تاریخ انتشار خبر: 27 مرداد 1392 - ساعت 05:28:39
محسن مطلق

محسن مطلق

مطلق متولد 1348 تهران است. در 1362 براي اولين بار به جبهه‌هاي جنگ رفت و تحت تأثير آن فضا تا پايان جنگ در جبهه ماند. مطلق كار نوشتن درباره‌ جنگ را با كتاب "زنده باد كميل" آغاز كرد.

مطلق متولد 1348 تهران است. در 1362 براي اولين بار به جبهه‌هاي جنگ رفت و تحت تأثير آن فضا تا پايان جنگ در جبهه ماند. مطلق كار نوشتن درباره‌ جنگ را با كتاب "زنده باد كميل" آغاز كرد و با كتابهاي ديگر مثل "برد ايمان"، "مخمل يادها"،‌ "نگاه شيشه‌اي"‌،‌ "مهاجر مهربان" و "يك روز يك مرد"، "سفرنامة جنگ"، "مهاجر كوچك"، "يادگار" (داستان زندگي شهيدان جعفريان و واعظي)، "شهيد آويني" (داستان نوجوانان)، مجموعه داستان "آنجا كه من بودم"، "نگهبان كوچك" (درباره شهر سر پل ذهاب)، "درخت تنها" (درباره شهر مهران)‌ ادامه داد. بعد از جنگ در دانشگاه علم و صنعت تهران طراحي صنعتي خواند.

 

 

 كتاب "زنده‌باد كميل" خاطرات پيوستة بسيجي جبهه‌هاي جنگ محسن مطلق است كه در گردان كميل فعاليت مي‌كرده است. اين كتاب بهترين اثر وي شناخته شده است. او در "زنده‌باد كميل" از روزهاي آغازين اعزام به جبهه‌هاي جنگ، آشنايي با ساده‌ترين و بي‌توقع‌ترين مردان نبرد ياد كرده است. اديك بوتل نام پايان‌نامه دكترايش را ؛ زنده باد كميل! گذاشته و حدود هزار صفحه درباره اين كتاب 120 صفحه‌اي نوشته است."1 كتاب "درخت تنها"، داستانى كوتاه از حمله دشمن به شهر مهران در زمان جنگ ايران و عراق و نحوه تصرف  و آزادى اين شهراست. در اين داستان، موقعيت جغرافيايى مهران، وضعيت شهر قبل ازشروع جنگ تا زمان حمله دشمن در پائيز 1359 و اشغال آن، رفتارهاى وحشيانه عراقى‏ها در مدت 3 سال اشغال مهران، رشادتهاى رزمندگان ايرانى كه منجر به آزادى شهر در سال  1362 شد و همه ماجراهاى ديگر از زبان درختى در بلوار شهر مهران نقل‏ مى‏شود.

 

 

  كتاب "مهاجر كوچك" شامل خاطراتي از زندگي‌نامه شهيد اسماعيل دقايقي فرمانده تيپ 9 بدر مي‌باشد كه در عمليات كربلاي 5 به شهادت رسيد. كتاب شامل 17 بخش است كه محتواي آن عبارتست از: خاطراتي از دوران هجرت شهيد با خانواده از بهبهان به آغاجاري به ‌دليل مواجه با مشكلات مالي و اوضاع بد اقتصادي خانواده، ماجراي فعاليتهاي ضد رژيم پهلوي قبل از انقلاب و تلاش وي براي انفجار و از بين بردن مجسمه رضا شاه، دستگيري و به زندان افتادن توسط ساواك و بازجويي و شكنجه وي و اخراج از مدرسه به‌ دليل خرابكار تلقي شدن، سخنرانيهاي وي در كلاس و مشكل‌آفرين شدن براي اساتيد دانشگاه، خاطراتي از دوران جبهه و دفاع مقدس و آزادسازي روستاي فكه از دست نيروهاي دشمن، محافظ مراجع عظام شدنش، بنيان نهادن تيپ 9 بدر به ‌وسيله شهيد دقايقي كه متشكل از عراقيهاي تواب و مجاهدي بود كه قصد همكاري با ايران را داشتند، در پايان نيز روزهاي واپسين و نحوه به شهادت رسيدنش در اطراف شهر بصره اشاره شده است.

