تاریخ انتشار خبر: 20 شهريور 1393 - ساعت 02:15:20
درباره غرب

درباره غرب

کتاب پیش رو جمعی از مقالات و سخنرانی‌های استاد رضا داوری اردکانی است که در رابطه با غرب، جهان تجدد و آثار و نتایج بسط تاریخ غربی آن نوشته شده و در آن سعی شده از خلط میان مطالب فلسفی و تعلقات سیاسی پرهیز شده و تصور مبهم غرب، تا اندازه‌ای روشن شده و ماهیت غرب به تفصیل بیان گردد.

درباره غرب

 

 

رضاداوری اردکانی

 

 

هرمس

 

 

کتاب پیش رو جمعی از مقالات و سخنرانی‌های استاد رضا داوری اردکانی است که در رابطه با غرب، جهان تجدد و آثار و نتایج بسط تاریخ غربی آن نوشته شده و در آن سعی شده از خلط میان مطالب فلسفی و تعلقات سیاسی پرهیز شده و تصور مبهم غرب، تا اندازه‌ای روشن شده و ماهیت غرب به تفصیل بیان گردد.

 

 

در این نوشتار ملاحظاتی در رابطه چیستي غرب؟ و پاسخ به سئوالاتي از قبيل اين‌كه در چه شرایطي امکان شناخت غرب وجود دارد؟، شرق‌شناسی به چه معنا است؟، غرب چه تأثيري در بحران هویت در ایران معاصر داشته است؟، در فلسفه معاصر به چه معاني‌اي پرداخته شده است؟، هنر و زیبایی در دوران تجدد چه معنايي را يافته است؟، چه نسبتي ميان کانت و تحقق منور الفکری وجود دارد؟، جهانی شدن به چه معنا است؟، وضعيت تاریخی و فرهنگی جهان کنونی كه از دستاوردهای تاریخ غرب محسوب مي شود، چگونه است؟

 

 

 نظريه­‌ي مرکز و پیرامون، که در پاسخ به اين پرسش است به چه معنا است؟، چیستی گفتگوی تمدن ها و چگونگی آن؟، تبادل و تهاجم فرهنگی به چه معنا است؟، آيا میان تمدن‌ها امکان‌های گفتگو وجود دارد؟، در مدرنیته و اندیشه پست مدرن به چه مفاهيمي اشاره مي­شود و در نهايت به چرائی اندیشیدن به غرب اشاره شده است؛ نویسنده، نتیجه و جوهر مقالات را در فصلی به عنوان"چرا به غرب و درباره غرب می اندیشیم؟" آورده است، که درک صحیحی از مقالات و نوشتار ایجاد می‌نماید. نویسنده با بیانی ساده و روان و شرح واژگان مطروحه، به خواننده خود قدرت تفیهم مطالب را می‌بخشد.

 

 

نویسنده در نهایت با ضمائمی پنج‌گانه در رابطه با نظر علامه طباطبائی درباره غرب، راه فروبسته غرب، اوتوپیا و تاریخ غربی جهان، ظهور مفهوم غرب در نمایشنامه ایرانیان و پرسشِ غرب کجاست؟ پرداخته است.

 

 

نویسنده در مقدمه کتاب درباره انتقادات خود بر غرب می‌نویسد: من اگر در باب غرب چون و چرا می‌کنم، مدافع تجدید رسوم گذشته و وضع تقلید و آثار زشت آن نیستم. عقل غربی که عالم کنونی با آن نظام یافته است، عقل خود بنیاد است، اما گسسته خردی را به جای این عقل نمی‌توان گذاشت. در نظر من بحث در ماهیت غرب بحث از آینده بشر است نه یک بحث سیاسی.

 

 

در بخشی از مقدمه کتاب آمده است:

 

 

« ما نیاز داریم که قدری بیشتر فلسفه و علوم اجتماعی بیاموزیم و در آنچه می‌آموزیم تأمل کنیم. علوم انسانی و اجتماعی جلوه خود آگاهی جهان جدید نسبت به نظام علم-قدرت است. اگر با علوم اجتماعی و انسانی انس پیدا کنیم، تکلیفمان در تاریخ قدری روشن می‌شود.»

 

نظرات شما
[کد امنیتی جدید]