تاریخ انتشار خبر: 07 اسفند 1392 - ساعت 02:49:03
معرفی و بررسی رمان آلیس در سرزمین عجایب

معرفی و بررسی رمان آلیس در سرزمین عجایب

در این کتاب نیز آلیس شاهد حوادث عجیب دیگری است و این دختر کوچک از آئینه عبور می‌کند و به آن سوی آئینه می‌رود، و کشوری را می‌بیند که به صفحه شطرنج شباهت دارد. ماجراهای این داستان عجیب‌تر و ابهام انگیزتر، و در عین حال منطقی‌ترند.

آلیس در سرزمین عجایب

 

لِویس کارُل ( انگلیس، 1866)

 

داستان پری گونه و منطقی

 

زمان قرن نوزدهم قهرمانان زن بسیار آفریده است که یکی از آنها دختر کوچکی است به نام آلیس.

 

 

آلیس و خواهرش در جنگل

 

آلیس و خواهرش در جنگل، خرگوش سفیدی را می‌بینند که به سویی می رود، آلیس دنبال او می‌دود و ناگهان درسوراخی می‌افتد و وارد یک دنیای زیرزمینی می شود.

 

 

یک رؤیا

 

آلیس در خانه خرگوش یک تکّه نان قندی می‌خورد  و شربت سُکر آوری می‌نوشد و قدر قامتش کوچک می‌شود. گربه‌ای به نام جستر را می‌بیند که به اراده خود می‌تواند پیدا یا ناپیدا شود و به هنگام نامرئی شدن تنها لبخند او در فضا باقی می‌ماند  و هرچیزی به آسانی به صورتی مضحک و درعین حال اضطراب آور تغییر شکل می‌دهد  و این‌گونه چیزها بخشی از بازی‌های تفریحی بی‌بی دل است که زن بدذات و بی‌ترحّم و دیوانه‌ای است  و در این میان از آلیس می‌خواهد که در محاکمه یک سرباز که به دزدی یک دانه نان قندی متّهم شده، شرکت کند و همه اشخاص ورقهای بازی دور تادور آنها چرخ می‌زنند و به بازی مشغولند... و آلیس از خواب بیدار می‌شود.

 

«آن سوی آئینه»، که در سال 1865 منتشر شد،‌ دنباله داستان «آلیس در سرزمین عجایب» است. در این کتاب نیز آلیس شاهد حوادث عجیب دیگری است و این دختر کوچک از آئینه عبور می‌کند و به آن سوی آئینه می‌رود، و کشوری را می‌بیند که به صفحه شطرنج شباهت دارد. ماجراهای این داستان عجیب‌تر و ابهام انگیزتر، و در عین حال منطقی‌ترند.

 

 

عجایب دنیای خیال

 

در ابتدا به نظر می‌آید که این داستان، که ماجراهای آن تا حدودی حساب شده و منطقی تنظیم شده، وسیله‌ای برای سرگرمی دختر بچه هاست. حال آن که رمانی است تمام عیار، بر پایه تخیّلات و معمّاهای بازی‌گونه ریاضی و نوعی اکتشاف علمی در دنیای خیال است. عجایب و غرایب در اینجا به صورت مسخ و استحاله نمودار می‌شود و بر اساس عقل و منطق است، و دلهره آور و اضطراب‌انگیز نیز هست.

 

آلیس در واقع خواهر عزیز دُردانه دختر بچه‌های دیگری است که در داستانهای نویسندگان دیگر، از ویکتورهوگو تا کنتس دوسگور وارد شده‌اند و بی‌آن که دنیای فانتزی را ترک گویند، قدم به دنیای بزرگترها گذاشته‌اند. بعضی از جنبه‌ای منطقی ومعمّاوار این داستان در ترانه‌ها و شعرهای دایه‌ها و پرستارهای کودکان اثر گذاشته است و بُعد دیگر آن در آثار ادبی معمّا گونه و تخیّلی دنیای مُدرن، و از جمله در داستانهای جی. آر.آر. تولکین (1973 ـ 1892)، بی‌تأثیر نبوده است که این نویسنده نیز به سهم خود از استادان این گونه داستانهاست.

 

 

لویس کارل

 

چالز داجسُون(1898 ـ 1832)، که ریاضی‌دان برجسته و صاحب تألیفاتی در ریاضیات است. آدمی را به یاد دکتر جکیل و مسترهاید می‌اندازد، زیرا این ریاضی‌دان دانشمند، بانام مستعار‌«لویس کارل» داستانهائی برای کودکان می‌نویسد، که در نوع خود شاهکار به حساب می‌آیند.

 

 

آقای داجسُن

 

آقای چالرز داجسُن(Charles Dodgson)، استاد ریاضیات مدرسه «کریست چرچ» اکسفورد، مؤلف کتاب «مقایسه اصول هندسه مسطحه اقلیدس با هندسه مدرن»، ظاهراً هیچ‌گونه نسبت و ارتباطی با آقای لویس کارل ادیب و عکاس و نویسنده داستانهای کودکان ندارد!؟

 

به نقل از کتاب رمان‌های کلیدی جهان 

 

نظرات شما
[کد امنیتی جدید]