تاریخ انتشار خبر: 14 مهر 1392 - ساعت 13:25:31
نگاهی به کتاب تاریخ نویسی در روزگار فرمانروایی شاه عباس صفوی

نگاهی به کتاب تاریخ نویسی در روزگار فرمانروایی شاه عباس صفوی

این کتاب از جهات مختلف، روشی جدید را پیش روی مخاطبان قرار می دهد و می تواند راهی جدید در تحقیقات تاریخی را بازگشاید. این کتاب به مقدمه های کتب تاریخی دوره صفوی نظر دارد، و به گرته برداری مقدمه های کتب تاریخی از یکدیگر در دوره های مختلف دوره صفوی می پردازد.

این کتاب از جهات مختلف، روشی جدید را پیش روی مخاطبان قرار می دهد و می تواند راهی جدید در تحقیقات تاریخی را بازگشاید. این کتاب به مقدمه های کتب تاریخی دوره صفوی نظر دارد، و به گرته برداری مقدمه های کتب تاریخی از یکدیگر در دوره های مختلف دوره صفوی می پردازد. توجه به گرته برداری ها و تفاوت هایی که ممکن است در برخی گرته برداری ها به وجود آمده باشد و همچنین تغییر در واژگان و حتی برخی تعابیر و استدلالات، سیری از شیوه های مختلف مشروعیت یابی در دوره های مختلف دوره صفوی را پیش روی ما قرار می دهد.

بهره گیری از اصطلاحات مختلف برای پادشاهان صفوی در تاریخ نویسی دوره صفوی و سیر استفاده از این اصطلاحات، دیگر موضوعی است که شعله کویین به تحلیل آن می پردازد و بر مبنای آن شیوه مشروعیت یابی مقاطع مختلف دوره صفوی را به تحلیل می نشیند.

یکی از نکات دیگری که خانم کویین به آن می پردازد خواب نگاری در عرصه تاریخ نویسی دوره صفوی است. کویین بر این باور است که در عصر شاهان صفوی و در رأس آن ها شاه اسماعیل خواب های شیخ صفی الدین اردبیلی (جد شاهان صفوی) طوری بازنویسی می شد که مقاصد دربار صفویه تأمین شود. او همچنین معتقد است خواب های شاهان صفوی در مشروعیت بخشی سیاسی و مذهبی به آن ها – به ویژه هنگامی که اشکال سنتی مشروعیت بخشی ضعیف شده بودند- کارکرد مهمی داشته است.

اما به نظر می رسد خانم کویین در کتاب خود اشتباهاتی دارد که معمولا از سوی شرق شناسان به دلیل آشنا نبودن با فضای دینی ما اتفاق می افتد. به عنوان نمونه در صفحه ۷۸ ترجمه فارسی کتاب در فرازی که از فتوحات شاهی امینی هروی نقل می کند در برابر تعبیر «آدم صفی» در کروشه از تعبیر [شیخ صفی] استفاده می کند. به نظر می رسد در این فراز تعبیر آدم صفی که ارجاع به صفت صفی الله بودن حضرت آدم می باشد با نام شیخ صفی اشتباه شده است، و خانم کویین آدم صفی را همان شیخ صفی گرفته است تا به تئوری خود پیرامون مشروعیت یابی از سوی شیخ صفی الدین اردبیلی کمک کند.

همچنین در صفحه ۸۲ در تحلیل استفاده از تعبیر خلافت برای پادشاهی صفوی در متون می گوید: «استفاده از اصطلاح خلافت به طور تلویحی به این معنا می توانست باشد که صفویان خویشتن را جانشینان حقیقی خلفای راشدین نیز معرفی می کردند و با این کار دعاوی عثمانیان در این زمینه را بی اعتبار می کردند».

به نظر نمی رسد استفاده از تعبیر خلافت به دلیلی باشد که شعله کویین می گوید چرا که اساسا سلاطین صفوی خلفای راشدین را خلفایی مشروع تلقی نمی کردند که بخواهند خود را جانشینان بر حق ایشان بدانند، به نظر می رسد استفاده از تعبیر خلافت بیشتر به جنبه های صوفیانه سلاطین صفوی اشاره دارد، به ویژه که استفاده از این عبارت در ادبیات صوفیانه امری متداول بود، همچنانکه در دوره ناصرالدین شاه نیز بر طهران دارالخلافه اطلاق می شد، اما به نظر می رسد اطلاق دارالخلافه بر طهران به خلافت راشدین ارتباطی نداشته باشد.

به نظر می رسد شعله کویین در صفحه ۸۶ کتاب در تحلیل استفاده از تعبیر ملت در حبیب السیر به عنوان یکی از منابع تاریخ صفوی نیز تحلیل درستی ارائه نکرده باشد. وی با اشاره به این تعبیر حبیب السیر: «و بر تو لازم است که فرق انام را به شارع دین قویم و صراط ملت مستقیم دلالت کنی» می نویسد: «استفاده خواندمیر از واژه «ملت» را می توان آغاز کوشش ها برای شناسایی جامعه یا هویت متمایز «صفوی» و اطلاق آن بر شیوخ متقدم صفویه و مریدانشان به شمار آورد. گرچه خواندمیر به طور خاص این جامعه را شیعی معرفی نمی کند، به نظر می رسد احتمالا قصد داشته تا این جامعه صفوی را از همسایه عثمانی متمایز کند».

به نظر می رسد نتوان این تحلیل کویین از واژه ملت را به سادگی پذیرفت چرا که استفاده از واژه ملت در دوران پیشامدرن در ایران بیشتر بر دین و شریعت اطلاق می شده تا ملت به مثابه nation که پس از آشنا شدن ایرانیان با تجدد مورد استفاده قرار گرفت.

اگر این امر را نیز نپذیریم قرینه آمدن شارع دین قویم و صراط ملت مستقیم در کنار یکدیگر نشان می دهند که ملت در این تعبیر به معنی دین و شریعت است.
در پایان باید گفت که شعله کویین در حال حاضر مشغول تکمیل کتاب بیوگرافی شاه عباس است. او همچنین تحقیق روی مطالعات تطبیقی تاریخ نگاری سنتی در هند و صفویه ایران در اوایل دوران مدرنیته آغاز کرده است.

 

به نقل از سایت پیشینه

 

نظرات شما
[کد امنیتی جدید]