تاریخ انتشار خبر: 29 مرداد 1392 - ساعت 00:43:21
شهید حبیب غنی پور

شهید حبیب غنی پور

اولین داستانش سال 1359 با عنوان«انشا» در نشریه‌ی «سوره، بچه‌های مسجد» به چاپ رسید و با عث گردید تا حبیب گام‌های جدی‌تری به سوی داستان نویسی حرفه‌ای بردارد؛ اما شروع جنگ او را روانه‌ی جبهه‌ها کرد.

حبیب بیدار غنی‌پور در محله‌ی «جی» ـ حاجیان ـ واقع در جنوب غربی تهران به دنیا آمد. پدرش کاسب محل و مادرش معلم قرآن جلسات مذهبی بانوان بود. 14 سالگی‌اش مصادف با وقوع انقلاب شد و او به عضویت مسجد جوادالأئمّه که روبه‌روی منزل آنها بود، درآمد و فعالانه در نشست‌های قصه‌خوانی و نقد داستان آن محفل معنوی شرکت جست.

 

 

اولین داستانش سال 1359 با عنوان«انشا» در نشریه‌ی «سوره، بچه‌های مسجد» به چاپ رسید و با عث گردید تا حبیب گام‌های جدی‌تری به سوی داستان نویسی حرفه‌ای بردارد؛ اما شروع جنگ او را روانه‌ی جبهه‌ها کرد، در چند حمله‌ی بزرگ شرکت نمود و در عملیات «مسلم بن عقیل» از ناحیه ی هر دو پا به شدت مجروح شد و در بیمارستان تبریز بستری گردید. بعد از مدتی با بهبود نسبی به تهران برگشت؛ ولی تا موقع شهدت همچنان یک پایش را می‌کشید.

 

 

سال 1362 دیپلم گرفت و به عنوان معلم در مدرسه‌ی راهنمایی شهید چمران در حوالی راه‌آهن تهران مشغول تدریس دروس دینی و ادبیات شد. همزمان با تدریس، در مجله‌های «رشدجوان» و «کیهان بچه‌ها» شروع به نوشتن کرد وسال 1364 در رشته‌ی زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شهید بهشتی پذیرفته شد و ضمن تحصیل و نوشتن بیشترین داستان‌هایش در همین سال، در عملیات والفجر هشت(فتح فاو، بهمن ماه 64) شرکت جست. سال 65 در 2 عملیات کربلای 1 و 5 حضور مؤثر و فعال داشت و سرانجام درمراحل پایانی عملیات کربلای 5 در شلمچه به دیدار معشوق شتافت.

 

 

نقش سازنده‌ و اثرگذار شهید غنی‌پور از نظر منش اعتقادی و انسانی و سلوک والای ادبی و هنری در مسجد جوادالأئمه به قدری بود که برجستگان این جریان مهم داستان‌نویسی در دهه‌های اخیر به این نتیجه رسیدند که هر سال در جشنواره‌ای به نام ایشان بهترین کتاب سال را در 2 حوزه‌ی نوجوان و دفاع مقدس ـ چون حبیب در این 2 حوزه‌بیشتر کار کرده بود ـ انتخاب نموده و در مراسمی معنوی و آبرومند از نویسندگان آنها به نحوی شایسته تجلیل کنند. مراسم 6 دوره‌ی جایزه‌ی ادبی شهید غنی‌پور با دبیری امیر حسین فردی، محمّد ناصری و دیگران در همان مسجد جواد الأئمه و هفتمین دوره‌ی آن در پنجم اسفند 1387 در تالار اندیشه‌ی حوزه‌‌ی هنری تهران برگزار شد. این جشنواره اگرچه از سال 76 و 77 شروع به کار کرد، اما چند سال به دلایلی ـ عمدتاً مالی ـ تعطیل شد تا این که از سال 82 با برنامه‌ریزی نسبتاً دقیق و چاپ مبسوط گزارش، نقد، نظر، زندگی‌نامه، تصاویر و مصاحبه‌های مرتبط با شهید و هنر نویسندگی او در قالب «کتاب حبیب» شکلی جدی و ملّی پیدا کرد.

 

 

آثاری از دوران کوتاه نویسندگی این شهید باقی مانده که میزان قابل ملاحضه‌ی آن با توجه به زمان بسیار اندکی که این نویسنده‌ی جوان و شوریده‌سر در اختیار داشته، عبرت‌آموز و همت‌برانگیز است.

 

 

حبیب ضمن کار مطبوعاتی و نوشتن مطالب آموزنده‌ی فراوان در قالب‌های مختلف مطابقِ ذوق و ذایقه‌ی کودکان و نوجوانان در «کیهان بچه‌ها» ، «سوره‌، بچه‌های مسجد» و «رشد جوان»، دست نوشته‌های مفصّلی در زمینه‌ی تخصصی ادبیات مثل داستان زال و رودابه‌ی شاهنامه، مقاله‌‌ی ناتمامی درباره‌ی جلال آل احمد، چندین طرح کوتاه و بلند داستانیِ نیمه تمام، طرح 2 داستان مصوّر از حکایات قدیمی، 19 داستان کوتاه منتشر نشده، چند داستان برای کودکان، یک رمان نیمه تمام، چند طرح رمان، بازنویسی چند داستان از کلیله و دمنه، تحقیقی درباره‌ی شهر تبریز و تعداد زیادری گزارش از مناطق جنگی از خود به جای گذاشته است.

