تاریخ انتشار خبر: 10 آبان 1392 - ساعت 08:47:33
میگل دو سروانتس

میگل دو سروانتس

سروانتس باز چندی به امور نظامی پرداخت اما سرانجام به کار نویسندگی اشتغال ورزید. او کتاب مشهور دون کیشوت خود را در سال 1604 انتشار ساخت.

میگل دو سروانتس ساودرا / ساآودرا، در الکالای اسپانیا (Alcala de Henares) تولد یافت. پدرش پزشک دوره‌گردی بود از این رو میگل همراه پدر به شهرهای مختلف به سفر می‌رفت و به همین جهت نتوانست تحصیلات منظمی بنماید. اما در عوض در شمیشیرزنی مهارت یافت و در 23 سالگی به ایتالیا رفت و وارد ارتش شد و لی بزودی در جنگی، زخمی شدید برداشت. پس از آن به فرماندهی ارتش رسید و در راه بازگشت به اسپانیا،اسیر دزدان دریایی گردید و به عنوان یک برده به اعراب فروخته شد. او پس از چندی گریخت، اما باز اسیر گشت تا اینکه پنج سال بعد پدر و مادرش با کمک یک تاجر مسیحی در الجزایر او راخریدند و میگل توانست به اسپانیا باز گردد. سروانتس باز چندی به امور نظامی پرداخت اما سرانجام به کار نویسندگی اشتغال ورزید. او کتاب مشهور دون کیشوت خود را در سال 1604 انتشار ساخت.

 

 

ویژگی‌های ادبی

 

 

*از همان لحظه چاپ، دون کیشوت اثری پرفروش بود و حال پس از گذشت چهار سده همچنان پرتیراژترین کتاب دنیا پس از انجیل است. گابریل گارسیا مارکز آن را پرمعناترین کتاب تاریخ نامیده است.

 

 

سروانتس درمتن کتاب، یادآور شده است که اصل داستان دون کیشوت را از روی یک اثر مکتوب از یک نفر مؤلف عرب اسپانیایی(Morisque) به نام سید حامد ابن انجلی اقتباس کرده است. اما دکتر موریس باردن در تفسیر این مطلب می‌نویسد: «سروانتس چون کتاب خود را به شیوه داستانهای پهلوانی نوشته است، در اینجا وانمود می کند که اصل کتاب را مردی عرب ألیف کرده است.»

 

 

افلاطون مجموعه آثار خود را از زبان استادش سقراط نقل کرده است. مولوی نیز اشعار «دیوان شمس» را از زبان و با یاد و نام استادش؛«شمش تبریزی» سروده است.

 

 

*ابن انجلی (Ben Engeli) از کلمه بدنجال(Bedenjal) و این واژه نیز از واژه عربی بادمجان مشتق شده است. اعراب اسپانیایی(اعرابی که در اسپانیا باقی مانده و اغلب به زور مسیحی نیز شده بودند) این صیفی را بر تمام صیفی‌های دیگر ترجیح می‌دادند.

 

 

*در داستان دون کیشوت، گاهی داستانهای فرعی که ضمن داستان اصلی می‌آیند از نظم و منطق خاصی پیروی نمی‌کنند. مانند گم شدن خر سانچو و پیدا شدن بی‌دلیل آن.

 

 

*همان گونه که دون کیشوت افسار اسب را رها کرده تا به هر جا که می‌خواهد برود، سروانتس نیز طرح داستان را آزاد می‌گذارد و در نتیجه یکنواختی و یک پارچگی اثر از دست رفته است.

 

 

*از آنجایی که سبک نگارش این کتاب ناروان و به زبان اسپانیایی باستان است حوصله و تمرکز قابل توجهی را از خوانندگان خود خواهد طبید.

 

 

*در نثر سروانتس اشتباهات بسیاری دیده می‌شود ولی با این همه نویسنده مطالب خود را آن‌چنان زیبا و دلپسند نگاشته و اعمال ابلهانه قهرمانان را به حدی جالب بیان کرده که خواننده براحتی متوجه این خطاها نمی‌شود.

 

 

*سروانتس، داستانهای کوتاه پندآموز را در فاصله زمانی میان بخش اول و دوم دون کیشوت نوشته است.

 

 

*داستان رینکونته و کورتادیلیو(1604 -1601) در مورد دو جوان ولگرد و دزد اسپانیایی به نامهای رینکون(Rincon) و کورتادو(Cortado) می‌باشد که پس از آشنایی و دوستی باهم، یک باند دونفره دزدی را تشکیل می‌دهند و دزدی‌ها و کلاهبرداری‌های زیادی انجام می‌دهند. پسربچه‌ای‌ به نام قلاب کوچولو که یکی از دزدی‌های آنها را مشاهده می‌کند، به آنها خبر می‌دهد که برای انجام دزدی بی‌دردسر در شهر سویلیا، آنها باید عضو شبکه و گروه زیرزمینی سنیور مونوپودیو(Monopodio) شوند. آنها پس از عضویت در این شکبه مافیای که حتی در پلیس و کلیسا نیز نفوذ زیادی دارند، به نامهای رینکونته و کورتادیلیو ملقب می‌شوند.

 

 

اعضای این گروه درهر شبکه برای انجام فرایض دینی، به خانه سنیور مونو پودیو می‌روند. در این مراسم رینکونته و کورتادیلیو نیز در هر هفته به نوبت یکی دعاخوانی و دیگری تسبیح گردانی می‌کند. آنها جمعه‌ها دزدی نمی کنند و شنبه‌ها با زنانی که نام مریم بر خود دارند از هر گونه گفتگویی خودداری می کنند. 

 

نظرات شما
[کد امنیتی جدید]