تاریخ انتشار خبر: 14 آذر 1392 - ساعت 23:04:51
جاناتان سویفت

جاناتان سویفت

سویفت در عین حال که شاعر و استاد روزنامه‌نگاری سیاسی بود، چندی سردبیری نشریه اگزماینز(Examiner) را به عهده داشت. او شاید نخستین کسی است که از نفوذ مطبوعات در صحنه سیاسی انگلیس استفاده نمود.

جاناتان سویفت در سال 1667 در دوبلین/دوبلین پایتخت ایرلند متولد شد. او به علت فوت پدر تحت سرپرستی عمه‌اش خانم گرووین قرار گرفت. جاناتان در کالج ترینیتی تحصیلات ناموفقی داشت. او به مدت ده سال، به شغل مشی‌گری برای نویسنده و سیاستمدار محافظه کار انگلیسی به نام سر ویلیام تمپل(Sir William Temple) سر گم بود. در انگلستان، سویفت به امور اجتماعی و سیاست علاقمند گردید. پس از مرگ سر ویلیام تمپل، سویفت به سمت نماینده مذهبی و به عنوان رئیس کلیسای سنت پاتریک(Saint – Patrick) مدتی را در ایرلند به سر برد. اما همچنان قسمت اعظم اوقات خود را در انگلستان می‌گذراند و بتدریج درگیر اندکی سیاسی در لندن شد. مقالات او پس از مدتی به واسطه نثر طنز گونه و حملات کوبنده وی به مردم ابله و عقاید غلط، شهرت بسیاری یافتند. طی این سالهای پرمشغله، پس از آنکه حزب سیاسی مورد علاقه‌اش به قدرت رسید، سویفت وقت بیشتری یافت تا دفتر خاطرات روزانه زندگی خود را برای دختری به نام استلا بنویسد. سویفت، استلا استر جانسون(Esther Johnson) را از هشت سالگی می‌شناخت. استلا در آن هنگام خانواده خود را از دست داده بود و سویفت به او سخت دلبسته بود.

 

 

در سال 1713 سویفت به سمت کشیش ارشد کلیسای پاتریک در دوبلین برگزیده شد. اما در همان سال، حزب مورد علاقه‌او یعنی حزب محافظه کار توری(Tory)؛ در برابر حزب لیبرال ویگ(Whig) از قدرت برکنار گشت و خود او مدتی از زندگی اجتماعی به دور افتاد و در زندگی خصوصی وی نیز مشکلاتی پدیدار گردید. دوستی و زندگی او با استلا به علت مرگ استلا در سال 1728 به پایان رسید.

 

 

سویفت که مصمم بود تا مثل همیشه بی‌عدالتی را محکوم نماید به کار خود ادامه داد و توانست شهرت از دست رفته را باز یابد. او در سال 1742 سخت بیمار و دیوانه شد و در سال 1745 درگذشت. استخوانهای سویفت را در سال 1882 کنار استلا در کلیسای سنت پاتریک دوبلین که خود رئیس آن بود به خاک سپردند.

 

 

ویژگی‌های ادبی

 

 

*از نظر سویفت نوع انسان(نه افراد خاص) موجود پلیدی است واین موجودات پلید وقتی با یکدیگر هم داستان می‌شوند، دوزخی پدید می آورند که انباشته از درد و محنت و بینوایی است. شاید دلیل اینکه نویسنده در سالهای آخر دچار جنون شد همین بیزاری او نسبت به افراد بشر بود.

 

 

*سویفت در عین حال که شاعر و استاد روزنامه‌نگاری سیاسی بود، چندی سردبیری نشریه اگزماینز(Examiner) را به عهده داشت. او شاید نخستین کسی است که از نفوذ مطبوعات در صحنه سیاسی انگلیس استفاده نمود.

 

 

*سویفت می‌نویسد:« آنان که جامعه را استثمار می‌کنند و هستی بی‌پناهان را می‌ربایند، با آدمخواران مناطق وحشی آفریقا چه تفاوت دارند؟ آن روحانی نمایاین بی‌ایمان که مذهب را ابزاری برای کسب قدرت و ثروت کرده‌اند، آیا مأموریتشان غیر از این است که مسیحیت را به تباهی و فنا کشانند؟ چرا باید به این گونه خود کامان غافل رحم کرد؟»

 

 

*عنوان رمان قصه‌ چلیک(1704)از عادت ملوانان ناشی می‌شود که به هنگام دیدن وال، بشکه‌ای خالی به سمتش پرتاب می‌کنند تا حمله‌های او را به کشتی منحرف کنند. به همین ترتیب، هدف این هجونامه، منحرف کردن حمله‌های فرهیختگان آن دوران به جنبه‌های ضعیف دین و دولت است.

