تاریخ انتشار خبر: 29 آذر 1392 - ساعت 23:49:50
ایوان سرگیویچ تورگنیف

ایوان سرگیویچ تورگنیف

به نظر می رسد که گنچاروف با وجود نگاه تیزبین خود، نسبت به فعالیت شدید محیط انسانی که در آن زندگی می‌کند بی‌اعتناست. نوعی واقع‌گرایی که کمی به سمت انتزاع گرویده است، در واقع آن چیزی است که گنچاروف را از اکثر رمان‌نویسان روسی قرن نوزدهم متمایز می‌کند.

ایوان سرگیویچ تورگنیف در ژانویه 1818 در ولایت آریول به دنیا آمد. مادرش که بسیار ثروتمند، بسیار آتشین خوی و زودرنج و بی‌گذشت بود، او را پیوسته می‌آزرد. ناپدری‌اش مدام مست بود که به خاطر ورشکستگی‌ و نیاز مالی با مادر تور گنیف ازدواج نموده بود.

 

 

ایوان تحت آموزش خصوصی معلمان فرانسوی و آلمانی بود و از کودکی همیشه می‌ترسید که بمیرد. در سال 1836 از دانشگاه سنت پترزبورگ در رشته ادبیات فارغ التحصیل گردید.

 

 

در سال 1838 وقتی ایوان بیست‌ساله بود، به برلین سفر کرد و تا سال 1841 در آنجا ماند. در آلمان ضمن آشنایی با هگل و فلسفه هگل با میخائیل باکونین(1876 ـ 1814 : Mikhail Bakunin) رهبر بزرگ آنارشیست‌های روسی، و رقیب و دشمن کارل مارکس طرح دوستی ریخت و از آن پس بود که تصمیم گرفت زندگی خویش را وقف رهایی مردم خود از فشار زور و استبداد سازد. آشنایی تورگنیف با فرهنگ غرب باعث شد که شاعر جوان روسی، به یکباره مبدل به یک متفکر اروپایی شود.

 

 

ایوان تور گنیف هرگز همسر اختیار نکرد و همه عمر دلبخته پولین(Pauline Viardot)؛ خواننده اپرا، و همسر رئیس اپرای ایتالیایی پاریس بود. با نوشتن مقاله در دفاع از گوگول و کتاب ارواح مرده او و انتقاد از وضعیت دهقانان روسی، در سال 1851، تورگنیف را ابتدا یک ماه در زندان انفرادی نگاه داشتند وسپس به روایتی او را یک سال و نیم به اسپاسکوی تبعید ساختند. توگنیف این محکومیت را نوعی فضل الهی خواند. زیرا این بار وی از روی اجبار می‌باید در تبعید بماند و تمام اوقات خود را صرف نویسندگی کند.

 

 

تورگنیف به علت بیماری قلبی در سال 1883 در منزل پولین ویاردو(در بوژیوال / Bougival نزدیک پاریس) درگذشت. جسد وی را با احترام خاصی به زادگاهش حمل کردند.

 

 

 

 

 

ویژگی‌های ادبی

 

 

*تورگنیف هرگز و از تمام وجود، همفکر تجدد خواهان و آن کسانی که خود را رادیکال می‌شمردند، نشد. اما دریغی نداشت از اینکه افکار مثبت و آرمانهای سودمند این زنان و مردان روشنفکر را درآثار خود منعکس نماید.

 

 

*تورگنیف به موقعیت عجیبی دچار شده بود، انقلابیون او را یک لیبرال راستگرا و نماینده پدران، و محافظه‌کاران او را انقلابی و آنارشیست و سخنگوی پسران می‌دانستند. ولی در همان زمان کتاب او را در خارج از روسیه بویژه در انگلیس به عنوان اثری بزرگ شناخته بودند.

