تاریخ انتشار خبر: 02 آذر 1393 - ساعت 12:33:28
گورکی، ماکسیم

گورکی، ماکسیم

گورکی، ماکسیم Gorkiy, Maksim نام مستعار، (نام واقعی آلکسی پشکوف Alexey, Peshkov) رومان‌نویس و نمایشنامه‌نویس روسی (1868 ـ 1936) گورکی در خانواده‌ای از کارگران، در شهر نیژنی نو و گورود Nizhniy Novgorod زاده شد که امروزه نام «گورکی» دارد.

گورکی، ماکسیم Gorkiy, Maksim نام مستعار، (نام واقعی آلکسی پشکوف Alexey, Peshkov) رومان‌نویس و نمایشنامه‌نویس روسی (1868 ـ 1936) گورکی در خانواده‌ای از کارگران، در شهر نیژنی نو و گورود  Nizhniy Novgorod  زاده شد که امروزه نام «گورکی» دارد. در کودکی پدر و مادر را از دست داد و مدتی تحت سرپرستی پدر و مادر بزرگ قرار گرفت و از آنها خاطره‌هائی فراموش نشدنی حفظ کرد که در بسیاری از آثارش منعکس گشته است. گورکی دوران کودکی و نوجوانی را بسختی و مشقت گذرانده و یک‌بار بر اثر دشواری زندگی دست به خودکشی زده است.

 

 

او کلمه گورکی  Gorkiy را که به زبان روسی «آدم تلخ» معنی می‌دهد، از این‌رو برای خود برگزید که یادآور کینه‌اش به جامعه‌ روسی قبل از انقلاب باشد. گورکی در نه سالگی خانه را ترک کرد، زندگی آمیخته با آوارگی پیش گرفت و برای امرار معاش به شغلهای کوچک و گوناگون تن درداد: در تجارتخانه، دکان نانوائی و کارگاه نقاشی بکار پرداخت؛ چندی نیز در بندر ولگا، در میان کارگران کشتی به ظرفشوئی اشتغال یافت. گورکی اگر چه تحصیلات منظم مدرسه‌ای انجام نداد و به تحصیلات عالی دست نیافت، بنابر گفته خود او زندگی بزرگترین مدرسه‌اش بوده است، از دوران کارگری تجربه بسیار اندوخته و درباره بشر و روح‌ کارگری معرفت فراوان بدست آورده که الهام‌بخش بسیاری از آثارش گشته است.

 

 

از طرف دیگر قصه‌های مادر بزرگ و قصه‌های عامیانه روسی سرچشمه‌‌ای غنی برای اولین آثار منظومش فراهم آورد و به وسیله مطالعه بسیار وسیع نیز فکر و روح خود را پرورش داد و همینکه به استعداد خود در نویسندگی پی برد، بنوشتن پرداخت. اولین اثر بزرگ او به نام ماکار چودرا  Makar Chudra (1892) در روزنامه محلی تفلیس منتشر شد که بنا به گفته نویسنده داستانی نیمه واقعی و نیمه تخیلی و اثری رومانتیک و مانند اشعارش سرود آزادی بود؛ گورکی در روزنامه‌های محلی مدتها به نشر داستان و مقاله پرداخت.

 

 

در 1895 مورد توجه و حمایت نویسنده و روزنامه‌نگار کارالنکو  Korolenko قرار گرفت که داستان پیروزمندانه او چلکاش Chelkash را در سن‌پترزبورگ منتشر کرد. پس از آن یک رشته داستان کوتاه از جانب گورکی انتشار یافت که او را به شهرت و محبوبیت رساند. در 1898 داستان وارنکا اُلسووا  Varenka Olesova را انتشار داد که در میان آثار او مقامی خاص دارد و در آن وصف محیط ولگردان و بینوایان دیده نمی‌شود، بلکه شیفتگی استاد متفکر و نگرانی را به دختری زیبا و تندرست و سرشار از شور زندگی به نام وارنکا نشان می‌دهد. استاد که گمان می‌برده است از خویشتنداری استواری برخوردار است، برده عشق افلاطونی خود به وارنکا می گردد.

