تاریخ انتشار خبر: 08 اسفند 1392 - ساعت 22:47:31
کتابی درباره چین از هنری کیسینجر

کتابی درباره چین از هنری کیسینجر

مساله اصلی کتاب بررسی تمدن چین از دوره افسانه‌ها و اسطوره‌ها تا دوره معاصر است. کسینجربعد از چهل سفرمتعدد کاری وتفریحی به کشور چین این کتاب را نوشته است به همین خاطر است که کتاب حاوی اطلاعات دقیق و مفصلی درباره تمدن چین است.

هنری کیسنجر، یکی از مهم‌ترین ,وتاثیرگذارترین تدوین کنندگان اصول سیاست خارجی آمریکا در سالهای گذشته است.او در سال 2011کتابی را در آمریکا چاپ کرده است به نام «چین».مساله اصلی کتاب بررسی تمدن چین از دوره افسانه‌ها و اسطوره‌ها تا دوره معاصر است. کسینجربعد از چهل سفرمتعدد کاری وتفریحی به کشور چین این کتاب را نوشته است به همین خاطر است  که کتاب حاوی اطلاعات دقیق و مفصلی درباره تمدن چین است.

 

 

 نویسنده که در سال 1969 به عنوان مشاور امنیت ملی کاخ سفید مشغول به کار شده است  در دهه 80 میلادی به عنوان مسؤل تیم مذاکره‌کننده آمریکا وبه نمایندگی از پرزیدنت نیکسون به پکن می رود.تمام تلاش این تیم محرمانه بودن این دیدار است چراکه آمریکا نمی خواهد خودرا بعنوان مشتاق به برقراری رابطه نشان دهد.انگیزه اصلی نیکسون شکستن صف جبهه کمونیست در جهان است.

 

 

 نویسنده در آغاز با روش  تاریخ شناسانه ،اسطوره‌ها و افسانه‌های چینی را به همراه ارایه دقیقی از سلسله‌های امپراطوری حاکم برچین را بررسی می‌کند و درضمن کتاب به  اهمیت تعالیم کنفوسیوس که بسیاری از باورها و رفتارهای مردم چین بر آن مبتنی است می پردازد.

 

 

 در بخش دیگری از کتاب به شخصیت افسانه ای واستراتژیست چینی سان تسو پرداخته می شود.سان تسو از شخصیت های مهم فرهنگی و از استراتژیستهای مهم چین می باشد.به گونه ایکه کتاب هنر جنگ او که بیشتر به قطعات شعری می ماند یکی از مبانی اصلی تدوین سیاست نظامی وخارجی کشور چین می باشد.

 

 

 در بخشی از کتاب چین  نقلی از این شخصیت مهم آمده است:« آنقدر که به دشمنت نزدیک هستی خودت را دورتر نشان بده و از آن چیزی که نسبت به دشمن دورهستی نزدیک نشان بده ،نقاط قضعف خود را به عنوان نقاط قوت معرفی کن» این عبارت سان تسو بیانگر این نکته است که عملیات روانی مهم‌تر از عملیات نظامی است.

 

 

 هنری کیسنجر بعد از ارایه تاریخ چین و عناصر مهم فرهنگ‌ساز در تفکر چین و تفکرات مائو رهبر کمونسیم جمهوری خلق چین نحوه برقراری ارتباط چین و روسیه و پیچیدگی‌های شخصیتی مائو که معتقد بود در یک انقلاب باید مدام انقلاب کرد و شخصیت استالین به عنوان رهبر شوروی که شخصت و فعالیت او غیر روشن است را مورد بررسی قرار می‌دهد.

 

 

 برقراری ارتباط بین آمریکا و چین که نویسنده مسؤلیت تیم مذاکره کننده را نیز برعهده داشته است بخش مهم دیگری از این کتاب محسوب می‌شود.پیچیدگیهای جلسات کسینجر با نفردوم چین وفرایند مذاکراتی که قراراست منتهی به دیدار نیکسون از چین بشود از نقاط قوت کتاب است.

 

 

 برای کسانی که به دنبال فهم دقیقی از مناسبات قدرت در دنیا و علاقه‌مند فعالیت‌های  سیاسی و مطالعات تاریخی هستند، مطالعه این کتاب توصیه می‌شود.

