تاریخ انتشار خبر: 20 شهريور 1392 - ساعت 23:46:50
گراهام گرین

گراهام گرین

گراهام گرین پس از نوشتن رمان امریکایی آرام در 1955 به ضدامریکایی بودن متهم شد و با همین کتاب بود که با رهبران کمونیستی مثل فیدل کاسترو و هوشی مین نزدیک شد. با این‌ همه، وابستگی‌اش به اداره ضداطلاعات وزارت امور خارجة انگلیس درخور تأمل است.

گراهام گرین در سال‌های دبستان شبی را تا صبح بیدار ماند تا تکلیفش را با خود روشن کند. او ابتدا تلاش کرد تا با یک چاقوی جیبی کاسه زانویش را از جا در بیاورد و هنگامی‌که موفق نشد سعی کرد مواد سمی قورت دهد، قطرة چشم، قطره تب یونجه و پودر سفید‌کننده بخورد. حتی برگ کشندة تاجریزی خورد. و وقتی هیچ‌کدام از این‌ها آسیبی به او نرساند تعداد چهارده آسپرین در یک لیوان آب حل کرد و خورد و سپس خود را توی استخر مدرسه انداخت.

 

 

اما در آب استخر نیز غرق نشد.

 

 

به این ترتیب، گراهام،که طبعی حساس و خجالتی داشت، کمابیش از همان ابتدای زندگی دوئلی طولانی را با مرگ آغاز کرد. او که برای انجام این کار به دنبال جاهای خطرناک می‌گشت، چنان پنهانی در این راه گام برمی‌داشت که تنها یکی دو تن از این راز آگاه شدند.

 

 

گراهام در دبستانی درس می‌خواند که پدرش در آن‌جا مدیر بود و او از همین نظر مورد آزار و شکنجة بچه‌ها قرار می‌گرفت. سرانجام نیز روزی گراهام مدرسه را ترک گفت و به پدر و مادرش نوشت که دیگر هیچ‌گاه به آن‌جا برنمی‌گردد.

 

 

این گریزها بالا گرفت و بنابراین در پانزده‌سالگی او را نزد روان‌درمانگر فرستادند. در آن‌جا روشن شد که گراهام با ورزش نیز میانه‌ای ندارد و عاشق مطالعه است و روان‌درمانگر او را به نوشتن ترغیب کرد و حتی گهگاه او را به محفل ادبی خود و دوستانش می‌برد.

 

 

مطالعة آثاری که در این دوران به دستش می‌رسید او را بیش از پیش به نوشتن علاقه‌مند کرد. گراهام در کالج بالیول به تحصیلات خود ادامه داد و در طول سه سالی که در این کالج گذراند نزدیک به شصت شعر، داستان کوتاه، مقاله و نقد در مجلة دوران دانشجویی به چاپ رساند.

 

 

به‌هرحال، در همین کالج بود که گراهام گرین در ویراستاری نشریة چشم‌انداز آکسفورد تجربه کسب کرد و، درعین‌حال، پس از پیوستن به حزب کمونیست به سیاست علاقه‌مند شد و به مهارتش در نوشتن غنا بخشید. گراهام گرین در 1929 با نوشتن مرد درون به موفقیت دست یافت. پس از حصول این موفقیت تصمیم دشواری گرفت و آن این بود که شغل خود را که ویراستاری تایمز لندن بود کنار گذاشت و یکسره به کار نوشتن پرداخت؛ اما شکست دو رمان بعدی بار دیگر او را به قلم زدن در نشریه ناگزیر کرد. چشمش صرفاً به دست سردبیر نشریه و مساعده‌هایی بود که خیرخواهانه به دستش می‌رسید. با انتشار قطار استانبول و موفقیت آن به نکتة تازه‌ای رسید و آن این‌که هم باید آثار جدی خلق کند و هم آثاری که صرفاً جنبة سرگرمی داشته باشد.

 

 

گراهام گرین درعین‌حال به سفر و به‌خصوص سفر به سرزمین‌های مخاطره‌آمیز علاقة وافری داشت. گراهام با این کار هم به کنجکاوی خود پاسخ می‌داد و هم برای نوشتن مصالح تهیه می‌کرد. به این ترتیب، حاصل سفر به سوئد کتاب انگلستان مرا ساخت بود. سفر دور و دراز او به جنگل‌های لیبریا، که چیزی نمانده بود جانش را روی آن بگذارد، کتاب سفر بدون نقشه را برایش به ارمغان آورد.

 

 

در جنگ جهانی دوم به گفتة خودش «شغل ابلهانه و به دردنخوری» به او پیشنهاد شد که او قبول کرد و آن مأموریت برای ادارة ضدجاسوسی وزارت امور خارجة انگلیس بود. به‌هرحال،حاصل سفر او به سیرا لئون مصالحی بود که او برای کتابش با عنوان جان کلام گرد‌آوری کرد. گرین در سفری که در سال 1938 به مکزیک، همزمان با پاک‌سازی‌ها و آزارهای مذهبی، به عمل آورد توانست کتاب جاده‌های بی‌قانون و نیز قدرت و افتخار را بنویسد. کتاب قدرت و افتخار بهترین رمانی است که او نوشته است. این کتاب تحسین بسیاری از منتقدان و خوانندگان را برانگیخت.

