تاریخ انتشار خبر: 11 آذر 1393 - ساعت 09:30:47
سبک‌های فرزندپروری

سبک‌های فرزندپروری

کتابستان در موضوع سبک‌های فرزندپروری سیر مطالعاتی ذیل را پیشنهاد می‌کند:

کتابستان در موضوع سبک‌های فرزندپروری سیر مطالعاتی ذیل را پیشنهاد می‌کند:

  1. تربیت بدون فریاد ( هال ادوارد رانکل )

معرفی کتاب:

کتاب تربیت فرزند نوشته هال ادوارد رانکل است. او مشاور ازدواج ، درمانگر خانواده، سخنران بین المللی، بنیانگذار و مدیر موسسه زیستن بدون فریاد است.

اگر بخواهیم کتاب او را در یک جمله خلاصه کنیم باید بگوییم تربیت بدون فریاد یعنی والدین باید سعی کنند در تمام لحظاتی که در کنار فرزندان خود هستند و به تربیت آن ها می پردازند خونسردی خود را حفظ کنند.

والدین همواره انتظار دارند فرزندانشان تغییر کنند و به بهترین شکل ممکن رفتار کنند. البته که این خواسته نمی تواند غیر منطقی باشد اما الگوهایی که والدین برای رسیدن به این هدف به کار می گیرند معمولا کاستی هایی دارد. این کاستی ها در عمل موجب می شود نتیجه دلخواه به دست نیاید. بعد از مدتی والدین از طرفی دلسرد و ناامید می شوند و از طرفی فضای خانه بسیار آشقته می شود. در برخی از خانه ها این قانون حکم فرما می شود که گویا هر که صدایش بلند تر است باید به او توجه شود. این جا است که همه چیز بهم می ریزد و دیگر نقش ها و جایگاه ها کارکرد خود را از دست می دهند. راه حل شما برای برون رفت از این اوضاع چیست؟

مهم ترین پیام پدر یا مادری که با فریاد می زند این است که من دیگر طاقتم تمام شده یکی مرا آرام کند. شما فکر می کنید این پیام والدین به فرزندان در تثبیت جایگاه تربیتی آن ها به آن ها کمکی میکند؟

رانکل معتقد است چنانچه شما اصول تربیت بدون فرریاد را در روابط خود با خانواده و فرزندانتان پیاده کنید به چیزی می رسید که همواره آرزوی آن را داشته اید. روابطتان قرین شادی، همکاری، توازن و از همه مهم تر احترام متقابل می شود.

در این کتاب باید چهار مطلب را پیاده کنید. ابتدا تصمیم بگیرید که تحت هر شرائطی خونسردی خود را حفظ کنید تا بتوانید بدون فریاد بهترین الگوی ممکن رفتاری و تربیتی را پیاده کنید. در گام بعدی باید حریم ها را در خانواده مشخص و برقرار کنید. گام سوم است که برای تثبیت جایگاه تربیتی خود باید با خونسردی قوانین را اعمال کنید. البته در ص 173 ویژگی های قانون خوب بیان شده است. این بدان معنا است که والدین باید طبق اصول تربیت بدون فریاد قانون وضع کرده و بر طبق موازین همین الگو قوانین را اعمال کنند. گام آخر مربوط به تمرین والدین در مسیر تربیت بدون فریاد است. بعد از اجرای این گام ها است که تربیت بدون فریاد تأثیر شگفت خود را می گذارد و شما می توانید نتیجه این انقلاب مهم را در روابط خود با فرزندانتان به روشنی ببینید.

نویسنده کتاب حاضر در محیط امریکا و فرهنگ خاص آن این کتاب را نوشته است. لازم است از نظر فرهنگی این کتاب را ارزیابی کنیم. می توان گفت نویسنده سعی کرده تا معرف فرهنگ خود و یا ارزش های خاص فرهنگ خود  نباشد. گاهی این فرهنگ را نقد می کند.

آن چه به نظر می رسید در این نوع از کتاب ها گریزی از آن نیست خرده تأثیراتی است که می توان با تکیه بر فرهنگ اسلامی و ایرانی خوانندگان مدعی شد این قبیل تأثیرات قابل اعتنا نیست. این بدان معنا است که خواننده زیرک همیشه سعی می کند نیاز علمی خود را از متن کتاب برطرف کند و زمانی که با مطلب متناقض یا ناهمگون با فرهنگ و یا اعتقاد خود بر می تواند با تحلیل به بی اهمیتی و یا ضعف آن پی ببرد.

اگر بخواهیم نمونه های از این موارد اشاره کنیم می توان به نام های غربی در این کتاب اشاره کرد. پر واضح است که نمی توان از نام افرادی که کتاب از آن ها صحبت می کند را خذف کرد و یا تغییر داد. خواننده هوشمند هیچاه تصمیم نمی گیرد با خواندن این کتاب نام فرزندش را مثلا «جنی» بگذارد.

نمونه دیگر وجود سگ در برخی از خانه های فرهنگ غرب است. اولا برخی از غربی ها خود از این کار متنفرند همانطور نویسنده نیز به آن اشاره می کند. ثانیا هیچگاه نتیجه خواندن این کتاب برای خواننده این نیست که برای هدین تولد فرزندش برای او سگ بخرد. (مربوط به ص 166)

نکته دیگر مربوط به این کتاب ذکر نام «دالایی لاما» است. در ص 194 نویسنده مطلبی را از دالایی لاما نقل می کند که هیچ پیام ارزشی منفی ای از آن به ذهن خطور نمی کند الا این که او در سال های اخیر یکی از مروجین معروف معنویت های غیر اسلامی است. در کتاب مطلبی در تأیید یا رد او مشاهده نمی شود و فقط داستانی از شرکت او در یک کنفرانس روانشناسی و پزشکی بیان شده است. (ص 195)

  1. تربیت کودک با عشق و منطق (جیم فی، فوستر کلاین، ترجمه: سمیه موحدی فرد، نشر:آوای منجی

معرفی کتاب:

امروزه والدين بايد از روش‌هاي تربيتي نويني براي پرورش كودكاني كه در دنياي پيچيده و متحول امروزي زندگي مي‌كنند، استفاده كنند. تربيت موثر بر پاية عشق و محبت استوار است. صمیمیتی که آسان گیر نیست پ، بی احترامی را تحمل نمی کند، بلکه به عقيدة نگارندگان، اين عشق بايد به حدي بانفوذ باشد كه به كودكان اجازة ارتكاب خطا و كسب تجربه از خطاها را بدهد. بيشتر اشتباهات، براي كودكان عواقب منطقي را در پي دارند، كه باعث متحول شدن آنها خواهد شد. نگرش اصلي نگارندگان كتاب حاضر حول اين محور است كه به كودكان اجازه دهيم هم‌زمان با رشد جسمي به بلوغ و تكامل نيز برسند. با این روش به آنها خواهیم آموخت که مستقلانه تفکر، تصمیم گیری و زندگی کنند.

اين كتاب در دو بخش تنظيم شده است: بخش اول به مفاهيم كلي و زيربنايي تربيت موثر مانند استحكام نگرش فرد نسبت به خود، جداسازي مشكلات، حذف عصبانيت و جدال، كاربرد جملات عاقلانه و قابل اجرا، ارائه انتخاب و ابراز همدردي با كودكان اختصاص دارد. در بخش دوم وارد جنبه عملی بحث می شود و چهل‌وهشت راه‌كار براي مقابله با مشكلاتي كه والدين طي دوازده سال یا طی سال های دیگر اول زندگی كودكان با آن مواجه هستند، ارائه مي‌دهد. از جمله این راه کار ها می توان به عصبانیت، زمان خواب، انضباط، هدیه دادن، تکالیف، همسالان، تنبیه بدنی، مشکلات مربوط به مدرسه و .... نام برد. این نکات بر مبنای عقاید ارائه شده در بخش اول کتاب می باشند و باید پس از مطالعه بخش اول به کار گرفته شود.

 

  1. راهنمای تربیت اثربخش، دان دینک مایر، ترجمه: مهرداد فیروز بخت، ناشر: دانژه

معرفی کتاب:

راهنمای تربیت اثر بخش به عنوان اثری گرانبها و کاربردی از دو نویسنده حاذق «دان دینک مایر و گری د.مک» در باب تربیت و مباحث روان شناسی است. چیزی که بر اهمیت این کتاب می افزاید ترجمۀ این کتاب توسط آقای مهرداد فیروز بخت است که در زمینه مباحث روان شناسی کارهای بسیاری انجام داده است.

این کتاب با توجه به نیازهای اساسی تربیت فرزند، می تواند به عنوان کلید راهی برای والدین و معلمان و همۀ آن هایی که دغدغه تربیت را دارند، قرار گیرد.

در باب ضرورت تألیف این کتاب ذکر همین مقدار کفایت می کند که فرزندپروری و اتخاذ شیوه ها ی صحیح برخورد با فرزندان در تمام دوره ها و مراحل  رشد ضامن آینده والدین، فرزندان و جامعه خواهد بود. زیرا از لحاظ علمی و طبق دانش رشد، هر شخصی دارای یک سری ویژگی های منحصر به فرد و عمومی است، و این مطلب دانش و مهارت لازم برای برخورد خاص با فرزند را می طلبد.

می توان انسان را موجودی دارای خصوصیات منحصر به فرد و ویژه ای دانست. یکی از ویژگی های ذاتی آدمی تربیت پذیر بودن آن است. از همان ابتدای زندگی می توان این امر را در وجود کودکان مشاهده کرد، سیر یادگیری و تربیت تا زمان مرگ انسان (هر چند با وجود شدت و ضعف ها) ادامه پیدا می کند. اما تربیت به معنای خاص بیشتر اطلاق به تربیت کودک و نوجوان دارد. لذا با توجه به اهمیت موضوع ارائۀ تعریفی از تربیت در دنبال کردن بحث می تواند کارگشا باشد. بر خلاف اعتقاد برخی که معتقدند، تربیت همان تنبیه است، باید اذعان کرد که تربیت و تنبیه با هم فرق دارند. همان گونه که دان دینک مایر و گری د.مکی که در زمینه مسائل تربیتی و روان شناسی دستی بر آتش دارند، در کتاب پیش رو به این مطلب اشاره کرده اند. کتابی که توسط مهرداد فیروز بخت هم ترجمه شده است.

کتاب پیش رو با عنوان «راهنمای تربیت اثر بخش» در 256 صفحه و در هفت فصل، با هدف آشنا کردن والدین با خصوصیات و ویژگی های کودکان و نوجوانان، و همچنین ارائۀ شیوه ها و راهکارهای مناسب برای برخورد با آن ها نگاشته شده است. همان طور که از عنوان کتاب هم می توان به خوبی برداشت کرد، محوریت کتاب با تربیت، آن هم تربیتی که ثمر بخش و لذت بخش باشد، شکل گرفته است.  در فصل ششم که تربیت معقول نام گرفته است، مؤلفین هدف تربیت را این گونه عنوان نموده اند که، هدف تربیت این است که بچه ها مسئولیت پذیری را یاد بگیرند. این سخنی است مورد تأیید اما به معنای هدف تام و نهایی نمی تواند باشد، زیرا هدف از تربیت همان طور که در ادیان آسمانی به خصوص دین مبین اسلام وارد شده است، علاوه بر مسئولیت، آماده کردن فرزند برای در مسیر صحیح سعادت قرار گرفتن و ... هم می باشد. البته اگر مسئولیت را دارای اقسامی بدانیم که از جملۀ آن مسئولیت فردی، مسئولیت در برابر جامعه و مسئولیت در برابر خالق باشد، این هدف می تواند کامل و صحیح محسوب گردد. در همین فصل مؤلف تربیت را به معنای هدایت کودک به سوی انتخاب کردن و نه به جای او انتخاب کردن می داند.  اما هر چه باشد می توان مهمترین وظیفه والدین را تربیت بچه ای با اعتماد به نفس و مسئولیت پذیر دانست. بر همین اساس مهارت های پدر و مادری کردن را باید آموخت، چیزی که در فصل اول کتاب حاضر در صفحات اولیه به آن پرداخته است. والدین برای تربیت اثر بخش نیازمند آشنایی کامل نسبت به نحوه رشد و رفتار کودکان، راه های برخورد اثربخش و مثبت با رفتار غلط، تبحر در دلگرمی دادن به فرزند خود، پیدا کردن راه های راحت و آزادانه گوش دادن و حرف زدن هستند که در طی فصول مختلف کتاب و در برنامه ای به نام استپ به آن ها پرداخته می شود.

مؤلف معتقد است برنامه استپ می تواند کمک رسان و همراه والدین باشد، تا بتوانند انتخاب های مفیدی داشته باشند و مشکلات پدری و مادری کردن را مرحله به مرحله پشت سر بگذارند. سبک های پدر و مادری کردن در عین حال که می تواند مختلف باشد، لکن می توان در سه مورد رایج  دستوری (استبدادی)، تسلیمی و انتخابی بیان کرد، تقسیمی که مؤلف در صفحه سیزده کتاب به آن اشاره کرده است. نکتۀ قابل توجه در جریان تربیت فرزندان، انتظارات بجا و صحیح والدین و توجه به عوامل مؤثر بر رشد رفتار کودک مانند خلق و خو، وراثت و محیط، نقش های ویژه پسران و دختران، سن و مراحل است. بچه ها نیازهای مختلفی دارند، یکی از نیازهای بچه ها که مؤلف در فصل اول به آن اشاره دارد، نیاز به تعلق خاطر(یعنی دوست دارند مقبول واقع شوند) است. لذا برای رفع این نیاز باید به آن ها کمک و راهنمایی کرد که رفتار درست را پیش بگیرند.  در فصل دوم با عنوان فهم باورها و احساسات مطالب مهمی از جمله موقعیت کودک در خانواده و فرزند چندم بودن در خانواده، الگوگیری و یادگیری فرزندان از حرف ها و اعمال والدین مطرح می شود. لذا از جمله توصیه های وارده در کتاب حاضر، یکی بودن حرف والدین با هم در زندگی خانوادگی و در جریان تربیت فرزندان است. در این فصل علاوه بر مسائل مذکور راه های شکل گیری باورها و احساسات، و تغییر رفتارهای غلط کودکان در سه مرحلۀ، تصمیم، تغییر هدف و تغییر باورها و احساسات بیان گشته است. در فصل سوم به بحثی تحت عنوان دلگرمی دادن به فرزندتان و خودتان که منتج به ایجاد عزت نفس می گردد، پرداخته می شود. همچنین به تفاوت دلگرمی و تشویق و کارآیی همیشگی دلگرمی اشاره شده است. یکی دیگر از هنرها و مهارت های فرزندپروری در صحبت کردن و گوش دادن فعال به کودکان است. اما نکتۀ قابل ذکر رابطه برقرار کردن و صحبت کردن بدون سرزنش است. از جمله مباحث دیگری که در کتاب به آن اشاره داشته اند، روش های ترغیب کودکان به همکاری و تربیت معقول و انتخاب های روش های صحیح  می باشد.

کتاب پیش رو دارای قوت هایی است که از جملۀ آن می توان به سیر و جریان بحث، ارائۀ روش های کابردی، بیان خلاصه ها و نکات مهم در آخر هر فصل، و ذکر مثالهایی در قالب موارد و مصادیق خارجی، اشاره داشت.

 در عین حال اشکالاتی هم که می توان ریشۀ  آن را در تفاوت فرهنگی نویسندگان و جامعۀ اسلامی- ایرانی ما باشد به چشم می خورد. از آن جمله می توان به داستان ماه لی و جنی  در صفحه 25 توجه کرد، که گویا زنگ زدن به پسرها بدون مشکل بیان شده است در حالی که در فرهنگ اسلامی باید حدود شرعی در همۀ زمینه ها حفظ شود. و یا در صفحه 62 که رابطه قبل از ازدواج را به نوعی بدون مشکل تلقی کرده اند، در حالی که رابطه ها می بایست دارای مرز باشند. در مورد دیگری که توجه مخاطب را می طلبد، در مثال صفحه 117 است که بازی با سگ عادی ابراز شده و حال آن که در فرهنگ ما سگ کاربری های مخصوص خودش را دارد. اما هر چه باشد، می توان کتاب را راهنمای مناسبی برای والدین دانست، زیرا مخاطب فهیم می تواند با تمایز موارد اندک استفاده های کاملی از کتاب ببرد.

  1. تربیت کودک بدون کتک یا لوس کردن (الیزابت کرری)ترجمه: نسرین پارسا، نشر رشد

معرفی کتاب:

تاب پیش رو با عنوان « تربیت کودک بدون کتک یا لوس کردن» نوشتۀ الیزابت کِرَری و ترجمۀ نسرین پارسا است. کتابی که با توجه به اهمیت موضوع، مسئله تربیت صحیح فرزندان، اصول علمی و عملی آن  و ضرورتی که در باب تربیت فرزند هم از جهت علمی و هم از جهت کاربردی، مؤلف را بر آن داشته است که با روشی خاص به این بحث مهم بپردازد. روشی که مؤلف اذعان دارد با نگرشی عملی به شیوه های تربیت فرزندان است. مؤلف کتاب را  حاصل تجربیات به عنوان یک مادر و یک پرورشکار والدین می داند.

در باب ضرورت تألیف این کتاب ذکر همین مقدار بسنده می کند که تربیت فرزند و استفاده از شیوه ها ی صحیح برخورد با فرزندان در تمام دوره های رشدی تضمین کنندۀ آینده والدین، فرزندان و جامعه خواهد بود.

زندگی انسان دارای فراز و نشیب ها و سختی هایی است. اما به اشتباه زمانی که از سختی زندگی صحبت به میان می آید، ذهن افراد به سختی کار و سختی های متعلق به زندگی روزمره معطوف می گردد. البته نمی توان از سختی های این امور چشم پوشی نمود و لکن، از سخت ترین و مهمترین مسائل زندگی، مسئله تربیت فرزند است. تربیت پذیری از ویژگی های ذاتی انسان ها محسوب می شود، فرزندان هم از این قاعده مستثنی نیستند و به نوعی بروز و ظهور تربیت در کودکان بیشتر به نظر می رسد.

در تربیت فرزندان رکن اصلی والدینی هستند که از ابتدای زندگی با تمام وجود نفس کشیدن و رشد فرزندانشان را احساس کرده اند. این سخن مسئولیت والدین را به مراتب برای تربیت فرزندان، سنگین تر و حیاتی تر می نماید. در تمام امور زندگی اعتدال نقشی مؤثر در زندگی افراد ایفاء می کند، فرزند پروری هم در قالب این قاعده قرار می گیرد. لذا در مسیر تربیت، والدین می بایست تعادل را حفظ نمایند، و از روش هایی که سبب استفاده از تنبیه و یا منجر به لوس شدن فرزندان می شود، پرهیز کنند.

در این کتاب، مطالبی که ابتدای سخن در باب اهمیت موضوع به آن ها پرداخته شد، با محوریت نگرشی عملی به شیوه های تربیت فرزندان، بیان شده است. این مهم را مؤلف در قالب هفت فصل با شیوۀ نگارشیِ خاص به رشته تحریر در آورده است.