 

 

 کتاب چین در530 صفحه از سوی انتشارات فرهنگ معاصروباقیمت سی هزارتومان به چاپ رسیده است.

 

 

معرفی شده توسط محمد حقی

 

 

---------

 

 

یادداشتی دیگر برکتاب از سهراب سعدالدین

 

 

مطالعه تاريخ چين و فراز و فرودهاي آن و همچنين، مطالعه بنيان‌هاي فکري و نظري که چين امروز بر پايه آنها بنا شده است، يکي از موضوعات مورد علاقه انديشمندان، پژوهشگران و دانشجويان حوزه روابط بين‌الملل است. در رابطه با دلايل اين علاقه مندي بايد به اين نکته اشاره کرد که ظهور چين به عنوان يک قدرت در حال رشد و اهميت رو به رشد اين کشور در نظام بين‌الملل قرن بيست و يکم از مهمترين دلايلي هستند، که چين شناسي را به ضرورتي جذاب براي پژوهشگران عرصه روابط بين‌الملل بدل ساخته‌اند.

 

 

در اين ميان، کتاب «در مورد چين» نوشته سياستمدار کهنه کار و پژوهشگر برجسته روابط بين‌الملل، هنري کيسينجر از جمله کتاب‌هايي است، که تحليلي جامع از تاريخ حضور چين در نظام بين‌الملل و ريشه‌هاي رفتار خارجي اين کشور در گذشته و حال ارائه مي‌دهد. البته بايد به اين نکته اشاره شود که کيسينجر اين بررسي را از خلال واکاوي روابط چين و آمريکا در طول تاريخ روابط ميان دو کشور انجام مي‌دهد. با توجه به اين مقدمه کوتاه در نوشتار پيش رو مروري کوتاه خواهيم داشت بر تاريخچه حضور چين در روابط بين‌الملل و ريشه‌هاي رفتار بين‌المللي اين کشور از نگاه هنري کيسينجر در کتاب «درباره چين» نويسنده بحث خود را با برشمردن ويژگيهاي منحصر به فرد چين آغاز مي‌کند و ريشه آنها را در آموزه‌هاي مکاتب فکري- فلسفي نظير تائوئيسم و بويژه کنفوسيوسيسم جستجو مي‌کند.

 

 

او معتقد است چنين شناختي کمک مي‌کند تا افزون بر ريشه يابي بسياري از ويژگي‌هاي منحصر به فرد سياست خارجي حزب کمونيست چين، درک درستي از رفتار اين کشور در محيط بين الملل بدست آوريم. او با تاکيد بر نقش پررنگ آموزه‌هاي کنفوسيوسيسم در شکل دهي به رفتار چين کنفوسيوس را ماکياولي چيني‌ها مي‌داند با اين تفاوت که برخلاف ماکياولي که به قدرت و مکانيزم‌هاي ساخت آن توجه داشت، کنفوسيوس بر اهميت سازگاري اجتماعي تأکيد مي‌کرد. در ادامه اوبه دکترين سياسي کنفوسيوسيم در قالب آموزه راه شاهانه اشاره مي‌کند و تاثير قوي اين دکترين بر رفتار خارجي دولت چين در بازه‌هاي زماني مختلف را به تصوير مي‌کشد.

 

 

در ادامه کيسينجر به عنوان ديپلماتي که در جريان مذاکرات دولت آمريکا با دولت چين بوده است و البته به عنوان پژوهشگري که از نزديک رفتار سياست خارجي چين را در بازه‌هاي زماني مختلف رصد مي‌کرده است، به شرح رفتار بين‌المللي چين در سال‌هاي اول شکل‌گيري جمهوري خلق چين به رهبري مائو مي‌پردازد.او مي‌نويسد: «مائو به خوبي مي‌دانست که در مسير دست يابي به اهداف بين‌‌المللي جمهوري خلق چين، قدم نخست کسب شناسايي سياسي و پذيرش چين از سوي اعضاي نظام بين الملل به عنوان يک موجوديت داراي هويت مستقل است. او همچنين اطمينان داشت که در فضاي ايدئولوژيک بدبينانه و درگيرانه جنگ سرد، امکان شناسايي يک کشور کمونيست از طرف کشورهاي وابسته به بلوک غرب غيرممکن است. بنابراين دو گزينه پيش روي او قرار گرفت: پيوستن کامل به بلوک شرق و گره زدن سرنوشت چين به سرنوشت اتحاد جماهير شوروي يا پيدا کردن متحداني جديد در فضاي ميان اين دو بلوک جهت عمل مستقل چين.»

