تاریخ انتشار خبر: 17 دي 1392 - ساعت 07:19:34
هانری بیل

هانری بیل

زندگی نامه خالق رمان سرخ و سیاه را برای شما مخاطبان در این نوشته به صورت مختصر بیان می‌شود و بدانید که استاندال با وجود عدم استقبال عمومی از آثار اولیه‌اش همچنان به کار خود ادامه داد و با انتشار رمان سرخ و سیاه (1830) به اوج موفقیت رسید. روی سنگ آرامگاه استاندال چنین نوشته شده: «او نوشت، دوست داشت و زندگی کرد.»

انری بیل معروف به استاندال نه ساله بود که به اتفاق خانواده خود از گرنوبل (Grenoble) به پاریس مهاجرت کرد و تا پایان زندگی در آنجا زیست. او از کودکی مفتون هنر بود و اصول نقاشی و موسیقی را فرا گرفت. در دوره جوانی در ارتش ناپلئون خدمت کرد و در جنگها و لشکرکشی‌های فرانسه به روسیه و ایتالیا شرکت جست. اما بزودی از ارتش خارج شد و از سال 1815 به کار نویسندگی پرداخت. او در این زمان نام مستعار استاندال را برای خود برگزید.

 

 

استاندال با وجود عدم استقبال عمومی از آثار اولیه‌اش همچنان به کار خود ادامه داد و با انتشار رمان سرخ و سیاه (1830) به اوج موفقیت رسید. روی سنگ آرامگاه استاندال چنین نوشته شده: «او نوشت، دوست داشت و زندگی کرد.»

 

 

استاندال جزئیات زندگی خود را در دو کتاب خاطرات خودخواهی و زندگی هانری برولارن شرح داده است. او می‌نویسد: «من چگونه آدمی بوده‌ام؟ هرگز نخواهم دانست.»

 

 

استاندال از سال 1815 و سقوط امپراتوری، ناگزیر شده بود که از خدمت اداری کناره گیری کند؛ هر چند خدمت اداری‌اش بسیار درخشان بود و در جریان آن به عنوان بازرس اموال و جواهر دولتی برگزیده شده بود. خدمت در دستگاه دولت را تا پس از انقلاب 1830 از سر نگرفت. در سراسر دوره« تجدید سلطنت» دوستدار موسیقی، شیفته ادبیات،‌ و علاقه مند اپرا بود و بس. از نه سال پیش، در پاریس سکونت داشت و دیگر نمی‌توانست مثل زمان، سابق، این شهر را به عزم ایتالیا ترک بگوید، زیرا حکومت اتریش وی را عنصری نامطلوب می‌شمرد. از سال 1815 تا سال 1830، درآمدهایش کفاف مخارج زندگی‌اش را نمی‌داد. پس می‌بایست پولی از راه قلم خود در بیاورد. از این‌رو کتابهای هنری ـ تجاری مثل زندگی هایدن، موتسارت و متاستازیو (1815)،  تاریخ نقاشی در ایتالیا (1817)، رم، ناپل و فلورانس (1817)، زندگی روسینی (1823)، راسین و شکسپیر (1825 ـ 1823) را انتشار داد و به این وسیله درمعرکه رمانتیسم موضع گرفت. استاندال در سالهای 1828 و 1829 مشغول نوشتن رمان سرخ و سیاه بود. و سپس در پی انقلاب ژوئیه، به سمت کنسول فرانسه در تریست ایتالیا Trieste منصوب گردید.

 

 

 

 

 

ویژگی‌های ادبی

 

 

*استدال چون از معلم ژزوئیت (Jesuit) خود متنفر بود با هر چه کشیش و به کشیشان مربوط است، سخت مخالف شد و تا آخر عمر،‌ هرگز نمی‌توانست باور کند که یک آدم مذهبی‌، ممکن است صادق و بی ریا باشد.

