تاریخ انتشار خبر: 09 اسفند 1392 - ساعت 23:45:56
معرفی رمان سه تنفگدار

معرفی رمان سه تنفگدار

الکساندر دوما جایگزین والتر اسکات، و استاد رُمان تاریخی است، که بهترین اوراق داستان‌های اعجاب‌انگیز، رمان‌های طولانی، پرحادثه، برکشش و دنباله‌دار متعلق به اوست.

سه تنفگدار

 

الکساندر دوما(فرانسه، 1844)

 

شنل و شمشیر

 

الکساندر دوما جایگزین والتر اسکات، و استاد رُمان تاریخی است، که بهترین اوراق داستان‌های اعجاب‌انگیز، رمان‌های طولانی، پرحادثه، برکشش و دنباله‌دار متعلق به اوست.

 

 

سه نجیب‌زاده

 

سه نجیب‌زاده، از تفنگداران لوئی سیزدهم: آتوسِ رمانیک و مغرور، پُرتوسِ تنمومند و آرام طبع، آرامیسِ شاعرپیشه و حیله‌گر، دوستان جدائی‌ناپذیر همدیگرند. شوالیه دارتانیان لافزن و ماجراجو نیز با آنها همراه می‌شود.

 

 

دوستان و دشمنان

 

این قهرمانان یک دشمن دارند: کاردینال ریشلیو. و البته با کارگزاران و افراد  زیر فرمان او نیز دشمنی دارند. سه تفنگدار و دوست همراهشان، شواله دارتانیان، درمبازه هزار بار ضربه‌می‌خورند و از پا درمی‌آیند. ما به هیدر(Hydreمار افسانه‌ای که هرچه سرش را ببُرند دوباره در می‌آید. و هرکول دریکی از نبردهایش با چنین ماری درگیر می‌شود.)می‌مانند که هرچه سرشان را ببرند دوباره سرشان سبز می‌شود و به جای خود می‌نشیند!و چندین زن هم در این رُمان در صحنه می‌درخشند. از جمله کنستانس بؤناسیُو خدمتکار «آن دُوتریش»، که نامزددار تانیان است. و «میلادی» سیاه دل و گستاخ، که برای کاردینال ریشلیو جاسوسی می‌کند و اما موضوع اصلی رمان رقابت انگلیس و فرانسه است.و البته ماجراهای عاشقانه نیز به حوادث قهرمانی رنگ و جلوه خاصی می‌بخشند.

 

 

الکساندردوما

 

«الکساندر دوما داوی دُولا پاتری، معروف به الکساندر دوما (1870 ـ 1802)، در بیست سالگی به پاریس می‌آید. جوان است و بلند پرواز. و نخستین گلوله‌های توپش را با نوشتن نایشنامه‌های رُمانتیک، و از جمله «هانری سوم وخواهراش» (1829)، و «آنتونی» (1831)  در دنیای ادب شلیک می‌کند. این دو نمایشنامه حتّی از «ارنانی» ویکتور هوگو رُمانتیک‌ترند. اما او با رمانهای خود شهرت عالمگیر پیدا می‌کند و به نام خالق بزرگ افسانه‌ها، اسطوره‌ها و داستانسرائی مدرن به شهرت جهانی دست می‌یابد.

 

از رمان تاریخی تا رمان دنباله‌دار

 

سه تفنگدار را در آثار دیگری، بر ضدّ مازارَن،‌ در رمان «بیست سال بعد» (1845)، و سرانجام در رمان «ویکونت براژلون» از یادگارهای دوران پیری او می‌یابیم. واتر اسکات رمان را از دل تاریخ بیرون می آورد، اما الکساندر دوما رودرروی تاریخ می‌ایستاد، و چهره پنهان تاریخ را با تاریخچه‌ها و نقل ماجراهای قهرمانان فراموش شده و گمنام نشان می‌داد. دوما در رمانهایش شور قهرمانی را می‌پروراند، و با تخیلات بی‌انتها و لجام گسیخته‌اش به نوع دیگری از داستانسرائی می‌پرداخت که حکایتی بود با فصل‌های گوناگون و بسیار طولانی و پرکشش: کنت مونت کریستو(1845)، ژُزف بالسامو (1846)، گردن‌بندِ ملکه(1849)، آنژپیتُو (1851)، و چندین رمان دیگر. با بسط و گسترش مطبوعات، و افزوده شدن تعداد خوانندگان رونامه‌ها، این نوع رمان که به صورت «پاورقی» در رونامه‌ها و مجلاّت چاپ می‌شد، یکی از پدیده‌های عصر را به وجود آورد. اُوژن سو(1857 ـ 1804)، با رمان معروف «اسرار پاریس» استادی خود را در خلق این نوع رمان نشان داد. در این رمان گاهی افراد خطرناک، دزدان و فقیران و اراذل و اوباش نقش‌های برجسته‌ای به عهده داشتند و گاهی نویسندگان به شرح و تفسیر کارهای عجیب انجمن‌های سرّی می‌پرداختند. رمان نویسان دیگری نیز دنبال این کار را گرفتند: پُل فوال (1887 ـ 1817)، رمان اسرار لندن (1844) را نوشت؛ پانسُون دوترای (1886 ـ 1817)، رمان رکامبُول (1859)؛‌امیل گابوریو (1873 ـ 1832) چند رمان جنائی،‌ و گزاویه مونته پَن (1902 ـ 1833)، رمان «زن نانوا» را به یادگار گذاشتند.

 

 

دوما و کارگروهی

 

این نویسنده آثار بی‌شماری از هر نوع، رمان، نمایشنامه و زندگی‌نامه، به دنیای ادب عرضه کرد و اما عده‌ای از نویسندگان مشخص یا نامشخص دراین راه با او همکاری داشتند که یا رو مددکار دستهای خسته و روح خسته استاد بودند. «اُوگوست ماکه»(Auguste Maquet) از معروفترین همکاران او بود، که از 1839 تا 1851، در کنار او بود. الکساندر دوما با همکاری دوست هنرمندش، ژرااردُو نروال نیز چندین نمایشنامه برای تأتر نوشت، و از جمله نمایشنامه «لئوبورکار» را، که در سال 1839 روی صحنه آمد.

 

به نقل از کتاب رمان‌های کلیدی جهان 

 

نظرات شما
[کد امنیتی جدید]