تاریخ انتشار خبر: 09 شهريور 1392 - ساعت 01:11:08
جهانگیر خسروشاهی

جهانگیر خسروشاهی

محوری‌ترین مضامین آثار خسروشاهی حوادث انقلاب و مسائل و اتّفاقات مربوط به جنگ، خصوصاً در مناطق عملیاتی کردستان می‌باشد. از او تاکنون بیش از 10 کتاب به چاپ رسیده که عناوین برخی از آنها را در این نوشتار از نظر می‌گذرانیم:...

وی که در روستای دهق، واقع در 84 کیلومتری شمال غرب اصفهان به دنیا آمد، بعد از گذراندن دوره‌ی ابتدایی در مدارس امروزی به تحصیلات حوزوی روی آورد.

 

 

او علاوه بر نوشتن داستان و فیلم‌نامه در چندین جشنواره‌‌ی انتخاب فیلم وکتاب دفاع مقدس، مسؤولیت داوری را به عهده داشته و با نشریات مختلف نیز همکاری نموده و مقالات متعدّدی را در مطبوعات به چاپ رساند. همکاری مداوم با حوزه‌ی هنری و عضوّیت هنری و عضویّت در پژوهشگاه فرهنگ و هنر اسلامی نیز از دیگر فعالیت‌های اوست.

 

 

محوری‌ترین مضامین آثار خسروشاهی حوادث انقلاب و مسائل و اتّفاقات مربوط به جنگ، خصوصاً در مناطق عملیاتی کردستان می‌باشد. از او تاکنون بیش از 10 کتاب به چاپ رسیده که عناوین برخی از آنها را از نظر می‌گذرانیم:

 

 

«دوشنبه‌ای که می‌آید»(تهران، حوزه‌ی هنری، 1376، چاپ اول)،«نفر پانزدهم»، «صخره‌ها و پروانه‌ها»،«خلفه‌های وحشی» ، «خیابان رؤیت» ، «به کلّی سرّی» ، «زخمدار»، « باغ باور»، «بیرون قلعه امن نیست»، « غروب آبی رود» ، «پدر بزرگ، برکه و درخت گردو»، «همیشه با هم»، «ادامه ‌ی یک مرد»، «مرگ سالی یک بار» و...

 

 

آثار داستانی نویسنده باموضوع دفاع مقدس

 

 

الف: نفر پانزدهم(تهران، سپاه پاسداران، 1367، چاپ اول)

 

 

حسام الدّین کاظمی بعد از شنیدن خبر حمله به کردستان، با اصرار خود را به نیروهای داوطلب رسانده و با سردار بروجردی و احمدی، مسؤول عملیات غرب آشنا می‌شود و در مأموریتی شرکت می‌کند و دیری نمی‌گذرد که فرمانده‌ی عملیات منطقه‌ی غرب می‌شود وبا گرفتار شدن در یک کمین، اسیر ضدّ انقلاب می‌گردد.

 

 

با شروع جنگ عراق علیه ایران، کمک رسانی به نیروهای انقلاب افزایش می‌یاد. سرهنگ کامران، سرکرده‌ی نیروهای ضدّ انقلاب به دنبال حسام است، ولی اوتاکنون هوِّیت خود را افشا ننموده و خود را حاج حسن معرّفی می نماید. قرار است عدّه‌ای از نیروهای دستگیر شده ای مخالفِ انقلاب با پ15 نفر از رزمندگانی که در دست گروهک‌ها اسیر هستند، مبادله شوند. 14 نفر را انتخاب می‌کنندو به دنبال نفر پانزدهم هستند.

 

 

حسام به عنوان فردی سر به راه و بی‌خطر انتخاب می‌شود؛ اما در حین مبادله، سرهنگ می‌فهمد که حسام پانزدهمین نفری است که قرار است آزاد شود. او اعلام می کند که حاضر است به جای حسام 50 نفر را آزاد کند، ولی سخن اومورد قبول واقع نمی شود تا این که در نهایت حسام در برابر 6 نفر از آنها مبادله وآزاد می شود.

