخي هستند نه حقايق انساني، مي‌توانند به بي‌دغدغه خاطر، به بهترين تاريخ‌ها مراجعه كنند... به اعتقاد بسياري از كارشناسان و منتقدان ادبي، رمان «سه ديدار با مردي كه از فراسوي باور ما مي‌آمد» تنها كتابي است كه در قالب ادبيات داستاني براي گروه سني بزرگسال، به شخصيت امام خميني(ره) پرداخته است. داستان اين رمان از نوع تاريخي است. پيش از اين هم نادر ابراهيمي داستان‌هاي « مردي در تبعيد ابدي» و «بر جاده‌هاي آبي سرخ» را نوشته است. اين دو داستان هم مضمون تاريخي دارند و شرح حال ملاصدراي شيرازي و ميرمهناي دغابي را مطرح مي‌كنند. اين گونه داستان‌ها كه بر پايه زندگي شخصيت‌هاي سياسي و فرهنگي نوشته مي‌شوند ويژگي‌هاي خاصي دارند، به گونه‌اي كه گاه بزرگترين داستان‌نويسان كه از نقش شخصيت و ضرورت عنصر حقيقت مانندي در داستان مطلع هستند اقدام به خلق داستان‌هاي ضعيف و كم بنيه مي‌كنند. واضح است كه طرح اين گونه داستان‌ها نبايد به دور از حقيقت باشد، مخصوصا طرح زندگي شخصيت‌هاي معاصر، نويسنده در راستاي خلق چنين آثاري مي‌تواند گه گاه براي بيان حقايق از قوه تخيلي خود استفاده كند و با صحنه پردازي و بردن حوادث حقيقي در بستر ماجراهاي تخيلي شخصيت‌هاي خود را مطرح سازد. در ضمن اين گونه داستان‌ها نبايد قالب و ساختار داستاني خود را از دست بدهند و بيشتر به روايتي - تاريخي شبيه شوند. متاسفانه در اين داستان در هر دو مورد مسامحه ديده مي‌شود.

 

 

ديدار اول كتاب به دليل گفت‌وگوهاي طولاني از تعليق به مراتب كمتري برخوردار است و در دو ديدار بعدي شكل روايت تا حدودي متفاوت مي‌شود و همين مسئله باعث ايجاد تعليق بيشتر در داستان‌پردازي كتاب شده است. با اين حال، نويسنده قدرت احضار كلمات را براي بيان مقصود دارد. او در گزينش واژه‌ها و احاطه بر ساختار نحوي چيرگي دارد. اما در به كارگيري واژه ها پرهيز هنرمندانه از خود نشان نداده است. در ارتباط با ساختمان و اسكلت‌بندي اصلي هم مي‌توان به اثر ايرادي گرفت. اصولا نويسنده براي شخصيت‌پردازي بايد از روش‌هاي مختلفي استفاده كند در حالي كه در اين داستان تنها عنصر گفت‌وگو مورد استفاده قرار گرفته است و باعث شده تا داستان سير قهقرايي خود را طي كند. در مجموع، تفاوت نثر به كار گرفته شده در سه ديدار باعث تنوع در قلم نويسنده شده و هر يك از بخش‌هاي كتاب متناسب با حال و هواي آن بخش روايت شده و زندگي و شخصيت يكي از بزرگترين عالمان ديني در قالب يك اثر ادبي ماندگار نگارش يافته است.

 

یادداشت از علی الله سلیمی

نظرات شما
[کد امنیتی جدید]