تاریخ انتشار خبر: 30 مرداد 1392 - ساعت 02:40:06
صبح روز عيد

صبح روز عيد

كتاب" صبح روز عيد" فرازي از زندگي امام رضا(ع)است زماني كه حضرت به دعوت مامون به مرو رفتند و به زور ولايتعهدي را پذيرفتند.روز عيد سعيد فطر، قرار بود حضرت نماز عيد را اقامه نمايند اما با توجه به استقبال و شوق و شور فراوان مردم ،مامون به وحشت افتاد و دستورداد نماز به امامت شخص ديگر ي بر پا شود.

صبح روز عيد

 

نوشته حميد رضا شاه آبادي

 

انتشارات كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان

 

به سراغ من اگر مي آييد مهربان بياييد كه من نرم به آستانه خلوتتان گام خواهم نهاد آنقدرآرام كه هيچ رويايي پشت ديوار خيال پنهان نشود و هيچ آرزويي پر بسته نماند.مي آيم و برتمام آرزوها رنگ خوشرنگ اميد مي كارم و...

 

كتاب" صبح روز عيد" فرازي از زندگي امام رضا(ع)است زماني كه حضرت به دعوت مامون به مرو رفتند و به زور ولايتعهدي را پذيرفتند.روز عيد سعيد فطر، قرار بود حضرت نماز عيد را اقامه نمايند اما با توجه به استقبال و شوق و شور فراوان مردم ،مامون به وحشت افتاد و دستورداد نماز به امامت شخص ديگر ي بر پا شود.

 

كتاب خوب شروع مي شود .راوي يكي از غلامان حكومتي ست كه با مقايسه زيباي صندل و چكمه هاي نرم چرمي به مقايسه دو طبقه اجتماعي و يا دو نوع زندگي مي پردازد .از زاويه خوبي وارد فضا مي شويم .فضايي طبقاتي كه كفش ها با تفاوت فاحش خود به زمختي اين تفاوت مي پردازند .مثل شن ريزه ها و قلوه سنگ هايي كه زير پا مي آيند و هريك سختي راه را به گونه اي روايت مي كنندوكفش ها مي توانند روايت اين قصه باشند ؛نرم مثل شن ريزه ويا سخت چو نان سنگهاي سخت و نتراشيده !جالب است كه اين زاويه ديد با شخصيت داستان و نوع نگرش او به زندگي كاملا سازگار است.

 

داستان از نيمه شب آغاز مي شود .با آهنگ آسماني تلاوت قرآن كه آسمان پر ستاره شب را به روز ي پيوند مي زنند كه مثل يك خورشيد در تاريخ عشق و مهرباني امامان شيعه مي تابد.اين صداي آقا علي بن موسي الرضاست؛امام مهرباني ها و عشق!غريبي غريبه نوازبا صبري كه از مدينه تا مرو قصه اش را تمام سنگ هاي بيابان مي دانستند و اينك ستاره هاي شب مرو و ماهي كه با او وپسرش امام جواد هرشب حكايتي دارند!

 

نويسنده مي كوشد تصويري عاطفي و تاثير گذار از استقبال پر شور مردم مرو از امام و پيروي عاشقانه شان از ايشان را تصوير نمايد صحنه اي كه ماموران حكومتي از خود بي خود شده و چكمه ها را پاره مي كنند و به مردم مي پيوندند. وقتي كه مردم بي اختيار آنچه را كه امام مي گويد بر زبانشان جاري مي شود و...تلاشي است در ايجاد اين جو تاثير گذار .نويسنده با توصيفات و صحنه پردازي هاي خويش نسبتا موفق است اما نه آنطور كه لازمه كار است.مردم مشتاقانه گردمي آيند و همراه با امام براي اداي نماز از شهر خارج مي شوند اما گره كار- آنطور كه حتمامصلحت مسلمين و خواست خدا بوده-مبني بر بازگشت امام و عدم برگزاري نماز گشوده و نمايانده نمي شود.اين را مي توان در بهت وحيرت و سرگشتگي مردم ديد و به نظر مي رسد اگر اين علامت سوال بي پاسخ وانهاده شود نمي تواند تاثيرمطلوبي بر روي مخاطب نوجوان داشته باشد كه در كنا رشور ،محتاج شعور است و معرفت و پاسخ منطقي به چراها.

