تاریخ انتشار خبر: 08 مهر 1393 - ساعت 09:57:30
 دین، مدرنیته و اصلاحات

دین، مدرنیته و اصلاحات

پژوهش "مدرنیته، دین و اصلاحات"، تلاشى است براى تبیین مفهوم مدرنیته و دین و نقد و ارزیابى راهکارهاى ارائه شده از سوى اندیشمندان غربى و صاحب نظران داخلى.

هدف انقلاب اسلامى هم به عنوان پرچمدار حرکت پیامبران الهى (علیهم السلام) در این مقطع از تاریخ، اصلاحات در دوران کنونى است؛ دورانى که دین جدید دنیاى مادى (مدرنیته)، با روح تمامیت طلب خود، در پى هماهنگ و هم شکل کردن همه شئون حیات فردى و اجتماعى انسان‌ها با اصول و ویژگى‌هاى خاص و دلخواه خویش در مقیاس ملى و جهانى است.

 

 

 انقلاب اسلامى که از متن اسلام ناب برخاسته است، در میان ناباورى همه نظریه پردازان مادى که گمان کرده بودند دیگر دین در حیات بشرى مرده است، دین را به صحنه حیات بشرى بازگرداند و مذهب، به عنوان کانون و هسته مولّد در نظام موازنه جهانى ظهور کرد و به مانعى بزرگ بر سر راه جهانى شدن مدرنیته تبدیل شد.

 

 

حال پس از شکستن این باور در ذهن تمام جهانیان، قدم بعدى انقلاب، ارائه طرحى همه جانبه براى اصلاح همه شئون جامعه بشرى در مقابله با مدرنیته است. پس در گام نخست باید نسبت اصلاحات دینى را با روند جهانى مدرنیته مشخص کرد.

 

 

جامعه انسانى در طول قرن‌هاى متمادى، تحول‌هاى گوناگونى را پشت سر گذاشته که از مراحل اولیه اجتماع­هاى انسانى تا جوامع پیچیده امروزى ادامه یافته است. این تغییر و تحول‌ها پس از آغاز رنسانس در مغرب زمین، شتاب بیشترى داشته و تمام عرصه­هاى جوامع انسانى را در برگرفته است. مدرنیته به معناى تجدد است و با ویژگى‌هایى همچون پویایى و نو شدن، به دنبال دست‌یابى به اهدافى مانند: آزادى انسان، توسعه و تسخیر طبیعت است. مدرنیته براى رسیدن به این اهداف، با سنّت، رکود و عقب ماندگى در ستیز است. به تعبیر دیگر، مدرنیته به سنّت و پى‌آمدهاى آن، نگاهى منتقدانه دارد که از یک سرى اصول و مبانى همچون اومانیسم و سکولاریسم بر مى‌خیزد و البته با آموزه‌هاى دینى کاملاً در تضاد است.

 

 

بر اساس مبانى مدرنیته، انسان، محور جهان به شمار می‌رود. ازاین رو، براى رفاه و توسعه خود باید بتواند از تمام مواهب طبیعت بهره‌مند گردد. این در حالى است که بر اساس آموزه‌هاى دینى، خداوند، محور جهان است و تمام پدیده‌ها از جمله انسان براى رسیدن به تکامل باید به سمت او در حرکت باشند.

 

 

 بنابراین، بر اساس تضادى که میان آموزه‌هاى دینى و رهاوردهاى مدرنیته وجود دارد، پرسش‌هاى چندى رخ مى­نماید. از جمله اینکه دین در دنیاى مدرن چه نقشى ایفا مى‌کند؟ اصولاً میان دین و مدرنیته چه نسبتى وجود دارد؟ براى تفسیر دین به گونه­اى که با جامعه مدرن هم سو شود و مانعى براى مدرنیته ایجاد نکند، چه ضرورتى وجود دارد؟

 

 

در غرب، براى چگونگى حضور دین در دنیاى مدرن، تلاش‌هایى صورت گرفته است. عصرى کردن، شخصى شدن و دنیوى کردن دین از جمله این تلاش‌هاست. در واقع، مقصد نهایى این تلاش ها، حذف دین از عرصه اجتماعى و فرو کاستن آن به حوزه فردى است.

 

 

در ایران نیز دیدگاه‌هاى متفاوتى در زمینه چگونگى حضور دین در عرصه‌هاى اجتماعى مطرح شده است.

 

 

پژوهش "مدرنیته، دین و اصلاحات"، تلاشى است براى تبیین مفهوم مدرنیته و دین و نقد و ارزیابى راهکارهاى ارائه شده از سوى اندیشمندان غربى و صاحب نظران داخلى.

 

 

بطور خلاصه موضوع این پژوهش را مي­توان، تعیین نسبت میان دین و مدرنیته دانست. از تعیين این نسبت، نظریه‌هاى موجود اصلاحات در میان اندیشمندان جامعه رقم مى‌خورد. افزون بر آن، سه نظریه مطرح در جامعه کنونى ایران؛ یعنى «مدرنیته اسلامى، مدرنیزاسیون، تمدن اسلامى» به عنوان نظریه‌هاى مطرح درباره اصلاحات جامعه دینى نقد و بررسى مى شود.

 

 

براى بررسى دقیق این سه نظریه، در ابتدا، اصول، اهداف و ویژگى‌هاى مدرنیته را بررسى و سپس قلمرو شریعت در دنیاى مسیحیت و اسلام را تبیین مى‌کنیم. با بررسى این مقدمات، به راحتى مى‌توان به تبیین ماهیت و مبانى سه نظریه درباره اصلاحات پرداخت. این کتاب از چهار بخش تشکیل شده است: 1- مدرنیته ، 2- دین ، 3- اصلاحات ، 4- همراه با برنامه سازان

 

 

 این کتاب در 191 صفحه از سوی انتشارات مرکز پژوهشهای اسلامی صدا و سیما به چاپ رسیده است.

 

نظرات شما
[کد امنیتی جدید]