 

 

گورکی این دختر را تجسمی واقعی از طبع ساده بشر می‌داند و از زبان او لذت بردن از زندگی ساده و دلپذیر طبیعی را به مردم نگران و حتی به خود می‌آموزد. دختر که شوق بسیار به خواندن و آموختن دارد، در میان مردم احمق و جاهل شهر کوچکش به مصاحبت استادی با سواد و روشنفکر دل خوش‌ کرده است تا روزی که از نگاههای بیتابانه و رفتار شهوی او بخشم می‌آید و پس از سرزنش او ناپدید می‌گردد. این اثر از سادگی و قدرت فراوان و شیوه نگارش ستایش‌انگیز برخوردار است.

 

 

مجموعه قصه ولگردان Bosyaki شامل قصه‌هائی است که در سالهای 1892 ـ1897 انتشار یافته بود و همه آنها توصیف مردم بینوا و ولگردی است که از ملالی بیدرمان رنج می‌برند ـ ملالی که خاص مردم روسیه است و از سستی و رخوت و تقدیر شوم پدید آمده و به سبب فقر و جهل افزایش یافته است. این مردم بیخانمان کسانی بی‌اراده و یاغیند که تنها داروی درد خویش را در جستجوی محیطی تازه می‌دانند که بتوانند در آن شخصیت خویش را ثباتی بخشند. ولگردان پیروزی فراوان و پایدار بدست آورد و شهرت و محبوبیت گورکی را به سراسر کشور روسیه کشاند.

 

 

گورکی در این دوره چندین نمایشنامه نوشت که مهمتر از همه در اعماق  Na dne در چهار پرده در پ902 بر صحنه آمد. حوادث این نمایشنامه در محیط مورد علاقه گورکی یعنی محیط مردم محروم و بیخانمان می‌گذرد، در زیرزمینهای تاریک و متعفن که پناهگاه شبانه آنان و محل میخوارگیشان است و گورکی قصد دارد که در ضمن ترسیم آن همه مذلت و فرومایگی و نفرت انگیزی، عشق عمیق انسانی را نیز نشان دهد و به تاریکی نوری بتاباند. این اثر که با پیروزی بسیار روبرو گشت، بعدها جزو برنامه‌های تئاتر مهم اروپا قرار گرفت. در نمایشنامه دشمنان Vragi (1906) گورکی به روشنفکران و فاضلانی تاخته است که مردم آنان را از خود نمی‌دانند و پیوسته در نظرشان بیگانه مانده‌اند.

 

 

 گورکی پس از آن از داستان کوتاه دست کشید و میان سالهای 1899 و 1910 به خلق آثار بزرگتر و وسیعتر پرداخت که معروفتر از همه رومان فوما گوردیف Foma Gordeyev است در 1899. گورکی در این داستان زندگی بازرگانان ثروتمند ولگا را وصف می‌کند و در میان آن مردم حریص، چهره فوما را برجسته می‌سازد که با وجود ثروت بسیار و ارثیه فراوان، از تجارت و محیط تاجران ثروتمند بیزار است. فوما که در مجلس ضیافتی با یادآوری معایب و خطاهای این طبقه، خشمشان را برمی‌انگیزد، به دیوانگی متهم می‌گردد و به تیمارستان افکنده می‌شود و پس از رهائی از آن خود را مورد استهزای خاص و عام می‌بیند و بی‌اعتنا به‌همه چیز و خردشده از ملال، به زندگی بی‌بندوبار و به ولگردی ادامه می‌دهد و پیوسته از خود می‌پرسد: «چه باید کرد؟» گورکی در این دوره به سن پترزبورگ می‌رود، در این شهر اقامت می کند و به فعالیت می‌پردازد و سازمان انتشاراتی دانش Znaniye را تأسیس می‌کند تا در آن به نشر آثار معروفترین نویسندگان رئالیست بپردازد.

