تاریخ انتشار خبر: 11 شهريور 1392 - ساعت 08:23:07
نگاهي به رمان «ترکه هاي درخت آلبالو» نوشته اکبرخليلي

نگاهي به رمان «ترکه هاي درخت آلبالو» نوشته اکبرخليلي

ماجراهاي داستان اين اثر به همان سال هاي اوليه پس از پيروزي انقلاب اسلامي، درگيرهاي عناصر ضد انقلاب در کردستان و سرانجام ماه‌هاي اوليه شروع جنگ تحميلي مربوط است.

 رمان «ترکه هاي درخت آلبالو» نوشته اکبر خليلي جزو نخستين آثار ادبيات داستاني دفاع مقدس است که براي اولين بار در سال 1368 در 569 صفحه و شمارگان 4400 نسخه از سوي انتشارات امير کبير چاپ و منتشر شد. اين اثر اخيراً  باز نشر شده و در اختيار غلاقه مندان قرار گرفته است.

ماجراهاي داستان اين اثر به همان سال هاي اوليه پس از پيروزي انقلاب اسلامي، درگيرهاي عناصر ضد انقلاب در کردستان و سرانجام ماه‌هاي اوليه شروع جنگ تحميلي مربوط است. خواننده در اين اثر با سرهنگ حميد رضا مدني، فرمانده حکومت نظامي يکي از مناطق تهران آشنا مي شود که چنده ماه پس از پيروزي انقلاب اسلامي دستگير شده و منتظر است حکم تيربارانش صادر شود. او کودکي اش را در خانواده اي مذهبي سپري کرده است. وقتي پسري کوچک بود، پدرش قصد داشته او را به دليل برداشتن دو اسکناس ده توماني از صحن حرم شاه عبدالعظيم با ترکه هاي آلبالو تنبيه کند. اگرچه در جنگ ظفار نيز شرکت داشته اما هرگز دستش به خون بي گناهي آلوده نشده است.

 

 

سرهنگ در زندان به آموزش پاسداران مشغول مي شود. بالاخره پس از تحمل چند ماه زندان، تبرئه و از زندان آزاد مي شود. سپس عازم کردستان مي شود و در درگيري هاي سنندج رشادت هايي از خود نشان مي دهد. در شهر سنندج با يوسف، يکي از پاسداراني که به او آموزش داده، روبه رو مي شود. سرهنگ به شهادت مي رسد اما يوسف پس از رسيدن نيروهاي کمکي، وارد سنندج مي شود. با اين حال، رمان ترکه هاي درخت آلبالو روايتي است از زندگي شهيد ايرج نصرت زاد که سرگذشت پر فراز و نشيبي در ماه هاي اوليه پيروزي انقلاب اسلامي و شروع درگيرها در کردستان و آغاز جنگ تحميلي داشته است. به نظر مي رسد شخصت هاي داستاني رمان فراز و فرودهاي ديگري هم در زندگي داشته اند که به طور کامل در اين داستان نيامده است. هر چند قرار نيست همه اتفاق هاي زندگي يک شخصيت يا قهرمانان داستان به طور دقيق و مو به مو در داستان بيايد، اما ويژگي کار اکبر خليلي در اين اثر آن است که او بر اساس تحقيقاتي که پيرامون زندگي شخصيت هاي مورد نظر خود از جمله شهيد ايرج نصرت زاد انجام داده، رويدادهاي داستان را پيش برده است. در اين جا اين سئوال پيش مي آيد که آيا کتاب«ترکه هاي درخت آلبالو» يک رمان خلاقانه با پشتوانه هاي قوي تخليلي است يا يک زندگينامه داستاني صرف که قرار بوده بيش از هر چيزي به واقعيت هاي بيروني متکي باشد؟

 

 

ظواهر کار و حتي نشانه هاي متني نشان مي دهد نويسنده راه دوم را برگزيده است، چون با صراحت اعلام کرده است هدف من از نگارش اين داستان رساندن نداي مظلوميت مردم شريف ايران و همچنين قدرداني از جانبازان و تاريخ سازان کشورمان بوده است. حالا با آگاهي از هدف نويسنده، دوباره بر مي گرديم سراغ سئوالي که مطرح شد و از زاويه ديگري دنبال پاسخ آن مي گرديم؛ چه ملاک هايي بين زندگي نامه داستاني و داستان وجود دارد و اساساً تفاوت آن دو در چيست؟ و آيا ترکه هاي درخت آلبالو را بايد جز زندگي نامه داستاني دانست و يا آن را داستان شمرد؟ نظرها متفاوت است و نمي شود باب اين بحث را در اين جا باز کرد.

