تاریخ انتشار خبر: 03 بهمن 1392 - ساعت 00:01:12
شیخ فضل الله نوری و مکتب تاریخ نگاری مشروطه

شیخ فضل الله نوری و مکتب تاریخ نگاری مشروطه

کتاب شیخ فضل الله نوری و مکتب تاریخ نگاری مشروطه،بر آنست تا مجوعه‌ی متراکم و بسیار گسترده‌ی تاریخ نگاری مشروطه را به نقد و بررسی بنشیند تا براساس مبانی نظری، به إرائه‌ی روشی در پژوهش تاریخ مشروطه منتهی شود که صحیح و عاری از تحریف و کتمان باشد.

تاریخ مشروطیت، غالباً نه از منظری بی طرفانه و واقع بینانه، بلکه یک‌سویه و جهت‌دار نوشته شده و بخصوص کسانی که سنگ بنای «نگارش» این بخش از تاریخ ایران را نهاده‌اند، بیش و پیش از آن‌که درصدد کشف و شناسائی حقائق باشند، ملکوک سازی چهره‌ی «جناح مغلوب» و توجیه اعمال «جناح غالب» در آن دوران را مدّنظر داشته‌اند.

 پر پیداست که این امر بدون «تحریف» یا «کتمان» واقعیات شدنی نبوده،  لذا بر محقق این عرصه لازم است که در بررسی حوادث مشروطیت از نقد اظهارات مورخان غافل نباشد که آنچه درباره‌ی کتمان و تحریف حقائق گفته شد، بیش از همه درباره‌ی شیخ فضل الله نوری –این شخصیت تأثیرگذار تاریخی- مصداق دارد.

 کتاب شیخ فضل الله نوری و مکتب تاریخ نگاری مشروطه،علی ابوالحسنی (منذر) بر آنست تا مجوعه‌ی متراکم و بسیار گسترده‌ی تاریخ نگاری مشروطه را به نقد و بررسی بنشیند تا براساس مبانی نظری، به إرائه‌ی روشی در پژوهش تاریخ مشروطه منتهی شود که صحیح و عاری از تحریف و کتمان باشد.

نویسنده ابتدا ذیل هشت گفتار، به تشریح مبانی و مبادی پژوهش تاریخی پرداخته و براساس مبانی اعتقادی و براهین عقلی سعی بر تدوین اصول پژوهش تاریخی در وهله‌ی اول و اصول پژوهش در حوزه تاریخ مشروطه در وهله‌ی بعد دارد.

پس از این مرحله، نویسنده وارد مباحث دقیق و مستند تاریخی شده و با هدف تبیین ضرورت نقد و پالایش تواریخ مشروطه، به اشتباهات مهم و فاحش تاریخ نگاران این عرصه می‌پردازد.

 اغلاط و اشتباهات تاریخی‌ای که در بسیاری از موارد حاکی از نا آشنایی کافی مورخان با رویدادهای تاریخی این دوران و عاملان و نقش آفرینان آن است، اشتباهاتی که گستره و عمقی بسیار داشته و دامنه‌ی وسیع آن، خطا در تفسیر و برداشت از متون و حتی خوانش اسناد، تا خلط اشخاص و رویدادها با یکدیگر و نادرستی گزارش‌ها و تحلیل‌ها را فرا می‌گیرد.

 مؤلف بصورت مستند، نمونه‌های تک تک این موارد را به صورت مفصل بیان و سپس نقد می‌کند و بدانجا می‌رسدکه وجود اخبار کذب، شایعات دروغ، تحلیل‌های غلط –و در یک کلام: تحریف واقعیات- در تاریخ معاصر ایران، به ویژه تواریخ مشروطیت، اجمالاً امری مسلم و انکارناپذیر و مورد اتفاق همگان است.

پس از روشن شدن ضرورت نقد و پالایش تواریخ مشروطه، نویسنده به کاستی‌ها و آفات تاریخ نگاری‌های مشروطه پرداخته و ضمن  تشریح حبّ و بغض‌های تاریخ نگاران نسل اول مشروطه همچون، به این نکته می‌رسد که عمده‌ی آسیب‌ها و آفات، ریشه در یک واقعیت دارد و آن ذی نفع بودن شخصی یا حزبی و جناحی مورخان نسبت به موضوع گزارش‌ها و تحلیل‌های خویش است.

توطئه پنداری افراطی، هتاکی و اطلاق نسبت‌ها و برچسب‌های زشت به جناج منتقد مشروطه، بزرگنمایی در شخصیت برخی عناصر و متقابلاً فروکاستن از نقش و جایگاه دیگر افراد و جریان‌ها، عدم برخورد نقادانه با مسموعات و منقولات، تقسیم‌بندی کلیشه‌ای افراد و بالاخره تسامح در بکارگیری الفاظ و تعابیر، برخی از کاستی‌ها و آسیب‌هایی است که نویسنده به شمارش نمونه‌های متعدد هریک از موارد آنها پرداخته و سعی در إرائه‌ی اطلاعات و تحلیل دقیق هریک از موارد دارد.

بخش پایانی کتاب به مثابه‌ی یادداشتی ویژه، به بررسی نقادانه‌ی دیدگاه‌های یکی از مهم‌ترین شخصیت‌های مکتب تاریخ نگاری مشروطه «احمد کسروی» می‌پردازد.

نویسنده معتقد است که بررسی صحت و سقم گزارشها و داوری‌های کسروی بر پایه‌ی اسناد و مدارک معتبر تاریخی، آزمون خوبی برای درک میزان صحت و اصالت «مکتب تاریخ نگاری مشروطه» است.

نگارنده کتاب ابتدا به ابعاد فکری و شخصیتی کسروی –براساس آثارش- پرداخته و سپس به تحلیل نقادانه‌ی آثارش می‌پردازدکه از سوئی بیطرفی، امانت‌داری و صداقت وی در نقل جریانات و از دیگرسو، میزان صحت، عمق و جامیعیت تحلیل‌های وی در وقایع را به نقد می‌کشد.

 این کتاب در338 صفحه از سوی مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران به چاپ رسیده است.

 

 

 

 

نظرات شما
[کد امنیتی جدید]