در فصل اول کتاب مؤلف راهنمایی کودک را تشبیه به یک کرسی سه پایه می کند که پایه های آن متشکل از، آگاهی های والدین از ارزشهای شخصی خودشان، انتظارات معقول و مطابق با واقع داشتن از فرزندان، و خویشتن پذیری است. و در صورتی این کرسی کارآیی لازم را خواهد داشت که هر کدام در جای خود حاضر باشند. اهمیت این ارکان زمانی هویدا می گردد که در صورت نبود یکی از آن ها آسیب هایی متوجه والدین و فرزندان می شود. به عنوان نمونه اگر انتظارات والدین از فرزندان خارج از سطح رشدی و رسش فرزندان باشد، اضطراب را به همراه می آورد. از همین رو در صفحات 12- 15 در جدولی دستورالعمل هایی برای استفاده از نمودار رشدی ارائه شده است. ضمن این که دانشمندان معتقدند که سرعت یادگیری در کودکان هم متفاوت و وابسته به اموری است. فصل دوم، نویسنده  شش گامی را که در جهت حل مسأله باید باشند ذکر می کند، از آن جمله می توان به تعریف مشکل از نظر رفتاری، جمع آوری اطلاعات، مشخص شدن شخصی که مشکل را داراست و... اشاره کرد که، در این فصل به تفصیل با ذکر نمونه ها و مثال هایی به آن ها پرداخته شده است. در فصل بعدی کتاب که اجتناب از مشکلات نام گذاری شده، مؤلف معتقد است با برقراری ارتباط روشن و صادقانه می توان از ظاهر شدن مشکلات جلوگیری کرد. سپس برای کاهش مقدار و فراوانیِ شدت بروز تناقضات چهار قانون را ذکر می نماید که البته در همۀ این موارد انعطاف داشتن والدین و داشتن برخوردهای صحیح آن ها در رفتارهای غیر منتظره فرزندان، نقش مهمی دارد.  از جمله نکات کلیدی مذکور در کتاب این هست که اگر والدین قصد تحسین فرزندان را در هنگام عملی دارند، بایسته است که صبر پیشه کنند و خلاقیت فرزند را متوقف نکرده و زمان تحسین را به بعد از انجام عمل تغییر دهند. از اهم  نکات و مفاهیم اساسی دیگری که در کتاب آمده می توان به سازماندهی مجدد، نحوۀ صحبت ومقدار آن با فرزندان، و گوش دادن فعال را نام برد. در رابطه با مورد اخیر باید افزود که گوش دادن فعال به عنوان کلید موفقیت در رابطۀ والدین و فرزندان محسوب می شود، و همچنین این مفهوم را برای ما مشخص می کند که، والدین بگذارند کودک خودش راه حل را پیدا کرده و سریع به او راه حل را ارائه ننمایند. در فصل چهارم به یکی از مهمترین مباحث مطرح شده در علم روان شناسی و یادگیری می پردازند، و آن چیزی جز تقویت رفتار مناسب نیست. مؤلف هم کلید بهبود بخشیدن به رفتار کودک نوپا و پیش دبستانی تقویت رفتار مناسب می داند. نکته تربیتی مهم دیگری که در این فصل نویسندۀ کتاب به آن اشاره فرموده اند این هست که رفتار والدین نباید به گونه ای باشد بچه برای جلب توجه حاضر به رفتاری شود که سرزنش را برای خود بخرد. بر همین اساس توصیه شده است که در تربیت فرزند در موارد بسیاری، واکنش و توجه مثبت غیر مشروط نقش مهم و بزرگی ایفاء می کند. در مجموع می توان این گونه اذعان کرد که این کتاب در عین حال که در پی ارائه مطالب و مفاهیم علمی همچون انواع تقویت، خاموشی و... است، همچنین به دنبال بیان توصیه هایی عملی در مورد شیوه های تربیت فرزندان است. مخاطب اصلی این کتاب والدین هستند، اما اساتید و دانشجویان رشته های علوم تربیتی و روان شناسی و مشاوره هم می توانند از این کتاب استفاده نمایند.

از جمله نقاط قوت کتاب حاضر می توان به ذکر خلاصه ای از هر فصل در آخر هر فصل، همچنین تمرین ها و دستورالعمل هایی که از آن ها برای تثبیت و جا افتادن مباحث استفاده شده است، اشاره نمود. از همین رو برای مخاطبانی که قصد اتخاذ شیوه های عملی تربیت فرزند را دارند و طالب مطالعه کتاب حاضر هستند، پسندیده است که قلمی را برداشته و مرحله به مرحله و گام به گام با کتاب پیش روند.

نقد و اشکالی در محتوای مطالب رؤیت نگردید الا در موارد بسیار اندک، اما در رابطه با ویراستاری کتاب شایسته می بود در مواردی اصول ویراستاری همچون استفاده از پرانتز  و ویرگول در قسمت اول صفحۀ 23 و سایر صفحات رعایت می گردید.

  1. دوست بدارید اما لوس نکنید، نانسی سامالین، ترجمه: مهدی قراچه داغی، نشر: پیک بهار

معرفی کتاب:

«دوست بدارید اما لوس نکنید» عنوان کتابی است که به رابطه ی کودک و والدین می پردازد. نویسندگان این کتاب، دکتر نانسی سامالین و کاترین ویت نی می باشند. نانسی سامالین دارای مدرک فوق لیسانس مشاوره است که در بخش آموزش والدین فعالیت های زیادی داشته و سه کتاب را در این زمینه به رشته ی تحریر در آورده است. وی کارگاه های آموزشی متعددی دایر می کند و بیش از بیست سال است که در زمینه ی راهنمایی والدین اقدام به ایراد سخنرانی می کند.

این کتاب راهنمایی برای والدینی است که به دنبال تربیت فرزندانشان هستند. این راهکار ها در صد نکته جمع آوری شده است که طی ده بخش، به این نکات پرداخته می شود. وقتی نویسنده، در راهکار هفتم به پدر و مادر ها توصیه می کند که تحت تاثیر چراهای فرزندانشان قرار نگیرند، توضیح می دهد که آیا به راستی وقتی بچه ها به تکرار «چرا» را سوال می کنند، به دلیل احتیاج دارند. اغلب اوقات وقتی بچه ها چرا چرا می کنند، می خواهند نظر پدر و مادرشان را تغییر بدهند و از این طریق بچه ها، نارضایتی خودشان را با نظر والدینشان اعلام می کنند. چاره ای که این کتاب جلوی راه پدر و مادران می گذارد این است که تلاش برای دلیل آوردن برای کودکی که نمی تواند منطقی فکر کند کاملا بی فایده است. کودک نه تنها متقاعد نمی شود، بلکه ممکن است  به این نتیجه برسید که وقتی توضیحات شما موثر واقع نمی شود شما را خشمگین می سازد. بنابراین به جای آن کاری کنیم که آنان خودشان به سوالاتشان جواب دهند. در ادامه، نویسنده پیشنهاد می کند که برای اینکه راحتی و آسایش را به خانواده هدیه دهیم لازم است آداب، تشریفات و سنت هایی را در نظر بگیریم؛ تشریفاتی برای زمان خواب، تعیین مکان های مناسب برای تعطیلات تابستانی، جشن تولد و ....

بخش سوم، درباره ی دادن استقلال به فرزندان صحبت می کند و کارهایی را که برای آموزش استقلال و عدم وابستگی لازم است را یاد آوری می کند و به دنباله ی مباحث این بخش، به ادامه ی راهکارها می پردازد: به خلوت فرزندانتان احترام بگذارید البته تا حدی، به آنان امکان انتخاب بدهیم و در مدرسه حامی آنان باشیم، بدون اضطراب از آنان فاصله بگیریم، فرزندانمان را حلال مسائل تربیت کنیم و کمک کنیم که برای موفقیت خود برنامه ریزی کنند.

در راهنمایی شماره ی سی و یکم، هشداری می دهد که مراقب تعریف و تمجید بیش از اندازه ی خود باشیم، چون وقتی تنها هدف بچه ها راضی کردن باشد ممکن است دست به ریسک نزند و نوآوری در کارشان از بین برود تا از مدح و تعرف والدینشان محروم نشوند. از این گذشته، بچه ها علاقه مند به تحسین و تشویقی هستند که داوری کننده نباشد و به فردیت آنها بها بدهد. از همه مهم تر این که بچه ها می خواهند پدر و مادرشان بر اساس واقعیت ها از آنها تعریف و تمجید کنند.

«از دام خوش بختی احتراز کنید» وقتی نویسنده از این عبارت استفاده می کند منظورش این است که از اقداماتی که پدر و مادر ها فکر می کنند باعث خوش بختی فرزندانشان می شود دوری کنید و در همین جا خواننده را با پنج راهکار آشنا می کند تا گرفتار این دام نشوند: دقت داشته باشید که وقتی از «نه» استفاده می کنید همان«نه» معنی بدهد، تسلیم سلطه جویی آنان نشوید، نگران احساسات منفی باشید، به جای خواسته ها به نیازها توجه کنید، و برای فرزندانتان در و مادر باشید...

بخش پنجم، به سنین حساس نوجوان توجه کرده و به کانال های ارتباطی نوجوان با والدین می پردازد و مهارت هایی را که در این سنین لازم است پدر و مادر ها کسب کنند اشاره می کند؛ گوش دادن همدلانه، فراهم آوردن فرصت برای نوجوان برای ابراز خود، تصدیق اعتبار احساسات و..

ایجاد هماهنگی میان خواهران و برادران، یکی از بخش های این کتاب را به خودش اختصاص داده است. در این بخش ابتدا درباره ی تولد فرزند دوم و شیوه های آماده سازی فرزند اول را با برادر یا خواهر، صحبت هایی می کند و در ادامه به مشکلاتی که ممکن است سر راه این خانواده ها قرار گیرد پرداخته و راهکارهای آن را بیان می کند. بخش های پایانی این کتاب، به آموزش مهارت های اجتماعی، چگونگی افزایش عزت نفس فرزندان و تقویت کردن مهارت های والدانه می گذرد.

در نهایت برای این که پدر و مادران نسبت به این کتاب شناخت بیشتری داشته باشند که آیا آنها مخاطب این کتاب هستند یا نه، لازم است بدانند که این مطالب برای والدین، راهنمایی عمومی محسوب می شود؛ به عبارت دیگر این کتاب، موقعیت محور می باشد یعنی در موقعیت های مختلفی که کودک قرار می گیرد، و رفتارهایی که از او سر می زند، نحوه ی برخورد مناسب با آن موقعیت را توضیح می دهد. پدر و مادر هایی که به دنبال آموزش های ویژه در سنین مختلف هستند باید به کتبی مراجعه کنند که مسایل تربیتی را با توجه به سن کودک بررسی کرده اند.

 

  1. تربیت مسموم، سوزان فوروارد، ترجمه مهدی قراچه داغی، نشر: آسیم

معرفی کتاب:

«تربیت مسموم» اثر نویسنده توانمند حوزه روابط خانوادگی یعنی سوزان فوروارد (Forward. Susan)  می باشد که توسط مهدی قراچه داغی به فارسی برگردانده شده است، نشر آسیم این کتاب را در  356 صفحه به چاپ رسانده است. ( انتشارات دیگری نیز این کتاب را در سالهای متفاوتی منتشر ساخته اند) این کتاب که از آن می توان به عنوان یک کتاب بسیار خوب در زمینه تربیت غلط والدین نام برد، می توان مرهمی باشد بر زخم های برخی از فرزندانی که آسیب های زیادی از والدین خویش برده اند

مولف در مقدمه این کتاب اشاره می کند که هدف من از نگارش این کتاب، وجود اشکالات تربیتی بسیار زیاد در میلیون ها  خانواده در سراسر دنیا و به خصوص آمریکا می باشد.

در مقدمه می خوانیم، پدر و مادران در فرزندان، بذرهای احساسی و ذهنی کشت می کنند، در برخی از والدین این بذرها، بذر عشق و احترام و استقلال می باشد اما در بسیاری ( با توجه به فرهنگ کشور مؤلف) از والدین، بذرهای ترس و اضطرار و احساس گناه کشت می شود، کتاب برای گروه دوم نوشته شده است .سوزان فورواد معتقد است این بذرها در زمان بلوغ فرد، به علف های هرزی تبدیل می شوند که می تواند زندگی فرد را با آسیب های زیادی مواجه می کند و شغل، روابط خانوادگی فرزندان را تهدید می کند و حرمت نفس و اعتماد به نفس را از فرزندان می گیرد. فوروارد ادامه می دهد با این کتاب من به شما کمک می کنم تا این علف های هرز را شناخته و آنها را ریشه کن سازید.

مولف معتقد به درمانهای کوتاه مدتی است که به تغییر انگاره ههای مخرب رفتاری تأکید دارد.

خانم فورواد در این کتاب با طرح سه سوال در زمینه روابط شخص با پدر و ماد در کودکی، روابط شخص با والدین در دوران بلوغ و نوع زندگی در بلوغ ، فرد را متوجه وجود اشکالات مختلفی در زندگی اش می کند که می تواند آرامش را از زندگی وی دور سازد.

این کتاب که بر مبنای تربیت غلط والدین و باعنوان جالب آن، تربیتی از نوع سمی می باشد، در واقع به خطاهای اساسی والدین( هر دو یا یکی از آنها) اشاره می کند و افرادی که دوران کودکی سختی داشتند و با توجه به وجودد تابوهای مختلف مذهبی، عرفی و اجتماعی نتوانستند در برابر والدین خود ایستادگی کنند و سالهای زیادی با رنج های حاصل از آن تربیت غلط زندگی کرده اند. مولف اشاره می کند که هدف در این کتاب این نیست که والدین تغییر کنند بلکه شخص با خواند این کتاب این توانایی را در خود ایجاد می کند که از نفوذ پرقدرت والدین خویش رها گردد

کتاب پیش رو در دو بخش کلی گرد آوری شده است بخش اول اشاره به انواع تربیت مسموم والدین دارد در این بخش، نحوه عمل والدین ناآشنا به تربیت بیان می گردد و نوع آسیب های وارده به فرزندان نیز مورد بررسی قرار می گیرد، بخش دوم کتاب راه های رهایی و نجات فرد از این تربیت می باشد که فرد در این مرحله می آموزد چگونه با تألمات ناشی از آن برخورد و با آنها مقابله نماید و استقلال از دست رفته خویش را بازستاند.

اولین گروه از والدین که شیوه تربیتی آنان فاسد و سمی می باشد والدین خداگونه می باشند، واژه والدین خداگونه، الهام گرفته از افسانه های یونانیان می باشد، والدین خداگونه به نحوی فرزندان خویش را تربیت می کنند که همیشه فرزندان را مطیع خود داشته باسند و برای آنان اجازه هیچگونه حق اعتراضی قائل نیستند. در این خانواده ها معمولا یک بلا گردان وجود دارد به این معنی که همیشه اشکالات و مشکلات خانواده را از چشم یک نفر می بینند، وجود بلاگردان در خانواده های الکلی به مراتب بیشتر از دیگر خانواده ها یافت می گردد.

رفتار والدین در مقابل آسیب هایی که به فرزندان خویش وارد می سازند در چند مورد خلاصه می گردد، برخی والدین از مکانیزم انکار استفاده می کنند و وجود هر نوع خطایی در برار فرزندان را منکر می گردند، دسته دیگر ا فرافکنی این اشکالات را از چشم فرزند می بینند، عده ای به خرابکاری عمدی متوسل می شوند، و عده ای از والدین نیز با بهره گیری از شیوه مثلث سازی سعی می کنند خطاهای موجود را پنهان نمایند.

انواعی از مشکلات رایج تربیتی وجود دارد که از جمله آنها می توان به والدین با سبک تربیتی سخت گیر و مستبد اشاره نمود، یا والدین سلطه جو، والدین سلطه جو معمولا شرایط زندگی فرزندان را به گونه ای رقم می زنند که همیشه محتاج و نیازمند آنان حتی در زمان جدایی و ازدواج باشند.

اما بخش پایانی این کتاب که در واقع مهم ترین بخش این کتاب می باشد اشاره به واکنش ها و عکس العمل های فردی دارد که می بایست در برابر والدین خویش از خود بروز دهد، این اقدامات به طور خلاصه اینگونه بیان می گردد

اولین موضعی که مولف در این کتاب می گیرد این است که در مرحله اول هیچ لزومی ندارد که فرد خاطی ( والدین) را بخشید، بلکه بالعکس می بایست خشم موجود در درون خویش را ابراز داریم. مراحل دیگر نیز به شرح ذیل است:

2. تغییر باورهای کاذب و احساسات دردناک موجود

3. پی بردن و درک اینکه مسئول دردهای کودکی، والدین می باشند نه کودک

4. روبرو شدن با خشم خود و تخلیه خشم، البته نه به طور مستقیم

5. رویارویی( مواجهه اندیشمند و شجاعانه با گذشته دردناک و زمان فعلی دشوار)

نکته دیگری که در این کتاب مورد بررسی قرار می گیرد، رویارویی با پدر و مادری می باشد که از دنیا رفته اند و ظلم هایی در حق فرزندان خویش مرتکب شده اند، حال که فرد می خواهد از زیر فشار آن ظلم ها رهایی یابد باید چه کند؟

مولف در این کتاب اشاره می کند که درمان برخی از مشکلاتی که والدین ایجاد می کنند توسط روش درمانی گروه درمانی بسیار بهتر نتیجه می دهد و رویکرد فرویدی و رویکردهای مشابه بدترین نتایج را ثمر خواهند داد و لدذا این توصیه را به مشاوران و روانشناسان می کند که از روش گروه درمانی استفاده شود هر چند توصیه مولف این است که زن و مرد آسسیب دیده با هم و در یک گروه درمان شوند، که البته می بایست مائل فرهنگی و هنجاری جامعه رعایت شود.

اشکال عمده ای در کتاب یافت نمی شود مگر این مسئله که می بایست در هر صورت برخورد و مواجهه با والدین در عین حالی که سخن و اعتراض خویش را بیان می داریم، ادب را هم رعایت نماییم.

نکته دیگر این است که بخشی از مباحث کتاب متوجه مسائل تجاوز جنسی و نامشروع والد پدر به دختر می باشد که جدای از کثیف بودن این عمل و لزوم برخورد مناسب با آن، این نکته در فرهنگ ما خیلی شیوع ندارد اما در فرهنگ مولف موارد زیادی را می توان یافت. و لذا با توجه به وجود اینگونه مسائل و مسائل مشابه، توصیه این کتاب فقط مخاطبینی را شامل می شود که از پدر و مادر خویش آسیب دیده اند، هر چند در مرحله بالاتر از مخاطب عام برای مشاوران، درمانگران، و مددکاران  و... بسیار قابل استفاده می باشد

اشکالات دیگر موجود:

1. استفاده از برخی واژه ها که نماد مسیحیت می باشد مانند کلیسا

2. ذکر موارد متعددی از وجود روابط نامشروع در بین زنان و مردان و حتی متأهلین( البته با توجه به فرهنگ مولف طبیعی است) در خود کتاب به آمار وحشتناک آمریکا در تجاوزات جنسی اشاره می کند.

روابط  زیاد زنان با مردان برای ازدواج ص 47

مانند ارتباط شوهر زنی با زن دیگر در «بار» ص 48

دوستی پسر و دختر در صفحات 106 و 114

الکل و مواد صنعتی. مادر الکلی و...

مادر و رقص باله 129 ( اشاره به اینکه ازدواج مانع از رقص باله شد)

روابط سکس پدر و دختر و دوستان و سکس با همدیگر که کلا با فرهنگ اسلامی ایرانی ما تطابقی ندارد و البته دروی از آموزه های دینی و معرفتی، زمینه انحراف برخی از جوانان را نیز در کشور ما فراهم نموده است که در اینجا وظایف والدین، اهمیت خود را بهتر می داند.

غلط های املایی مانند استنماع به جای استمناء  ص 178، ملتبسانه به جای ملتمسانه ص 343  و...

  1. پدر، مادر کمی هم به من گوش کنید، رهنمودهای عملی کودک به بزرگسالان در خصوص انضباط ( علی صاحبی)

معرفی کتاب:

تربیت فرزند از جمله مسائلی است که دغدغه والدین را برای داشتن فرزندانی خوب برانگیخته و ذهن و دل آنان را به خود مشغول نموده است. تربیت کردن امری چند بُعدی است که به سادگی نمی توان تمامی ابعاد آن را توضیح داد. به همین منظور دیده می شود که کتاب های متعددی به بازار عرضه می گردند که هر یک از آن ها به برخی از جنبه های تربیت کردن فرزندان اشاره داشته است. در این میان برخی از کتاب ها علمی بوده و اشاره به پژوهش های گوناگون با زبان تخصصی نموده اند و برخی دیگر با استفاده از این پشتوانه های علمی به تالیف کتاب با زبانی ساده و همه فهم اقدام نموده اند. در میان این نوع کتاب ها نیز مواردی دیده می شود که با حجم زیاد انبوهی از مطالب را ارائه می دهند و برخی دیگر اصل مفید و مختصر بودن را پیشه خود ساخته و در حد حوصله والدین امروزی به ارائه مطالب به صورتی ساندویجی می پردازند. کتاب "پدر، مادر کمی هم به من گوش کنید" نمونه ای از این دست کتاب هاست. در این کتاب 72 صفحه ای که در قطع جیبی و به همراه تصاویر رنگی و کیفیتی ستودنی چاپ شده است با شیوه هایی که منجر به تربیت فرزندانی منضبط می شود آشنا می شویم. نگاه این کتاب برخلاف بسیاری کتب دیگر، نگاهی به مساله انضباط از دید کودک است. کودکان انضباط را چگونه می بینند و چه نکاتی را در باب آن به بزرگسالان گوشزد می کنند تا آن ها بتوانند روش های موثر و سالم تری برای اعمال آن به کار گیرند. این نوع نگاه به مسائل تربیتی سبب می شود والدین واقعا آنچه را که کودکشان از آنان طلب می کنند ارائه کنند نه مطالبی را که خودشان به صورت خودمحورانه به آن نیاز دارند. این کتاب برای والدینی است که کودکانی تا سن 5 الی 6 ساله دارند. مطالعه کتاب حاضر باعث می شود کودکمان را بهتر مشاهده کنیم و متوجه شویم در ذهن او چه می گذرد و ما چگونه می توانیم نیازهای او را مرتفع سازیم.