 

 

در پترزبورگ گورکی به حزب سوسیال دموکرات و مارکسیسم می‌پیوندد و بسیار زود به مسائل اجتماعی و نهضت انقلابی کشیده می‌شود و بسیار از آثار ادبی خود را به مسأله انقلاب اختصاص می‌دهد فعالیت‌ سیاسی گورکی در این دوره موجب گشت که پیوسته تحت فشار دستگاه حکومت و سانسور قرار گیرد، چنانکه مجله ژیزنی Zhizn  (زندگی) که کانون مهمی برای نشر مقالات مارکسیستی بود،‌ به سبب نشر منظومه او با عنوان پیک طوفان Pesnya o burevestnike  که نشانه‌ای از انقلاب آینده در برداشت، توقیف گشت.

 

 

خود او نیز دستگیر شد و به سبب بیماری آزد گشت و اجازه یافت که به کریمه برای استراحت برود. گورکی در 1902 به سبب شهرتیش در خارج از کشور به عضویت افتخاری آکادمی علوم روسیه برگزیده شد، اما حکومت تزاری به علل سیاسی این انتخاب را رد و از نو گورکی را توقیف کرد که طرفداری عامه مردم از او وشهرت و محبوبیتش موجب آزادی او گشت. پس عزم سفر کرد، ابتدا به ایالات متحده رفت که با استقبال پروشور روبرو گشت، اما به سبب آنکه زنی که همراه داشت، همسر قانونیش نبود، عقاید مردم بر ضد او برانگیخته شد، بناچار به اروپا بازگشت و یک سلسله داستان درباره نیویورک انتشار داد که مجموعه آنها هنوز سرچشمه ضد امریکائی برای نویسندگان روسی بشمار می‌آید.

 

 

در اروپا گورکی در کاپری اقامت گزید و مرکزی برای مهاجران انقلابی بوجود آورد و تا آخرین روزهای ماقبل جنگ 1914 از فعالیت سیاسی دست برنداشت. از مهمترین آثار انقلابی گورکی داستان مادر Mat’  ابتدا به صورت پاورقی انتشار یافت و به سبب خصوصیت انقلابی بودنش، پیروزی بسیار بدست آورد. مادر یگانه رومان گورکی است درباره نهضت انقلابی روسیه و سرگذشت مادری که همه عمر در بینوائی و تهیدستی بسر برده و به تسلیم و سکوتی حیوانی تن در داده است و پس از مرگ شوهر، بر اثر فعالیتهای پنهانی پسر در خانه ومبارزه‌هائی که بر ضد جهل و فقر و فشار اجتماعی و در راه ایمان به انقلاب انجام می‌داد، پیرزن بتدریج نسبت به همه چیز ذهن روشنی می‌یافت و میل به آزادی و احقاق حق در وجودش ریشه می‌گرفت و هر روز بیشتر به امیدهای پسر دل می‌بست و پس از توقیف وتبعید پسر از طرف مقامات حکومتی، جای او را در فعالیت پنهانی گرفت تاروزی که او نیز گرفتار و کشته شد. این اثر نخستین رومان در ادبیات روسیه است که در آن چنین تحلیلی فشرده از اوضاع زندگی اجتماعی و محیطی که دیر یا زود محکوم به زوال است، بعمل آمده و از نظر تغزل و تحلیل روانی دقیق نیز ازمؤثرترین آثار گورکی بشمار آمده و پس از انتشار شهرت جهانی یافته و به بیشتر زبانها ترجمه شده است.

 

 

اعتراف  Ispoved (1908) بحران مذهبی را در افکار گورکی، تحت تأثیر اندیشه‌های تولستوی آشکار می‌کند. در 1913 بخش اول از اثر سه بخشی گورکی که زندگینامه او بشمار می‌آمد، انتشار یافت. این بخش دوران کودکی Detstvo نام دارد و گورکی در آن نخستین سالهای زندگیش را وصف‌ می‌کند که چگونه از تیره روزی و فقر سرشار بوده و چگونه در کنار پدربزرگ سنگدل و مستبدی می‌گذرانده که می‌خواسته است نواده کوچک خود را به شیوه‌ای قدیم تربیت کند و در کنار مادربزرگ مهربان ومؤمنی که آنقدر ضعیف بوده که نمی‌توانسته در برابر شوهر قد برافرازد، همچنین کانون خانوادگیی که زیر سلطه پدربزرگ در وحشت و اضطراب دائمی بسر می‌برده و تنها در غیبت او بوده که جشن و سرور برپا می‌کرده است.