 

 

گراهام گرین به اکثر سرزمین‌های «خطرخیز» مثل ویتنام در دوران جنگ هند و چین؛ کنیا در دوران ظهور مائومائو؛ لهستانِ دوران استالین، کوبای کاسترو و هائی‌تیِ دووالیه سفر کرده است.

 

 

از کشورهای کوچک و بزرگ دیگری نیز دیدن کرده است؛ در 1950 در هتل مجستیکِ سایگون بوده، سپس به هنگ‌کنگ و سنگاپور رفته؛ به شهرهای دور و نزدیک کشورها چین، شوروی و افریقای جنوبی سر زده و هرچند همه جا اعلام داشته که با سیاست کاری ندارد اما از دخالت در مسائل سیاسی لذت برده و مدافع مردم ستمدیده بوده است.

 

 

گراهام گرین پس از نوشتن رمان امریکایی آرام در 1955 به ضدامریکایی بودن متهم شد و با همین کتاب بود که با رهبران کمونیستی مثل فیدل کاسترو و هوشی مین نزدیک شد.

 

 

بااین‌همه، وابستگی‌اش به اداره ضداطلاعات وزارت امور خارجة انگلیس درخور تأمل است.اولین وا، نویسنده سرشناس انگلیسی،در نامه‌ای به یکی از دوستانش نوشت که گراهام گرین برای دولت انگلیس کار می‌کند و تمامی به‌به‌گویی‌هایش از روسیة شوروی ظاهری است و سرپوشی است برای مأموریت‌هایی که می‌خواهد به انجام رساند. به‌هرحال،گرین در اداره ضداطلاعات یادشده زیر نظر فردی به نام کیم فیلبی،خیانتکار معروف،کار می‌کرده که بعدها به روسیة شوروی می‌گریزد و روشن می‌شود که او جاسوس دوجانبه بوده است. نکته جالب و آموزنده درباره ارتباط گراهام گرین و کیم فیلبی،جاسوس دوجانبه، آن است که گراهام گرین در دهه 1980 کیم فیلبی را در مسکو ملاقات کرده است. آن‌گونه هم که گفته‌اند این ملاقات بسیار صمیمانه و گرم بوده است.

 

 

به‌هرحال، گراهام گرین در خودزندگینامه‌اش، راه‌های گریز، داستان «دیگری» را بازگو می‌کند، داستان کسی که خود را گراهام گرین می‌نامد اما نام حقیقی‌اش احتمالاً جان اسکینر یا مِردیت دو وارگ است. در دهة 1950 این «دیگری» گذرنامه‌اش را در هندوستان سر به‌ نیست می‌کند و به دو سال زندان با اعمال شاقه محکوم می‌شود. ده سال بعد عکس او در یکی از روزنامه‌های جامائیکا، در کنار زنی زیبا، به چاپ می‌رسد. آن‌وقت می‌نویسد: «چند سال قبل در شیلی، پس از آن‌که روزی به صرف ناهار با سالوادر آلنده دعوت شده بودم، یکی از روزنامه‌های سانتیاگو، پایتخت شیلی، برای خوانندگانش افشا می‌کند که رئیس‌جمهور را آدمی شیاد فریب داده است. من همان‌جا دچار تردیدی ماوراء‌الطبیعی شدم و به خود لرزیدم. با خود گفتم: آیا من تمام این مدت آدم شیادی بوده‌ام؟ آیا من آن دیگری بوده‌ام؟ آیا اسکینر بوده‌ام؟ نکند اصلاً من مردیت دو وارگ بوده‌ام؟» آیا این کتاب بر این مدعا نیست که گراهام گرین در مورد هویت واقعی خود دچار تردید بوده است؟

 

 

آثار گراهام گرین در زمره پرفروش‌ترین کتاب‌های قرن بیستم به شمار آمده‌اند. او در این آثار مسائل اخلاقی را در چارچوب فضاهای سیاسی آثارش مورد بحث قرار می‌دهد. توجه به حادثه و تعلیق از عناصر اصلی آثار او هستند. درعین‌حال،بسیاری از آثارش به صورت فیلم‌های موفقی ارائه شده‌اند.

 

 

موفقیت‌های او به‌عنوان یک نویسنده او را قادر می‌ساخت تا بسیار آسوده و به صورتی بسیار شاهانه در لندن، انتیپ و کاپری زندگی کند.

 

 

گراهام گرین در اواخر عمر در ویوی سوئیس با دوستش ایون کلوتا زندگی می‌کرد که در سوم آوریل 1991، در هشتاد و هفت‌سالگی، در آرامش کامل چشم از جهان فرو بست.
منبع: بهترین داستانهای جهان / احمد گلشیری / جلد دوم / عصرداستان 1391 / صفحه 229

 

نظرات شما
[کد امنیتی جدید]