  1. آزاد و صمیمی با فرزندان، آلیسون مولوانی، ترجمه: مهدی حاجی اسماعیلی، نشر: دانژه

معرفی کتاب:

یکی از نعمت های پیرامون افراد، فرزند داشتن است. فرزندی که می تواند سبب به یادگار ماندن نام والدین و از طرفی دیگر باعث تخریب وجهه والدین گردد. اما هر چه باشد این نوعِ تربیت و تأثیر گذاری ما بر فرزندان است که می تواند ما را به اهدافمان گسیل کند. والدین خود به خوبی عالِم به این هستند که با وجود فرزندان، این هدایای الهی، مسئولیت هایی بر عهده شان قرار می گیرد. مسئولیتی بسیار عظیم و تأثیر گذار که می تواند نه تنها آیندۀ فرزندشان و خود والدین را رقم بزند، بلکه به نوعی آیندۀ جامعه هم در گرو تربیت پسندیده و نیک فرزندان است. چیزی که متأسفانه کمتر به چشم می خورد. مؤلف با علم به این قضیه و شناخت نسبت به ضرورت و اهمیت موضوع کتاب آزاد و صمیمی با فرزندان را نگاشته است. مؤلف که خود متخصص ارتباط و آسیب شناس زبان و گفتار و کارشناس ارشد زبان است، با ارائۀ تمریناتی سعی کرده است علمش را در زمینۀ تربیت کودکان عملی نماید.  مؤلف کتاب با علم به این که  در بسیاری از خانه ها، والدین حرف فرزندان را و فرزندان سخن و الدینشان را متوجه نمی شوند، و این که همین امر باعث مشکلات رفتاری کودکان و نوجوانان مثلِ داد و فریاد زدن، لجبازی کردن، دروغگویی، فرار از خانه و کشیده شدن آن ها به سمت اعتیاد و بزهکاری می شود، اصول و راهکارهایی را ارائه داده است.  پس این که والدین نمی دانند چگونه با فرزند خویش هم کلام شوند، ارتباط برقرار کنند و مشکلات آن را حل کنند و یا در بسیاری از موارد با مشکلات و ناسازگاری های آن کنار بیایند، این منشأ مشکلات به مراتب بزرگتری خواهد شد. در کتاب حاضر با عنوان « آزاد و صمیمی با فرزندان» نوشتۀ آلیسون مولوانی و ترجمۀ مهدی حاجی اسماعیلی همان طور که از عنوان کتاب بر آید، بویسنده به دنبال ارائۀ راه هایی است برای این که، فرزندان و والدین با هم صمیمی باشند تا بتوانند یکدیگر را درک، و ارتباط مؤثری با هم برقرار کنند. کتابی که در ده فصل با محتوای، تعریف ارتباط(باورها و نوع ارتباط و...)، ارتباط چه زمانی آغاز می شود؟، دلیل بروز ارتباط ناموفق، ارائه الگوهای کلاسیک برقراری ارتباط در تربیت، موانع یادگیری و تغییر، چگونگی کنترل هیجانات، تغییری برای بهتر شدن پیروزی-پیروزی، چگونگی در ارتباط قرار دادن ارزشها با فرزندان، چگونگی هدف چینی و در آخر فعالیت هایی برای برانگیختن ارتباط و ابراز وجود، نگاشته شده است.  این کتاب برای والدین که مسئول اصلیِ تربیت فرزندان هستند، مربیان و معلمان سفارش می شود. یکی از مطالب مهم کاربردی موجود در کتاب، در فصل هفتم بیان شده است آن جا که مؤلف شش گام را برای ارتباط موفق که عبارتند از: توسل به ارزشهای کودک، مراحل دیگر دانستن نتیجه، ایجا توافق، گوش دادن فعال، همخوان بودن و استفاده از فن پیروزی- پیروزی است که عنوان فصل هفت هم قرار گرفته شده است.  از جمله نقاط قوت کتاب حاضر می توان نکته های کلیدی در آخر هر فصل را عنوان کرد.

  1. تربیت کودک بدون فریاد یا کتک زدن ( جری وایکف، باربارا سی اوئل ترجمه زهره جواهری، نشر: هنگام

معرفی کتاب:

«تربیت کودک بدون فریاد یا کتک» عنوان کتابی بسیار خوب برای والدین گرامی و در مرحله بعد برای مربیان، مشاوران و درمانگران حوزه کودک می باشد در این کتاب که به نویسندگی دکتری جری وایکوف و باربارا.سی. اونل و ترجمه خانم زهره جواهری توسط انتشارات هنگام چاپ شده است مخاطب با اغلب مشکلات و مسائل متعارف کودکان مواجه شده است، به طور قطع می توان گفت با نگاه به فهرست کتاب شخص راغب به خرید این کتاب می شود و این رغبت زمانی گسترش می یابد که خواننده فهیم و مخاطب محترم ایرانی این نکته را بداند که کتاب از برخی مسائل نابهنجار خالی بوده و به نوعی یک کتاب کاملا مفید در این زمینه می باشد هرچند موارد  نادری از غلبه فرهنگی وجود دارد که در ادامه گوشزد می شود.

شیوه نکارش این کتاب به این صورت می باشد که ابتدا مشکلی خاص بیان می شود برای نمونه می توان به مشکل کم رویی کودکان اشاره نمود که والدین زیادی نسبت به کم رویی فرزندان خوی گله دارند و راه نجات فرزند خویش را از این مشکل نمی دانند، مولف در ابتدا با تعریفی کوتاه، ابتدا مشکل مورد نظر را معرفی و محدوده آن را بیان می کند و در ادامه به راهکاهایی و مواردی که می بایست والدین رعایت کنند و همینطور کارها و برنامه هایی که یم بایست به فرزند خویش آموزش دهند اشاراتی می کنند و در ادامه و در پایان هر مشکل، اشاره به یک مثال بیرونی و یک جریان واقعی می شود تا مخاطب خود را با آن شرایط هماهنگ دیده و رفتار مناسب را الگوبرداری نماید.

مولفان محترم برآنند که به والدین این آموزش را بدهند که چگونه با مشکلاتی که ممکن است آنها را کلافه کند برخورد بهتری داشته باشندو به جای استفاده از کتک و تنبیه های بعضا شدید و به طور کل بی نتیجه و بی ثمر، راهکارهایی برگزینند تا هم خود آرامش نسبی را بدست آورند و هم فرزند خویش را در مسیر رشد و تعالی قرار دهند و این امر تا حدود زیادی با خواندن این کتاب حاصل می گردد.

این نکته را نیز والدین گرامی باید بدانند که هر گونه فرزند آموزش ببیند و هر آنچه ببیند همانگونه رشد می یابد، و والدین فهیمی که سعی می کنند نظم

اما مشکلاتی که در این کتاب مورد بررسی قرار می گیرند عبارتند از پرخاشگری، کم رویی، بی تحرکی، وابستگی به والدین، تنبلی، راحت طلبی، خودسری ( تلاش کودک به انجام کارهای خود و یا دیگر کارها به تنهایی )، تخریب اموال،  تنبلی در نظافت (استحمام و...) کنجکاوی، بدخوابی، بیش فعالی، تماس با غریبه ها، مزاحمت، حسادت به دیگر فرزندان، دروغگویی، ریخت و پاش کردن، لقب گذاشتن برای دیگران( تمسخر دیگران)،سرپیچی از دستوررات، خودخواهی، بی اشتهایی، پرخوری، استفاده زیاد و مکرر از کلمه«نه»، بازی کردن با غذا به جای خوردن غذا، تظاهر به استفاده از اسلحه ( تمامی وسایل را به نوعی به اسلحه تشبیه می کند و دیگران را با آن تهدید می کند) دیرخوابیدن، بی علاقگی به بستن کمربند ایمنی در ماشین و در هنگام سفر، دعواهای خواهر و برادری، دزدی های کودکانه، بدزبانی و بی ادبی گفتاری، مقاومت در برابر تغییر ( پسری که در حال بزرگ شدن است باز هم می خواهد با مادر خویش فقط به حمام رود و قبول نمی کند که به همراه پدر به حمام رود، پرستار جدید را نمی پذیرد، لباس جدید را دوست ندارد و...)لجبازی کردن، نق زدن های مداوم و...

به نمونه هایی از مشکلات کودکان و پاسخ های کتاب اشاره می شود:

برای مثال به مشکلبدخوابی کودک اشاره می شود، مولف می نویسد: اگر مطمئن نیستید که کودکتان واقعا به چه چیزی نیازز دارد و یا فقط نیاز به توجه شما دارد، ابتدا باید کودک را بررسی نمود و اگر مشکلی نبود او را به مدت سی ثانیه در آغوش گرفت و بوسید و از اتاق کودک خارج شد و محکم و دی عین حال با محبت به کودک خویش بگویید الان زمان خوابیدن است و نه زمان بازی کردن.

برای رهایی از مشکلات بدخوابی کودک ابتدا می بایست قوانین خوابیدن را در ساعاتی غیر از ساعات خواب بیان نمود، برای پیروی از قوانین توسط کودک قول پاداش دهید، زمان برگشتن به خواب را به او یادآوری کنید، پیامدهایی برای شکستن قوانین در نظر بگیرید، پای قوانن ثابت قدم بمانید و بر آنها تأکید کنید، توجهی به سرو صدای او نکنید، از ترس و تهدید استفاده نکنید و از مسافتی دور با کودک خویش سخن نگویید.

کتاب از لحاظ علمی از محتوای خوبی برخوردار می باشد و این نکته بر مفید بودن کتاب می افزاید در عین حالدر برخی از مواردی که اشاره می گردد مخاطب فهیم باید این نکته را بداند که کتاب طبق فرهنگ خاص نویسنده نگارش شده است برای اشاره به غلبه فرهنگی می توان به دو مسئله اشاره نمود

1. نگهدای سگ در منزل. این مشکل فرهنگی که تناسبی با فرهنگ اصیل ایرانی و اسلامی ما ندارد و مضرات نگهداری از ان در منزل برای همگان آشکار می باشد به نوعی یک مسئله قطعی و یک اصل پذیرفته شده در فرهنگ های غربی و آمریکایی می باشد و مخاطب و خواننده فهیم خود به این نکته واقف می باشد.

2. در صفحات 98 و 285 کتاب ما با مسئله ای مواجه می شویم که در کشور ما و به طور کلی تر در فرهنگ ما اصلا جایی ندارد و آن وجود اسلحه و تفنگ در منزل و در دسترس کودکان می باشد.

 

  1. تربیت طبیعی در مقابل تربیت عاریه­ای، عبدالعظیم کریمی، انتشارات: انجمن اولیا و مربیان

معرفی کتاب:

کتاب حاضر با عنوان «تربیت طبیعی در مقابل تربیت عاریه ای» به مباحث تربیتی از زاویه جدیدی نگاه می کند و آن هم مقایسه و مقابله دو نوع تربیت با هم می باشد. این کتاب را دکتر عبدالعظیم کریمی در 296 صفحه نوشته است و از آن جایی که کار نشر آن با انجمن اولیا و مربیان است می توان حدس زد که کتاب برای مربیان کودکان و والدین آن ها می باشد. واژه «تربیت طبیعی» به این معنا است که کودک باید طوری تربیت شود که بتواند فطریات و درونیات خودش را زنده کند، در واقع در این روش تربیتی، مربی چیز جدیدی به متربی آموزش نمی دهد، بلکه کودک را به کشف و اکتشاف داشته هایش می رساند، و این مسیر سفر به درون را برای کودک هموار می کند. در مقابل، تربیت عاریه ای مبنایش علوم صنعتی و دانسته های غیر فطری است که در واقع نوعی سفر به بیرون است و از داشته های خدادادی و فطری اش غافل می شود.

مؤلف، در این کتاب بر آنست تا با این مقایسه و آشنایی مختصر با دو نوع تربیتی طبیعی و عاریه ای، از آثار سوء و یا ناخواسته تربیت عاریه ای جلوگیری شود. در فصل اول کتاب با ارائه نظرات مختلف در مورد تعلیم و تربیت، ضرورت پرداختن اساسی به روش های تعلیم و تربیت طبیعی مورد اشاره قرار می گیرد و نقش این نوع تربیت بر شکل دهی درونی رفتارها و ارزش ها مورد بررسی قرار می گیرد. بخش اصلی کتاب را فصل دوم آن تشکیل می دهد که به تمایزات اساسی بین روش تربیتی طبیعی و عاریه ای می پردازد و مباحثی پیرامون این دو روش ارائه می شود.

استفاده از سخنان بزرگان و اندیشمندان می تواند بر نفوذ مطالب ارائه شده از سوی نویسنده در دل مخاطب تأثیر به سزایی داشته باشد، از این رو در سراسر کتاب و به خصوص در صفحات پایانی آن به این نکته ها و راه بردهایی که از سوی مربیان بزرگ است اشاره می شود.

  1. الگوهای نمادین در تعلیم و تربیت نامرئی، عبدالعظیم کریمی، نشر: عابد (ویژه معلمان)

معرفی کتاب:

کتاب حاضر با عنوان «الگوهای نمادین و غیر کلامی در تعلیم و تربیت نامرئی» نوشته دکتر عبد العظیم کریمی که در 254صفحه به نگارش در آمده و توسط انتشارات عابد به چاپ رسیده است، از کتابهایی است که در حوزه ارتباط غیر  کلامی به نگارش در آمده است.

در این کتاب مولف، که خود ادعای بزرگی در این حوزه ندارد، سعی کرده است که از فضای ارتباطهای غیر کلامی در حوزه تعلیم و تربیت استفاده کند و در این کتاب اشاره می کند که تعلیم و تربیت مستقیم و روش های جاری در تعلیم وتربیت عوارض آسیب زایی دارد که باید از آنها پرهیز کرد وبه جای آنها باید از الگوهای نمادین و غیر کلامی استفاده شود چرا که تاثیر و نفوذش بیشتر است.

در این کتاب انواع شیوه های تربیتی از طریق ارتباط غیر کلامی(دیداری،تصویری،نمادین) در قالب پپیام های غیر مستقیم با سبکهای زبان شناختی و زیبایی شناسی مورد استفاده قرار می گیرد.

این کتاب درچهار فصل نوشته شده است که در فصل اول ازپیشینه و قدمت کاربست الگوهای نمادین در فرهنگ دیرینه تاریخ، واژه شناسی فرهنگ نمادها، ویژگی های بیان نمادین در تعلیم وتربیت نامرئی، مفهوم نماد در دوران معاصر، تقسیم بندی های نماد و نشانه در زبان شناسی و علم ارتباطات و نحوه استفاده از زبان نمادین در فرآیند تربیت دینی معرفی شده است.

در فصل دوم روشها و راهبردهای عملی در جریان تعلیم و تربیت غیر کلامی بخصوص در فرآیند تدریس و آموزش در قالب کلاس درس و نوع ارتباط معلم با فضای کلاس ارائه گردیده است. در فصل سوم از جلوه ای گویا و عمیق در زبان نمادین یعنی سکوت و خاموشی صحبت به میان آمده است . در فصل چهارم اهمیت «نما» و «نگاه» و نقش این دو در کنش وری های نامرئی بین مربی و متربی و انتقال پیامهای نمادین از طریق علائم غیر کلامی  بیان شده است.

  1. چگونه فرزندان خود را تربیت نکنیم؟ سید مسعود راد ، نشر: برادری

معرفی کتاب:

«چگونه فرزندان خود را تربیت نکنیم» عنوان کتابی است که نویسنده ی آن یعنی آقای سید مسعود راد برای کتابش انتخاب کرده است. وی دارای تحصیلات کارشناسی ارشد در رشته ی روان شناسی بالینی و تعلیم و تربیت بوده و تجربه های زیادی در زمینه ی مشاوره های زناشویی و تربیتی دارد. تفاوتی که در روش و قلم ایشان با دیگر مولفین به چشم می خورد و همین امر هم موجب شده که این اثر خواندنی و جذاب به نظر برسد این است که وی  مطالب علمی و دانش روان شناسی و تربیتی اش را در لابلای ضرب المثل، لطیفه و ماجراهای واقعی تاریخی و مشاوره ای آورده است..

شاید تا به حال در باره ی نحوه و چگونگی تربیت فرزند شنیده باشید و یا کتاب خوانده باشید، اما این کتاب همانطور که از عنوان آن مشخص است درباره ی چگونه تربیت نکردن فرزند مطلب می نویسد اگرچه به روش های صحیح تربیت نیز می پردازد. روشی که این کتاب دنبال می کند این است که نویسنده در پی تغییر در والدین است تا از این طریق به تغییر و اصلاح فرزند برسیم و نویسنده همین امر را هدف اصلی خویش برای تالیف کتابش می داند. وی از تربیت تعریفی متفاوت دارد و می گوید که باید تغییری در نگرش خودمان ایجاد کنیم، مفهوم تربیت حقیقی این است که ما با روش های مناسب و کار آمد به خود رو کنیم و در تربیت خودمان بکوشیم.

نویسنده در این کتاب که می خواهد از فرزند صحبت کند، از آن به آینه تعبیر می کند و هر جا مفهومی را در باره ی تربیت فرزند می خواهد بیان کند از این عبارت در اول هر فصلی استفاده می کند. به عنوان مثال، انعکاس نور در آینه ، عبارتی است که در ابتدای بحثش از آن کمک می گیرد. منظور وی از این عبارت این است که ما هر چه باشیم، فرزندان ما هم همان خواهند شد و اگر تا به حال از روش های غلط برای تربیت فرزندمان استفاده می کردیم از حالا تصمیم به تغییر روش بگیریم و هر جا جلوی ضرر را بگیریم، منفعت است. نکته ای که خیلی حایز اهمیت است و باید به آن توجه ویژه ای داشت و نویسنده هم به خوبی اشاره به آن کرده است این مطلب است که ادعیه ای که در تربیت فرزند در کلام معصومین و مخصوصا کلام امام سجاد(ع) وجود دارد ما را در این مسیر کمک خواهد کرد. 

وقتی در این کتاب از موانع انعکاس نور صحبت می شود، منظور عادات غلطی است که مانع رشد و آگاهی و دانش ما و فرزندانمان می شود. در تربیت فرزند ابتدا باید نقاب بزرگ و غرور والدینی را کنار گذاریم چون که آنان مملوک و ما مالک آنان نیستیم بلکه آنان هدیه های خدا و ما هم والدین آنانیم. پس رابطه ی دوستانه و صمیمانه ای با آنان داشته باشیم و در این راه چاره ای جز این نداریم که غرورهای نادرست والدینی را کنار بگذاریم.

در یکی از گام های دیگر که نویسنده به آن از «به آینه نزدیک شویم» یاد می کند، اصل خوش اخلاقی را یاد آوری می کند. چون افراد خوش اخلاق، آینده نگر و اهل تفکرند. در گام بعدی توصیه می کند که آینه را به خود نچسبانیم. از این جمله چه مفهومی به ذهنتان می آید؟ بله. آموزش استقلال. ما باید کمک کنیم تا فرزندانمان از حیطه ی کنترل و حمایت مستقیم عاطفی ما خارج شوند و سعیمان بر این باشد که از سنین پایین، به موازات بالا بردن آگاهی و استقلال فکری فرزندانمان کنترل مستقیم خود را نسبت به آنان کم کنیم تا زمانی که به سن نوجوانی رسیدند دیگر نیازی به کنترل ما نداشته باشند و نسبت به درستی و یا نادرستی هر کاری خودشان به یقین برسند. 

مولف در ادامه به این نکته هم اشاره می کند که باید نور بیشتری به آینه بتابانیم و با ارتقاء دادن تفکر نوجوان و با احترام گذاشتن به رشد عقلی و فکری او، باورهای دینی، ارزش های معنوی، نظم و انظباط و مسئولیت پذیری را به بهترین شکل به او انتقال دهیم. همیشه توصیه براین بوده است که ما پدر و مادرها به توان فرزند خود توجه کنیم و بر اساس ظرفیت آنان، برایشان برنامه ریزی کنیم و از آنها انتظار داشته باشیم و به قول نویسنده ی کتاب برای فرزندانمان آینه ی آینه باشیم. و بالاخره در آخرین گام یعنی گام دهم، آینه ی وجود خود را مدیریت کنیم؛ عمل به آنچه از دیگران توقع داریم که آن را انجام دهند به ما امکان می دهد که بتوانیم بر خود مسلط باشیم و در مدیریت بحران موفق شویم. در این مقطع نیاز داریم که اهرم های مدیریت خود را که در آخرین گام به آن اشاره شده است را برای مهار بحران به کار گیریم.

