تاریخ انتشار خبر: 06 مهر 1392 - ساعت 02:20:59
جان بارت

جان بارت

بارت بارها به تاثیر پذيری خود از خورخه لوئیس بورخس آرژانتینی اشاره کرده است و می‌گوید: "واقعیت این است که من بورخس را ده سال بعد از "اپرای شناور" کشف کردم. یعنی زمانی که سه رمان منتشر کرده بودم و از بین این سه رمان، دوتای آن‌ها رمان‌های قطوری بودند.

جان بارت متولد ۲۷ می  سال ۱۹۳۰ نویسنده‌ی جا افتاده و صاحب سبکی در ادبیات پست‌ مدرن آمریکاست. بارت نويسنده اي كهنه كار و كارشناس ادبيات داستاني بوده و داراي مقالات و سخنراني هاي در اين زمينه است. وي معتقد است در گذشته قبل آنكه رشته نويسندگي در دانشگاهها بوجود آيد نويسنده براي پختگي و دست يابی به مهارت چهار طريق را پيش رو داشتند: تفحص و تعمق در تجربيات زندگي و درگير شدن با مسائل آن، دقت در آثار مكتوب پيشينيان و ارباب قلم، تمرين زياد نوشتن و گاهي از روي آثار گذشته و بالاخره با طرح مباحث در جلسات نقد و بررسي. بارت دارای بيش از 15 رمان مي باشد كه برخي آنها عبارتند از: رمان "اپرای شناور"، "نامه ها"، رمان "شيمر"، داستان کوتاه "دنيازاد"، داستان کوتاه "پرسيد"، "خياميرا"، "سرگردان در خانه عجایب و سرگرمی"، "داستان زندگی"، "بلروفونياد"، "گمشده در شهر بازي"، مجموعه داستان "توسعه"، "دلال تنباكو"، "غول پيكر" و رمان "پايان راه".

 

 

چکيده رمان پسامدرني "شيمر"، شامل سه داستان کوتاه به هم مرتبط مي باشد. اين مقاله خوانشي است در راستاي اهميت اسطوره ايراني شهرزاد در اسلوب روايي پسامدرن. "دنيازادياد" داستان کوتاه اول، اسطوره شهرزاد را در قالبي متفاوت به تصوير مي کشد که به نوعي بيانگر تاثير قصه سرايي در ادبيات پسامدرن است. دو داستان کوتاه ديگر، "پرسيد" و "بلروفونياد"، تحت تاثير شيوه روايي شهرزاد قرار دارند، بدين معني که تنها راه ادامه بقا در زندگي واپس گراي امروزي قصه سرايي ست. اين سه داستان کوتاه از ديدگاه نقد ساختارشکن و با استفاده از نظريه استعاري بودن زبان که توسط پل دمان Paul de Man مطرح گرديده، مورد بررسي قرار گرفته اند. غير ممکن بودن عمل خواندن "شيمر" از چندين منظر نشان داده شده است: فرازباني رمان کوتاه اول، "دنيازادياد"، نقش زندگي نامه خود نوشت در واسازي "پرسيد" رمان کوتاه دوم و استفاده از وارونه رويداد (آيروني) و همچنين ارزش يابي دماني در "بلروفونياد" رمان کوتاه سوم. مجموعه داستان "خياميرا" در 1972 برنده جايزه كتاب ملي آمريكا شده است و مجموعه داستان "سرگردان در خانه عجايب و سرگرمي" نيز اولين مجموعه داستان اين نويسنده است كه با آن شهرت را به دست آورد. اين كتاب اكنون در مدارس آمريكا تدريس مي‌شود. داستان "دنيازاد" در اين مجموعه در واقع داستان هزار و يك شب است از زبان دنيازاد خواهر شهرزاد، است.

 

 

بارت رمان "اپرای شناور"  The Floating Operaرا در سال ۱۹۵۷، هنگامي كه تنها 24 سال داشت نمود و بعد از 60 سال در زمان حاضر همانطور كه خود مي گويد چیز زیادی از آن موقع و حتی خود رمان به یاد نمی‌آورد. رمان "اپرای شناور" به سان نظریه‌ی مرگ مولف بیشتر از آن که از آن نویسنده‌ی خود باشد، از آن خودش است. وقتی بارت تصمیم به نوشتن اين داستان گرفت، ادبیات روز دهه 60 آمریکا به شدت تحت تاثیر نوشته‌های نویسندگانی موسوم به نویسندگان نسل گمشده بود. نویسندگان نسل گمشده یا به عبارتی نویسندگانی که با پایان جنگ جهانی اول و اقتصاد نا آرام آمریکا راهی پاریس ارزان ‌قیمت شده بودند، حتی با گذشت‌ سال‌ها ادبیات آمریکا را بسیار تحت تاثیر خود قرار دادند. ارنست همینگوی نام‌آورترین نویسنده‌ی نسل گمشده، دقیقا در بیست و چهار سالگی بارت نوبل ادبیات را از آن خود کرد و ویلیام فاکنر که بیست سال پیش از آن، خشم و هیاهو و گور به گور را نوشته بود، اسطوره‌های نویسندگی آن روزهای زندگی بارت بودند. بارت دقیقا در چنین فضایی شروع به نوشتن رمانی کرد که با جریان غالب ادبیات آن روز آمریکا تفاوت‌های بسیاری داشت. بارت پیش از نوشتن "اپرای شناور" بارها دست به قلم شده و داستان‌های ناموفقی نوشته بود و هیچ‌ کدام را در قالب کتاب مستقلی منتشر نکرد، تا آنکه رمان "اپرای شناور" را به عنوان نخستین اثر ادبی‌اش راهی بازار کتاب کرد.