 

 

*تورگنیف به مکتب ناتورآلیسم روسی گوگول(Gogol)، پیسمسکی (Pissemski) و گانچاروف (Goncarov) تعلق دارد. اما رآلیسم او اغلب به سبب انعکاساتی از حزن رمانتیک گونه کمرنگ می‌شود.

 

 

*آشنایی تورگنیف با فرهنگ غرب، جدایی او از فرهنگ اسلاو(Slavophil) بود. ایوان تورگنیف، شاعر جوان روسی، به یک‌باره مبدل به یک متفکر اروپایی شد.

 

 

*برخی کارشناسان ادبی، اعتقاد دارند که عشق تورگنیف به پولین(Paulin Viardot)، خواننده زیبای اپرا، یک عشق افلاطونی و عاری از هر نوع احساس جنسی بوده و از همان قدر که اروپا را دوست می داشته، پولین را نیز دوست می‌داشته است. اما پاره‌ای از نامه‌های این دونفر چیز دیگری را نشان می‌دهد.

 

 

*تورگنیف در مجموعه دارستانهای یادداشتهای یک شکارچی(1852)، شخصیت دهقانان را به طور ویژه‌ای وارد ادبیات داستانی جهان کرد. تورگنیف ضمن توصیف تنبلی‌ها و عیاشی‌های مالکان، نشان می‌دهد که یک دهقان، مستقل از عواطف و سنتهایش، می‌تواند دارای روحی به پیچیدگی روح بسیاری از اشراف باشد. و دهقانان را با محبت اما با روشن بینی نشان می‌دهد. دهقان او انسانی است مانند دیگران، نه بهتر و نه بدتر. آنها اگر چه می‌توانند وحشی‌تر از دیگران باشند، اما نسبت به دیگران به طبیعت و زیبایی‌های طبیعت بسیار نزدیکترند. این کتاب بدون موضع گیری‌ تندی، سعی در توصیف صادقانه‌ای از وضعیت موجود داشت، و به همین دلیل توانست در الغای بردگی در روسیه سهم مهمی داشته باشد.

 

 

 

 

 

آثار ادبی

 

 

پاراشا(1843)، بی‌احتیاطی(1843)،‌نان دیگری/Nahle’bnik(1848)، نجیب زاده فقیر / A Poor Gentlemen(1848)، یک ماه در ییلاق/ یک ماه در روستا / A Month in the Country/Mesjac V derevne(1850)، خاطرات یک شکارچی / یادداشتهای یک شکارچی / Zapiski ohotnika / Sport mam’s Sketches (18529، رودن / رودین/ دیمیتری «رودین»/ Roudin(1856)،

 

 

آشینانه یک نجیب‌زاده/ آشیانه اشراف/A Nest of Gentlefolk/ Dvorjanskoe gnezdo/ A Noblemen’s Nest(1859)، نخستین عشق / عشق نخستین / The First / Love Pervaja Ijubov(1860)، شاه لیر استپ / Stepnoj Korol’Lir(چاپ سال 1871)، سیلابهای بهاری / آبهای بهاری / Vesnie’ vody/ The Torrents of Spring(چاپ سال 1871)، خاک بکر / زمین بکر / زمینهای بکر / Nov(چاپ سال 1876)، منظومه‌های منثور / اشعار منثور/ Senilia, Stihotvorenija v proze / Poems in Prose(چاپ سال 1882)، آندری کولوسف/Andrej Kolosov(چاپ سال 1884)،

 

 

یاکوف پاسینکوف / Jakov Pasynkov، هملت بخش شچیگروف / Scigrov، روز پیش از عید / Nakanune، آسیا / آسیه / Asya، آدم زیادی، قبل از ماجرا، شب پیش از ماجرا / در آستانه / On the Eve، رنگ استپ‌ها، رویاها، داستان‌ عجیب، کلارامیلیچ، نوای عشق پیروز، گارد جوان. دو مالک زمین / Two Landowners  مرد مجرد / The Bachelor .

 

 

 

 

 

 

 

نظرات شما
[کد امنیتی جدید]