 

 

 حسن آذرى (متولد 1322)، كار عكاسى را به صورت غيرحرفه‏اى از دبيرستان آغاز مى‏كند. پس از اخذ ديپلم و گذراندن دوره ‏سربازى، در يك لابراتوار در تهران مشغول به كار می‌‏شود و از طريق ‏آشنايى مسئول لابراتوار با  قطبى ( رئيس تلويزيون در زمان رژيم‏ پهلوى) به عنوان فيلمبردار به استخدام صدا و سيما در می‌آيد. درسالهاى قبل از انقلاب براى تهيه گزارش به كشورهاى مختلفى‏ چون لبنان، هند، افغانستان، تايلند، ويتنام و هنگ كنگ سفر مى‏كند. در بحبوبه انقلاب وارد جريانات و مبارزات سياسى مى‏شود. در اين ‏ايام از وقايع و رويدادهاى مختلف همچون تظاهرات مردم، درگيرى‏ گارد شاه با افراد نيروى هوايى ارتش، ورود امام به ايران، ديدار امام با مردم در مدرسه علوى در تهران و مسجد امام حسن (ع) در قم  فيلمبردارى می‌‏كند. مدت كوتاهى پس از آغاز جنگ ايران و عراق در آبان ماه 1359 عازم جبهه مى‏شود. در سال 1360 براى درمان ‏بيمارى ناشى از مجروحيت در جبهه به آلمان سفر مى‏كند و درهمين سال به مكه نيز مشرف مى‏شود. وى در سالهاى آغازين جنگ در تهيه گزارش از مناطق جنگى، وضعيت رزمندگان و وقايع جنگ نقشى چشمگير داشته است و در سالهاى پايانى جنگ نيز به ضرورت عازم جبهه می‌‏شود. كتاب حاضر، دربردارنده خاطرات وى از ايام  جنگ ايران و عراق است.

 

 

 كتاب "نگهبان کوچک" داستان كوتاهي است كه براي كودكان و نوجوانان نوشته شده است، موضوع داستان دربارة دوران جنگ ايران و عراق و آخرين روزهاي جنگ (قبول قطعنامه 598) مي‌باشد، مسيح پسر بچه‌اي چوپان در منطقه سر پل ذهاب در هنگام چوپاني به سرباز مجروح ايراني برمي‌خورد كه به او خبر مي‌دهد دشمن در واپسين روزهاي جنگ از فرصت استفاده كرده و قصد تجاوز مجدد به خاك ايران را دارد. مسيح با برداشتن اسلحه مجروح، خود را به ‌سختي از ميان محاصرة دشمن به قرارگاه نيروهاي ايراني رسانده و پس از باخبر ساختن آنها از تصميم شوم عراقيها به ميان دشمن زده و سرباز مجروح را نجات مي‌دهد و براي اينكه تأخيري در پيش‌روي نيروهاي دشمن به وجود آورد با قطع طنابهاي الوارهاي گردآوري شده در بالاي تپه، آنها را كه در تنگه پاطاق در حال پيش‌روي بودند به مشكل انداخته و همچون يك رزمنده بسيجي به ميهن خود خدمت مي‌كند و سرانجام با رسيدن نيروهاي ايراني دشمن مجبور به عقب‌نشيني مي‌شود.

 

 

 

 

 

"يك روز يك مرد" بر اساس زندگي سردار شهيد حاج داود كريمي نگاشته شده است. در بين صفحات اين داستان مي‌توان به شخصيت اين شهيد نزديك شد. كتاب روايتگر زندگي مردي است كه شب‌ها در تاريكي جبهه‌ها به نگهبانان سر مي‌زند. مردي كه هر صبح براي تنفس هوای پاك با دوچرخه از منزل راهي مغازه كوچك تراشكاري‌اش مي‌شود. او در اثر استنشاق چند نوع گاز شيميايي در عمليات والفجر 10 و منطقه حلبچه، شيميايي شده بود، اما به كار و تلاش ادامه مي‌داد و در مغازه تراشكاري فعاليت مي‌كرد. حاج داود كريمي با اينكه زندگي مرفهي نداشت، اما نمي‌توانست به روي خواسته‌ها و نيازهاي ديگران چشم ببندد. روايت فداكاري‌هاي او را مي‌توان در فصل فصل كتاب درك كرد.

 

 

 

 

 

منابع براي مطالعه بيشتر:

 

 

زنده‌ باد كميل، دوهفته نامه مهر،

 

 

محسن مطلق، درخت تنها، سوره مهر،1381.

 

 

محسن مطلق، مهاجر كوچك ، سوره مهر،1383.

 

 

محسن مطلق، نگاه شیشه ای، سوره مهر،1381 .

 

 

محسن مطلق، نگهبان کوچک، سوره مهر، 1383.

 

 

محسن مطلق، يك روز يك مرد، سوره مهر، 1385.

 

نظرات شما
[کد امنیتی جدید]