 

 

پدری برای هر یک از پسرانش، پیتر / پطروس(Peter)،‌ نمایندگان کلیسای رومی و از پیشوایان کاتولیک‌ها، مارتین(Martin)، استعاره‌ای از مارتین لوتر(Martin Luther) از پیشوایان پروتستان‌ها، و جک(Jack)، استعاره‌ای از جک کالون(Jack Calvin)؛ از دیگر پیشوایان پروتستان‌ها، یک بالاپوش می‌گذارد و به آنها امر می‌کند که به هیچ وجه آن را تغییر ندهند. اما پس از گذشت چند مدت هر کدام از آنها به گونه‌ای بالاپوش خود را دستکاری می‌کند و از شکل ابتدایی آن خارج می‌سازد. سرانجام این سه برادر به جان هم می‌افتند و برای همیشه از هم جدا می‌شوند.

 

 

*سویفت در اثر کوتاه خود به نام تعمق درباره دسته جارو(1710) می‌نویسد:«شاید بگویید که جارو نشانه درختی است وارونه. حالا با اجازه شما، مگر غیر از این است که انسان مخلوقی است سرو ته که قابلیت‌های حیوانی‌اش مدام بر قابلیت‌های عقلانی‌اش فایق می‌آید و سرش آنجاست که پاشنه پایش باید باشد.»

 

 

*سویفت در رساله پیشنهاد برای استفاده همگانی از محصولات ایرلند(1720) می‌نویسد:«سوزاندن هر آنچه از انگلستان می‌آید بجز زغال.»

 

 

*سویفت در رساله «پیشنهاد ساده برای ممانعت از اینکه فرزندان افراد فقیر ایرلند سربار والدین یا کشورشان باشند، و بدان منظور که برای عموم مفید واقع شوند / A Modest proposal for preventing the children of poor people Ireland from being a burden to their parents or country; and making them Beneficial to the public(1729)؛ با لحنی بسیار جدی و آمرانه پیشنهاد می‌کند که اطفال فقر را برای تغذیه اغنیا بفروشند تا مسأله فقر برای همیشه حل شود. او امتیازهای اقتصادی این کار را برمی‌شمرد و از پیش اعتراضها را رد می‌کند و حتی به جزئیات این نهاد مفید اجتماعی آینده و شیوه‌های گوناگون این خوراک می‌پردازد:«می‌پذیرم که این خوراک کمی‌ گران خواهد بود و،‌در نتیجه برای مالکانی که چون پیش از این، بیشتر پدرها را دریده‌اند به نظر م‌رسد فرزندان نیز بیش از پیش حق آنها باشند، بسیار مناسب است... از سیاستمدارانی که پیشنهاد من به مذاقشان سازگار نخواهد بود و شاید شهامت اقدام به پاسخ بیابند، دعوت می‌کنم اول از والدین این انسانهای فانی بپرسند که آیا در حال حاضر احساس خوشبختی نمی‌کنند از اینکه در یک سالگی و به شکلی که من توصیه می‌کنم برای خورده شدن به فروش رفته‌اند، و به این ترتیب معاف شده اند از تمامی تیره‌روزی‌هایی که آنها از سر گذرانده‌اند؛ فشارمالکان، نداشتم عادی‌ترین امکانات زندگی و نیز سقفی و لباسی برای حفظشان از هوای نامساعد، و چشم‌انداز گریز ناپذیر به ارث گذاشتن چنین سرنوشتی، با تیزه روزی‌های بدتر از این، به فرزندانشان تا پایان اعصار.»

