تاریخ انتشار خبر: 15 اسفند 1392 - ساعت 07:49:04
جک لندن ورمان آوای وحش

جک لندن ورمان آوای وحش

توصیف طبیعت وحشی و ترسناک و درعین حال جذّاب شمال، و نقاشی تصویرزنده‌ یک حیوان، که همه احساسات و شور و هیجاناتش را به ما منتقل می‌کند، باعث درخشندگی این رمان شده بود.

آوی وَحش

رُمانِ سگ

در همه عمر کیشِ او کوشش کردن بود و تسلیم نشدن. و به تعبیر نیچه، می‌خواست ابرمردی شود. با این وصف زخمی که در درون او بود، هرگز التیام نیافت.

 سگی به نام بوک

بوک از پیوند یک سگ سَن برنار،‌و یک سگ چوپان اسکاتلندی به وجود آمده. و روزهای خوب و آرامی را در ناحیه‌ای در جنوب، در روستائی متعلق به قاضی میلر می‌گذراند. و در چنین ایامی است که ماجراجویان برای کشف معادن طلا به کلوندیک، در آلاسکا می‌شتابند.

 داستان بوک

بوک را می‌ربایند و می‌فروشند. و او را به مناطق سرد و یخ بسته می‌برند. و در این جابجائی‌ها بوک مرتباً از صاحبانش کتک می خورد، و چندبار زخمی می‌شود، و گاهی او را به جنگ با سگهای دیگر وامی‌دارند. و گاهی به سورتمه می‌بندند. و گاهی چندین روز گرسنه می ماند. اما تحمل این همه سختی او را جان‌سخت‌تر می‌کند، و عضلاتش محکم‌تر می‌شود. و کم‌کم این غریزه در اعماق جانش جای می‌گیرد. که باید با تمام قوا هر مانعی را از سر راه بردارد. و حتّی با کشتن حریفانش در جنگ و جدال، به زندگی ادامه بدهد. و کم‌کم در اثر این جنگ و ستیزهای پیاپی، زوزه‌های آرام او به نعره‌های توحش‌آمیز تبدیل می‌شود. بوک در دنبال این حوادث، همره سه‌نفر از جویندگان طلا، به وایلد، یک منطقه وسیع و وحشی می‌رود. و بعد از چندین شبانه روز راه پیمائی دشوار، تنها او زنده می‌ماند، و مردی به نام تُرنتُنThornton صاحب او، و در واقع خدای او می‌شود. و مدّتی در خدمت این مرد خوی وحشیانه‌اش به ملایمت می‌گراید. و در همه جا دنبال ترنتن می ‌رود. اما این مرد نیز به دست سرخ‌پوستان کشته می‌شود. و بوک از آن پس بندها را می‌گسلد و به سوی توحّش می‌رود. و نای برادران گرگ خود، که از دوردست او را فرا می‌خوانند. پاسخ می دهد، و «زوزه‌های گرگانه» از اعماق جان او برمی‌آید، و به گرگها می‌پیوندد.

 دنیا از آنِ شماست

رمان«آوای وحش» برای جک لندن شهرت و محبوبیت بسیار فراهم آورد. توصیف طبیعت وحشی و ترسناک و درعین حال جذّاب شمال، و نقاشی تصویرزنده‌ یک حیوان، که همه احساسات و شور و هیجاناتش را به ما منتقل می‌کند، باعث درخشندگی این رمان شده بود.

جک لندن اندیشمندی است که ابهامات وتضادهائی در تفکراتش وجود دارد. این نویسنده تلاش می‌کند که سوسیالیسم را، که به آن اعتقاد دارد با فرضیه ابرمرد نیچه بیامیزد و این طرز تفکر را در «گرگ‌ دریاها» (1906)، و نیز می‌توان یافت. در «مارتین ایدن» (1909) خاطرات دوران کودکی و نوجوانی‌اش را شرح می‌دهد. اما بهترین کارهای او درباره حوادث «شمال» است:‌«عشق زندگی» (1907)، «پسرگرگ» (1900)، و «سپیده‌دم تابناک» ...

 جک لندن

جک لندن (1916 ـ 1876) به قهرمانان خود شباهت داشت. پرشور بود و حادثه جو و سخت‌کوش. دوران کودکی را با فقر و بینوائی و ولگردی گذراند. و پس از آن که کودکی را پشت سرگذاشت با گروهی از جویندگان طلا به کلوندیک رفت. و در طیّ این جست‌وجو سختی‌ها کشید، و به طلا دست نیافت. اما آثارش او را مشهور کردند. و سپس به الکل معتاد شد. و ماجراهای می‌خوارگی را در «میخانه‌ آخرین شانس» (1913) به تفصیل حکایت کرده است. و هرچند که به قله شهرت و افتخار رسید. همیشه مضطرب بود و شب و روز با دلهره می‌زیست. و می‌ترسید که نیروی خود را از دست بدهد. افکار عجیبی با دلهره می زیست. و می‌ترسید که نیروی خود را از دست بدهد. افکار عجیبی به ذهن او راه یافته بود. و سرانجام دردمند و نگران در چهل سالگی جان سپرد.

 جک لندن

ماجراجویِ رمانتیک

جک لندن، ماجراجوی رمانتیک، مدام در تلاش و تقلاّ بود. یک دم آسودگی نداشت وسالهای بسیار را با ماجراجوئی گذراند. و عاقبت نویسنده حرفه‌ای شد و خود او می‌گفت: «من برای ناشرانم چیز می‌نویسم، نه برای خودم!»

به نقل از رمانهای کلیدی جهان

 

نظرات شما
[کد امنیتی جدید]