 

 

 گورکی نشان می‌دهد که قهرمان داستان که خود اوست چگونه بزرگ می‌شود و جشمش به زندگی و محیط خارج باز می‌گردد و بدبختانه در آنجا نیز جز تیره‌روزی و محیط غم‌انگیز که بر دوش افراد سنگینی می‌کند، چیزی نمی‌بیند. دوران کودکی شاهکار گورکی و یادآوری دردناکی است از زندگی طبقه فقیر و تیره روز اواخر قرن نوزدهم که چهره‌های برجسته آن، خاصه مادربزرگ آرام ومؤمن چهره‌هائی فراموش نشدنی گشته‌اند. بخش دوم در جستجوی نان V Lyudyakh  در 1916 و بخش سوم دانشکده‌های من  Moi Universitety   در 1923 منتشر شد که شرح حال گورکی در جوانی و هنگامی است که به شهر قازان می‌رود تا به تحصیل دانشگاهی بپردازد و برای امرار معاض در بندر ولگا بکار بپردازد و در احساس کینه‌ورزی و خصومت کارگران به دنیا، شرکت می‌کند. آنگاه معاشرتش را با دانشجویان وحضورش را در محافل انقلابی و رؤیاهایش را در پدید آوردن نظام جدید و عدالت جاودانی، همچنین مطالعات فراوانش را که به او آموزشی وسیع داده و فعالیتای انقلابی و همه حوادث دیگر زندگیش را بیان می‌کند.

 

 

بزرگترین نکته قابل توجه در این کتاب تصویرهائی است از جامعه و خاطراتی از فقر و تیره‌روزی، همچنین نمایشگاه بزرگی که گورکی از چهره‌ها و شخصیتهای فراموش نشدنی پیش چشم می‌گذارد.

 

 

خاطراتی که گورکی درباره نویسندگان روسی نوشته است، نیز بسیار زنده و گویاست خاصه خاطرات تولستوی  .Vospominaniya o Tolstom  گورکی در 1913 اجازه یافت که به روسیه بازگردد. در بازگشت با خشونتهای افسارگسیخته‌ای روبرو شد که موجب شگفتیش گشت. پس با همه قوا بفعالیت پرداخت و به قد نجات فرهنگ کشور از هرج و مرج نشریه ای به نام ادبیات جهانی Mirovaya literatura ، همچنین کانونی به نام «خانه هنر» تأسیس کرد که محل اجتماع نویسندگان و مرکز کارشان گشت. این فعالیتها موجب شد که گورکی به عنوان پلی شناخته شود میان فرهنگ رایج دوره گذشته روسیه و فرهنگ جدید شوروی.

 

 

گورکی که به سبب فشار کار و فعالیت بیش از حد، رنجور گشته بود، بار دیگر در 1921 برای استراحت به خارج از کشور سفر کرد و تا 1928 در ایتالیا باقی ماند. در این دوره علاوه بر اتمام زندگینامه سه بخشی خود به دوره رومان‌نویسی و نمایشنامه‌نویسی بازگشت. در 1925 آرتامانوفها Delo Artamomovykh را نوشت که جز هدف هنری هدفی اجتماعی داشت. گورکی در ضمن جریان حوادث، پوسیدگی و فساد نسلی و پیدایش نسلی دیگر را نشان می‌دهد وسه دوره تاریخی را در وجود سه نسل یعنی پدربزرگ، پسر و نواده خلاصه می‌کند که شامل دوره اصلاحات اجتماعی عصر تزار آلکساندر دوم و الغای قانون بردگی است، دیگر دوره صنعتی شدن کشور و ایجاد کارخانه و سرمایه‌داری و سرانجام آغاز قرن بیستم و عصر نضج‌گرفتن اندیشه‌های انقلابی.