 

 

اگر اصل ماجرا را بار ديگر و اين بار از زاويه کلي تري بازگو کنيم، مي شود اين که رمان «ترکه هاي درخت آلبالو»ما را با شرح حال زندگي پسري آشنا مي کند که پدرش به خاطر ترساندن و فرمان برداري او هميشه از ترکه هاي درخت آلبالو استفاده مي کرده است. پسر تحت تعليم پدر در جواني وارد ارتش مي شود و پس از انقلاب در منطقه کردستان با کومُله و دمکرات ها در گير مي شود به درجه سرهنگي مي رسد. او با شروع جنگ تحميلي به جبهه مي رود، و همگام با ديگر رزمندگان مي جنگد به طوري که در آزادسازي سنندج، از دست ضد انقلابيون عراقي ، نقش به سزايي دارد. اما قبل از آزادي به شهادت مي رسد.

 

 

داستان از پاييز 1358 آغاز مي شود و در زمستان 1359 به پايان مي رسد. يعني زمان جاري در داستان حدود يک سال و دو سه ماه است، اما در طول آن، همه زندگي سرهنگ و قسمت هايي از زندگي گذشته و حال ديگر افراد خانواده او هم روايت مي شود؛ که در نوع روايت و زاويه ديد به نظر کمي آشفته مي آيد. شايد به خاطر همين نوع زاويه ديد باشد که پيرنگ داستان به هم مي ريزد و مخدوش مي شود، چرا که زاويه ديد، محدود به سرهنگ مي شود. سرهنگ در زندان به سر مي برد و در حياط آن قدم مي زند. نگهان به ياد کودکي اش در شهري مي افتد و خاطرات آن دوران را در ذهنش مرور مي کند. طبيعي است که با اين زاويه ديد، ما تنها شاهد آنچه سرهنگ در کودکي اش از ديگران مي ديده باشيم. اما با نهايت تعجب مي بينيم که با ورود شخصيت هاي ديگر به داستان، به کرات و بعضاً به تفضيل، از احساس ها، عواطف و افکار کاملاً دروني آنها و حتي خلوت هايي مربوط به آنها که سرهنگ در آنها حضور نداشته، اطلاعات زيادي به خواننده داده مي شود تا آنجا که گاه خود سرهنگ به فراموشي سپرده و داستان با آن اشخاص دنبال مي شود. اما نکته ديگر، تداعي هاست. اين که خليلي نقطه شروعي نزديک به پايان را براي داستانش انتخاب کرده در جاي خود پسنديده است. اتخاذ چنين شيوه اي، خود به خود منجر به اين مي شود که اطلاعات لازم راجع به گذشته زندگي قهرمانان داستان، با شگردهاي مختلفي به خواننده منتقل شود.

 

 

اما از مجموع زندگي گذشته آنها تنها بايد آن بخش هايي به نظر خواننده برسد که بيان آنها براي فهم بيشتر و پيشبرد داستان ضرورت داشته باشد و يا از جمع شگردهاي داستاني موجود و ممکن، براي بيان اين بخش ها استفاده شود يا هنگام استفاده از تداعي، زمينه چيني لازم براي هر تداعي صورت پذيرد. به طوري که خواننده قانع شود که آن تداعي ها جزء در آنجا که شکل گرفته اند و غير از همان صورت(تداعي) نمي توانسته اند ارائه شوند و هر تداعي در حد و اندازه و ابعاد معيني، که اقتضاي داستان و چاچوب فني اين شيوه است،مطرح شود. حال آن که در موارد بسياري، اين اصل مهم رعايت نشده است. در اين داستان گاه خليلي از تداعي يک خاطره، روايت خود را آغاز مي کند که باعث مي شود موجب تداعي خاطره اي ديگر شود و خاطره دومي سبب خاطره ديگري مي شود و اين يعني تداعي هاي پي در پي که رشته اصلي ماجرا را از دست مخاطب مي گيرد و او را بيش از پيش سرگشته و آشفته مي کند. در حالي که يک داستان قوي با طرح و پيرنگ مستحکم به يک روايت اصلي به عنوان سرنخ اصلي ماجرا نياز دارد که به از چندين روايت فرعي براي پيشبرد طرح اصلي کمک مي گيرد.

