تاریخ انتشار خبر: 17 مهر 1393 - ساعت 12:38:36
جابر بن حیان

جابر بن حیان

«باب الشام» شلوغ است. از چند روز پیش سربازان حکومتی شهر را پر کرده‌اند. جابر می‌ایستد و پایش را روی سکوی سنگی می‌گذارد...

جابر بن حیان

 

نویسنده: رضا کاظمی

 

ناشر: مدرسه

 

چاپ اول: 1387

 

«باب الشام» شلوغ است. از چند روز پیش سربازان حکومتی شهر را پر کرده‌اند. جابر می‌ایستد و پایش را روی سکوی سنگی می‌گذارد. پاشنه‌ی گیوه‌‌اش را بالا می‌کشد. کتاب جلد چرمی‌اش را محکم به سینه می‌‌فشارد. عجله دارد. باید زود به حجره برود. پدرش پس از یک ماه که در مدینه بود، امروز به کوفه می‌رسد. می‌خواهد بدود، ولی انگار همه‌ی مردم کوفه در خیابان «باب الذهب» جمع شده‌اند.

 

پا که تند می‌کند، کمی نگران می‌شود: «نکند پدرم امروز نرسد... نکند مدینه همچون کوفه در محاصره‌ی سربازان شام باشد و پدرم آن‌‌جا بماند...»

 

نظرات شما
[کد امنیتی جدید]