 

اگر بخواهيم از فونت و صفحه آرايي كتاب بگوييم، باز مثل هرچيز در ادبيات كودك و نوجوان به ضرورت  رويكردبه مخاطب به اين نتيجه مي رسيم كه حروف بسيار درشت است و سفيد خواني رعايت نشده ؛حتما صفحه آرا و گرافيست كار دليل موجهي براي اين كار متفاوت خويش داشته اند.اما گروه سني دو ه با اين فونت ارتباط خوبي برقرار نمي نمايند .شايد كار را به همين واسطه و در نگاه اول متعلق به گرو ه هاي سني پايين تر بدانندود ر نتيجه از خواندن كتاب منصرف شوند.

 

اشكالي كه لابلاي جملات متن تكرار شده مثلا :شكل چكمه،شمشير،اسب و...با توجه به گروه سنيدوه نمي تواند توجيه و جايگاه منطقي داشته باشد معمولا در نمونه كتابهاي گروه سني الف به اين نوع تصاوير برخورد مي نماييم كه جهت جلب مخاطب ،ايجاد تنوع ،نوعي بازي و سرگرمي ويا...به كار مي آيد اما در ارتباط با اين گروه سني علاوه بر نا كار آمدي نوعي تزاحم تصويري و اختلال در خواندن نيز ايجاد مي نمايد.تصوير ستاره ۸پركه ظاهرا به نوعي نشان دهنده ونمادي از وجود مبارك حضرت مي باشد در جايگاه تعريف شده اي به كار نرفته و نمي توان در يافت به چه منظور وبراي چه آمده .

 

نام كتاب" صبح روز عيد "در نگاه اول بيانگر موضوع و رويداد نيست .شايد لازم باشد توضيح كوتاهي در زيرعنوان بيايد مثل: –از زندگي امام هشتم (ع)-و يا توضيح كوتاهي شبيه آن .صبح روزعيدبيانگر شادي و نشاط است .يك بعد قضيه كه اشتياق و شور مردم است با اين عنوان مي خواند اما پايانه كار حسي متفاوت دارد.متفاوت با رنگ و بوي عيد.

 

زبان كار براي گروه سني ه مناسب نيست براي گروه سني د هم مي توان گفت زبان و واژگان –به استثناي مواردي چند – مناسب كلاس هاي اول و شايد دوم راهنمايي است .در تجربه كتابخواني كه با كلاس پنجم داشتيم واژگان و زبان براي بچه ها تقريبا مناسب بود به استثناي بعضي واژه ها مثل :صاحب منصب،قراول،ملحق و...كه براي بچه ها قابل فهم نبود.

 

در ارتباط با تصويرگري كتاب و رنگها و اشكال هندسي به كار رفته دركتاب ،بچه ها معمولا با رنگ هاي كتاب و رنگ غالب كار –قهوه اي – موافق نيستند .وبا عنوان و حس نخست كار ناهماهنگ است اما با مفهوم و حس غالب و اندوه پيروان امام –محدوديت و حسرو ظلمي كه بر امام مي رفت و فضاي اجتماعي آن روزگاران مطابقت دارد ميان عيد و اين فضا نوعي پارادوكس حسي وجود دارد .عيد رنگ و بوي بهار دارد و از جنس شادي است و زمانه اي كه امام در آن مي زيست ارزشهاي منفي را رواج مي دهد و مي پسندددروغ،نيرنگ،پرستش جاه و مقام و پول و...اين ها نمي توانند معناي عيد را تداعي نمايند كه به مفهوم بازگشت به خود است و فطرت و پاكي ها و...

 

راوي در ارتباط با پست و مقامي كه مي شود در دستگاه خلفاي بني عباس به دست آورد و اينكه در مقايسه با آن چه چيزهايي را بايد از دست داد بسيار خوب توصيف مي شود.حالا از دست دادن آنها و به دست آوردن آنچه رنگ نيكي و خوبي و خدايي دارد براي آنكه اينك چكمه هاي نرم مي پوشد –كه نمادي از يك زندگي راحت و مرفه دارد –بسيارسخت مي نمايد .در ارتباط با مفاهيم مذهبي و رويدادهاي تاريخ اسلام و بخصوص فرازهاي آن ،خواننده توقع دارد ضمن بالا رفتن آگاهي اش نسبت به موضوع حس و شور پيدا كند ؛در فضا قرار گيرد و بتواند زمان را درك نمايدو بشناسد.

 

 برگرفته از پنج یارمهربان

 

نظرات شما
[کد امنیتی جدید]