 

 

ب: صخره‌ها و پروانه‌ها( تهران، حوزه‌ی هنری، 1369، چاپ اول)

 

 

تعدادی از پاسداران در منطقه‌ای کردستان به محاصره‌ی‌ نیروهای عراقی در می آیند. چند تن از آنان برا ی آن که فردوگاه به دست دشمن نیفتد، مقاومت می‌کنند وبه شهادت می رسند. چند روز بعد عدّه‌ی باقی مانده به دست ضدّانقلاب اسیر می‌گردند. دشمن قصد دارد تا در بازجویی ها بفهمد که چه کسانی پاسدار هستند تا آنها را به شهادت برساند، اما نیروهای کمکی از راه می رسند و با درگیری و مقابله بامعارضان، رزمندگان اسیر  را آزاد می‌کنند.

 

 

ج: خلفه‌های وحشی، مجموعه‌ی داستان( حوزه‌ی هنری، 1370چاپ اول)

 

 

این کتاب 40 صفحه‌ای 3 داستان با محتوای مربوط به دفاع مقدس را در خود جای داده است. خلفه‌های وحشی، سعید وحمید که دو دوست صمیمی هستند در یک عملیات شناسایی شرکت می‌کنند. حمید به شدت زخمی می‌شود و قادر به بازگشت به سوی نیروهای خودی نیست، اما سعید به هر شکل ممکن او را با خود حمل می کند واز مرگ نجات می‌دهد.

 

 

شعرای شب، روایت دردناکی از وضعیت اسرا در اردوگاه موصل است. آنانی که در زیر سخت‌ترین شکنجه های دشمن پایداری نموده و لب از لب نگشودند. در میان آنان حاج موحّد بیش از دیگران مورد آزاد قرار گرفت وکارش به استخبارات مرکزی بغداد کشیده شد و در نهایت پیکر بی‌جان او را باحضور مأموران صلیب سرخ و در برابر دیدگان اشک بار دیگر دوستان اسیرش در قبر شماره ی 110 به خاک سپردند.

 

 

باران در راه است، عبدالله، داماد مجید است و در جبهه به سر می‌برد ومجید به اومی بالد، اما این امر او را راضی نمی‌کند تا این‌که خود به میدان نبرد می شتابد و درآن‌جا محبوب قلوب می‌شود ودر عملیاتی در کنار فرات به شهادت می‌رسد.

 

 

د: زخمدار(کانون فرهنگی وهنری ایثارگران، 1374، چاپ اول)

 

 

این کتاب، خاطرات آزاده‌ای به نام اسماعیل است که بعداز آزادی، 40 روز و چند شب بر سر قبر دوست شهیدش، حبیب حاضر گشت و 40 دل نوشته‌ی او که حاصل خلوت‌های معنوی او با همرزمش، حبیب بوده، در این کتاب به چاپ رسیده است.

 

 

هـ : باغ باور، مجموعه‌ی داستان( تهران، تربیت، 1376، چاپ سوم)

 

 

در این کتاب 79 صفحه‌ای 4 داستان کوتاه با نام‌های: سنگی بر جام آدینه، شباهت وهمی، باغ باور، ودل و دریا تنها، آمده که فقط اولین داستان آن به مسأله‌ای که ارتباطی جنب با جنگ دارد، می‌پرازد.

 

 

در داستانِ سنگی بر جام آدینه، علی که همراه عمویش به نماز جمعه رفته، برای خوردن آب از جای خود بر می‌خیزد و هنوز فاصله‌ی چندانی از عمویش نگرفته که صدای غرّش هوایپیماهای عراقی فضا را پُر می‌کند. ضدّهوایی‌ها در شلیک مداوم خود قبل از هرگونه حرکتی آنها را مجبور به فرار می‌کنند، اما در شلوغی و ازدحام جمعیّت، ناگهان بمبی که منافقین آن را کار گذاشته‌اند، منفجر می‌شود و تعدادزیادی از نمازگزاران شهید و مجروح می شوند. علی که عموی خود را بعد از حمله‌ی هوایی گُم کرده بود، پیدا می‌کند.