قبل از مطالعه ی این کتاب اگر این چند سطر زیر را از نظر بگذرانید با اشتیاق بیشتری به سمت خواندن کتاب می روید:

از روشهای نو و بدیع نویسنده در این کتاب این است که در ابتدای هر فصل و بحثی ، داستانی را که مرتبط به همان مفهومی که می خواهد به خواننده انتقال دهد را در قالب طنز و بسیار تاثیر گذار مطرح می کند که برای مخاطب کاملا قابل فهم است و تبسم را به لبان خواننده می نشاند. و هرگز فراموش نمی کنیم که در تربیت، همیشه اصلی وجود دارد و آن هم اصل اراده و اختیار انسان است. به این معنا که کارهای تربیتی والدین در صورتی بسیار بسیار در تربیت فرزندانمان موثر است که آنان با اختیار آزاد خودشان این مسیر را انتخاب کنند.

  1. راهنمای فرزندپروری موفق، دان دینک میر، ترجمه مجید رئیس دانا، نشر: رشد

معرفی کتاب:

کتابی که پیش رو دارید تحت عنوان «راهنمای فرزند پروری موفق» توسط گروه گام به گام (STEP) تألیف شده است. نویسندگان کتاب دکتر دان دینک میر (پدر)، دکتر گری دی مکی، و دکتر دان دینک میر (پسر)، همه از متخصصین رشته های علوم تربیتی، روان شناسی و امور خانواده هستند. کتاب که مشتمل بر دویست و چهل و هفت صفحه می باشد، توسط مجید رئیس دانا به زبان فارسی ترجمه شده و انتشارات رشد آن را منتشر کرده است.

رویکرد کتاب به گونه ای است که همه سنین را شامل می شود و اختصاص به سن خاصی ندارد. نویسندگان کتاب ابتدا اساس روابط والدین با فرزندان را تبیین می کنند و در ادامه متناسب با هر گروه سنی، این رفتارها و روابط، مورد مظالعه دقیقتر قرار می گیرد. آنها با بررسی دقیق و تجزیه و تحلیل لحظه های حساس دورن خانواده، راهکارهای عملی مفیدی را به والدین ارائه می کنند.

به عقیده نویسندگان از بین سه مورد از رایجترین سبکهای فرزند پروری، روش «حق انتخاب دادن» بهترین روش برای فرزند پروری موفق می باشد. در این سبک والدین به فرزندانشان می آموزند که بین آزادی و محدودیت، تعادل ایجاد نمایند. نتیجه مهم این سبک فرزند پروری تربیت فرزندانی مسئولیت پذیر است. والدین برای نیل به این مهم باید پس از در نظر گرفتن محدودیت برای فرزند خود، در چارچوب آن محدودیت، به کودک خود حق انتخاب بدهند.

از نکات جالب در این کتاب، استفاده مترجم از نامهای متناسب با فرهنگ اسلامی ایرانی کشور عزیزمان است. نکته جالب دیگر اینکه کتاب حاضر برای انتقال مطالب، به غیر از بیان ساده و روانی که دارد از تصاویر متناسب با مطالب نیز بهره جسته است. نویسندگان در پایان هر کدام از هفت فصل کتاب بعد از ارائه مطالب آن فصل، چهار بخش تحت عناوین «تکلیف هفته»، «نکاتی برای خودتان»، «نکاتی که باید به خاطر داشته باشید» و «نمودار»، ارائه کرده اند که والدین با مطالعه و به کارگیری آنها استفاده بهتری از مطالب فصل خواهند داشت.

  1. چرا بچه ی من حرف گوش نمی ده؟؛ چه چیز و چگونه بگوییم تا فرزندانمان به ما گوش دهند؟ ژان لوک اوبر ترجمه: آذین حسین زاده، نشر: قطره

معرفی کتاب:

کتاب حاضر با عنوان «چرا بچه ی من حرف گوش نمی ده؟» نوشتۀ ژان لوک اوبر، و ترجمۀ آذین حسین زاده است. محوریت مباحث در کتاب پیش رو  ارتباط والدین با کودکان و نوجوانان، شناخت سختی ها، بحران ها و رفع مشکلات در این دوره هاست. گویا این مباحث دغدغه ای به عنوان یک روان شناس برای مؤلف بوده است. زیرا همان طور که در مقدمه کتاب آمده است، گوش ندادن بچه ها به صحبت های والدین جزء یکی از پنج یا شش مشکل اصلی برای مراجعه خانواده ها به روان شناسان و مشاوران است. مؤلف در مقدمه این گونه آورده است که، زمانی که در رابطه با نوشتن کتاب با اطرافیانم صحبت می کردم بسته به موقعیت هز یک از آنها بازخورد دریافت می کردم. همان طور که در ابتدای کتاب در قسمت شناسه هم به آن اشاره شده است، این کتاب دارای ریز موضوع هایی است که می تواند هویت کتاب را مشخص نماید. از آن جمله می توان به والدین و کودک، اطاعت، آموزش و پرورش کودکان، والدین و نوجوانان اشاره نمود. کتاب «چرا بچه ی من حرف گوش نمی ده؟» توسط انتشارات قطره به چاپ رسیده است.

ضرورت بحث در این موضوع و تألیف کتاب را از دو جهت علمی و دیگری ضرورت از نظر مؤلف کتاب می توان بررسی کرد. از لحاظ ضرورت از دیدگاه علمی می توان اذعان داشت یکی از مهم ترین بحث های روان شناسی، خصوصاً روان شناسی رشد بحث سازگاری کودکان و نوجوانان در سطوح مختلف است. طبیعتاً یکی از صحنه های سازگاری بچه ها حرف شنوی و گوش دادن آن ها می باشد. در باب ضرورت نگارش کتاب حاضر، ذکر این نکته کافیست که مطرح کنیم، کدام پدر یا مادری است که در مرحله ای از زندگی فرزندش با مشکل گوش دادن و یا گوش ندادن او مواجه نشده باشد؟ مؤلف هم با توجه به علم و تجربه اش به عنوان روان شناس و همچنین تجربه ی همکارانش مدعی است که یکی از رایجترین مشکلات در زندگی والد-فرزندی همین مشکل گوش ندادن و اطاعت نکردن فرزندان از والدین است.

کتاب حاضر در قالب  ده قسمت، و یک مقدمه و عنوان «گوش دادن: اطاعت کردن یا یاد گرفتن؟» به تشریح موضوع کتاب پرداخته است.  در آخر هم مؤلف با عنوان نتیجه گیری سعی بر جمع بندی مطالب کتاب را دارد. کودکی که حرف گوش نمی دهد و یا خیلی کم حرف گوش می دهد، از روی بدجنسی چنین کاری نمی کند، بلکه باید علت آن را بررسی کرد. این کتاب به دنبال بررسی همین موضوع است، همچنین به دنبال جلوگیری از تنبیهات بی مورد والدین و معلمان در این فضا هم هست، تا بتوان از وارد شدن اضطراب های بی مورد به فرزندان جلوگیری کرد. 

در  قسمت اول کتاب با عنوان «مشاهدات روزانه» مباحث مهمی مطرح می گردد که از آن جمله می توان به تأثیرات دوران جنینی و حالات تهدید کننده و اضطراب آور آن در آیندۀ مادر و فرزند اشاره کرد. حتی می توان پا را فراتر نهاد و تأثیرات اطرافیان را هم به آن افزود. به عنوان نمونه اگر کودکی وقتی زنگ در به صدا در می آید می توان ریشۀ آن را در آن زمانی یافت که مادر از صدای زنگ در استرس و اضطراب سرتاسر وجودش را فرا می گرفت. در قسمت دوم کتاب هم آموزش و یادگیری اصل لذت ثانوی مطرح می گردد. نکته ای قابل تبیین است در این قسمت زندگی کردن بچه ها در زمان حال و تأمل نداشتن به آینده است. از همین رو هم هست که در زمان بازی کودکان وقتی از او تقاضایی دارید و یا صحبتی با او دارید او گوش نمی دهد و حال آن که والدین این عمل او را حمل بر بی ادبی می کنند. اگر برای والدین دغدغه ای پیرامون تکالیف درسی و انجام ندادن آن ها وجود دارد، قسمت سوم کتاب با عنوان «انجام تکالیف مدرسه لحظه ای حساس» می تواند کارگشا باشد. زیرا در این بخش توضیح داده می شود که تن به انجام تکالیف ندادن از طرف فرزندان، دلایل عدیده ای می تواند داشته باشد. از آن جمله به مشکل شنوایی(چه موقتی و چه دائمی)، خستگی با این عنوان که گاهی اوقات فرزند به علت نداشتن برنامه و خستگی مفرط توان انجام تکالیف را ندارد، و یا دلایل روانی که باید همۀ این ها مورد بررسی قرار گیرد، می توان اشاره داشت. همین طور مباحث دیگری که در قسمت های دیگر کتاب به آن ها پرداخته شده است. به عنوان نمونه بحث جذبه و اقتدار که در والدین بسیار مطرح است با روش هایی همچون احترام به دیگری، اعتماد و... به دست می آید. و یا در قسمت پنجم کتاب که به بیان چند توصیۀ ساده برای برقراری ارتباط صحیح با فرزند می پردازد. در قسمت ششم کتاب با چگونگی کنار آمدن با بحران و فوریت ها و خشم مطرح می شود.  و از  قسمت هشتم کتاب  به بعد مباحث گوش نکردن در دروۀ نوجوانی و مدرسه و راههای رابطه و رفتار والدین و جلب محبت به آنان مطرح می گردد. در آخر می توان از مجموع مطالب کتاب این گونه نتیجه گرفت که گوش دادن انواع و اقسامی دارد مانند: گوش دادن توأم با لذت(که بسیار مفید برای کودک و والد هست)، گوش دادن توأم با اطاعت، گوش کردن توأم با توجه، اشکال در گوش دادن یا حرف شنوی؛

از جملۀ نقاط قوت کتاب قابل تطبیق بودن در موارد زیادی با فرهنگ های مختلف است. و همچنین در آن از مطالب بسیار مفید و کاربردی استفاده شده است.  از لحاظ محتوا هم می توان به علمی بودن مطالب و همچنین ارائۀ راهکارهایی مناسب اشاره نمود.

این کتاب هم همچون سایر کتب دیگر از داشتن نقد مستثنی نیست. نقد های کتاب را می توان در قالب نقدهای ساختاری و محتوایی عنوان نمود. نقدهای ویراستاری در مواردی در کتاب قابل مشاهده است که از آن جمله می توان به تصوری که به اشتباه در صفحۀ 89 تصولی و یا در صفحۀ 85 که بستنش، بستن نوشته شده اند. البته در همین نقد ساختاری می توان به ثقیل بودن بعضی از قسمت های کتاب و استفاده نکردن از اصطلاحات روان تر و رایجتر  همچون داغان در صفحۀ 121 اشاره داشت.

در آخر می توان گواهی داد که این کتاب برای والدین و معلمانی که با مشکل حرف گوش ندادن فرزند یا شاگردشان مواجهند با رعایت و دقت نقدها مفید می باشد.

  1. حدود آزادی در تربیت، علی قائمی، انتشارات: انجمن اولیا و مربیان

معرفی کتاب:

«حدود آزادی در تربیت» عنوان کتابی است که علی قائمی امیری آن را در 259 صفحه نوشته و مباحثی تربیتی را با محوریت آزادی در این مباحث به والدین و مربیان ارائه می دهد. مسأله آزادی از مسائل بسیار مهم  در تربیت کودک است و از زمان های گذشته تا حال مورد بحث بوده است، چرا که هم مفهوم آزادی دارای اغماض است و هم حد و حدود آزادی در مسأله تربیت کودک. سوال این است که آیا آزادی در این زمینه باید بدون حد و مرز باشد یا نه؟ در مراحل مختلف رشد کودک، حدود این آزادی چه تغییری باید بکند؟ در بحث آزادی در تربیت کودک چه نظراتی وجود دارد و نظر اسلام در این رابطه چیست؟ مؤلف بر آنست تا در این اثر به این سوالات پاسخ دهد و برای نائل شدن به این هدف از کلمات گوهربار معصومین استفاده کرده و ضمن آن از کلام بزرگان و اندیشمندان دیگر نیز بهره گرفته است.

کتاب پس از این که به بررسی مفهوم آزادی می پردازد و دیدگاه اسلام را در این رابطه ارائه می دهد، به اهمیت آزادی در زندگی و نقش آن در تعلیم و تربیت اشاره می کند، و فوایدی را برای این امر بیان می دارد. این که آزادی باید در چه زمینه هایی باشد و چگونه باید آزادی را در قالب های مختلف به کودک آموزش و تمرین داد، از مباحث مهم کتاب است، و در بخش های جداگانه ای به این مباحث پرداخته شده است. آزادی در مراحل مختلف زندگی کودک از مباحثی است که مؤلف برای ارائه این مبحث از روایتی از حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم استفاده کرده و در ادامه تأکید به این امر می شود که باید آزادی ها به سمت و سوی مشروع هدایت شوند و در غیر این صورت مضر خواهد بود.

از آن جایی که کتاب از نظر موضوعی که به آن پرداخته دارای اهمیت ویژه ای می باشد و مسأله آزادی در تربیت کودک از مسائل بسیار کاربردی برای والدین و مربیان می باشد و از طرفی بسیاری از والدین این مسأله را از مشاوران می پرسند و در مورد حدود آزادی دچار ابهام هستند، اثر حاضر می تواند برای متخصصان و والدین مفید باشد و آگاهی های مناسبی را به آنان دهد.

  1. فرزندان ما جواهرند ولی ما آهنگریم ( محسن تسابحجی)

معرفی کتاب:

کتاب حاضر با عنوان "فرزندان ما جواهرند ولی ما آهنگریم" در 158 صفحه به چاپ رسیده است. عنوان اصلی این کتاب ابناؤنا جواهر و لکننا حدادون است و توسط سیدعلی مرتضوی و اسماء نشاطی اعظم  به فارسی ترجمه شده است.

 این کتاب به تربیت صحیح فرزند اشاره دارد. نویسنده با بیانی شیوا و به صورتی قصه وار و با استفاده از تمثیلات گوناگون و بهره گیری از برخی رفتارهای حیوانات به عنوان الگو و راه حل برای تربیت فرزندان، در واقع قصه زندگی و تجربیات خود را با بیانی علمی عرضه می کند. او در ابتدای کتاب با انتقاد فراوان از شیوه های سنتی تربیت فرزند که خود نیز به همان شکل بزرگ شده بوده است، راهکارهای صحیح برای تربیت سالم را ارائه می دهد. نام کتاب گویای واقعیت فرزندان و شیوه های تربیتی نادرست والدین است. زیرا با جواهر باید به شیوه ای کاملا ظریف رفتار کرد تا بتوان نقوش زیبایی بر آن زد در حالیکه حرفه آهنگری با خشونت و ضربات محکم همراه است. تربیت فرزند نیز کاری کاملا با ظرافت است. روشی تربیتی کارسازی که مولف آن را پیگیری می کند بر سه امر استوار است: اعتمادسازی، صید نکات مثبت و جهت دهی دوباره به رفتارهای منفی. روش تربیتی نویسنده کاملا از هرگونه تنبیه بدنی و خشونت نسبت به کودکان اباء دارد و تربیت ناصحیح فرزندان را تقصیر والدین می داند. در واقع این والدین هستند که به دلیل آگاه نبودن با شیوه های صحیح رفتار با کودک نتوانسته اند او را تربیت نمایند و کودک در این میان تقصیری ندارد. مولف برای هریک از اصول خود زیر شاخه هایی را بیان می کند که برای مثال می توان به زدودن ترس، پرهیز از نظارت بیش از حد، استفاده از بازی و شوخی، محبت به فرزند، دوستی بدون قید و شرط، احترام به کودک و دشتن برخورد محبت آمیز، توجه به رفتارهای مثبت اشاره کرد. نویسنده که از مسلمانان عرب است، در جاهایی از کتاب به برخی آیات و روایاتی از پیامبر اکرم ص اشاراتی کرده است.

  1. تربیت برتر؛ آن چه والدین و مربیان باید بدانند، رضا فرهادیان، ناشر: بوستان کتاب

معرفی کتاب:

کتاب حاضر با عنوان «تربیت برتر» به قلم رضا فرهادیان در 120 صفحه  و  چهار بخش به تحریر در آمده است. این کتاب به مفهوم ارتباط و نقش آن در تربیت کودک می پردازد و با تأکید بر این که ارتباط در اولین جایگاه تربیت قرار دارد، روش های ارتباط با کودک از سوی والدین و مربیان را معرفی می کند. والدین و مربیان با برقراری ارتباطی سالم، اولین و مهم ترین زمینه رشد و پرورش اخلاق کودک را  آماده می کنند. از آن جایی که خانواده اولین ارتباط را با کودک فراهم می کند، شبکه ارتباطی اعضای خانواده با یکدیگر و ارتباط سالم با کودک نقش بسزایی در تربیت کودک و کیفیت رشد اخلاقی و اجتماعی وی دارد. چگونه سخن گفتن و گوش دادن به حرف های کودک از مسائلی است که والدین باید به آن توجه ویژه ای داشته باشند. ارتباط متقابل زن و شوهر و کیفیت این ارتباط نیز در تربیت کودک مؤثر می باشد، لذا نویسنده با استفاده از آیات و روایات، ویژگی های ارتباط سالم و همچنین ناسالم زن و شوهر را بیان می کند.

در یکی از بخش های کتاب روش های ارتباط با کودک و نوجوان در قالب گام های متعددی بیان می شود که گام نخست را شناخت صحیح از کودک و دنیای وی معرفی می کند. مهم این است که باید به کودک و شخصیت وی توجه ویژه داشت و از توهین و تحقیر کودک به شدت پرهیز کرد، لذا برخی از رفتارهای توهین آمیز نیز در انتهای این بخش بیان می شود.

مراحل شکل گیری گرایش ها و ارزش های دینی نیز مورد بررسی قرار می گیرد و به این نکته اشاره می شود که چگونه می توان زمینه پذیرش آگاهانه و منطقی را در کودک مهیا کرد. از آن جا که ارتباط مربیان نیز تأثیر فراوانی در تربیت کودک دارد، در پایان به هدف ارزشیابی تحصیلی و نقش آن در شخصیت کودکان می پردازد.

این کتاب می تواند راهنمای مناسبی برای والدین و مربیان در تربیت رشد اخلاقی و اجتماعی کودکان باشد و با توجه به مطالب یاد شده و تعدد چاپ آن می توان گفت کتاب موفقی در این زمینه بوده است.

  1. انضباط بدون اشک، ردولف دریکورس، ترجمه مینو واسطی، نشر: رشد

معرفی کتاب:

بشر همواره در حال آموختن رفتار مناسب هست. سیری که از کودکی آغاز و تا انتهای زندگی ادامه خواهد داشت. در این میان یادگیری کمالات اخلاقی و مسائل علمی در دوره ای به غیر از والدین به عهدۀ مربیان و معلمان هم می باشد. دوره ای که یادگیری در یک سیستم آموزشی نظام دار شکل می گیرد. اما  این نظام دار بودن به معنای عدم وجود نقص در مسائل تربیتی نیست. زیرا وقتی پیرامون خود را مشاهده می کنیم، خواهیم دید که افراد هر چند در این سیستم قرار داشته اند، و لکن از تربیت صحیح به دور هستند. بر همین اساس از جمله وظایف والدین، معلمان و مربیان آموختن نظم و انضباط به کودکان است. انضباطی که خیلی افراد به دنبال عملی کردن آن هستند، اما در مقام عمل با این مسأله فاصله دارند. برای رسیدن به این امر مهم، رعایت برخی امور از جمله کیفیت، میزان رشد کودک و روش های استفاده شده از طریق معلمان و والدین می باشد. به عبارتی وقتی پاداش ها به کودک(چه در فضای مدرسه و چه در فضای منزل) بجا و صحیح نباشد و از آن طرف هم تنبیه ها جهت اصولی نداشته باشد و متناسب با فهم و رشد کودک نباشد، رسیدن به این هدف یک نوع زیاده خواهی خواهد بود. پس می توان با بهترین روش ها کودک را منضبط و آگاه تربیت کرد، و لی نیاز به برنامه و اِعمال روش های صحیح دارد. و البته می توان گفت که دورۀ روش های مستبدانه و غیر اصولی به اتمام رسیده و باید از روش های علمی کاربردی برای تربیت کودکان استفاده کرد. چیزی که در کتاب حاضر با عنوان «انضباط بدون اشک» نوشتۀ ردولف دریکورس و پرل کاسل و ترجمۀ مینو واثقی و مریم داداش زاده به خوبی به آن پرداخته شده است. این کتاب برای آن دسته از والدین و مخصوصاً معلمانی است که در کلاس با افراد غیر منضبطی مواجه می گردند، و نیاز به اصولی برای برخورد صحیح با آن ها دارند. کتاب حاضر  به عنوان راهنمای والدین، معلمان و مربیان در دوازده فصل با محوریت مباحثی همچون چرا گریه؟، درک کودک امروزی، رقابت و تشویق و موارد دیگر نگاشته شده است. در این کتاب در آخر هر فصل قسمتی را هم به عنوان خودآزمایی آورده اند.

