تاریخ انتشار خبر: 06 بهمن 1392 - ساعت 00:19:52
آقای بی رویه طنزی برای نوجوان

آقای بی رویه طنزی برای نوجوان

از بارزترین ویژگی های این مجموعه، نگاه طنز نویسنده به رویدادهای داستانی است که آن را برای خوانندگان دلپذیرتر کرده و لذت مطالعه یک داستان واقع گرا با زمینه های طنز را برای وی فراهم کرده است.

 مجموعه آثار ادبی که مخاطبان کودک و نوجوان را نشانه رفته است، معمولاً با رویکرد آموزشی و همچنین آموزه های تربیتی متناسب با این گروه های سنی همراه است که نویسندگان آنها هم اغلب سعی می کنند به گونه ای عمل کنند که جنبه های آموزشی و نیز آموزه های تربیتی حالت شعاری به خود نگیرد و در نگاه اول، همواره جنبه های ادبی توجه مخاطبان را به خود جلب کند.

بسیاری از نویسندگان برای این کار از ترفندهای گوناگونی بهره می گیرند که استفاده درست از نگاه«طنز»، یکی از این شیوه های نوشتاری است. نمونه روشن این مثال، کتاب داستانی«آقای بی رویه» نوشته علی باباجانی است که اخیراً توسط انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان منتشر شده است.

این کتاب از سری آثار«طنز نوجوان»و شامل 10 داستان کوتاه و به هم پیوسته با عناوین «یک سوزن به خودم»، «غذا را این جوری بخور!»، «کفش و درفش»، «دربست دوبله»، «چاره قبل از رفتن»، «بیایید برنامه برزیم!»، «به خاطر یک نوشمک»، «روز حمل و نقل»، «مثل کف دست» و «یادداشت آقای بی رویه» است که در آن، ماجراهای طنز یک خانواده چهار نفره(پدر، مادر، پسر نوجوان- نیما- و دختر خردسال- مینا-) روایت می شود. راوی 9 داستان این مجموعه پسر نوجوان خانواده- نیما- است که در همان داستان اول خود را این گونه معرفی می کند: من پسر بزرگ یک خانواده چهار نفره هستم؛ یعنی من و بابا و مامان و آبجی ام. یک زندگی معمولی داریم، مثل همه آدم ها؛ اما گاهی پدرم با کارهایش، معمولی بودن را از زندگی مان می گیرد...» ( ص 8)

به این شکل، توجه مخاطب از همان ابتدا به سمت پدر خانواده معطوف می شود که اتفاقاً باعث و بانی اغلب ماجراهای طنز خانواده است. شخصیت پدر با آن که وجه مثبتی در رویدادهای داستان دارد، اما اغلب با پافشاری های گاه بی مورد باعث مشکلاتی برای سایر اعضای خانواده می شود. البته در همه این موارد، جنبه طنز داستان به کمک ماجراها آمده تا تلخی این مشکلات به حداقل برسد. به بیان دیگر، مخاطب در برخورد با رفتارهای یک سویه پدر، به دلیل این که او قصد و نیت آزار کسی را ندارد از او رنجیده خاطر نمی شود. شخصیت پدر در این داستان نماد افراط و تفریط است و همین قضیه اغلب باعث دردسرهایی برای سایر اعضای خانواده او می شود.

جالب این که همین رفتارهای افراط گرانه پدر را شخصیت نوجوان داستان با روایت طنز خود به نوعی تجزیه و تحلیل می کند. مخاطب از لا به لای روایت شخصیت نوجوان داستان در می یابد که پدر خانواده به فکر آسایش و امنیت خانواده خود است اما راه آن را بلد نیست. هر بار که می خواهد زمینه آسایش برای هر یک از اعضای خانواده خود را فراهم، با پافشاری های اغلب غیر ضروری خود باعث دردسر آن فرد می شود. شخصیت نوجوان داستان درباره این ویژگی پدر خود می گوید:«... یک ایرادی که بابای من دارد، این است که روی کاری، حسابی کلید می کند و هر طوری شده باید آن را به نتیجه برساند.» (ص 12)

در داستان اول، «یک سوزن به خودم»، پدر می خواهد به مهمانی برود و اصرار دارد پیراهنی را بپوشند که دگمه اش افتاده است. او برای این کار همسر و فرزندش را وادار می کند نخ و سوزن بیاورند تا دگمه افتاده را بدوزد. در همین گیر و دار سوزن به پای پسر خانواده می رود و تازه دردسرها شروع می شود.