 

 

در ادامه کيسينجر اشاره مي‌کند که مائو با ارائه تئوري سه جهان و ابداع مفهوم جهان سوم در قالب آن راه دوم را انتخاب کرد. در ادامه کيسينجر عنوان مي‌کند که در حالي که در دهه 50، مقصود از امپرياليسم در سياست خارجي چين تنها ايالات متحده آمريکا بود و چين در راستاي سياست ميل به يک جهت شوروي با اتحاد جماهير شوروي و عليه آمريکا همکاري مي‌کرد، پس از اوج گيري اختلاف‌ها ميان چين و شوروي در دهه 60، سياست ضد امپرياليستي چين، متوجه شوروي و آمريکا شد و هر دو را هدف گرفت.

 

 

دهه 70 را کيسينجر دهه تولد عملگرايي چين در صحنه سياست بين‌الملل معرفي مي‌کند. او مي‌گويد در اين دهه، سياست‌هاي ايدئولوژي محور دوران مائو مورد انتقاد قرار گرفت و سياستمداران پکن متوجه اهميت تهديد فزاينده اي شدند که اتحاد جماهير شوروي به واسطه توان نظامي قابل توجهش متوجه موجوديت چين کرده بود. به باور او درک ابعاد اين تهديد بود که باعث تغيير جهت رويکرد سياست خارجي چين از تعصب انقلابي به عملگرايي مصلحت محور و از ايدئولوژي به ژئوپوليتيک شد. نکته مهمي که به گفته کيسينجر بايد به آن توجه شود، اين است که اين تغيير جهت از ايدئولوژي به عمل‌گرايي در سياست خارجي چين در حقيقت، بازتاب تغيير جايگاه حزب کمونيست چين از يک حزب انقلابي به يک حزب حاکم بوده است. در بخش پاياني کتاب کيسينجر به تحليل سياست خارجي دولت چين در دوران معاصر و در زمان رهبري هوجين تائو مي‌پردازد و استراتژيهايي نظير توسعه صلح آميز و جهان سازگار را از مهم ترين استراتژي‌هايي معرفي مي‌کند، که چين امروز به منظور پيگيري اهداف خود در صحنه بين المللي از آنها استفاده مي‌کند.

 

 

در تاييد مدعاي خود کيسينجر به سخنراني داي بيگائو، وزير امور خارجه چين،در دسامبر 2010 و تأکيد او بر بحث توسعه صلح آميز اشاره مي‌کند. افزون بر اين، کيسينجر به ناسيوناليسم چيني و جايگاه آن در سياست خارجي چين امروز اشاره مي‌کند و ناسيوناليسم چيني را ناسيوناليسمي عملگرا و کمتر ايدئولوژيک معرفي مي‌کند. سرانجام در فصل پاياني کتاب با عنوان چين در هزاره جديد کيسينجر چشم‌انداز حضور چين در صحنه جهاني را مورد بررسي قرار مي‌دهد و ضمن توصيه به رهبران جهان مبني بر قبول واقعيت قدرتمندي چين به رهبران چين نيز توصيه مي‌کند، تا سياست مسئول تري را در قبال موضوعات جهاني اتخاذ کنند و در ساخت جهاني امن تر فعالانه مشارکت کنند. در مجموع بايد گفت کتاب «در مورد چين» نوشته هنري کيسينجر کتابي است مستند و دقيق و البته حاوي نکات آموزنده بسيار، کتابي که به همت انتشارات فرهنگ معاصر و با ترجمه روان و دقيق عليرضا اميني اکنون در اختيار علاقه مندان به اين حوزه قرار دارد.

 

 

 

 

نظرات شما
[کد امنیتی جدید]