تاریخ انتشار خبر: 25 آبان 1392 - ساعت 23:20:16
ویلیلم شکسپیر

ویلیلم شکسپیر

زبان سلیس، ریتم موزون، ترکیب هماهنگ، جلای ظاهری، تحرک درونی واژه‌ها، کاربرد نوین واژه‌ها، عبارتهای ترکیبی و چند منظوره،‌ و صنایع ادبی آثار ادبی شکسپیر، باعتث شده که امروزه او رامحک زبان انگلیسی و محک ومیزان ادبیات نمایش بدانند.

شکسپیر در 26 آوریل 1564 در استان وارویکشایر به دنیا آمد و درکلیسای محلی شهر استرانفورد(Strarford-Upon Avon) غسل تعمید شد. پدرش جان شکسپیر، بازگانی موفق بود و از افراد صاحب نفوذ در امور شهر به شمار می‌رفت، ولی از سال 1577، تجارتش به رکود گرایید و مقروض شد. معلوم نیستکه ویلیام پس از ترک مدرسه چه‌کرد. شاید به ادامه کار تجارت پدرش پرداخت. اما برخی معتقدند که مدیر مدرسه شد و برخی می‌گویند که وی به ارتش پیوست. ویلیام در 18 سالگی با آن هاتاوی(Anne Hathaway) ازدواج کرد که 8 سال از او بزرگتر بود.

 

 

در سال 1592 شکسپیر به عنوان یک بازیگر تئاتر در لندن مشغول به کار بود واز همان زمان، نمایشنامه نویسی را اغاز نمود. او حدوداً سالی دو نمایشنامه می‌نوشت، ک اغلب خودش عهده‌دار نقشهای کوچک می‌شد. برای مثال در نمایشنامه هملت؛ عهده‌دار نقش روح بود. از سال 1594 به بعد، نمایشنامه‌های او یکی پس از دیگری چاپ و منتشر شدند. زندگی شکسپیر در آخرین سالهای سلطنت الیزابت اول راحت و بی‌دغدغه بود. جز آنکه پسرش، همنت در سال 1596 درگذشت.

 

 

شکسپیر در سال 1599 از سهامداران تماشاخانه نوبنیاد گلوب(Glonbe) شد و درهمین تماشاخانه بود که بسیار از آثارش به روی صحنه آمدند.

 

 

از شکسپیر 37 نمایشنامه تراژدی،کمدی و تاریخی، و 154 غزل، قصیده و قطعات منظم باقی مانده است. آثار او را هر ذوق و سلیقه‌ای می‌تواند بپسندد زیرا حاوی شعر، عمل، عشق، هیجان و طنز است. شکسپیر عمیق‌ترین احساسات و اندیشه‌های قهرمانان خود را آشکار کرده و فضای متناسب و صحنه‌های لازم را پدید آورده است. شکسپیر به شخصیت‌های نمایشنامه‌هایش این امکان را می‌دهد که با وضوح و تنوعی ویژه صحبت کنند، به گونه‌ای که پیش از آن، چنین نمونه‌هایی در ادبیات تئاتری جهان بندرت وجود داشته است.

 

 

شکسپیر را پدر نمایشنامه‌نویس انگلستان می‌نامند که آثارش را به سبک مکتب کلاسیک به نگارش درآورده است.

 

 

 

 

 

ویژگی‌های ادبی

 

 

*شکسپیر دلبسته زمانه پیش از رنسانس بود و با مسائل ازلی ـ ابدی بشر سر و کار داشت. او در دورانی می‌زیست که تاریخ نسبتی با ابدیت داشت. شاهان و امیران و سرداران و شاهزادگان و شاهدختها و شهبانوهای آفریده او با مسائلی دست و پنجه نرم می‌کنند که جوهر ازلی ـ ابدی دارند. واقعیت‌های تاریخی آثار او واقعیت‌های سیاسی نیستند. حال آنکه ما در زمانه‌ای به سر می بریم که زیر پای هیچ‌کس سخت و محکم نیست، و نه تنها وجوه واقعیت‌ها‌ی تاریخی زندگی بشر این دوره، بلکه «حقایق» دورانش نیز به طور کامل آسیب‌پذیر، شکننده و متغیر می‌باشند.

 

 

جورج اورول می‌نویسد:«شکسپیر یک اندیشمند نیست. افکارش در هم و بر هم است. شخصیت‌هاش بندرت دارای روابط منطقی به زبانهای یکسان و مبالغه‌آمیزی سخن می‌گویند. همان‌گونه که می‌دانیم وی موضوعها و طرحهای دیگران را برمی‌دارد و به صورت نمایشنامه‌ در می‌آورد و اغلب رویدادها وصحنه‌هایی را می‌آفریند که در اصل وجود نداشته‌اند. هرگاه که به یک طرح و نوشته معقولی بر می‌خورد، مثل مکبث، قهرمانانش منطقی و استوارند، اما در موارد زیادی مجبور به کارهایی می‌شوند که با موازین عادی باورکردنی نیست. او نمایشنامه‌هایی دارد که فقط برای تأمین معاش نوشته شده‌اند. اما با این همه آثار شکسپیرهمه‌جا مورد تحسین است. اگر شهرت شکسپیر یک دسیسه و تبانی جهانی برای تحریف واقعیات نباشد، راز محبوبیت او چیست؟ شکسپیر قدیس و انقلابی نبود؛ او بشر بود، و از جهاتی هم آدم خوبی نبود. برای مثال دور و بر ثروتمندان و قدرتمندان می‌پلکید و چاکرانه چاپلوسی می‌کرد. همچنین مراقب بود که سخنی بر خلاف عقاید رایج نگوید. در تمام نمایشنامه‌ها؛ انتقادها از دهان لودها، اشرار، دیوانگان و یا کسانی که وضع هیستریک دارند، شنیده می‌شود. شکسپیر فیلسوف یا دانشمند نبود اما کنجکاو بود: وی زمین و زندگی بر روی آن را دوست داشت.»

 

 

*زبان سلیس، ریتم موزون، ترکیب هماهنگ، جلای ظاهری، تحرک درونی واژه‌ها، کاربرد نوین واژه‌ها، عبارتهای ترکیبی و چند منظوره،‌ و صنایع ادبی آثار ادبی شکسپیر، باعتث شده که امروزه او رامحک زبان انگلیسی و محک ومیزان ادبیات نمایش بدانند.

 

 

*قهرمانان شکسپیر اغلب مظهر یکی از صفات یا شهوات تعیین‌کننده بشری‌اند. برای مثال مکبث مظهری از آزبشری و بلندپروازی‌های نابجای اوست.

 

نظرات شما
[کد امنیتی جدید]