 

 

کتاب «سفر جنوب»(81) که بعدها با نام«جبهه‌ی جنوب»(سوره‌مهر، 86) به چاپ رسید، در اصل از خاطرات مکتوب و یادداشت‌هایی فراهم آمد که شهید آنها را  از تاریخ 14/9/63 تا 25/4/65 در 6 دفترچه نگاشته بود که به همت دفتر ادبیات و هنر ادبیات و هنر مقاومت حوزه‌ی هنری و تلاش مخلصانه‌ی احمد دهقان ـ یکی از دوستان شهید ـ گردآوری و منتشر گردید.

 

 

این اثر با حضور عدّه‌ای از نویسندگان و منتقدان عرصه‌ی ادبیات (احمد دهقان، جمیله جان قربان، محسن مؤمنی و شمسی خسروی) د رطلائیه مورد نقد و بررسی قرار گرفت که گزارش آن در روزنامه‌ی «ایران» منتشر شد.

 

 

 

 

 

آثار داستانی نویسنده با موضوع دفاع مقدس

 

 

الف: عموسبدی، مجموعه‌ی نوجوان(تهران، رویش، 1368، چاپ اول)

 

 

کتاب حاوی 4 داستان با نام‌های: عموسبدی، صندوق‌، لب کلفت و یک آشیانه، دو پرستو می‌باشد که 3 داستان آن ارتباطی با جنگ ندارند؛ اما یک آشیانه، دو پرستو، داستان نوجوان رزمنده‌ای است که از ناحیه‌ی سینه زخم بدی برداشته است. او سعی می‌کند از میان نیروهای دشمن خود را به سمت نیروهای خودی بکشاند.

 

 

وی در این بین یک سرباز عراقی را اسیر می‌کند. اسیر، رزمنده‌ی ایرانی را به دوش می‌گیرد و در حالی که خود زخمی است، به سوی نیروهای ایرانی پیش می‌آید. نوجوان که دانش آموز کلاس دوم راهنمایی است، در بین راه بیهوش می‌شود؛ ولی سرباز عراقی به هر زحمتی که شده، او را به سنگرهای رزمندگان ایرانی می‌رساند و هر دو از مرگ نجات می‌یابند.

 

 

از قصه‌ی عموسبدی فیلمی به تهیه‌کنندگی مهرداد غفار زاده و کارگردانی محمد ابراهیم معیّری ساخته شده، که در ابتدا و انتهای فیلم زندگی حبیب گنجانده شده است.

 

 

 

 

 

ب: گُل خاکی، مجموعه داستان(تهران،رویش، 1368، چاپ اول)

 

 

از 7 داستان این مجموعه جز 2 داستان: شفق و مولود شب قدر که در ارتباط با جنگ نیستند، بقیه هر کدام به نوعی به موضوع دفاع مقدس پرداخته اند.

 

 

شکار در آسمان روشن، حکایت نوجوانی است که به خاطر بیماری مادرش از جبهه به خانه بازمی‌گردد و او را برای مداوا به بیمارستان می‌برد.

 

 

کاکاصالح، تلاش جهادگران و بسیجی‌ها درکردستان و ارتباط آنان با مردم این مناطق را به تصویر می‌کشد.

 

 

کانال، حکایت شهادت یکی از فرماندهان جبهه‌های نبرد است، در حالی که افراد در حال حفر کانال جهت حمله به دشمن هستند.

 

 

گُل خاکی، روایت‌گر ایثار، اخلاص، عشق و محبت پیرزن محتاجی است که با وجود نیازمندی شدیدِ خودش، برای جبهه‌ها و رزمندگان، کلاه و شال گردن تهیه می‌کند.

 

 

کبوترهای می‌گریند، بازنمایِ حال و هوای نوجوانی است که با وجودِ اشغال خرمشهر از سوی ارتش عراق، همچنان برای دانه دادن به کبوترهایش که بسیار به آنها علاقه دارد، به خرمشهر می‌رود.

 

 

نویسنده، همراه این نوجوان، خواننده را به کوچه پس‌کوچه‌های ویران شده‌ی شهر می کشاند و افق‌های جدیدی از اوج خصومت و بی‌رحمی دشمن را در برابر دیدگان او می‌گشاید.

 

 

این کتاب در نخستین دوره‌ی«معرّفی کتب برگزیده‌ی جشنواره انتخاب بهترین کتاب دفاع مقدس» از سوی کمیته‌ی داوری در بخش استان مورد تقدیر قرار گرفت.

 

 

آقای خسرو باباخانی این اثر را با عنوان«گُل افلاکی در زمین خاکی: نقدی بر مجموعه‌ی داستان گُل خاکی» در «کتاب حبیب: ویژه‌ی سومین کتاب سال شهید غنی پور» مورد بررسی و تحلیل قرار داده است.

 

 

 

 

 

 

 

نظرات شما
[کد امنیتی جدید]