 

 

*سویفت در دستورالعمل هایی برای خدمتکاران(چاپ شده در سال 1745)، با طنز خاصی خدمتکاران واربابانشان را به تمسخر گرفته است. از نظر سویفت این دوطبقه که از هم بیزارند و به ضرورت و از سرناچاری همدیگر را تحمل می‌کنند و با دروغها و سازش کاری‌هایشان به هم وابسته‌اند. از نظر سویفت اگرچه انسانها با هم برابر نیستند ولی طبقات و اقشار اجتماعی موجود، ماحصل و نتیجه دورویی، خودخواهی، فساد و اخلاق افراد است نه تقسیم بندی‌های طبیعی و منطقی، او خطاب به خدمتکاران می‌نویسد:«هرگز تا سه چهار بار صدایتان نزده‌اند حاضر نشوید، چون فقط سگها هستند که با شنیدن اولین سوت پیش می‌دند... من مصرانه شما را به اتخاذ و توافق فرا می خوانم، اما در باب آنچه من می‌گویم اشتباه به خاطر داشته باشید که شما دشمن مشترکی دارید که اربابتان یا خانم خانه است و شما منافع مشترکی دارید که باید از آن دفاع کنید.» از آنجا که سویفت رفتاری محافظه کارانه داشت و اهل قیام و عصیان نبود، برخی بر این عقیده‌اند که او این کتاب را برای تمسخر خودش نیز نوشته است. عده‌ای نیز مردم ایرلند اشغال شده را آماج انتقادهای این کتاب می‌دانند.

 

 

 

 

 

آثار ادبی

 

 

نبرد کتابها / The Battle of the Books(1697)، سفرهای گالیور /Gulliver’s Travels(1720)، قصه چلیک / داستان‌ یک بشکه / قصه یک طشت(! !) /حکایت یک وان حمام(! !) / داستان یک خمره (! !) / قصه یک لاوک (! !) / داستان یک تغار (! !) The Tale of a Tub (1704)، پیشگویی‌هایی برای سال 1708 (1709)، تفکراتی درباره یک جارو / تعمق درباره دسته جارو / A Meditation upon a Broom-Stick (1710)، پیشنهاد برای استفاده عمومی از محصولات ایرلند(1720)،‌ نامه‌ برای توصیه‌هایی به یک شاعر جوان / A Letter of Advice to a Young Poet (1727)، یادداشتهای روزانه یم زن مدرن(1729)،

 

 

یک پیشنهاد معقول / یک پیشنهاد کوچک / پیشنهاد ساده برای ممانعت از اینکه فرزندان افراد فقیر ایرلند سربار والدین یا کشورشان باشند، و بدان منظور که برای عموم مفید واقع می‌شوند/A Modest proposal for preventing the Children of Poor People in Ireland from being a Burden to their Parents or Country; and for making them Beneficial to the Public A / Modest Proposal(1729)، آخرین سخنان و واپسین کلمات ابنیزر الیستون / The Last Speech and Dying Words of Ebenezer Elliston (1732)، درباره شعر / On Poetry (1733)، کتابهای شاعرانه سویفت / The Poetical Works of Swift (1736)، مجموعه کاملی از گفتگوهای محترمانه و هوشمندانه / مجموعه کاملی از مکالمه با وقار و بدیع منسوب به مؤدبانه ترین شیوه و روش اکنون رایج در دربار، و در بهترین محافل انگلستان A Complete collection of

 

 

Gentle and Ingenious / Conversation according to the Most Polite Mode and Method now used at Court and in the Best Companies of England (1783)، ابیاتی درباره مرگ دکتر سویفت، به قلم خودش / Verses on the Death of Doctor Swift by Himself(1739)، اندیشه‌هایی آزاد درباره وضعیت فعلی کارها Some free Thoughts on the Present State of Affairs(1745)، دستورالعمل‌های برای خدمتکاران / Directions to Servants (چاپ سال 1745) ،

 

 

هجائیه‌ها و طنزها[شامل تفکراتی درباره یک جارو / A Mediation upon a Broomstick ، یادداشتهای روزانه برای استلا/ نامه‌هایی به استلا / Journal to Stell ، ذهنیت عمومی برای ویگ‌ها (1714)، پیشنهاد برای تصحیح، بهبود، و تثبیت زبان انگلیسی، رفتار متحدان، توصیه به اعضای باشگاه اکتبر(1714 ـ 1711)، جستاری انکار ناپذیر درباره قابلیت‌های روح، اندیشه‌هایی درباره موضوع‌های گوناگون اخلاقی و سرگرم کننده، برهان در اثبات الغای مسیحیت... / Argument to prove the abolishing of Christianity… ، طرحی برای پیشرفت دین / Project for the advancement of Religion،... ]

 

 

ماجراهای چهار سال آخر از زندگی ملکه ان(چاپ 1758)، جزیره لاپوتا /Laputa Island، باران شهر، دادخواست خانم فرانسیس هاریس، گفتگوی مؤدبانه، باشگاه هنگ.

 

 

برگرفته از راز زندگی

 

نظرات شما
[کد امنیتی جدید]