تاریخ انتشار خبر: 11 آبان 1393 - ساعت 01:16:58
باکاروان نیزه

باکاروان نیزه

شاعر با تاسی به پیشینیان در سرودن مرثیه عاشورایی متوسل به قالب ترکیب بند شده و انصافا این قالب را خوب به کار بسته، بحر مضارع را وزن عروضی خود قرارداده و در چهارده بند سروده خود را صورت بخشیده است.

باکاروان نیزه

علیرضا قزوه

نشرسوره مهر

 

سرودن ترکیب بند از رسوم دیرینه شاعران خصوصا آیینی سرایان بوده است. علیرضا قزوه با تاسی به پیشینیان در سرودن مرثیه عاشورایی متوسل به قالب ترکیب بند شده و انصافا این قالب را خوب به کار بسته، بحر مضارع را وزن عروضی خود قرارداده و در چهارده بند سروده  خود را صورت بخشیده است.

 بحر مضارع، بحری است که به لحاظ موسیقایی محزون است و استفاده  شاعر از این وزن،

 

 

« مفعول و فاعلات و مفاعیل و فاعلات» بسیار مناسب است:

 

 

می آیم از رهی که خطرها در او گم است

 

 

از هفت منزلی که سفرها در او گم است

 

 

هفتاد و دو ستاره غریبانه سوختند

 

 

این است آن شبی که سحرها در او گم است .

 

 

این حزن واندوهی که نتیجه محتوا و موسیقی شعر است در آثار شاعران متقدم که در سرودن ترکیب‌بند موفق بوده اند نیز مشهود است همچون ترکیب‌بند محتشم کاشانی:

 

 

دربارگاه قدس که جای ملال نیست

 

 

سرهای قدسیان همه بر زانوی غم اند

 

 

قزوه به خوبی توانسته بین ادبیات کهن وادبیات عصر خویش یعنی دهه

 

 

شصت پیوند قابل توجهی برقرار کند. این پیوند هم می‌تواند از لحاظ مفهوم ومعنا باشد هم می‌تواند در ظاهر و الفاظ باشد:

 

 

در مشک تشنه جرعه ی آبی هنوز هست

 

 

اما به خیمه ها برسد با کدام دست ؟

 

 

تیری زدند و ساقی مستان ز دست رفت

 

 

سنگی زدند و و کوزه ی لب تشنگان شکست

 

 

این پیوند هم بین کلیت بیت اول و دوم برقرار است هم بین جزئیات ابیات مثل: تیری زدند و ساقی مستان – و یا بین این دو مصرع :

 

 

ناگاه بانگ ساقی اول بلند شد

 

 

پیمانه پر کنید هلا عاشقان مست

 

 

همچنین بلند شدن بانگ، ترکیب قابل توجهی است. از نقاط  قوت و محاسن شعر قزوه پرهیز از حشو است. واژه‌ها برای پر کردن مصراع کنار هم قرار نگرفته‌اند حتی شاعر به این تن می‌دهد که ادبیات کهن را بیشتر جلوه دهد و کلمات و حروف را مخفف کند تا اینکه بخواهد سلامت زبان را فدای مضمون کند، به عنوان مثال در مصرعی که ذکر خواهیم کرد و امثال آن از ادبیات مخففی سبک خراسان بهره می‌گیرد

 

 

« وز پی شبی ز روز قیامت دراز تر» - « ز » بجای « از » یا بهتراست بگویم «وز» بجای « واز » :

 

 

«وز» حلق تشنه سوره قرآن برآمده ست

 

 

. . .

 

 

کآیات نور از لب و دندان بر آمده ست

 

 

این چند بیت را هم برای مثال عدم حشو و پرهیز از تکرار ذکر می‌کنیم:

 

 

کو خیزران که قافیه اش با دهان کنند

 

 

آن شاعران که وصف گل ارغوان کنند

 

 

از من به کاتبان کتاب خدا بگو

 

 

تا مشق گریه را به نی خیزران کنند

 

 

بگذار بی شمار بمیرم به پای یار

 

 

در هر قدم دوباره مرا نیمه جان کنند

 

 

به کار گیری قوافی وزین و دارای زیبایی‌های شاعرانه بعضی از بندهای این ترکیب بند را متمایز ساخته، بند ششم به خوبی این نکته را اثبات می‌کند:

 

 

ای زلف خون فشان توام لیلة البرات

 

 

وقت نماز شب شده حی علی الصلات

 

 

از منظر بلند ببین صف کشیده اند

 

 

پشت سرت تمامی ذرات کاینات

 

 

خود جاری وضوست ولی در نماز عشق

 

 

از مشک های تشنه وضو می کند فرات

 

 

بین دو نهر ، خضر شهادت به جست وجوست

 

 

تا آب نوشد از لبت ، ای چشمه حیات

 

 

کلماتی که در حرف « تاء » هم قافیه‌اند در برخی اوزان و مضامین خوش می‌درخشد، در گذشته بین شاعران عرب قصیده سرایی مرسوم بوده و اغلب، قصیده‌ها با قوافی شان مشهور می‌شده‌اند. و در این بین قصیده‌های « تائیه » جایگاه  ویژه‌ای را بین قصاید دارا بوده‌اند مثل قصیده تائیه ابن فارض.

 

 

حرف « تاء » از جهت عدد ابجدش  و از دید علم جفر دارای اسراری است که توضیح آن از حوصله این سطور خارج است. در آخر، شعر قزوه دارای جامعیت نسبی پسندیده ایست. آنچه که باید در یک شعر خوب و نسبتا کامل باشد در شعر قزوه یافت می‌شود. اهم قواعد ومحاسن و زیبایی‌هایی که لازمه یک شعرخوب است را در همین بند ششم مرور می‌کنیم:

 

 

اول، همان مطلبی که ذکر شد یعنی حسن انتخاب کلمات هم قافیه و حسن انتخاب خود قافیه –

 

 

دوم، حسن تشبیه، که در مصرع اول به خوبی پیداست و شاعر زلف خون فشان را به لیلة البرات  تشبیه می‌کند،

 

 

و یا با تشبیه معکوس، شهادت را به خضر تشبیه می‌کند و با یک تشبیه بلیغ سیدالشهدا(علیه السلام) را به آب حیات –

 

 

و سوم، خیال انگیزی که منشا تمام زیبایی‌ها وصنایع و آرایه‌های ادبی است.

 

 

این کتاب از سوی انتشارات سوره مهر به چاپ می‌رسد.

 

نظرات شما
[کد امنیتی جدید]