 

 

*استدال چون پدر وخاله‌اش سلطنت طلبانی مخلص بودند، با شور وشوق،‌ جمهوریخواه شد. ولی یک روز عصر، وقتی از منزل جیم شد تا به یک میتینگ و گردهمایی انقلابی برود، کمی یک خورد. پرولتاریا و زحمتکشان را کثیف و بدبو، خشن و بدزبان یافت. نوشت: «سخن کوتاه، آن روز هم مثل امروز بودم. من مردم را دوست دارم، از ستمگران آنها متنفرم،‌ ولی زندگی کردن با مردم، برایم عذاب ابدی خواهد بود. من سلیقه‌های بسیار اشرافی داشتم و هنوز هم دارم.»

 

 

*استاندال فضایل و رذایل بسیار داشت. او همیشه، قهرمان رمانهای خویش بود. ژولین، قهرمان داستان سرخ و سیاه نمونه مردی است که استاندال دوست داشت خودش مثل او باشد. او را به ریخت همان مردی آفرید که خودش، حاضر بود هرچه دارد بدهد تا شبیه او بشود و هرگز نشد. او را سخنوری عالی ساخت. حافظه خوب خود، شجاعت خود  کمرویی خود، عقده حقارت خود، جاه‌طلبی و حساسیت و حسابگری خود، بدگمانی و خودبینی و زودرنجی خود، بی‌مرامی و ناسپاسی خود را، به ژولین داد.

 

 

*استاندال از شیوه نگارش پر زرق و برقی که شاتوبریان مدکرده بود و صد نویسنده کوچکتر، سختکوشانه آن راتقلید می‌کردند، متنفر بود.

 

 

*امیل زولا، استاندال را پدر مکتب ناتورالیستی نامید و آندره ژید ادعا کرده است که او مبتکر رمان روان‌شناسی است.

 

 

*استاندال هنگامی نوشتن خاطرات خودخواهی را آغاز می‌کند(1836) که حدود دو سال است که کنسول فرانسه در چیویتا وکیا(Civita Vecchia) است. وظایف نمایندگی سیاسی فراغتی برای او به وجود می‌آورد؛ ولی نه به آن اندازه که بتواند نوشتن رمانی را آغاز کند. او در این کتاب کوچک خاطرات زندگی خود در پاریس، از سال 1821 تا انقلاب 1830، که به یمن آن توانست شغل اداری تازه‌ای را آغاز کند، بپردازد. استاندال سعی می‌کند رفتار خود را بدرستی تجزیه و تحلیل کند بدون آنکه خود را از بابت اشتباهاتش سرزنش کند.

 

 

استاندال می‌نویسد که پس از سقوط امپراتوری ناگزیر از ترک زندگی اداری شده است و بنابراین به مسافرت می‌پردازد. او سالهای متمادی در میلان زندگی می‌کند. در سال 1821 عشق بیش و کم ناکام او به متیلده(Me’tilde) و نیز دلایل سیاسی او را ناگزیر از ترک لومباردی می‌کند. از این‌رو با حالتی افسرده به پاریس باز می‌گردد.

 

 

استاندال در سال 1836 از تیر (Thiers)، وزیر امور خارجه،‌مرخصی‌ای گرفت که پس از آن موله(Mole’) آن را تا سال 1839 تمدید کرد و به پاریس بازگشت و دوره تازه‌ای از فعالیت شدید ادبی را آغاز نمود.

 

 

*استاندال در کتاب درباره عشق (1822) خود را پرستشگر عشق می‌نمایاند، و عشق در این کتاب به عنوان احساس نابی مطرح می‌شود که تعلق به عالم رؤیا و فراتر از همه پستی‌ها و همه کژتابی‌هاست؛ به همان‌گونه که رفتار قهرمان داستانهایش؛ بویژه در سرخ و سیاه (1830) و صومعه پارم (1839) گواه آن است.