 

 

اکبر خليلي برخلاف اين شيوه، شگرد ديگري را براي روايت داستان خود انتخاب کرده که البته در جهان داستان نويسي معاصر شيوه متداولي در داستان هاي نو محسوب مي شود؛ استفاده از اين شيوه در زمان هاي نو، به خصوص روانشناختي نو، کاربرد دارد. در مجموع رمان «ترکه هاي درخت آلبالو» اداي ديني به روزهاي پرغرور آميز انقلاب اسلامي و دفاع مقدس و به ويژه حماسه سازان آن دوران، از جمله شهيد ايرج نصرت زاد است که همه زندگي و دنياي خود را فداي دين، آرمان هاي انساني و سرزمين مادري خود کردند و نگذاشتند ذره اي از خاک ميهن اسلامي مان از سوي دشمنان متجاوز اشغال شود.

 

 

نوشته شده توسط محمدرضا صادقی

 

 

---------------------------------------

 

 

در ماه های اخیر، با بازنشر یکی از آثار اولیه در حوزه رمان دفاع مقدس، بار دیگر نگاه ها به سمت داستان های اولیه در این حوزه معطوف شد و به نوعی پرونده داستان دفاع مقدس، این بار برای بازخوانی آثاری که در دهه شصت پایه گذار ادبیات دفاع مقدس بودند مجدداً باز شد.

 

 

کتاب مورد نظر در این یادداشت، رمان «ترکه های درخت آلبالو» نوشته اکبر خلیلی است که این اثر داستانی برای اولین بار در سال 1368 در 569 صفحه و شمارگان 4400 نسخه از سوی انتشارات امیر کبیر چاپ و منتشر شد.

 

 

اکنون با گذشت حدود 23 سال از زمان انتشار اولیه، این رمان با همان عنوان «ترکه های درخت آلبالو» و این بار از سوی انتشارات عصر داستان؛ وابسته به بنیاد ادبیات داستانی ایرانیان در 384 صفحه(قطع پالتویی) و شمارگان 3000 نسخه بازنشر شده است.

 

 

 ماجراهای داستان این اثر به همان سال های اولیه پس از پیروزی انقلاب اسلامی، درگیرهای عناصر ضد انقلاب در کردستان و سرانجام ماه‌های اولیه شروع جنگ تحمیلی مربوط است. خواننده در این اثر با سرهنگ حمید رضا مدنی، فرمانده حکومت نظامی یکی از مناطق تهران آشنا می شود که چنده ماه پس از پیروزی انقلاب اسلامی دستگیر شده و منتظر است حکم تیربارانش صادر شود. او کودکی اش را در خانواده ای مذهبی سپری کرده است. وقتی پسری کوچک بود، پدرش قصد داشته او را به دلیل برداشتن دو اسکناس ده تومانی از صحن حرم شاه عبدالعظیم با ترکه های آلبالو تنبیه کند. اگرچه در جنگ ظفار نیز شرکت داشته اما هرگز دستش به خون بی گناهی آلوده نشده است.

 

 

سرهنگ در زندان به آموزش پاسداران مشغول می شود. بالاخره پس از تحمل چند ماه زندان، تبرئه و از زندان آزاد می شود. سپس عازم کردستان می شود و در درگیری های سنندج رشادت هایی از خود نشان می دهد. در شهر سنندج با یوسف، یکی از پاسدارانی که به او آموزش داده، روبه رو می شود. سرهنگ به شهادت می رسد اما یوسف پس از رسیدن نیروهای کمکی، وارد سنندج می شود. با این حال، رمان ترکه های درخت آلبالو روایتی است از زندگی شهید ایرج نصرت زاد که سرگذشت پر فراز و نشیبی در ماه های اولیه پیروزی انقلاب اسلامی و شروع درگیرها در کردستان و آغاز جنگ تحمیلی داشته است.