  1. آنچه فرزندان از روابط پدر و مادر می آموزند ( جودیت، پی سیگل ترجمه سید مرتضی صفوی زاده نشر: نقش و نگار

معرفی کتاب:

از قدیم گفته اند بچه ها از کرده ها می آموزند نه از گفته ها. این که ما با عمل خود می توانیم الگوهای مناسبی در تربیت فرزندانمان باشیم مطلبی اثبات شده در آموزه های دینی و مباحث علمی است. در کتاب "آنچه فرزندان از روابط پدر و مادر می آموزند" با این مباحث از دید دکتر جودیت پی. سیگل بیشتر آشنا می شویم. این کتاب را انتشارات نقش و نگار با ترجمه سید مرتضی صفوی زاده و محمد فرجیان در 270 صفحه چاپ کرده است. دکتر سیگل از روان درمان گران در زمینه مسائل خانواده است که در این کتاب از تجارب بیست و پنج ساله خود در درمان و ارائه مشاوره به زوج های دارای مشکلات مشترک استفاده کرده است. وی در این کتاب مطالبی را در زمینه تربیت فرزند و زوج درمانی به صورت ترکیبی ارائه کرده است، به صورتی که مطالعه آن مانند زدن دو نشان به وسیله یک تیر است.

در کتاب حاضر، همان گونه که از عنوان آن نیز مشخص است، پدران و مادران به عنوان الگوهایی معرفی شده اند که فرزندان در تامین نیازهای وجودی خود، دائما آن ها را زیر نظر گرفته و کارهای مثبت و منفی آنان را در وجود خود همانند سازی خواهند کرد. بخش های ابتدایی کتاب به آسیب ها و بخش های پایانی آن به نکات مثبت اشاره دارد. مخاطبان این کتاب علاوه بر زوج های دارای فرزند، دانشجویان روان شناسی و مشاوره نیز می باشند. زیرا نویسنده در بخش های زیادی از کتاب مطالبی را که در جلسات زوج درمانی گذشته است مطرح کرده، سپس نقاط ضعف را ذکر کرده و پس از آن به تحلیل وقایع و آثاری که بر فرزندان وارد می شود می پردازد. با تحلیل یک مورد آن را به پایان رسانده و مورد بعدی از مراجعان را مطرح می نماید. در واقع این کتاب مملو از خانواده هایی است که در طول بیست و پنج سال تجربه نویسنده شناخته شده و تحت درمان قرار گرفته اند. نویسنده در این کتاب از الگوهای مختلف روان شناختی برای تحلیل مطالب خود استفاده کرده است. نظریه یادگیری اجتماعی، روان بنه (طرحواره) درمانی و روان شناسی خود از این موارد هستند. ریشه اصلی مشکلات مطرح شده به وضعیت نابسامان محیط خانواده و اختلاف میان والدین آنان اشاره دارد که تاثیرات منفی خود را در تصمیم گیری ها، انتخاب همسر و ساختار شخصیتی فرزندان در آینده به نمایش گذاشته است. به عنوان مثال فردی که وارد زندگی زناشویی شده است، ناخودآگاه به خاطرات و برنامه زندگی زناشویی پدر و مادر روی می آورد. تجربه دیدن این که پدر و مادر همدیگر را تحقیر کرده یا به هم بی احترامی می کنند انتظار و ترسی مبنی بر اینکه افراد متاهل با همسرشان چگونه رفتار می کنند، ایجاد می کند.

نکته بسیار مهمی که مبنای علمی این کتاب را پایه ریزی می کند، استفاده مولف از نظریات روان شناسی خود و نظریات روابط شیئ (object relation) است. این نظریات به ساخت شخصیت و نحوه تصمیم گیری ها بر اساس آن چه در کودکی و نوع والدگری که بر کودک گذشته است، اشاره می کنند. نویسنده در جریان مشاوره ها به این نکته پی برده است که اگر چه بزرگسالانی که با آن ها سروکار داشته چیزی از یک زندگی خانوادگی غم انگیز یا دوران کودکی توام با بیماری نمی گفتند، اما همواره دیده شده مشکلاتی که آرامش آن ها را بر هم زده است ریشه در زندگی زناشویی والدین خود آن ها دارد. وی در صفحه 13 می گوید: «تقریبا همه بزرگسالانی را که در ازدواج درمانی راهنمایی می کردم، تاثیر چشمگیری از روابط والدین شان گرفته بودند.» بنابراین او هدف از تالیف کتاب را ایجاد آگاهی وسیع تری از تاثیراتی که بچه ها از ارتباط با پدر و مادر خود می گیرند، اعلام کرده است.

کتاب حاضر در مجموع از نه فصل تشکیل شده است که هفت فصل آن به توضیح مولفه های کلیدی که در زندگی زناشویی اطلاعات مهم و اساسی برای بچه فراهم می کند، اشاره دارد: در اولویت قرار دادن زندگی زناشویی، حمایت، احترام، اعتماد، مذاکره، حل اختلاف و عشق ورزیدن. قلم به کار رفته روان بوده و مخاطبان علاقه مند و نیازمند به این حوزه را بی نیاز می کند. در پایان هر فصل سوالاتی برای خوانندگان طراحی شده است. این سوالات با دقت خاصی آورده شده اند و علاوه بر داشتن جنبه های درمانی فرد را به عمق وجود خود راهنمایی کرده و می توانند به عنوان یک تکلیف درمانی برای افراد استفاده شوند.

علاوه بر مباحث مطرح شده، برخی فرایندهای روانی طلاق، بایدها و نبایدهای دعوا در فصل هفتم و ویژگی های زوج های خوشبخت در فصل هشتم، مباحث این کتاب را تشکیل می دهند.

نکاتی قابل ذکر است که توجه به آن ها می تواند استفاده مفید از این کتاب را دوچندان نماید:

- در ترجمه در مواردی از واژه ازدواج درمانی استفاده گردیده است که کمی نامانوس به نظر می رسد. البته قبل از هر قضاوتی باید به نسخه اصلی مراجعه شود اما با توجه به مفاهیم مطرح شده پیرامون این واژه به نظر می رسد استفاده از واژه زوج درمانی به صواب نزدیک تر باشد.

- علم در سراسر جهان یک چیز است و مراد از آن روشن کردن حقیقت است اما گاه دیده می شود که مسائل فرهنگی در میان کاربران علم باعث تیره شدن ظاهر آن می گردد. در این کتاب نیز به سبب سلطه فرهنگ غربی مطالبی دیده می شود که باید مدنظر قرار گیرند. استفاده از آمارهای رایج در کشور آمریکا، دوستی های قبل از ازدواج، تایید تناسب داشتن از نظر مسائل جنسی قبل از ازدواج (صفحه 130)، اینکه بیشتر مردها بعد از تولد بچه اول به سراغ روابط نامشروع می روند (صفحه 66)، شروع آشنایی ازدواج از طریق ورزش های مختلط (صفحه 129) برخی از جلوه های این فرهنگ هستند.

- باید توجه داشت که رسالت این کتاب اشاره به آسیب ها و جمع آوری آن هاست. بنابراین ملاحظه اینکه بیشتر زوج ها در این کتاب دارای مشکلات هستند به این مطلب اشاره دارد. همچنین اشاره به موارد متعددی از داشتن رابطه نامشروع در صفحات 108، 147 و بعد از آن نشان از این واقعیت دارد.

  1. تغییر دادن رفتارهای کودکان و نوجوانان، جان دی کرومبولتز، ترجمه یوسف کریمی، نشر: فاطمی

معرفی کتاب:

فرزندم را چه زمانی تشویق کنم؟ چه زمانی او را تنبیه کنم؟ آیا اصلا تنبیه کردن کار درستی است؟ چه کار کنم فرزندم لوس نشود؟ چگونه می توانم او را وادار به تمیز کردن اتاق و وسایلش کنم؟ چگونه عادت مکیدن شصت را در فرزندم اصلاح کنم؟ ادب و مسئولیت پذیری فرزندم را چگونه افزایش دهم؟ راهکارهای افزایش راست گویی و ترک دروغ گویی در بچه ها چیست؟ این سوال ها و سوال های بسیار زیاد دیگری از این دست همیشه ذهن پدران، مادران و مربیان را به خود مشغول کرده است. در کتاب "تغییر دادن رفتارهای کودکان و نوجوانان" تالیف جان کرومبولتز و هلن کرومبولتز، با سطح وسیعی از این سوال ها و پاسخ های آن ها آشنا خواهیم شد. این کتاب را انتشارات فاطمی با ترجمه دکتر یوسف کریمی و در 286 صفحه به چاپ رسانیده است. البته دکتر کریمی تنها به ترجمه صرف این کتاب بسنده نکرده است. ایشان با پیراستن نسخه اصلی از برخی ناسازگاری ها و افزودن مطالبی متناسب با فرهنگ بومی، نقش مترجم و مولف را در نشر این کتاب داشته است.

اصول و قوانین کنترل رفتار یکی از مباحث مهم و مطرح در روان شناسی است. این اصول در عرصه های گوناگونی مانند نظریه پردازی، پژوهش، تربیت و اصلاح رفتار کاربردهای فراوانی دارند. در میان مکاتب گوناگون در تاریخ علم روان شناسی، مکتب رفتار گرایی بیش از دیگر مکاتب برای این اصول اهمیت قائل شده و به بسط و توسعه آن ها پرداخته است. افرادی که از دور با مباحث روان شناختی آشنا هستند حتما نام شرطی سازی کلاسیک پاولوف و واتسون و نیز نام برنامه های رفتاری اسکینر را شنیده اند. مکتب رفتارگرایی با این افراد در دنیا شناخته شده است. در این مکتب با تکیه بر بررسی رفتارهای قابل مشاهده ـ به جای مطالعه ذهن که فرایندهای آن قابل رؤیت نیستند ـ سعی شده است تا قوانینی مطرح شود که بوسیله آن بتوان رفتارهای صحیح را تثبیت و تقویت کرده و رفتارهای ناصحیح را اصلاح نمود.

در این کتاب با این قوانین به صورتی کاملا پیشرفته و مطالعه شده آشنا می شویم. از خصوصیات کتاب حاضر این است که تقریبا تمامی اصول مطرح در تربیت رفتاری را در ضمن مثال های بسیار ملموس و کاربردی، به کار برده است.

بخش های پنجگانه تقویت رفتارهای مطلوب، به وجود آوردن یک رفتار تازه، از میان بردن رفتارهای نامطلوب، تغییر دادن پاسخ های عاطفی و تغییر دادن رفتار خودتان تمامی مباحث کتاب را پوشش می دهند. در این کتاب  نویسندگان سعی کرده اند تا آن چه که معمولا به صورت ناصحیح میان والدین، مربیان و فرزندان رخ می دهد را ذکر کرده و پس از آن با ذکر مثال به صورت رفتاری صحیح، به تصحیح نوع برخورد سابق با فرزند یا دانش آموز اشاره کنند. در مجموع می توان گفت کتاب حاضر، کتابی علمی است که برای نشان دادن کاربرد بعضی از اصول روان شناسی در شکل دادن یا اصلاح کردن رفتارهای کودکان و نوجوانان، با زبانی ساده و به شیوه ای کاربردی برای زندگی روزمره در امر تربیت بسیار سودمند می باشد.

محور اصلی مباحث در این کتاب تقویت است که نکات زیادی درباره آن آمده است، مانند: تقویت کننده ها برای همه یکسان نیستند، اثر تقویت کننده ها در هر زمان یکسان نیست، فاصله میان رفتار و عرضه تقویت کننده، تقویت کننده هایی که با تاخیر عرضه می شوند به منظور آموزش استقامت و شکیبایی و نکاتی دیگر که برای آشنایی با آن ها مطالعه کتاب پیشنهاد می شود.

این کتاب علاوه بر والدین و مربیان، برای دانشجویان رشته روان شناسی و علوم تربیتی نیز مفید می باشد و می توان از آن به عنوان کتابی کمکی در دروسی مانند یادگیری و روان شناسی پرورشی استفاده نمود.

اصطلاح تقویت و پاداش در ذهن برخی افراد به گونه ای منفی نقش بسته است. آن ها می گویند دادن جایزه و تشویق بچه ها به منزله رشوه دادن یا چاپلوسی است. برای از بین بردن این اشکال نویسندگان در صفحات 27 و 28 کتاب به تفاوت میان تقویت با رشوه و چاپلوسی اشاره کرده اند.

باید به این نکته نیز توجه داشت که مثال ها و داستان ها نباید از سوی خوانندگان به عنوان نسخه ای قطعی برای اصلاح رفتارهای نامطلوب تلقی شود. چنانچه یکی از اصول ذکر شده در نورد فرزند درست درنیاید،‌آن را نباید دلیل بر بی اهتباری یا نادرست بودن این اصول دانست. زیرا معمولا هر رفتار نادرستی ممکن است ناشی از عوامل گوناگونی باشد که کنترل همه آن علل برای اصلاح آن رفتار ضروری است. نیز برای اصلاح یک عادت می توان از بیش از یک روش و یا ترکیبی از روش ها استفاده کرد.

همانگونه که اشاره شد این کتاب بر اساس رویکرد رفتارگرایی نوشته شده است، به همین جهت ممکن است دیگر رویکردهای روان شناختی ـ مانند روانکاوی (روان تحلیلگری) ـ با مطالب آن موافق نباشند، کما اینکه نویسندگان در صفحه 251 به این مطلب اشاره کرده و با برداشتی سطحی از اصول روانکاوی، آن را نقد کرده اند.

 

  1. پرورش هوش هیجانی نوجوانان؛ فرزندپروری با محبت، خند و محدودیت ها، موریس جی، ترجمه: فیروزه کاوسی، نشر: رشد

معرفی کتاب:

روان شناسان معتقدند که دوران کنونی از سخت ترین دوران ها برای تربیت فرزند و یا به اصطلاح فنی، فرزندپروری، است. این پدیده دارای علل گوناگونی است که تشخیص دقیق و صحبت کردن از آن ها کاری مشکل است. در زمانه ما پدیده های اجتماعی، روانی، سیاسی، فرهنگی و دیگر موارد آن چنان دست به دست هم داده و شرایط پیچیده ای را فراهم کرده اند که نمی توان به صورت دقیق یک پدیده خاص را مسئول بروز این پیچیدگی ها دانست. صرف نظر از عوامل ایجاد کننده شرایط این‌چنینی، بسیاری از والدین دغدغه این را دارند که وظیفه آنان چه بوده و چطور می توانند به بهترین نحو به تربیت فرزندان خود بپردازند. برای رفع این دغدغه، سه تن از روان شناسان آمریکایی اقدام به تالیف کتابی کرده اند که با نام "پرورش هوش هیجانی نوجوانان فرزندپروری با محبت، خنده و محدودیت ها" به زبان فارسی توسط فیروزه کاوسی در 272 صفحه ترجمه و انتشارات رشد آن را چاپ نموده است.

همان گونه که از عنوان کتاب مشخص است، مخاطب آن پدران و مادرانی هستند که دارای فرزندانی نوجوان بوده و برای تربیت آنان نیاز به راهنمایی دارند. علاوه بر مشکلات عمومی که برای تربیت فرزند در این دوران وجود دارد، تربیت فرزند نوجوان از حساسیت های بسیار بیشتری برخوردار است. نوجوانان به دلیل عبور از پل نوجوانی، پشت سر گذاشتن کودکی و حرکت به سمت بزرگسالی و نیز به دلیل ایجاد تغییرات بسیار شدید و جهشی جسمانی و روانی، تبدیل به افرادی بسیار حساس شده که این حالت نوع تعامل با آنان را بسیار دشوار می سازد. به همین سبب است که یکی از مشکلات عمده والدین، مشاجره و دعوا با نوجوانانشان است.

اصطلاح هوش هیجانی ابتدا توسط دانیل گلمن در مجامع گوناگون مطرح شد. این کتاب به والدین کمک می کند تا با استفاده از ابزارهای جدیدی مانند محبت، نشاط، تعیین حد و مرز و همبستگی، آنان را در عرصه تربیت نوجوانان یاری دهد.

مخاطبان اصلی این کتاب پدران و مادرانی هستند که در خانه دارای فرزندانی در رده سنی 8 تا 20 سال می باشند. اگر والدین بتوانند میان کشش هیجانات خود و منطق موقعیت هایی که با آنان مواجه می شوند، تعادل برقرار کنند، از هوش هیجانی در تربیت فرزندانشان استفاده کرده اند.

در کتاب حاضر سعی شده است تا به والدین کمک شود بر اساس استفاده از تکنیک های هوش هیجانی، به تربیت هرچه صحیح تر و بی دردسرتر نوجوانان خود پرداخته و از زندگی در کنار یکدیگر لذت ببرند.

در این کتاب از والدین خواسته می شود فقط بر ذهن فرزندان خود تاکید نکنند و سلامت عاطفی و معنوی را که هسته اصلی هویت او را تشکیل می دهد نیز در نظر بگیرند. به صورت خلاصه، در این کتاب با روش های زیر در تربیت نوجوانان آشنا می شویم: 1- آگاهی از احساسات خود و دیگران، 2- نشان دادن همدلی و تلاش برای درک دیدگاه های دیگران، 3- حفظ خونسردی و پیروی از قانون طلایی، 4- مثبت بودن، هدفمند بودن و داشتن برنامه ریزی، 5- استفاده از بهترین مهارت های اجتماعی به منظور کنترل و هدایت روابط.

محبت، خنده، محدودیت و همبستگی چهار مولفه ای هستند که نویسندگان برای تربیت صحیح نوجوانان و حاکم کردن جوی مناسب در منزل، به آن ها سفارش کرده و برای هر یک توضیحات و آثار روان شناختی ویژه شان را بیان می کنند.

طبق آموزه های نویسندگان، هم عقل و هم احساس باید در شکل گیری رفتار و روابط انسانی نقش داشته باشند. والدین با تقویت قدردانی، احساس تعلق، شایستکی و اعتماد به نفس و همکاری و مشارکت، در نوجوانان، می توانند تا حد بسیار زیادی از تنش ها و مشکلات تربیت فزرندانشان بکاهند.

استفاده از آزمون خانوادگی هوش هیجانی و نیز چند آزمون مختصر دیگر، توانسته است کاربرد این کتاب در زندگی روزانه را بسیار زیاد نماید. شیوه نویسندگان به این صورت است که در بخش هایی از کتاب مشکلاتی را که والدین با نوجوانان خود داشته اند را به صورت داستان بیان نموده و سپس با استفاده از شیوه خاص خود به تفسیر مشکل بیان شده و نیز نوع برخورد والدین با آن اشاره کنند. مطالعه این دست نمونه ها به والدین کمک می کند تا در بروز موارد مشابه بتوانند بهترین تصمیم را اتخاذ کنند. همچنین به برخی مثال ها درباره استفاده از جملات نغز و لطیفه وار برای تلطیف فضای خانه و به عنوان یک اصل تربیتی اشاره شده است.

صرف نظر از وجود نکات فنی و دقیق این کتاب در زمینه تربیت فرزند، نباید از مشکلات فرهنگی و برخی ناسازگاری ها با فرهنگ مخاطبان ایرانی غافل ماند. وجود مطالب علمی مفید و کاربردی دلیل بر این نمی شود که تمامی مطالب کتاب را صحیح دانسته و از فرهنگ غنی خود برای بهتر بهره بردن از مطالب آن استفاده ننماییم. به عنوان نمونه در بخش های زیادی از مواردی چون پدر مقدس، رقص، استفاده از الکل و مشروب، عید شکرگزاری، شخصیت های آمریکایی همچون روؤسای جمهور و خوانندگان حکایت شده است که ارتباطی با فضای ذهنی مخاطب بومی ندارد. البته طبیعی است که دغدغده والدین غربی استفاده فرزندان نوجوانشان از اسلحه، مشروبات الکلی و برقراری رابطه جنسی با دوست پسر و یا دوست دخترشان باشد. به همین خاطر نویسندگان نیز با توجه به فرهنگ و دغدغه های رایج در اطراف خود، به فضای فرهنگی حاکم بر کتاب سر و شکل داده اند. مشکل دیگری که برقراری ارتباط مخاطب ایرانی را با کتاب ضعیف می کند، استفاده بسیار زیاد از حروف اختصاری است که این حالت در میان ما دارای استفاده گسترده نیست.