در داستان دوم، غذا را این جوری بخور!، باز هم اصرار پدر به استفاده از ظرف های کوچک غذا خوری باعث دردسر اعضای خانواده می شود. همچنین در داستان سوم، کفش و درفش، پدر برای تعمیر کفش پسرش دست به کار می شود و مشکلاتی برای خود و خانواده به بار می آورد. در حالی که اگر آن کفش را به تعمیرکار کفش در سر خیابان می داد به راحتی مشکل حل می شد.

داستان بعدی(در بست دوبله) هم همین خصلت پدر را بیان می کند. آنها قصد رفتن به خانه عموی خانواده را دارند. پدر از همسر و فرزندانش می خواهد پیاده بروند تا به این وسیله پول کرایه ماشین را پس انداز کنند اما آنها به دلیل بارندگی در مسیر مجبور می شوند ماشین کرایه کنند که اتفاقاً هزینه اش بالاتر از آن چیزی می شود که قرار بود در ابتدا بپردازند. در اغلب این داستان ها، شخصیت پدر، روشی را پیشنهاد و روی آن پافشاری می کند که در ابتدا قصد بدی ندارد اما رفته رفته همین پافشاری اغلب بی مورد دردسرساز می شود.

از بین چهار شخصیت داستان، پدر نمود بیشتری در ماجراهای داستانی دارد و به نوعی در مرکزیت ماجراها قرار دارد. اگر حضور او را از صحنه های داستانی حذف کنیم، دیگر چیزی از قصه باقی نمی ماند. با آن که پدر شخصیت بزرگسالی دارد، اما رفتارهایش برای مخاطبان نوجوان غریبه نیست، چرا که در اغلب خانواده ها چنین رفتارهای از بعضی اعضای آن معمولا سر می زند که همین مسئله باعث جذابیت و همذات پندای مخاطبان نوجوان با شخصیت های داستانی این مجموعه می شود.

از بارزترین ویژگی های این مجموعه، نگاه طنز نویسنده به رویدادهای داستانی است که آن را برای خوانندگان دلپذیرتر کرده و لذت مطالعه یک داستان واقع گرا با زمینه های طنز را برای وی فراهم کرده است. نثر داستان هم ساده و بی پیرایه و برای مخاطب نوجوان راحت و روان است. «بابا برنج‌ها را از بشقاب توی ظرف خالی کرد و گفت: «امروز یک چیز یاد گرفتم. یاد گرفتم چه طوری می‌توانیم در خوردن غذا صرفه‌جویی کنیم. اول چهار تا بشقاب کوچک تر بیاور تا بقیه‌اش را بگویم.» مامان چهارتا بشقاب کوچک تر درآورد و گذاشت جلو بابا و گفت:«بفرما! هر کاری خواستی بکن.»بابا همان‌طور که برنج را توی بشقاب کوچک می‌ریخت گفت:«امروز توی روزنامه خواندم که ما خیلی غذای الکی می‌خوریم. ببین وقتی بشقاب کوچک باشد، برنج کم‌تری جای می‌گیرد. به همین خاطر کم‌تر می‌خوریم. تازه سالم‌تر هم می‌مانیم. اما وقتی بشقاب بزرگ باشد، بشقاب را پر از غذا می‌کنیم، همه را می‌خوریم و دل درد می‌گیریم. از امروز توی این بشقاب های کوچک برنج می خوریم.» با بشقاب کوچک، غذا خوردن را شروع کردیم. مینا همان‌طور که غذا می‌خورد گفت:«وای! همه‌ ‌تان توی بشقاب من غذا می‌خورید. همه‌‌‌تان بچه شدید.» بابا خندید. اما وقتی چشمش به من افتاد خنده اش را برید و با عصبانیت ساختگی گفت:«این چه وضع غذا خوردن است؟...» (ص 14 و 15)

با آن که نگاه طنز بر همه داستان های این مجموعه حاکم است، اما موقعیت طنزی که برای داستان «بیایید برنامه بریزیم!» فراهم شده، آن را بیش از سایر داستان های کتاب متمایز کرده و رویکرد طنز آن به مراتب قوی تر است.

چاپ اول(1392) کتاب«آقای بی رویه» نوشته علی باباجانی با شمارگان 10000 نسخه در 72 صفحه توسط انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوان چاپ و منتشر شده است.

 

 

به نقل از خبرگزاری فارس 

 

نظرات شما
[کد امنیتی جدید]