 

 

نویسنده اثر؛ اکبر خلیلی در موخره ای که به چاپ جدید این اثر نوشته، به سرگذشت خود کتاب هم در این حدود 23 سال اشاره کرده است: «از سال 1368 تا امروز، نزدیک بیست و سه سال از نخستین چاپ این کتاب می گذرد. هر چند که در زمان اولین انتشارش جشنی گرفتند و جایزه ای به عنوان کتاب سال دفاع مقدس به آن تعلق گرفت و رتبه ششمین دوره مسابقه فرهنگی- ادبی دفاع مقدس را نصیب خود کرد، اما  در این مدت، حوادثی بر من نویسنده و این کتاب گذشت که شنیدنی است؛ ولی گفتنی نیست و این عجیب است؛ چرا که هر چند خبر آن را می توانم بازگو کنم، اما به عمق آن دسترسی ندارم...»

 

 

این گفته مولف اثر نشان می دهد شخصت های داستانی رمان فراز و فرودهای دیگری هم در زندگی داشته اند که به طور کامل در این داستان نیامده است. هر چند قرار نیست همه اتفاق های زندگی یک شخصیت یا قهرمانان داستان به طور دقیق و مو به مو در داستان بیاید، اما ویژگی کار اکبر خلیلی در این اثر آن است که او بر اساس تحقیقاتی که پیرامون زندگی شخصیت های مورد نظر خود از جمله شهید ایرج نصرت زاد انجام داده، رویدادهای داستان را پیش برده است. در این جا این سئوال پیش می آید که آیا کتاب«ترکه های درخت آلبالو» یک رمان خلاقانه با پشتوانه های قوی تخلیلی است یا یک زندگینامه داستانی صرف که قرار بوده بیش از هر چیزی به واقعیت های بیرونی متکی باشد؟

 

 

ظواهر کار و حتی نشانه های متنی نشان می دهد نویسنده راه دوم را برگزیده است، چون با صراحت اعلام کرده است هدف من از نگارش این داستان رساندن ندای مظلومیت مردم شریف ایران و همچنین قدردانی از جانبازان و تاریخ سازان کشورمان بوده است. حالا با آگاهی از هدف نویسنده، دوباره بر می گردیم سراغ سئوالی که مطرح شد و از زاویه دیگری دنبال پاسخ آن می گردیم؛ چه ملاک هایی بین زندگی نامه داستانی و داستان وجود دارد و اساساً تفاوت آن دو در چیست؟ و آیا ترکه های درخت آلبالو را باید جز زندگی نامه داستانی دانست و یا آن را داستان شمرد؟ نظرها متفاوت است و نمی شود باب این بحث را در این جا باز کرد.

 

 

 اگر اصل ماجرا را بار دیگر و این بار از زاویه کلی تری بازگو کنیم، می شود این که رمان «ترکه های درخت آلبالو»ما را با شرح حال زندگی پسری آشنا می کند که پدرش به خاطر ترساندن و فرمان برداری او همیشه از ترکه های درخت آلبالو استفاده می کرده است. پسر تحت تعلیم پدر در جوانی وارد ارتش می شود و پس از انقلاب در منطقه کردستان با کومُله و دمکرات ها در گیر می شود به درجه سرهنگی می رسد. او با شروع جنگ تحمیلی به جبهه می رود، و همگام با دیگر رزمندگان می جنگد به طوری که در آزادسازی سنندج، از دست ضد انقلابیون عراقی ، نقش به سزایی دارد. اما قبل از آزادی به شهادت می رسد.

