تاریخ انتشار خبر: 21 آذر 1392 - ساعت 00:31:01
اریک ماریا رمارک

اریک ماریا رمارک

مطبوعات و رسانه ها همیشه نگاهی متفاوت به او داشته اند. او در سال 1962 گفت: «من مجبور شدن آلمان را ترک کنم،‌ چون زندگی‌ام در خطر بود. من نه یهودی بودم نه گرایش چپ داشتم. همانی بودم که امروز هستم، یک صلح طلب فعال.»

اریش(پل) ماریا رمارک در سال 1898 در آلمان اوزنا بروک (Osnabruck) به دنیا آمد. پدرش صحاف بود. رمارک پس از پایان تحصیلات مقدماتی به دانشگاه مونستر رفت (مدرسه تربیت معلم)، اما در سال 1916 که دانشجوی سال سوم بود به خدمت نظام فرا خوانده شد و در هجده سالگی وارد جنگ شد. پس از جنگ مشاغل مختلفی داشت، مدتی معلم بود و پس از آن راننده ماشین مسابقه‌،‌ و ورزشی نویس روزنامه‌های آن روزگار بود و در عین حال از نوشتن رمان غافل نمی‌شد. فجایع جنگ اول جهانی و تجربیات تلخ او از این جنگ منجر به نگارش کتاب مشهور در جبهه غرب خبری نیست، گرید.

 

 

رمارک در سال 1932 که نازیها به قدرت روزافزونی در عرصه سیاسی و اجتماعی دست یافتند آلمان را به قصد سوئیس ترک کرد. در سال 1933 نازیها کتابهای او را توقیف کردند و در جریان کتاب سوزان معروف آلمان آثار او را در آتش سوزاندند.  و در سال 1938 او را از ملیت خود خلع کردند. رمارک پس از سلب تابعیت در سال 1939 به ایالات متحده رفت و در سال 1947 تابعیت آمریکایی گرفت. بعد از پایان جنگ جهانی دوم و شکست آلمان نازی، رمارک به سوئیس بازگشت و تا پایان عمر همراه آمریکایی خود در آنجا ماند.

 

 

خانواده رمارک در اصل فرانسویانی بودند که بعد از انقلاب کبیر فرانسه به آلمان فرار کردند. اریش پس از جنگ اول جهانی نام مادر مرحومش را جایگزین اسم وسط خود کرد و به این ترتیب اریش پل رمارک به اریش ماریا رمارک تبدیل شد.

 

 

مطبوعات و رسانه ها همیشه نگاهی متفاوت به او داشته اند. او در سال 1962 گفت: «من مجبور شدن آلمان را ترک کنم،‌ چون زندگی‌ام در خطر بود. من نه یهودی بودم نه گرایش چپ داشتم. همانی بودم که امروز هستم، یک صلح طلب فعال.»

 

 

ویژگی‌های ادبی

 

 

*اریش ماریا رمارک در سال 1898 در نابروک آلمان به دنیا آمد. جوانی‌اش همزمان با جنگ اول جهانی بود و به خدمت زیر پرچم فراخوانده شد تا در جبهه غرب نبرد کند. او در سال 1929 اولین اثرش را با نام در غرب خبری نیست / همه چیز در جبهه غرب آرام است نوشت. داستان ساده و روانش همه را از وحشت جنگ آگاه کرد. او با نگاهی صریح و واقع بینانه به کوچکترین لحظه‌های وحشت و بیدادگری، فرومایگی و رقت‌ و ترس و بزرگ‌منشی، به سرگذشت گروهی از جوانان آلمانی که در پیچ و خم و گرداب آخرین روزهای جنگ اول جهانی جنگیدند و رنج کشیدند پرداخت. رژیم نازی کتاب او را توقیف و تابعیت آلمانی او را هم لغو کرد.

 

 

*قهرمان داستان طاق نصرت(1946) یک پزشک آلمانی است. او که پزشک متخصص زنان است بعد از فرار از زندان گشتاپو، به فرانسه پناهنده می‌شود و در هتلهای حقیر پاریس زندگی می‌کند. او برای امرار معاش و از روی ناچاری،‌ به طور غیرقانونی، به جراحی‌های بسیار مشکل برای جراحان پاریس دست می‌زند.

 

 

آثار ادبی

 

 

در غرب خبری نیست / در جبهه غرب خبر نیست / همه چیز در جبهه غرب آرام است

 

 

 / In westen nichts Neues / All quiet of the Western front (1929)، بعد (1931)، رفقا(1938)، طاق نصرت/ Are de Triomphe (1946)، جرقه زندگی / کورسوی زندگی(1958)، ستون سنگی سیاه، تبعید شده‌ها، زمانی برای دوست داشتن، زمانی برای مردن، دایره‌ بسته.

 

 

 به نقل از کتاب راز زندگی

 

نظرات شما
[کد امنیتی جدید]