عدم سازگاری عنوان کتاب با مطالب مطرح شده نیز اشکال دیگر کتاب حاضر است. مطالب کتاب در سدد بیان کاربرد هوش هیجانی والدین برای تربیت فرزندانشان است، این درحالی است که عنوان کتاب معنایی را القاء می کند که با این وضعیت تفاوت دارد. کسی که عنوان کتاب را ملاحظه نماید، راه های پرورش هوش هیجانی نوجوان را برداشت خواهد کرد. هرچند ممکن است استفاده از هوش هیجانی والدین در تربیت فرزندان در نهایت منجر به افزایش هوش هیجانی فرزندان نیز گردد اما این حالت با عنوان روی جلد کتاب سازگار نمی باشد.

کتابستان در موضوع سبک‌های فرزندپروری سیر مطالعاتی ذیل را پیشنهاد می‌کند:

  1. تربیت بدون فریاد ( هال ادوارد رانکل )

معرفی کتاب:

کتاب تربیت فرزند نوشته هال ادوارد رانکل است. او مشاور ازدواج ، درمانگر خانواده، سخنران بین المللی، بنیانگذار و مدیر موسسه زیستن بدون فریاد است.

اگر بخواهیم کتاب او را در یک جمله خلاصه کنیم باید بگوییم تربیت بدون فریاد یعنی والدین باید سعی کنند در تمام لحظاتی که در کنار فرزندان خود هستند و به تربیت آن ها می پردازند خونسردی خود را حفظ کنند.

والدین همواره انتظار دارند فرزندانشان تغییر کنند و به بهترین شکل ممکن رفتار کنند. البته که این خواسته نمی تواند غیر منطقی باشد اما الگوهایی که والدین برای رسیدن به این هدف به کار می گیرند معمولا کاستی هایی دارد. این کاستی ها در عمل موجب می شود نتیجه دلخواه به دست نیاید. بعد از مدتی والدین از طرفی دلسرد و ناامید می شوند و از طرفی فضای خانه بسیار آشقته می شود. در برخی از خانه ها این قانون حکم فرما می شود که گویا هر که صدایش بلند تر است باید به او توجه شود. این جا است که همه چیز بهم می ریزد و دیگر نقش ها و جایگاه ها کارکرد خود را از دست می دهند. راه حل شما برای برون رفت از این اوضاع چیست؟

مهم ترین پیام پدر یا مادری که با فریاد می زند این است که من دیگر طاقتم تمام شده یکی مرا آرام کند. شما فکر می کنید این پیام والدین به فرزندان در تثبیت جایگاه تربیتی آن ها به آن ها کمکی میکند؟

رانکل معتقد است چنانچه شما اصول تربیت بدون فرریاد را در روابط خود با خانواده و فرزندانتان پیاده کنید به چیزی می رسید که همواره آرزوی آن را داشته اید. روابطتان قرین شادی، همکاری، توازن و از همه مهم تر احترام متقابل می شود.

در این کتاب باید چهار مطلب را پیاده کنید. ابتدا تصمیم بگیرید که تحت هر شرائطی خونسردی خود را حفظ کنید تا بتوانید بدون فریاد بهترین الگوی ممکن رفتاری و تربیتی را پیاده کنید. در گام بعدی باید حریم ها را در خانواده مشخص و برقرار کنید. گام سوم است که برای تثبیت جایگاه تربیتی خود باید با خونسردی قوانین را اعمال کنید. البته در ص 173 ویژگی های قانون خوب بیان شده است. این بدان معنا است که والدین باید طبق اصول تربیت بدون فریاد قانون وضع کرده و بر طبق موازین همین الگو قوانین را اعمال کنند. گام آخر مربوط به تمرین والدین در مسیر تربیت بدون فریاد است. بعد از اجرای این گام ها است که تربیت بدون فریاد تأثیر شگفت خود را می گذارد و شما می توانید نتیجه این انقلاب مهم را در روابط خود با فرزندانتان به روشنی ببینید.

نویسنده کتاب حاضر در محیط امریکا و فرهنگ خاص آن این کتاب را نوشته است. لازم است از نظر فرهنگی این کتاب را ارزیابی کنیم. می توان گفت نویسنده سعی کرده تا معرف فرهنگ خود و یا ارزش های خاص فرهنگ خود  نباشد. گاهی این فرهنگ را نقد می کند.

آن چه به نظر می رسید در این نوع از کتاب ها گریزی از آن نیست خرده تأثیراتی است که می توان با تکیه بر فرهنگ اسلامی و ایرانی خوانندگان مدعی شد این قبیل تأثیرات قابل اعتنا نیست. این بدان معنا است که خواننده زیرک همیشه سعی می کند نیاز علمی خود را از متن کتاب برطرف کند و زمانی که با مطلب متناقض یا ناهمگون با فرهنگ و یا اعتقاد خود بر می تواند با تحلیل به بی اهمیتی و یا ضعف آن پی ببرد.

اگر بخواهیم نمونه های از این موارد اشاره کنیم می توان به نام های غربی در این کتاب اشاره کرد. پر واضح است که نمی توان از نام افرادی که کتاب از آن ها صحبت می کند را خذف کرد و یا تغییر داد. خواننده هوشمند هیچاه تصمیم نمی گیرد با خواندن این کتاب نام فرزندش را مثلا «جنی» بگذارد.

نمونه دیگر وجود سگ در برخی از خانه های فرهنگ غرب است. اولا برخی از غربی ها خود از این کار متنفرند همانطور نویسنده نیز به آن اشاره می کند. ثانیا هیچگاه نتیجه خواندن این کتاب برای خواننده این نیست که برای هدین تولد فرزندش برای او سگ بخرد. (مربوط به ص 166)

نکته دیگر مربوط به این کتاب ذکر نام «دالایی لاما» است. در ص 194 نویسنده مطلبی را از دالایی لاما نقل می کند که هیچ پیام ارزشی منفی ای از آن به ذهن خطور نمی کند الا این که او در سال های اخیر یکی از مروجین معروف معنویت های غیر اسلامی است. در کتاب مطلبی در تأیید یا رد او مشاهده نمی شود و فقط داستانی از شرکت او در یک کنفرانس روانشناسی و پزشکی بیان شده است. (ص 195)

  1. تربیت کودک با عشق و منطق (جیم فی، فوستر کلاین، ترجمه: سمیه موحدی فرد، نشر:آوای منجی

معرفی کتاب:

امروزه والدين بايد از روش‌هاي تربيتي نويني براي پرورش كودكاني كه در دنياي پيچيده و متحول امروزي زندگي مي‌كنند، استفاده كنند. تربيت موثر بر پاية عشق و محبت استوار است. صمیمیتی که آسان گیر نیست پ، بی احترامی را تحمل نمی کند، بلکه به عقيدة نگارندگان، اين عشق بايد به حدي بانفوذ باشد كه به كودكان اجازة ارتكاب خطا و كسب تجربه از خطاها را بدهد. بيشتر اشتباهات، براي كودكان عواقب منطقي را در پي دارند، كه باعث متحول شدن آنها خواهد شد. نگرش اصلي نگارندگان كتاب حاضر حول اين محور است كه به كودكان اجازه دهيم هم‌زمان با رشد جسمي به بلوغ و تكامل نيز برسند. با این روش به آنها خواهیم آموخت که مستقلانه تفکر، تصمیم گیری و زندگی کنند.

اين كتاب در دو بخش تنظيم شده است: بخش اول به مفاهيم كلي و زيربنايي تربيت موثر مانند استحكام نگرش فرد نسبت به خود، جداسازي مشكلات، حذف عصبانيت و جدال، كاربرد جملات عاقلانه و قابل اجرا، ارائه انتخاب و ابراز همدردي با كودكان اختصاص دارد. در بخش دوم وارد جنبه عملی بحث می شود و چهل‌وهشت راه‌كار براي مقابله با مشكلاتي كه والدين طي دوازده سال یا طی سال های دیگر اول زندگی كودكان با آن مواجه هستند، ارائه مي‌دهد. از جمله این راه کار ها می توان به عصبانیت، زمان خواب، انضباط، هدیه دادن، تکالیف، همسالان، تنبیه بدنی، مشکلات مربوط به مدرسه و .... نام برد. این نکات بر مبنای عقاید ارائه شده در بخش اول کتاب می باشند و باید پس از مطالعه بخش اول به کار گرفته شود.

 

  1. راهنمای تربیت اثربخش، دان دینک مایر، ترجمه: مهرداد فیروز بخت، ناشر: دانژه

معرفی کتاب:

راهنمای تربیت اثر بخش به عنوان اثری گرانبها و کاربردی از دو نویسنده حاذق «دان دینک مایر و گری د.مک» در باب تربیت و مباحث روان شناسی است. چیزی که بر اهمیت این کتاب می افزاید ترجمۀ این کتاب توسط آقای مهرداد فیروز بخت است که در زمینه مباحث روان شناسی کارهای بسیاری انجام داده است.

این کتاب با توجه به نیازهای اساسی تربیت فرزند، می تواند به عنوان کلید راهی برای والدین و معلمان و همۀ آن هایی که دغدغه تربیت را دارند، قرار گیرد.

در باب ضرورت تألیف این کتاب ذکر همین مقدار کفایت می کند که فرزندپروری و اتخاذ شیوه ها ی صحیح برخورد با فرزندان در تمام دوره ها و مراحل  رشد ضامن آینده والدین، فرزندان و جامعه خواهد بود. زیرا از لحاظ علمی و طبق دانش رشد، هر شخصی دارای یک سری ویژگی های منحصر به فرد و عمومی است، و این مطلب دانش و مهارت لازم برای برخورد خاص با فرزند را می طلبد.

می توان انسان را موجودی دارای خصوصیات منحصر به فرد و ویژه ای دانست. یکی از ویژگی های ذاتی آدمی تربیت پذیر بودن آن است. از همان ابتدای زندگی می توان این امر را در وجود کودکان مشاهده کرد، سیر یادگیری و تربیت تا زمان مرگ انسان (هر چند با وجود شدت و ضعف ها) ادامه پیدا می کند. اما تربیت به معنای خاص بیشتر اطلاق به تربیت کودک و نوجوان دارد. لذا با توجه به اهمیت موضوع ارائۀ تعریفی از تربیت در دنبال کردن بحث می تواند کارگشا باشد. بر خلاف اعتقاد برخی که معتقدند، تربیت همان تنبیه است، باید اذعان کرد که تربیت و تنبیه با هم فرق دارند. همان گونه که دان دینک مایر و گری د.مکی که در زمینه مسائل تربیتی و روان شناسی دستی بر آتش دارند، در کتاب پیش رو به این مطلب اشاره کرده اند. کتابی که توسط مهرداد فیروز بخت هم ترجمه شده است.

کتاب پیش رو با عنوان «راهنمای تربیت اثر بخش» در 256 صفحه و در هفت فصل، با هدف آشنا کردن والدین با خصوصیات و ویژگی های کودکان و نوجوانان، و همچنین ارائۀ شیوه ها و راهکارهای مناسب برای برخورد با آن ها نگاشته شده است. همان طور که از عنوان کتاب هم می توان به خوبی برداشت کرد، محوریت کتاب با تربیت، آن هم تربیتی که ثمر بخش و لذت بخش باشد، شکل گرفته است.  در فصل ششم که تربیت معقول نام گرفته است، مؤلفین هدف تربیت را این گونه عنوان نموده اند که، هدف تربیت این است که بچه ها مسئولیت پذیری را یاد بگیرند. این سخنی است مورد تأیید اما به معنای هدف تام و نهایی نمی تواند باشد، زیرا هدف از تربیت همان طور که در ادیان آسمانی به خصوص دین مبین اسلام وارد شده است، علاوه بر مسئولیت، آماده کردن فرزند برای در مسیر صحیح سعادت قرار گرفتن و ... هم می باشد. البته اگر مسئولیت را دارای اقسامی بدانیم که از جملۀ آن مسئولیت فردی، مسئولیت در برابر جامعه و مسئولیت در برابر خالق باشد، این هدف می تواند کامل و صحیح محسوب گردد. در همین فصل مؤلف تربیت را به معنای هدایت کودک به سوی انتخاب کردن و نه به جای او انتخاب کردن می داند.  اما هر چه باشد می توان مهمترین وظیفه والدین را تربیت بچه ای با اعتماد به نفس و مسئولیت پذیر دانست. بر همین اساس مهارت های پدر و مادری کردن را باید آموخت، چیزی که در فصل اول کتاب حاضر در صفحات اولیه به آن پرداخته است. والدین برای تربیت اثر بخش نیازمند آشنایی کامل نسبت به نحوه رشد و رفتار کودکان، راه های برخورد اثربخش و مثبت با رفتار غلط، تبحر در دلگرمی دادن به فرزند خود، پیدا کردن راه های راحت و آزادانه گوش دادن و حرف زدن هستند که در طی فصول مختلف کتاب و در برنامه ای به نام استپ به آن ها پرداخته می شود.

مؤلف معتقد است برنامه استپ می تواند کمک رسان و همراه والدین باشد، تا بتوانند انتخاب های مفیدی داشته باشند و مشکلات پدری و مادری کردن را مرحله به مرحله پشت سر بگذارند. سبک های پدر و مادری کردن در عین حال که می تواند مختلف باشد، لکن می توان در سه مورد رایج  دستوری (استبدادی)، تسلیمی و انتخابی بیان کرد، تقسیمی که مؤلف در صفحه سیزده کتاب به آن اشاره کرده است. نکتۀ قابل توجه در جریان تربیت فرزندان، انتظارات بجا و صحیح والدین و توجه به عوامل مؤثر بر رشد رفتار کودک مانند خلق و خو، وراثت و محیط، نقش های ویژه پسران و دختران، سن و مراحل است. بچه ها نیازهای مختلفی دارند، یکی از نیازهای بچه ها که مؤلف در فصل اول به آن اشاره دارد، نیاز به تعلق خاطر(یعنی دوست دارند مقبول واقع شوند) است. لذا برای رفع این نیاز باید به آن ها کمک و راهنمایی کرد که رفتار درست را پیش بگیرند.  در فصل دوم با عنوان فهم باورها و احساسات مطالب مهمی از جمله موقعیت کودک در خانواده و فرزند چندم بودن در خانواده، الگوگیری و یادگیری فرزندان از حرف ها و اعمال والدین مطرح می شود. لذا از جمله توصیه های وارده در کتاب حاضر، یکی بودن حرف والدین با هم در زندگی خانوادگی و در جریان تربیت فرزندان است. در این فصل علاوه بر مسائل مذکور راه های شکل گیری باورها و احساسات، و تغییر رفتارهای غلط کودکان در سه مرحلۀ، تصمیم، تغییر هدف و تغییر باورها و احساسات بیان گشته است. در فصل سوم به بحثی تحت عنوان دلگرمی دادن به فرزندتان و خودتان که منتج به ایجاد عزت نفس می گردد، پرداخته می شود. همچنین به تفاوت دلگرمی و تشویق و کارآیی همیشگی دلگرمی اشاره شده است. یکی دیگر از هنرها و مهارت های فرزندپروری در صحبت کردن و گوش دادن فعال به کودکان است. اما نکتۀ قابل ذکر رابطه برقرار کردن و صحبت کردن بدون سرزنش است. از جمله مباحث دیگری که در کتاب به آن اشاره داشته اند، روش های ترغیب کودکان به همکاری و تربیت معقول و انتخاب های روش های صحیح  می باشد.

کتاب پیش رو دارای قوت هایی است که از جملۀ آن می توان به سیر و جریان بحث، ارائۀ روش های کابردی، بیان خلاصه ها و نکات مهم در آخر هر فصل، و ذکر مثالهایی در قالب موارد و مصادیق خارجی، اشاره داشت.

 در عین حال اشکالاتی هم که می توان ریشۀ  آن را در تفاوت فرهنگی نویسندگان و جامعۀ اسلامی- ایرانی ما باشد به چشم می خورد. از آن جمله می توان به داستان ماه لی و جنی  در صفحه 25 توجه کرد، که گویا زنگ زدن به پسرها بدون مشکل بیان شده است در حالی که در فرهنگ اسلامی باید حدود شرعی در همۀ زمینه ها حفظ شود. و یا در صفحه 62 که رابطه قبل از ازدواج را به نوعی بدون مشکل تلقی کرده اند، در حالی که رابطه ها می بایست دارای مرز باشند. در مورد دیگری که توجه مخاطب را می طلبد، در مثال صفحه 117 است که بازی با سگ عادی ابراز شده و حال آن که در فرهنگ ما سگ کاربری های مخصوص خودش را دارد. اما هر چه باشد، می توان کتاب را راهنمای مناسبی برای والدین دانست، زیرا مخاطب فهیم می تواند با تمایز موارد اندک استفاده های کاملی از کتاب ببرد.

  1. تربیت کودک بدون کتک یا لوس کردن (الیزابت کرری)ترجمه: نسرین پارسا، نشر رشد

معرفی کتاب:

تاب پیش رو با عنوان « تربیت کودک بدون کتک یا لوس کردن» نوشتۀ الیزابت کِرَری و ترجمۀ نسرین پارسا است. کتابی که با توجه به اهمیت موضوع، مسئله تربیت صحیح فرزندان، اصول علمی و عملی آن  و ضرورتی که در باب تربیت فرزند هم از جهت علمی و هم از جهت کاربردی، مؤلف را بر آن داشته است که با روشی خاص به این بحث مهم بپردازد. روشی که مؤلف اذعان دارد با نگرشی عملی به شیوه های تربیت فرزندان است. مؤلف کتاب را  حاصل تجربیات به عنوان یک مادر و یک پرورشکار والدین می داند.

در باب ضرورت تألیف این کتاب ذکر همین مقدار بسنده می کند که تربیت فرزند و استفاده از شیوه ها ی صحیح برخورد با فرزندان در تمام دوره های رشدی تضمین کنندۀ آینده والدین، فرزندان و جامعه خواهد بود.

زندگی انسان دارای فراز و نشیب ها و سختی هایی است. اما به اشتباه زمانی که از سختی زندگی صحبت به میان می آید، ذهن افراد به سختی کار و سختی های متعلق به زندگی روزمره معطوف می گردد. البته نمی توان از سختی های این امور چشم پوشی نمود و لکن، از سخت ترین و مهمترین مسائل زندگی، مسئله تربیت فرزند است. تربیت پذیری از ویژگی های ذاتی انسان ها محسوب می شود، فرزندان هم از این قاعده مستثنی نیستند و به نوعی بروز و ظهور تربیت در کودکان بیشتر به نظر می رسد.

در تربیت فرزندان رکن اصلی والدینی هستند که از ابتدای زندگی با تمام وجود نفس کشیدن و رشد فرزندانشان را احساس کرده اند. این سخن مسئولیت والدین را به مراتب برای تربیت فرزندان، سنگین تر و حیاتی تر می نماید. در تمام امور زندگی اعتدال نقشی مؤثر در زندگی افراد ایفاء می کند، فرزند پروری هم در قالب این قاعده قرار می گیرد. لذا در مسیر تربیت، والدین می بایست تعادل را حفظ نمایند، و از روش هایی که سبب استفاده از تنبیه و یا منجر به لوس شدن فرزندان می شود، پرهیز کنند.

در این کتاب، مطالبی که ابتدای سخن در باب اهمیت موضوع به آن ها پرداخته شد، با محوریت نگرشی عملی به شیوه های تربیت فرزندان، بیان شده است. این مهم را مؤلف در قالب هفت فصل با شیوۀ نگارشیِ خاص به رشته تحریر در آورده است.