 

 

این رومان از نظر قدرت خلاقه شگفت‌انگیز و تحلیل روانی دقیق، از بهترین آثار گورکی بشمار می‌آید. پس از آن یک سلسله رومان عظیم و ناتمام به نام زندگی کلیم سمگین  Zhizn’ Klima Samgina در چهار بخش (1926 ـ 1927) انتشار یافت که گورکی در آن تصویر مختلطی از زندگی فرهنگی و معنوی روسیه میان سالهای 1870 و 1924 و عقاید منحط و فساد تدریجی طبقه روشنفکر پیش چشم می‌گذارد. در این اثر نیز مانند سایر آثار گورکی، اشخاص داستانی پرقدرت در صحنه‌های استواری برجسته می‌گردند که نویسنده در آنها از تجربه‌های معنوی و انسانی خود مایه گرفته است.

 

 

گورکی پس از بازگشت به روسیه دو نمایشنامه انتشار داد در انحطاط طبقه کاسب و سرمایه‌دار، سپس به توسعه اصول عقیده ادبی خویش به نام «رئالیسم سوسیالیست» که در 1923 شکل گرفته بود، همت گماشت و در 1934 به ریاست اتحادیه نویسندگان شوروی برگزیده شد. منتقدان روسی چنین نظر داده‌اند که گورکی جز رومان مادر هیچ اثری انقلابی نیافریده، حتی در دوره انقلاب نیز ترجیح داده است که بیشتر انحطاط طبقه کسبه و اهل حرفه راتوصیف کند تا ظهور حکومت کارگری را، بنابراین گورکی متهم شد که بلااراده به طبقه کاسب سرمایه‌دار قبل از انقلاب بیشتر توجه نشان داده و بالنتیجه هرگز یک کمونیست واقعی نبوده است. گورکی در 1936 هنگامی که تحت مداوای پزشکی بود، درگذشت.

 

 

گورکی مانند چخوف به ادبیات عظیم رئالیست نیه دوم قرن نوزدهم تعلق دارد و تنها کسی از نسل خویش است که در عین حال قهرمان ادبیات جدید شوروی پس از انقلاب نیزمی‌باشد که از اصول رئالیسم سوسیالیست دفاع کرده است. گورکی که خود نویسنده‌ای بی‌سر و سامان بوده، بخوبی از عهده توصیف دقیق زندگی مردم بی‌خانمان برآمده است. دنیای او دنیا بینوایان و بیچارگان است ـ دنیای رنج و مبارزه. گورکی در ادبیات تنها یک هدف را پیش چشم داست و آن عمل و تحرک بود. گورکی در کشور روسیه و خارج از آن شهرت و محبوبیت عظیمی بدست آورد، در سراسر جهان چه بسیار نویسندگانی از آثار رئالیست سوسیالیست او مایه گرفته‌اند و از جمله پیروان او می‌توان از جک لندن، برتولد برشت و کافکا نام برد.

 

 

ترجمه به فارسی: آرتامانوفها ـ ارباب ـ استادان زندگی ـ افسانه‌های ایتالیا ـ بنده عشق ـ بوران ـ بیست وشش مرد و یک دختر (در مجموعه داستانی چند) ـ توفان (مجموعه ده داستان) ـ چلکاش ـ یک شب روی ولگا ـ یک شب پائیز ـ دو دلداده ـ دانشکده‌های من ـ دختر قزاق ـ در اعماق اجتماع ـ در جستجوی نان ـ دشمنان ـ دوران کودکی ـ رؤیای عشق ـ زندانبان ـ سه رفیق ـ شناور ـ شیطان ـ فضول ـ لنین ـ مادر ـ مالوا ـ میراث ـ نهم ژانویه ـ نخستین عشق من ـ ولگردان ـ همسفر من ـ واسکا.

نظرات شما
[کد امنیتی جدید]