 

 

و: بیرون قلعه امن نیست، مجموعه‌ی داستان( تهران، تربیت، 1376، چاپ اول)

 

 

این اثر حاوی 4 داستان با این عناوین است:

 

 

شهر پنهان ، در راه، برون قلعه امن نیست و اگر ستاره‌ی قطبی را بشناسی؛ 2 داستان پایانی این مجموعه، مضمونی درباره‌ی پیامدهای پیرامونی جنگ دارد.

 

 

در راه، رواتی از احساس جانبازی است که به دنبال رفتار یک مرد فروشنده در ذهن اونقش می‌بندد. او پشت چراغ قرمز، چگونگی مجروح شدن، از دست دادن پاها و نیت باطنی خود از شرکت در نبرد با دشمن مرور می‌کند.

 

 

زاویه‌ای در آسمانِ بلندِ وجود،داستانِ شفا یافتن جانبازِ شیمیاییِ  بدحالی است که پزشکان از درمان او قطع امید کرده‌اند. وی که راه‌های عادی را دربرابر خود بسته می‌بیند، به ائمه‌ی اطهار (علیهم السلام) متوسّل می‌شود و شفا می‌یابد و این امر شگفتی پزشک معالج او را بر می‌انگیزد.

 

 

ز: غروب آبی رود، زندگی نامه‌ی داستانی(تهران، حوزه‌ی هنری، 1379، چاپ اول)

 

 

در این اثر زندگی، مبارزات و پاکبازی‌های شهید مهدی باکری در آزادسازی برخی از شهرهای کردستان و آذربایجان غربی ـ که به دست ضدّ انقلاب اشغال شده بود ـ و دلاوری‌های وی در بیرون راندن دشمن  بعثی از خاک وطن و درنهایت شهادت او درعملیات خیبر به گونه‌ای هنری به تصویر کشیده شده است.

 

 

ح: همیشه با هم، مجموعه‌ی داستان( تهران، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، [بی‌تا]، چاپ اول)(

 

 

این کتاب در قالب 17 داستان کوتاه، زندگی و مبارزات شهیدان مهدی و حمید باکری را تبیین کرده است.

 

 

ط: پدر بزرگ، برکه و درخت گردو، داستان نوجوانان ( تهران، منادی تربیت، 1379، چاپ اول)

 

 

پدربزرگ‌«هادی»و«عبدی» در سال‌های دور، درخت گردویی به نشانه‌ی مبارزه‌و استقامت در برابر زورگویی های ارباب کاشته بود. اکنون این درخت، تناور و کهنسال شده و مردم شهر آن را می‌شناسند. هادی و عبدی ـ که پسر عموی هم هستند ـ به این یادگاری پدربزرگشان بسیار علاقه نشان می‌دهند و بیشتر اوقات در سایه‌سار آن می‌نشینند و با هم از موضوعات مختلف سخن می‌گویند و درنهایت تصمیم می‌گیرند که از این  درخت درس پایداری و مقاومت بیاموزند. دیری نمی گذرد که جنگ شروع می شود و در بمباران ‌های شهر، شاخه‌ای بزرگ از درخت، شکسته شده و بر زمین می‌افتد. هادی فردای آن روز با توجه به گفت‌وگوهایی که با عبدی در زیر آن درخت کرده بود، با کاروان بسیجیان عازم جبهه می‌شود.

 

 

ی: مرگ سالی یک بار، داستان کوتاه(تهران، سوره‌ی مهر، 1386، چاپ اول)

 

 

در این کتاب 42 صفحه‌ای که با قطع پالتویی کوتاه به چاپ رسیده، نویسنده با داشتن نیم‌نگاهی به جنگ، مسائل اجتماعی و عادات و اخلاق مردمِ  دورو برِ خود، به تغییر نگرش و رفتار برخی از افراد جامعه نسبت به جنگ نیز پرداخته است.

 

 

 

 

نظرات شما
[کد امنیتی جدید]