 

 

 

 

 

آثار ادبی

 

 

زندگی هایدن،موتسارت و متاستازیو / Vies de Haydn,de Mozart et de Me’tastase(1815)، زندگی «ناپلئون» /  Napole’on(1818 ـ 1817)، رم، ناپل و فلورانس / Rome , Naples et Florence (1817)، تاریخ ننقاشی در ایتالیا /  Histoire de la Peinture Italie (1817)، رساله‌ای درباره «عشق» / در باب عشق /  De Essay on love / L’Amour (1822)، زندگی روسینی / Vie de Rossini / (1823)، راسین شکسپیر /  Racine et Shakespeare (1825 ـ123)، آرمنس / Armance  (1827)، گشت و گذار در رم / گردش در رم / Promenades dans Rome(1829)، وانینا وانینی / Vanina Vanini  (1829)، سرخ و سیاه /  The red and the black Le Rouge et le Noir (1830)، لو تلیه /  Letellier (1931)، مینا دو وانگل /  Mina de Vanghel (1832 ـ 1829)، خاطرات یک جهانگرد /  Me’moires d’ un touriste(1838)، صومعه پارم / Le / The Charrterhouse of Parma / Chartreuse de Parme (1839)، راهبه کاسترو / Abbesse de Castro(1839)، ویتوریا آکورامبونی، دوشس دو براتچانو / Vittoria Accoramboni, Duchesse de Bracciano (1839 ـ1837)، خانواده چنچی / Les Cenci (1839 ـ1837)، لامیل (اثر ناتمام استاندال) /Lamiel (1842 ـ 1839)

 

 

داستانهای کوتاه چاپ نشده استاندال / Nouvelles ine’dites(چاپ شده در 1855) [شامل داستانهای : خاطرات یک نجیب‌زاده ایتالیایی / Souvenir d’un gentulhmme italien (1826)، صندوق و روح مرده / Le Coffre et le Revenent (1830)، سبز و گلی / Le Rose et le Vert(1837)، مینا دو و انگل / Mina de Vanghel(1832 ـ 1829)، شهسوار سنت ایسمیه / Le Chevalir de Saint Ismier، مهر گیاه ، فیلبر لسکاد، طرحی از زندگی جوان ثروتمندی در پاریس / Philibert Lescade, esquisse de Ia vie d’un jeune home riche de a paris، یهودی (فیلیپو ابرئو) / (Fillippo Ebreo) Le Juif، فدر یا شوهر حسابگر / F’ader ou le meri d’argent(1839)]، لوسین اوون /  Lucien Leuwen(1839)، یادداشتهای خصوصی(1842 ـ1801).

 

 

مکاتبات استاندال / Correspondence(چاپ سال 1855)، زندگی ناپلئون، قظعاتی از استاندال / Vie de Napole’on, Fragments de Stendhal(چاپ سال 1876)، زندگی هانر برولار / Vie de Henry Brulard(چاپ سال 1890)، خاطرات خودخواهی / Souvenirs d’ egotism(چاپ شده در 1892)،

 

 

کلیات آثار/ مجموعه آثار / CEuvres comple’tes(چاپ 1929)، [شامل: وقایع نامه‌های ایتالیایی / Chronique itaiennes ؛ راهبه کاسترو / Abbesse de Castro(1839)، ویتوریا آکورامبونی، دوشس دو برانچانو / Vittoria Accoramboni, Duchesse de Bracciano (1839 ـ1837)، خانوده چنچی / Les Cenci (1839 ـ 1837)، دو شس پالیانو / La Duchesse de Palliano، وانینا وانینی / Vanina Vanini(1829)،‌ گوهای کورنتو / Les Tombeaux de Corneto، کمدی ممکن نیست / La coe’die est impossible(1836) ، سان فرانچسکو در ریپا / San Francesco a Ripa، التفات زیاد مرگ آور است / Teop de faveur tue ، سوئورا اسکولاستیکا / Suora Scolastica].

 

 

یاددشاتهای روزانه استاندال / Journal(چاپ سال 1932).

 

 

 

 

نظرات شما
[کد امنیتی جدید]