تاریخ انتشار خبر: 30 مهر 1393 - ساعت 10:20:22
میشل فوکوی بری اسمارت؛بستری برای بالیدن اندیشه‌های نو

میشل فوکوی بری اسمارت؛بستری برای بالیدن اندیشه‌های نو

میشل فوکوی بری اسمارت، مقدمه‌ای هم‌دلانه به یکی از اصلی‌ترین اندیشمندان زمانه‌ی ماست. این اثر در آغاز در سال ۱۹۸۵ در مجموعه‌ی کلید جامعه‌شناسان در انتشارات راتلج و با سرویراستاری پیتر هامیلتون منتشر شده است.

میشل فوکوی بری اسمارت، مقدمه‌ای هم‌دلانه به یکی از اصلی‌ترین اندیشمندان زمانه‌ی ماست. این اثر در آغاز در سال ۱۹۸۵ در مجموعه‌ی کلید جامعه‌شناسان در انتشارات راتلج و با سرویراستاری پیتر هامیلتون منتشر شده است. هر چند در سال ۲۰۰۲ (۱۳۸۱) مولف این کتاب را بازنگری کرد و کتاب‌شناسی مفیدی نیز به آن افزود، لیلا جوافشانی و حسن چاوشیان نسخه‌ی حاضر را از روی چاپ ۱۹۸۸ کتاب ترجمه کرده‌اند.
بری اسمارت در این اثر بر روی ساختار بست و پیوست قدرت و آگاهی و حالات شی‌ءشدگی که از طریق آن بشر موضوعات را شکل می‌دهد متمرکز شده است و به مسایل مناقشه‌انگیز دولت و مقاومت در برابر قدرت پرداخته است. وسعت آثار فوکو از متون اولیه درباره‌ی دیوانگی تا مطالعات نهایی او بر روی امر جنسی، و مساله‌ی وضعیت و ارزش آثار روش‌شناختی به عنوان یک شکل از تحلیل انتقادی در این اثر کاملا بررسی شده است. 
کتاب از چهار فصل تشکیل شده است: ۱. مضامین و مباحث اصلی، ۲. مساله‌ی روش و تحلیل، ۳. سوبژه‌های قدرت ابژه‌های معرفت، و ۴. دولت، مقاومت و عقلانیت. 
در مجموع اسمارت می‌کوشد تا سه فرضیه‌ی جداگانه را ایجاد کند که عموما در سراسر کتاب بازتاب یافته است. پس از ارایه‌ی یک مرور کلی بر موضوعات و مسایل اصلی تفکر فوکو در فصل یک، فصل دوم عمدتا به شرح این مساله می‌پردازد که آثار فوکو در عین حال که از روش تکاملی به سوی روش باستان‌گرایانه در حرکت‌اند، نباید به شکل گسسته در نظر گرفته شوند.
در عوض اسمارت دلیل می‌آرود که دو حالت متمایز تحلیل. و تجزیه، فهمی مشترک به دست می‌دهند و بنا بر این به سادگی «تجدید نهاد اولویت‌های تحلیلی» را می‌سازند. فرضیه‌ی دوم اسمارت تا حد بسیاری در فصل سوم آمده است؛ هر چند ردپای آن را در فصل دوم نیز می‌توان بازیافت. او مدعی است که سهم فوکو در بسیاری از زمینه‌های مرکزی علوم انسانی پیشگامانه است و از این رو نه به روش‌های موجود در تاریخ و جامعه‌شناسی و نه به رویکردهای جنبش‌های مختلف مانند پدیدارشناسی، هستنده‌گرایی، ساختارگرایی، و مارکسیم قابل فروکاستن نیست.
با توجه به این اسمارت فکر می‌کند که اندیشه‌های فوکو را باید در جای یک بستر مناسب برای بینش‌های نو به جوامع نوین دید. چهارمین و واپسین فصل نشان می‌دهد که مطالعات متعدد تاریخی فوکو بر روی دیوانگی، بیماری، جُرم، و امر جنسی نباید صرفا به عنوان تحلیل‌هایی توصیفی فهم شود بلکه باید آن را «کمکی اساسی به تفکر انتقادی و بنیادی» دانست. 
کتاب «میشل فوکو» علاوه بر ترجمه‌ی روان از سوی  لیلاجوافشانی و حسن چاوشیان، کتاب‌پردازی خوبی دارد و  نشر آمه در ۱۹۰ صفحه به بازار نشر عرضه شده است.
به نقل از الف 

 

نظرات شما
[کد امنیتی جدید]