در فصل اول کتاب مؤلف راهنمایی کودک را تشبیه به یک کرسی سه پایه می کند که پایه های آن متشکل از، آگاهی های والدین از ارزشهای شخصی خودشان، انتظارات معقول و مطابق با واقع داشتن از فرزندان، و خویشتن پذیری است. و در صورتی این کرسی کارآیی لازم را خواهد داشت که هر کدام در جای خود حاضر باشند. اهمیت این ارکان زمانی هویدا می گردد که در صورت نبود یکی از آن ها آسیب هایی متوجه والدین و فرزندان می شود. به عنوان نمونه اگر انتظارات والدین از فرزندان خارج از سطح رشدی و رسش فرزندان باشد، اضطراب را به همراه می آورد. از همین رو در صفحات 12- 15 در جدولی دستورالعمل هایی برای استفاده از نمودار رشدی ارائه شده است. ضمن این که دانشمندان معتقدند که سرعت یادگیری در کودکان هم متفاوت و وابسته به اموری است. فصل دوم، نویسنده  شش گامی را که در جهت حل مسأله باید باشند ذکر می کند، از آن جمله می توان به تعریف مشکل از نظر رفتاری، جمع آوری اطلاعات، مشخص شدن شخصی که مشکل را داراست و... اشاره کرد که، در این فصل به تفصیل با ذکر نمونه ها و مثال هایی به آن ها پرداخته شده است. در فصل بعدی کتاب که اجتناب از مشکلات نام گذاری شده، مؤلف معتقد است با برقراری ارتباط روشن و صادقانه می توان از ظاهر شدن مشکلات جلوگیری کرد. سپس برای کاهش مقدار و فراوانیِ شدت بروز تناقضات چهار قانون را ذکر می نماید که البته در همۀ این موارد انعطاف داشتن والدین و داشتن برخوردهای صحیح آن ها در رفتارهای غیر منتظره فرزندان، نقش مهمی دارد.  از جمله نکات کلیدی مذکور در کتاب این هست که اگر والدین قصد تحسین فرزندان را در هنگام عملی دارند، بایسته است که صبر پیشه کنند و خلاقیت فرزند را متوقف نکرده و زمان تحسین را به بعد از انجام عمل تغییر دهند. از اهم  نکات و مفاهیم اساسی دیگری که در کتاب آمده می توان به سازماندهی مجدد، نحوۀ صحبت ومقدار آن با فرزندان، و گوش دادن فعال را نام برد. در رابطه با مورد اخیر باید افزود که گوش دادن فعال به عنوان کلید موفقیت در رابطۀ والدین و فرزندان محسوب می شود، و همچنین این مفهوم را برای ما مشخص می کند که، والدین بگذارند کودک خودش راه حل را پیدا کرده و سریع به او راه حل را ارائه ننمایند. در فصل چهارم به یکی از مهمترین مباحث مطرح شده در علم روان شناسی و یادگیری می پردازند، و آن چیزی جز تقویت رفتار مناسب نیست. مؤلف هم کلید بهبود بخشیدن به رفتار کودک نوپا و پیش دبستانی تقویت رفتار مناسب می داند. نکته تربیتی مهم دیگری که در این فصل نویسندۀ کتاب به آن اشاره فرموده اند این هست که رفتار والدین نباید به گونه ای باشد بچه برای جلب توجه حاضر به رفتاری شود که سرزنش را برای خود بخرد. بر همین اساس توصیه شده است که در تربیت فرزند در موارد بسیاری، واکنش و توجه مثبت غیر مشروط نقش مهم و بزرگی ایفاء می کند. در مجموع می توان این گونه اذعان کرد که این کتاب در عین حال که در پی ارائه مطالب و مفاهیم علمی همچون انواع تقویت، خاموشی و... است، همچنین به دنبال بیان توصیه هایی عملی در مورد شیوه های تربیت فرزندان است. مخاطب اصلی این کتاب والدین هستند، اما اساتید و دانشجویان رشته های علوم تربیتی و روان شناسی و مشاوره هم می توانند از این کتاب استفاده نمایند.

از جمله نقاط قوت کتاب حاضر می توان به ذکر خلاصه ای از هر فصل در آخر هر فصل، همچنین تمرین ها و دستورالعمل هایی که از آن ها برای تثبیت و جا افتادن مباحث استفاده شده است، اشاره نمود. از همین رو برای مخاطبانی که قصد اتخاذ شیوه های عملی تربیت فرزند را دارند و طالب مطالعه کتاب حاضر هستند، پسندیده است که قلمی را برداشته و مرحله به مرحله و گام به گام با کتاب پیش روند.

نقد و اشکالی در محتوای مطالب رؤیت نگردید الا در موارد بسیار اندک، اما در رابطه با ویراستاری کتاب شایسته می بود در مواردی اصول ویراستاری همچون استفاده از پرانتز  و ویرگول در قسمت اول صفحۀ 23 و سایر صفحات رعایت می گردید.

  1. دوست بدارید اما لوس نکنید، نانسی سامالین، ترجمه: مهدی قراچه داغی، نشر: پیک بهار

معرفی کتاب:

«دوست بدارید اما لوس نکنید» عنوان کتابی است که به رابطه ی کودک و والدین می پردازد. نویسندگان این کتاب، دکتر نانسی سامالین و کاترین ویت نی می باشند. نانسی سامالین دارای مدرک فوق لیسانس مشاوره است که در بخش آموزش والدین فعالیت های زیادی داشته و سه کتاب را در این زمینه به رشته ی تحریر در آورده است. وی کارگاه های آموزشی متعددی دایر می کند و بیش از بیست سال است که در زمینه ی راهنمایی والدین اقدام به ایراد سخنرانی می کند.

این کتاب راهنمایی برای والدینی است که به دنبال تربیت فرزندانشان هستند. این راهکار ها در صد نکته جمع آوری شده است که طی ده بخش، به این نکات پرداخته می شود. وقتی نویسنده، در راهکار هفتم به پدر و مادر ها توصیه می کند که تحت تاثیر چراهای فرزندانشان قرار نگیرند، توضیح می دهد که آیا به راستی وقتی بچه ها به تکرار «چرا» را سوال می کنند، به دلیل احتیاج دارند. اغلب اوقات وقتی بچه ها چرا چرا می کنند، می خواهند نظر پدر و مادرشان را تغییر بدهند و از این طریق بچه ها، نارضایتی خودشان را با نظر والدینشان اعلام می کنند. چاره ای که این کتاب جلوی راه پدر و مادران می گذارد این است که تلاش برای دلیل آوردن برای کودکی که نمی تواند منطقی فکر کند کاملا بی فایده است. کودک نه تنها متقاعد نمی شود، بلکه ممکن است  به این نتیجه برسید که وقتی توضیحات شما موثر واقع نمی شود شما را خشمگین می سازد. بنابراین به جای آن کاری کنیم که آنان خودشان به سوالاتشان جواب دهند. در ادامه، نویسنده پیشنهاد می کند که برای اینکه راحتی و آسایش را به خانواده هدیه دهیم لازم است آداب، تشریفات و سنت هایی را در نظر بگیریم؛ تشریفاتی برای زمان خواب، تعیین مکان های مناسب برای تعطیلات تابستانی، جشن تولد و ....

بخش سوم، درباره ی دادن استقلال به فرزندان صحبت می کند و کارهایی را که برای آموزش استقلال و عدم وابستگی لازم است را یاد آوری می کند و به دنباله ی مباحث این بخش، به ادامه ی راهکارها می پردازد: به خلوت فرزندانتان احترام بگذارید البته تا حدی، به آنان امکان انتخاب بدهیم و در مدرسه حامی آنان باشیم، بدون اضطراب از آنان فاصله بگیریم، فرزندانمان را حلال مسائل تربیت کنیم و کمک کنیم که برای موفقیت خود برنامه ریزی کنند.

در راهنمایی شماره ی سی و یکم، هشداری می دهد که مراقب تعریف و تمجید بیش از اندازه ی خود باشیم، چون وقتی تنها هدف بچه ها راضی کردن باشد ممکن است دست به ریسک نزند و نوآوری در کارشان از بین برود تا از مدح و تعرف والدینشان محروم نشوند. از این گذشته، بچه ها علاقه مند به تحسین و تشویقی هستند که داوری کننده نباشد و به فردیت آنها بها بدهد. از همه مهم تر این که بچه ها می خواهند پدر و مادرشان بر اساس واقعیت ها از آنها تعریف و تمجید کنند.

«از دام خوش بختی احتراز کنید» وقتی نویسنده از این عبارت استفاده می کند منظورش این است که از اقداماتی که پدر و مادر ها فکر می کنند باعث خوش بختی فرزندانشان می شود دوری کنید و در همین جا خواننده را با پنج راهکار آشنا می کند تا گرفتار این دام نشوند: دقت داشته باشید که وقتی از «نه» استفاده می کنید همان«نه» معنی بدهد، تسلیم سلطه جویی آنان نشوید، نگران احساسات منفی باشید، به جای خواسته ها به نیازها توجه کنید، و برای فرزندانتان در و مادر باشید...

بخش پنجم، به سنین حساس نوجوان توجه کرده و به کانال های ارتباطی نوجوان با والدین می پردازد و مهارت هایی را که در این سنین لازم است پدر و مادر ها کسب کنند اشاره می کند؛ گوش دادن همدلانه، فراهم آوردن فرصت برای نوجوان برای ابراز خود، تصدیق اعتبار احساسات و..

ایجاد هماهنگی میان خواهران و برادران، یکی از بخش های این کتاب را به خودش اختصاص داده است. در این بخش ابتدا درباره ی تولد فرزند دوم و شیوه های آماده سازی فرزند اول را با برادر یا خواهر، صحبت هایی می کند و در ادامه به مشکلاتی که ممکن است سر راه این خانواده ها قرار گیرد پرداخته و راهکارهای آن را بیان می کند. بخش های پایانی این کتاب، به آموزش مهارت های اجتماعی، چگونگی افزایش عزت نفس فرزندان و تقویت کردن مهارت های والدانه می گذرد.

در نهایت برای این که پدر و مادران نسبت به این کتاب شناخت بیشتری داشته باشند که آیا آنها مخاطب این کتاب هستند یا نه، لازم است بدانند که این مطالب برای والدین، راهنمایی عمومی محسوب می شود؛ به عبارت دیگر این کتاب، موقعیت محور می باشد یعنی در موقعیت های مختلفی که کودک قرار می گیرد، و رفتارهایی که از او سر می زند، نحوه ی برخورد مناسب با آن موقعیت را توضیح می دهد. پدر و مادر هایی که به دنبال آموزش های ویژه در سنین مختلف هستند باید به کتبی مراجعه کنند که مسایل تربیتی را با توجه به سن کودک بررسی کرده اند.

 

  1. تربیت مسموم، سوزان فوروارد، ترجمه مهدی قراچه داغی، نشر: آسیم

معرفی کتاب:

«تربیت مسموم» اثر نویسنده توانمند حوزه روابط خانوادگی یعنی سوزان فوروارد (Forward. Susan)  می باشد که توسط مهدی قراچه داغی به فارسی برگردانده شده است، نشر آسیم این کتاب را در  356 صفحه به چاپ رسانده است. ( انتشارات دیگری نیز این کتاب را در سالهای متفاوتی منتشر ساخته اند) این کتاب که از آن می توان به عنوان یک کتاب بسیار خوب در زمینه تربیت غلط والدین نام برد، می توان مرهمی باشد بر زخم های برخی از فرزندانی که آسیب های زیادی از والدین خویش برده اند

مولف در مقدمه این کتاب اشاره می کند که هدف من از نگارش این کتاب، وجود اشکالات تربیتی بسیار زیاد در میلیون ها  خانواده در سراسر دنیا و به خصوص آمریکا می باشد.

در مقدمه می خوانیم، پدر و مادران در فرزندان، بذرهای احساسی و ذهنی کشت می کنند، در برخی از والدین این بذرها، بذر عشق و احترام و استقلال می باشد اما در بسیاری ( با توجه به فرهنگ کشور مؤلف) از والدین، بذرهای ترس و اضطرار و احساس گناه کشت می شود، کتاب برای گروه دوم نوشته شده است .سوزان فورواد معتقد است این بذرها در زمان بلوغ فرد، به علف های هرزی تبدیل می شوند که می تواند زندگی فرد را با آسیب های زیادی مواجه می کند و شغل، روابط خانوادگی فرزندان را تهدید می کند و حرمت نفس و اعتماد به نفس را از فرزندان می گیرد. فوروارد ادامه می دهد با این کتاب من به شما کمک می کنم تا این علف های هرز را شناخته و آنها را ریشه کن سازید.

مولف معتقد به درمانهای کوتاه مدتی است که به تغییر انگاره ههای مخرب رفتاری تأکید دارد.

خانم فورواد در این کتاب با طرح سه سوال در زمینه روابط شخص با پدر و ماد در کودکی، روابط شخص با والدین در دوران بلوغ و نوع زندگی در بلوغ ، فرد را متوجه وجود اشکالات مختلفی در زندگی اش می کند که می تواند آرامش را از زندگی وی دور سازد.

این کتاب که بر مبنای تربیت غلط والدین و باعنوان جالب آن، تربیتی از نوع سمی می باشد، در واقع به خطاهای اساسی والدین( هر دو یا یکی از آنها) اشاره می کند و افرادی که دوران کودکی سختی داشتند و با توجه به وجودد تابوهای مختلف مذهبی، عرفی و اجتماعی نتوانستند در برابر والدین خود ایستادگی کنند و سالهای زیادی با رنج های حاصل از آن تربیت غلط زندگی کرده اند. مولف اشاره می کند که هدف در این کتاب این نیست که والدین تغییر کنند بلکه شخص با خواند این کتاب این توانایی را در خود ایجاد می کند که از نفوذ پرقدرت والدین خویش رها گردد

کتاب پیش رو در دو بخش کلی گرد آوری شده است بخش اول اشاره به انواع تربیت مسموم والدین دارد در این بخش، نحوه عمل والدین ناآشنا به تربیت بیان می گردد و نوع آسیب های وارده به فرزندان نیز مورد بررسی قرار می گیرد، بخش دوم کتاب راه های رهایی و نجات فرد از این تربیت می باشد که فرد در این مرحله می آموزد چگونه با تألمات ناشی از آن برخورد و با آنها مقابله نماید و استقلال از دست رفته خویش را بازستاند.

اولین گروه از والدین که شیوه تربیتی آنان فاسد و سمی می باشد والدین خداگونه می باشند، واژه والدین خداگونه، الهام گرفته از افسانه های یونانیان می باشد، والدین خداگونه به نحوی فرزندان خویش را تربیت می کنند که همیشه فرزندان را مطیع خود داشته باسند و برای آنان اجازه هیچگونه حق اعتراضی قائل نیستند. در این خانواده ها معمولا یک بلا گردان وجود دارد به این معنی که همیشه اشکالات و مشکلات خانواده را از چشم یک نفر می بینند، وجود بلاگردان در خانواده های الکلی به مراتب بیشتر از دیگر خانواده ها یافت می گردد.

رفتار والدین در مقابل آسیب هایی که به فرزندان خویش وارد می سازند در چند مورد خلاصه می گردد، برخی والدین از مکانیزم انکار استفاده می کنند و وجود هر نوع خطایی در برار فرزندان را منکر می گردند، دسته دیگر ا فرافکنی این اشکالات را از چشم فرزند می بینند، عده ای به خرابکاری عمدی متوسل می شوند، و عده ای از والدین نیز با بهره گیری از شیوه مثلث سازی سعی می کنند خطاهای موجود را پنهان نمایند.

انواعی از مشکلات رایج تربیتی وجود دارد که از جمله آنها می توان به والدین با سبک تربیتی سخت گیر و مستبد اشاره نمود، یا والدین سلطه جو، والدین سلطه جو معمولا شرایط زندگی فرزندان را به گونه ای رقم می زنند که همیشه محتاج و نیازمند آنان حتی در زمان جدایی و ازدواج باشند.

اما بخش پایانی این کتاب که در واقع مهم ترین بخش این کتاب می باشد اشاره به واکنش ها و عکس العمل های فردی دارد که می بایست در برابر والدین خویش از خود بروز دهد، این اقدامات به طور خلاصه اینگونه بیان می گردد

اولین موضعی که مولف در این کتاب می گیرد این است که در مرحله اول هیچ لزومی ندارد که فرد خاطی ( والدین) را بخشید، بلکه بالعکس می بایست خشم موجود در درون خویش را ابراز داریم. مراحل دیگر نیز به شرح ذیل است:

2. تغییر باورهای کاذب و احساسات دردناک موجود

3. پی بردن و درک اینکه مسئول دردهای کودکی، والدین می باشند نه کودک

4. روبرو شدن با خشم خود و تخلیه خشم، البته نه به طور مستقیم

5. رویارویی( مواجهه اندیشمند و شجاعانه با گذشته دردناک و زمان فعلی دشوار)

نکته دیگری که در این کتاب مورد بررسی قرار می گیرد، رویارویی با پدر و مادری می باشد که از دنیا رفته اند و ظلم هایی در حق فرزندان خویش مرتکب شده اند، حال که فرد می خواهد از زیر فشار آن ظلم ها رهایی یابد باید چه کند؟

مولف در این کتاب اشاره می کند که درمان برخی از مشکلاتی که والدین ایجاد می کنند توسط روش درمانی گروه درمانی بسیار بهتر نتیجه می دهد و رویکرد فرویدی و رویکردهای مشابه بدترین نتایج را ثمر خواهند داد و لدذا این توصیه را به مشاوران و روانشناسان می کند که از روش گروه درمانی استفاده شود هر چند توصیه مولف این است که زن و مرد آسسیب دیده با هم و در یک گروه درمان شوند، که البته می بایست مائل فرهنگی و هنجاری جامعه رعایت شود.

اشکال عمده ای در کتاب یافت نمی شود مگر این مسئله که می بایست در هر صورت برخورد و مواجهه با والدین در عین حالی که سخن و اعتراض خویش را بیان می داریم، ادب را هم رعایت نماییم.

نکته دیگر این است که بخشی از مباحث کتاب متوجه مسائل تجاوز جنسی و نامشروع والد پدر به دختر می باشد که جدای از کثیف بودن این عمل و لزوم برخورد مناسب با آن، این نکته در فرهنگ ما خیلی شیوع ندارد اما در فرهنگ مولف موارد زیادی را می توان یافت. و لذا با توجه به وجود اینگونه مسائل و مسائل مشابه، توصیه این کتاب فقط مخاطبینی را شامل می شود که از پدر و مادر خویش آسیب دیده اند، هر چند در مرحله بالاتر از مخاطب عام برای مشاوران، درمانگران، و مددکاران  و... بسیار قابل استفاده می باشد

اشکالات دیگر موجود:

1. استفاده از برخی واژه ها که نماد مسیحیت می باشد مانند کلیسا

2. ذکر موارد متعددی از وجود روابط نامشروع در بین زنان و مردان و حتی متأهلین( البته با توجه به فرهنگ مولف طبیعی است) در خود کتاب به آمار وحشتناک آمریکا در تجاوزات جنسی اشاره می کند.

روابط  زیاد زنان با مردان برای ازدواج ص 47

مانند ارتباط شوهر زنی با زن دیگر در «بار» ص 48

دوستی پسر و دختر در صفحات 106 و 114

الکل و مواد صنعتی. مادر الکلی و...

مادر و رقص باله 129 ( اشاره به اینکه ازدواج مانع از رقص باله شد)

روابط سکس پدر و دختر و دوستان و سکس با همدیگر که کلا با فرهنگ اسلامی ایرانی ما تطابقی ندارد و البته دروی از آموزه های دینی و معرفتی، زمینه انحراف برخی از جوانان را نیز در کشور ما فراهم نموده است که در اینجا وظایف والدین، اهمیت خود را بهتر می داند.

غلط های املایی مانند استنماع به جای استمناء  ص 178، ملتبسانه به جای ملتمسانه ص 343  و...