 

 

داستان از پاییز 1358 آغاز می شود و در زمستان 1359 به پایان می رسد. یعنی زمان جاری در داستان حدود یک سال و دو سه ماه است، اما در طول آن، همه زندگی سرهنگ و قسمت هایی از زندگی گذشته و حال دیگر افراد خانواده او هم روایت می شود؛ که در نوع روایت و زاویه دید به نظر کمی آشفته می آید.

 

 

شاید به خاطر همین نوع زاویه دید باشد که پیرنگ داستان به هم می ریزد و مخدوش می شود، چرا که زاویه دید، محدود به سرهنگ می شود. سرهنگ در زندان به سر می برد و در حیاط آن قدم می زند. نگهان به یاد کودکی اش در شهری می افتد و خاطرات آن دوران را در ذهنش مرور می کند.

 

 

طبیعی است که با این زاویه دید، ما تنها شاهد آنچه سرهنگ در کودکی اش از دیگران می دیده باشیم. اما با نهایت تعجب می بینیم که با ورود شخصیت های دیگر به داستان، به کرات و بعضاً به تفضیل، از احساس ها، عواطف و افکار کاملاً درونی آنها و حتی خلوت هایی مربوط به آنها که سرهنگ در آنها حضور نداشته، اطلاعات زیادی به خواننده داده می شود تا آنجا که گاه خود سرهنگ به فراموشی سپرده و داستان با آن اشخاص دنبال می شود.

 

 

 اما نکته دیگر، تداعی هاست. این که خلیلی نقطه شروعی نزدیک به پایان را برای داستانش انتخاب کرده در جای خود پسندیده است. اتخاذ چنین شیوه ای، خود به خود منجر به این می شود که اطلاعات لازم راجع به گذشته زندگی قهرمانان داستان، با شگردهای مختلفی به خواننده منتقل شود.

 

 

اما از مجموع زندگی گذشته آنها تنها باید آن بخش هایی به نظر خواننده برسد که بیان آنها برای فهم بیشتر و پیشبرد داستان ضرورت داشته باشد و یا از جمع شگردهای داستانی موجود و ممکن، برای بیان این بخش ها استفاده شود یا هنگام استفاده از تداعی، زمینه چینی لازم برای هر تداعی صورت پذیرد. به طوری که خواننده قانع شود که آن تداعی ها جزء در آنجا که شکل گرفته اند و غیر از همان صورت(تداعی) نمی توانسته اند ارائه شوند و هر تداعی در حد و اندازه و ابعاد معینی، که اقتضای داستان و چاچوب فنی این شیوه است،مطرح شود. حال آن که در موارد بسیاری، این اصل مهم رعایت نشده است.

 

 

 در این داستان گاه خلیلی از تداعی یک خاطره، روایت خود را آغاز می کند که باعث می شود موجب تداعی خاطره ای دیگر شود و خاطره دومی سبب خاطره دیگری می شود و این یعنی تداعی های پی در پی که رشته اصلی ماجرا را از دست مخاطب می گیرد و او را بیش از پیش سرگشته و آشفته می کند. در حالی که یک داستان قوی با طرح و پیرنگ مستحکم به یک روایت اصلی به عنوان سرنخ اصلی ماجرا نیاز دارد که به از چندین روایت فرعی برای پیشبرد طرح اصلی کمک می گیرد.

 

 

اکبر خلیلی برخلاف این شیوه، شگرد دیگری را برای روایت داستان خود انتخاب کرده که البته در جهان داستان نویسی معاصر شیوه متداولی در داستان های نو محسوب می شود؛ استفاده از این شیوه در زمان های نو، به خصوص روانشناختی نو، کاربرد دارد.

 

 

در مجموع رمان «ترکه های درخت آلبالو» ادای دینی به روزهای پرغرور آمیز انقلاب اسلامی و دفاع مقدس و به ویژه حماسه سازان آن دوران، از جمله شهید ایرج نصرت زاد است که همه زندگی و دنیای خود را فدای دین، آرمان های انسانی و سرزمین مادری خود کردند و نگذاشتند ذره ای از خاک میهن اسلامی مان از سوی دشمنان متجاوز اشغال شود.

 

 

نویسنده: علی الله سلیمی

 

 

 

 

نظرات شما
[کد امنیتی جدید]