 

 

 جان بارت خود درباره‌ی این شروع خوب، این گونه توضیح می‌دهد: "اول دوست داشتم که موسیقی جاز بزنم و این آرزوی چندین و چندساله‌ی دوره‌ی دبیرستانم بود. اما بعد از آن‌ که از دانشگاه جان هاپکینز بورس تحصیلی گرفتم، کم کم و تلوتلو خوران به سوی مسیر واقعی زندگی‌ام سوق پیدا کردم، یعنی همان داستان‌سرایی. بعد از این جریان، غرق آثار مدرنیست‌های بزرگ دنیا شدم، یعنی کتاب‌های جیمز جویس، فرانتس کافکا، توماس مان و مارسل پروست را خواندم و از نویسندگان داخلی هم کتاب‌های ارنست همینگوی، جان دوس‌پاسوس و خب، صد البته ویلیام فاکنر را خواندم. اما این باعث نشد که از گنجینه‌ی فوق‌العاده‌ی داستان‌های گذشته غافل بمانم و هزار و یک شب، اقیانوس داستان، کلیله و دمنه، دکامرون، پنتامرون، هپتامرون و داستان‌های کانتربری را نیز خواندم و کتاب‌های نویسندگان جریان قبل از پست ‌مدرنیسم را نیز خواندم، مثلا گارگانتوا و پانتاگروئل رابله و تریسترام شندی لارنس استرن. بعد از این دوره‌ی کارآموزی، مانند هر شاگرد دیگری وقت آن بود که مسیر خودم را پیدا کنم و به قول معروف، در میان خیل عظیم این شاهکارهای سترگ حرف خودم را بزنم، یا آن طور که امبرتو اکو می‌گوید، در میان آن چیزهایی که تا به حال گفته شده حرف خودمان را بزنیم. به همین خاطر، چند سالی را قبل از فارغ ‌التحصیلی، مشغول اقتباس‌های ناموفق از جویس و فاکنر بودم و چندتایی داستان پیش‌ پاافتاده و ناموفق نوشتم که خوشبختانه هیچ‌ کدام‌ شان را هم منتشر نکردم، تا آنکه بالاخره راه خودم را پیدا کردم و "اپرای شناور" را نوشتم..."

 

 

رمان "اپرای شناور" داستان زندگی تاد اندروز، وکیل مستاصلی است که تصمیم‌‌اش را برای خودکشی در روز ۲۱ یا ۲۲ ژوئن سال ۱۹۳۷ تغییر می‌دهد. کتاب که همچنین در فضای نهیلیستی دهه‌ی پنجاه نوشته شده، با پایان‌‌بندی خوب آن، به گونه‌ای اعتراض به نهیلیسم آن روز جامعه‌ی آمریکا است. بارت همچنین با روی آوردن به شیوه‌ جدیدی از روایت و همچنین استفاده از مولفه‌های ادبیات پست‌مدرن در کتابش - مانند روایت کردن یکی از بخش‌های کتابش در قالب دو ستون روبروی هم-  به گونه‌ای جریان ادبی آن روز آمریکا را مورد نقد قرار می‌دهد و با آوردن مثلث عشقی تاد، هریسون مک و جین و پایان بد این رابطه، تاثیر کمونیسم در نویسندگان آن روز آمریکا را نقد می‌کند.

 

 

بارت بارها به تاثیر پذيری خود از خورخه لوئیس بورخس آرژانتینی اشاره کرده است و می‌گوید: "واقعیت این است که من بورخس را ده سال بعد از "اپرای شناور" کشف کردم. یعنی زمانی که سه رمان منتشر کرده بودم و از بین این سه رمان، دوتای آن‌ها رمان‌های قطوری بودند. رئالیسم را تقریبا ترک کرده بودم و به گونه‌ای از طنز افسانه‌ای روی آورده بودم. بورخس در اصل مرا در انتخاب فرم‌های کوتاه داستان و همچنین تلفیق رئالیسم و غیررئالیسم الهام بخشید. به همین خاطر تاثیر من از بورخس بیشتر در دو رمان بعدی من، یعنی "گمشده در فان‌هاوس" و "شیمرا" نمایان بود. بعد از این دو کتاب‌ هم دوباره به نوشتن کتاب‌های قطور روی آوردم و اخیرا هم انگار دوباره به همان فرم‌های کوتاه علاقه‌مند شده‌ام. شاید هم کمی از روایت‌های طولانی این روزها خسته شده‌ام."

منابع براي مطالعه بيشتر:

  1.   جان بارت،آيا مي توان نويسندگي خلاق را تعليم داد؟، ترجمه اسدالله قرنيني، كيهان فرهنگي، ش 51، (خرداد 1367) صص 24 - 27.

  2.   گفت‌وگوی اختصاصی با جان بارت: نویسنده‌ی آمریکایی رمان اپرای شناور، سايت ادبي سيب گاز زده (12 خرداد ۱۳۸۷).

  3.  جان‌ بارت، اپراي شناور، ترجمه‌ سهيل سمي، نشر ققنوس، 1386.

  4.  جان‌ بارت، مهماني رومي، ترجمه نرگس منتخبی بخت‌ور، سايت ديباچه (11 اردیبهشت 1389).

  5.   چارلز هريس، خواندن جان بارت، ترجمه مهسا خليلي، روزنامه اعتماد (20 دي 1386).

  6. مل مك كورمك، جان بارت براي مبتدي ها، ترجمه سيد احمد مشيري ها، روزنامه اعتماد (21 دي 1386).

  7. مالكوم برادبري، نگاهي به آثار جان بارت: نويسنده اي كه از نقش مؤلف تقليد مي كند، ترجمه شهريار وقفي پور، روزنامه همشهري، س 11، ش 2999 (16 اسفند 1381).
نظرات شما
[کد امنیتی جدید]