  1. پدر، مادر کمی هم به من گوش کنید، رهنمودهای عملی کودک به بزرگسالان در خصوص انضباط ( علی صاحبی)

معرفی کتاب:

تربیت فرزند از جمله مسائلی است که دغدغه والدین را برای داشتن فرزندانی خوب برانگیخته و ذهن و دل آنان را به خود مشغول نموده است. تربیت کردن امری چند بُعدی است که به سادگی نمی توان تمامی ابعاد آن را توضیح داد. به همین منظور دیده می شود که کتاب های متعددی به بازار عرضه می گردند که هر یک از آن ها به برخی از جنبه های تربیت کردن فرزندان اشاره داشته است. در این میان برخی از کتاب ها علمی بوده و اشاره به پژوهش های گوناگون با زبان تخصصی نموده اند و برخی دیگر با استفاده از این پشتوانه های علمی به تالیف کتاب با زبانی ساده و همه فهم اقدام نموده اند. در میان این نوع کتاب ها نیز مواردی دیده می شود که با حجم زیاد انبوهی از مطالب را ارائه می دهند و برخی دیگر اصل مفید و مختصر بودن را پیشه خود ساخته و در حد حوصله والدین امروزی به ارائه مطالب به صورتی ساندویجی می پردازند. کتاب "پدر، مادر کمی هم به من گوش کنید" نمونه ای از این دست کتاب هاست. در این کتاب 72 صفحه ای که در قطع جیبی و به همراه تصاویر رنگی و کیفیتی ستودنی چاپ شده است با شیوه هایی که منجر به تربیت فرزندانی منضبط می شود آشنا می شویم. نگاه این کتاب برخلاف بسیاری کتب دیگر، نگاهی به مساله انضباط از دید کودک است. کودکان انضباط را چگونه می بینند و چه نکاتی را در باب آن به بزرگسالان گوشزد می کنند تا آن ها بتوانند روش های موثر و سالم تری برای اعمال آن به کار گیرند. این نوع نگاه به مسائل تربیتی سبب می شود والدین واقعا آنچه را که کودکشان از آنان طلب می کنند ارائه کنند نه مطالبی را که خودشان به صورت خودمحورانه به آن نیاز دارند. این کتاب برای والدینی است که کودکانی تا سن 5 الی 6 ساله دارند. مطالعه کتاب حاضر باعث می شود کودکمان را بهتر مشاهده کنیم و متوجه شویم در ذهن او چه می گذرد و ما چگونه می توانیم نیازهای او را مرتفع سازیم.

  1. آزاد و صمیمی با فرزندان، آلیسون مولوانی، ترجمه: مهدی حاجی اسماعیلی، نشر: دانژه

معرفی کتاب:

یکی از نعمت های پیرامون افراد، فرزند داشتن است. فرزندی که می تواند سبب به یادگار ماندن نام والدین و از طرفی دیگر باعث تخریب وجهه والدین گردد. اما هر چه باشد این نوعِ تربیت و تأثیر گذاری ما بر فرزندان است که می تواند ما را به اهدافمان گسیل کند. والدین خود به خوبی عالِم به این هستند که با وجود فرزندان، این هدایای الهی، مسئولیت هایی بر عهده شان قرار می گیرد. مسئولیتی بسیار عظیم و تأثیر گذار که می تواند نه تنها آیندۀ فرزندشان و خود والدین را رقم بزند، بلکه به نوعی آیندۀ جامعه هم در گرو تربیت پسندیده و نیک فرزندان است. چیزی که متأسفانه کمتر به چشم می خورد. مؤلف با علم به این قضیه و شناخت نسبت به ضرورت و اهمیت موضوع کتاب آزاد و صمیمی با فرزندان را نگاشته است. مؤلف که خود متخصص ارتباط و آسیب شناس زبان و گفتار و کارشناس ارشد زبان است، با ارائۀ تمریناتی سعی کرده است علمش را در زمینۀ تربیت کودکان عملی نماید.  مؤلف کتاب با علم به این که  در بسیاری از خانه ها، والدین حرف فرزندان را و فرزندان سخن و الدینشان را متوجه نمی شوند، و این که همین امر باعث مشکلات رفتاری کودکان و نوجوانان مثلِ داد و فریاد زدن، لجبازی کردن، دروغگویی، فرار از خانه و کشیده شدن آن ها به سمت اعتیاد و بزهکاری می شود، اصول و راهکارهایی را ارائه داده است.  پس این که والدین نمی دانند چگونه با فرزند خویش هم کلام شوند، ارتباط برقرار کنند و مشکلات آن را حل کنند و یا در بسیاری از موارد با مشکلات و ناسازگاری های آن کنار بیایند، این منشأ مشکلات به مراتب بزرگتری خواهد شد. در کتاب حاضر با عنوان « آزاد و صمیمی با فرزندان» نوشتۀ آلیسون مولوانی و ترجمۀ مهدی حاجی اسماعیلی همان طور که از عنوان کتاب بر آید، بویسنده به دنبال ارائۀ راه هایی است برای این که، فرزندان و والدین با هم صمیمی باشند تا بتوانند یکدیگر را درک، و ارتباط مؤثری با هم برقرار کنند. کتابی که در ده فصل با محتوای، تعریف ارتباط(باورها و نوع ارتباط و...)، ارتباط چه زمانی آغاز می شود؟، دلیل بروز ارتباط ناموفق، ارائه الگوهای کلاسیک برقراری ارتباط در تربیت، موانع یادگیری و تغییر، چگونگی کنترل هیجانات، تغییری برای بهتر شدن پیروزی-پیروزی، چگونگی در ارتباط قرار دادن ارزشها با فرزندان، چگونگی هدف چینی و در آخر فعالیت هایی برای برانگیختن ارتباط و ابراز وجود، نگاشته شده است.  این کتاب برای والدین که مسئول اصلیِ تربیت فرزندان هستند، مربیان و معلمان سفارش می شود. یکی از مطالب مهم کاربردی موجود در کتاب، در فصل هفتم بیان شده است آن جا که مؤلف شش گام را برای ارتباط موفق که عبارتند از: توسل به ارزشهای کودک، مراحل دیگر دانستن نتیجه، ایجا توافق، گوش دادن فعال، همخوان بودن و استفاده از فن پیروزی- پیروزی است که عنوان فصل هفت هم قرار گرفته شده است.  از جمله نقاط قوت کتاب حاضر می توان نکته های کلیدی در آخر هر فصل را عنوان کرد.

  1. تربیت کودک بدون فریاد یا کتک زدن ( جری وایکف، باربارا سی اوئل ترجمه زهره جواهری، نشر: هنگام

معرفی کتاب:

«تربیت کودک بدون فریاد یا کتک» عنوان کتابی بسیار خوب برای والدین گرامی و در مرحله بعد برای مربیان، مشاوران و درمانگران حوزه کودک می باشد در این کتاب که به نویسندگی دکتری جری وایکوف و باربارا.سی. اونل و ترجمه خانم زهره جواهری توسط انتشارات هنگام چاپ شده است مخاطب با اغلب مشکلات و مسائل متعارف کودکان مواجه شده است، به طور قطع می توان گفت با نگاه به فهرست کتاب شخص راغب به خرید این کتاب می شود و این رغبت زمانی گسترش می یابد که خواننده فهیم و مخاطب محترم ایرانی این نکته را بداند که کتاب از برخی مسائل نابهنجار خالی بوده و به نوعی یک کتاب کاملا مفید در این زمینه می باشد هرچند موارد  نادری از غلبه فرهنگی وجود دارد که در ادامه گوشزد می شود.

شیوه نکارش این کتاب به این صورت می باشد که ابتدا مشکلی خاص بیان می شود برای نمونه می توان به مشکل کم رویی کودکان اشاره نمود که والدین زیادی نسبت به کم رویی فرزندان خوی گله دارند و راه نجات فرزند خویش را از این مشکل نمی دانند، مولف در ابتدا با تعریفی کوتاه، ابتدا مشکل مورد نظر را معرفی و محدوده آن را بیان می کند و در ادامه به راهکاهایی و مواردی که می بایست والدین رعایت کنند و همینطور کارها و برنامه هایی که یم بایست به فرزند خویش آموزش دهند اشاراتی می کنند و در ادامه و در پایان هر مشکل، اشاره به یک مثال بیرونی و یک جریان واقعی می شود تا مخاطب خود را با آن شرایط هماهنگ دیده و رفتار مناسب را الگوبرداری نماید.

مولفان محترم برآنند که به والدین این آموزش را بدهند که چگونه با مشکلاتی که ممکن است آنها را کلافه کند برخورد بهتری داشته باشندو به جای استفاده از کتک و تنبیه های بعضا شدید و به طور کل بی نتیجه و بی ثمر، راهکارهایی برگزینند تا هم خود آرامش نسبی را بدست آورند و هم فرزند خویش را در مسیر رشد و تعالی قرار دهند و این امر تا حدود زیادی با خواندن این کتاب حاصل می گردد.

این نکته را نیز والدین گرامی باید بدانند که هر گونه فرزند آموزش ببیند و هر آنچه ببیند همانگونه رشد می یابد، و والدین فهیمی که سعی می کنند نظم

اما مشکلاتی که در این کتاب مورد بررسی قرار می گیرند عبارتند از پرخاشگری، کم رویی، بی تحرکی، وابستگی به والدین، تنبلی، راحت طلبی، خودسری ( تلاش کودک به انجام کارهای خود و یا دیگر کارها به تنهایی )، تخریب اموال،  تنبلی در نظافت (استحمام و...) کنجکاوی، بدخوابی، بیش فعالی، تماس با غریبه ها، مزاحمت، حسادت به دیگر فرزندان، دروغگویی، ریخت و پاش کردن، لقب گذاشتن برای دیگران( تمسخر دیگران)،سرپیچی از دستوررات، خودخواهی، بی اشتهایی، پرخوری، استفاده زیاد و مکرر از کلمه«نه»، بازی کردن با غذا به جای خوردن غذا، تظاهر به استفاده از اسلحه ( تمامی وسایل را به نوعی به اسلحه تشبیه می کند و دیگران را با آن تهدید می کند) دیرخوابیدن، بی علاقگی به بستن کمربند ایمنی در ماشین و در هنگام سفر، دعواهای خواهر و برادری، دزدی های کودکانه، بدزبانی و بی ادبی گفتاری، مقاومت در برابر تغییر ( پسری که در حال بزرگ شدن است باز هم می خواهد با مادر خویش فقط به حمام رود و قبول نمی کند که به همراه پدر به حمام رود، پرستار جدید را نمی پذیرد، لباس جدید را دوست ندارد و...)لجبازی کردن، نق زدن های مداوم و...

به نمونه هایی از مشکلات کودکان و پاسخ های کتاب اشاره می شود:

برای مثال به مشکلبدخوابی کودک اشاره می شود، مولف می نویسد: اگر مطمئن نیستید که کودکتان واقعا به چه چیزی نیازز دارد و یا فقط نیاز به توجه شما دارد، ابتدا باید کودک را بررسی نمود و اگر مشکلی نبود او را به مدت سی ثانیه در آغوش گرفت و بوسید و از اتاق کودک خارج شد و محکم و دی عین حال با محبت به کودک خویش بگویید الان زمان خوابیدن است و نه زمان بازی کردن.

برای رهایی از مشکلات بدخوابی کودک ابتدا می بایست قوانین خوابیدن را در ساعاتی غیر از ساعات خواب بیان نمود، برای پیروی از قوانین توسط کودک قول پاداش دهید، زمان برگشتن به خواب را به او یادآوری کنید، پیامدهایی برای شکستن قوانین در نظر بگیرید، پای قوانن ثابت قدم بمانید و بر آنها تأکید کنید، توجهی به سرو صدای او نکنید، از ترس و تهدید استفاده نکنید و از مسافتی دور با کودک خویش سخن نگویید.

کتاب از لحاظ علمی از محتوای خوبی برخوردار می باشد و این نکته بر مفید بودن کتاب می افزاید در عین حالدر برخی از مواردی که اشاره می گردد مخاطب فهیم باید این نکته را بداند که کتاب طبق فرهنگ خاص نویسنده نگارش شده است برای اشاره به غلبه فرهنگی می توان به دو مسئله اشاره نمود

1. نگهدای سگ در منزل. این مشکل فرهنگی که تناسبی با فرهنگ اصیل ایرانی و اسلامی ما ندارد و مضرات نگهداری از ان در منزل برای همگان آشکار می باشد به نوعی یک مسئله قطعی و یک اصل پذیرفته شده در فرهنگ های غربی و آمریکایی می باشد و مخاطب و خواننده فهیم خود به این نکته واقف می باشد.

2. در صفحات 98 و 285 کتاب ما با مسئله ای مواجه می شویم که در کشور ما و به طور کلی تر در فرهنگ ما اصلا جایی ندارد و آن وجود اسلحه و تفنگ در منزل و در دسترس کودکان می باشد.

 

  1. تربیت طبیعی در مقابل تربیت عاریه­ای، عبدالعظیم کریمی، انتشارات: انجمن اولیا و مربیان

معرفی کتاب:

کتاب حاضر با عنوان «تربیت طبیعی در مقابل تربیت عاریه ای» به مباحث تربیتی از زاویه جدیدی نگاه می کند و آن هم مقایسه و مقابله دو نوع تربیت با هم می باشد. این کتاب را دکتر عبدالعظیم کریمی در 296 صفحه نوشته است و از آن جایی که کار نشر آن با انجمن اولیا و مربیان است می توان حدس زد که کتاب برای مربیان کودکان و والدین آن ها می باشد. واژه «تربیت طبیعی» به این معنا است که کودک باید طوری تربیت شود که بتواند فطریات و درونیات خودش را زنده کند، در واقع در این روش تربیتی، مربی چیز جدیدی به متربی آموزش نمی دهد، بلکه کودک را به کشف و اکتشاف داشته هایش می رساند، و این مسیر سفر به درون را برای کودک هموار می کند. در مقابل، تربیت عاریه ای مبنایش علوم صنعتی و دانسته های غیر فطری است که در واقع نوعی سفر به بیرون است و از داشته های خدادادی و فطری اش غافل می شود.

مؤلف، در این کتاب بر آنست تا با این مقایسه و آشنایی مختصر با دو نوع تربیتی طبیعی و عاریه ای، از آثار سوء و یا ناخواسته تربیت عاریه ای جلوگیری شود. در فصل اول کتاب با ارائه نظرات مختلف در مورد تعلیم و تربیت، ضرورت پرداختن اساسی به روش های تعلیم و تربیت طبیعی مورد اشاره قرار می گیرد و نقش این نوع تربیت بر شکل دهی درونی رفتارها و ارزش ها مورد بررسی قرار می گیرد. بخش اصلی کتاب را فصل دوم آن تشکیل می دهد که به تمایزات اساسی بین روش تربیتی طبیعی و عاریه ای می پردازد و مباحثی پیرامون این دو روش ارائه می شود.

استفاده از سخنان بزرگان و اندیشمندان می تواند بر نفوذ مطالب ارائه شده از سوی نویسنده در دل مخاطب تأثیر به سزایی داشته باشد، از این رو در سراسر کتاب و به خصوص در صفحات پایانی آن به این نکته ها و راه بردهایی که از سوی مربیان بزرگ است اشاره می شود.

  1. الگوهای نمادین در تعلیم و تربیت نامرئی، عبدالعظیم کریمی، نشر: عابد (ویژه معلمان)

معرفی کتاب:

کتاب حاضر با عنوان «الگوهای نمادین و غیر کلامی در تعلیم و تربیت نامرئی» نوشته دکتر عبد العظیم کریمی که در 254صفحه به نگارش در آمده و توسط انتشارات عابد به چاپ رسیده است، از کتابهایی است که در حوزه ارتباط غیر  کلامی به نگارش در آمده است.

در این کتاب مولف، که خود ادعای بزرگی در این حوزه ندارد، سعی کرده است که از فضای ارتباطهای غیر کلامی در حوزه تعلیم و تربیت استفاده کند و در این کتاب اشاره می کند که تعلیم و تربیت مستقیم و روش های جاری در تعلیم وتربیت عوارض آسیب زایی دارد که باید از آنها پرهیز کرد وبه جای آنها باید از الگوهای نمادین و غیر کلامی استفاده شود چرا که تاثیر و نفوذش بیشتر است.

در این کتاب انواع شیوه های تربیتی از طریق ارتباط غیر کلامی(دیداری،تصویری،نمادین) در قالب پپیام های غیر مستقیم با سبکهای زبان شناختی و زیبایی شناسی مورد استفاده قرار می گیرد.

این کتاب درچهار فصل نوشته شده است که در فصل اول ازپیشینه و قدمت کاربست الگوهای نمادین در فرهنگ دیرینه تاریخ، واژه شناسی فرهنگ نمادها، ویژگی های بیان نمادین در تعلیم وتربیت نامرئی، مفهوم نماد در دوران معاصر، تقسیم بندی های نماد و نشانه در زبان شناسی و علم ارتباطات و نحوه استفاده از زبان نمادین در فرآیند تربیت دینی معرفی شده است.

در فصل دوم روشها و راهبردهای عملی در جریان تعلیم و تربیت غیر کلامی بخصوص در فرآیند تدریس و آموزش در قالب کلاس درس و نوع ارتباط معلم با فضای کلاس ارائه گردیده است. در فصل سوم از جلوه ای گویا و عمیق در زبان نمادین یعنی سکوت و خاموشی صحبت به میان آمده است . در فصل چهارم اهمیت «نما» و «نگاه» و نقش این دو در کنش وری های نامرئی بین مربی و متربی و انتقال پیامهای نمادین از طریق علائم غیر کلامی  بیان شده است.

  1. چگونه فرزندان خود را تربیت نکنیم؟ سید مسعود راد ، نشر: برادری

معرفی کتاب:

«چگونه فرزندان خود را تربیت نکنیم» عنوان کتابی است که نویسنده ی آن یعنی آقای سید مسعود راد برای کتابش انتخاب کرده است. وی دارای تحصیلات کارشناسی ارشد در رشته ی روان شناسی بالینی و تعلیم و تربیت بوده و تجربه های زیادی در زمینه ی مشاوره های زناشویی و تربیتی دارد. تفاوتی که در روش و قلم ایشان با دیگر مولفین به چشم می خورد و همین امر هم موجب شده که این اثر خواندنی و جذاب به نظر برسد این است که وی  مطالب علمی و دانش روان شناسی و تربیتی اش را در لابلای ضرب المثل، لطیفه و ماجراهای واقعی تاریخی و مشاوره ای آورده است..

شاید تا به حال در باره ی نحوه و چگونگی تربیت فرزند شنیده باشید و یا کتاب خوانده باشید، اما این کتاب همانطور که از عنوان آن مشخص است درباره ی چگونه تربیت نکردن فرزند مطلب می نویسد اگرچه به روش های صحیح تربیت نیز می پردازد. روشی که این کتاب دنبال می کند این است که نویسنده در پی تغییر در والدین است تا از این طریق به تغییر و اصلاح فرزند برسیم و نویسنده همین امر را هدف اصلی خویش برای تالیف کتابش می داند. وی از تربیت تعریفی متفاوت دارد و می گوید که باید تغییری در نگرش خودمان ایجاد کنیم، مفهوم تربیت حقیقی این است که ما با روش های مناسب و کار آمد به خود رو کنیم و در تربیت خودمان بکوشیم.

نویسنده در این کتاب که می خواهد از فرزند صحبت کند، از آن به آینه تعبیر می کند و هر جا مفهومی را در باره ی تربیت فرزند می خواهد بیان کند از این عبارت در اول هر فصلی استفاده می کند. به عنوان مثال، انعکاس نور در آینه ، عبارتی است که در ابتدای بحثش از آن کمک می گیرد. منظور وی از این عبارت این است که ما هر چه باشیم، فرزندان ما هم همان خواهند شد و اگر تا به حال از روش های غلط برای تربیت فرزندمان استفاده می کردیم از حالا تصمیم به تغییر روش بگیریم و هر جا جلوی ضرر را بگیریم، منفعت است. نکته ای که خیلی حایز اهمیت است و باید به آن توجه ویژه ای داشت و نویسنده هم به خوبی اشاره به آن کرده است این مطلب است که ادعیه ای که در تربیت فرزند در کلام معصومین و مخصوصا کلام امام سجاد(ع) وجود دارد ما را در این مسیر کمک خواهد کرد. 

وقتی در این کتاب از موانع انعکاس نور صحبت می شود، منظور عادات غلطی است که مانع رشد و آگاهی و دانش ما و فرزندانمان می شود. در تربیت فرزند ابتدا باید نقاب بزرگ و غرور والدینی را کنار گذاریم چون که آنان مملوک و ما مالک آنان نیستیم بلکه آنان هدیه های خدا و ما هم والدین آنانیم. پس رابطه ی دوستانه و صمیمانه ای با آنان داشته باشیم و در این راه چاره ای جز این نداریم که غرورهای نادرست والدینی را کنار بگذاریم.

در یکی از گام های دیگر که نویسنده به آن از «به آینه نزدیک شویم» یاد می کند، اصل خوش اخلاقی را یاد آوری می کند. چون افراد خوش اخلاق، آینده نگر و اهل تفکرند. در گام بعدی توصیه می کند که آینه را به خود نچسبانیم. از این جمله چه مفهومی به ذهنتان می آید؟ بله. آموزش استقلال. ما باید کمک کنیم تا فرزندانمان از حیطه ی کنترل و حمایت مستقیم عاطفی ما خارج شوند و سعیمان بر این باشد که از سنین پایین، به موازات بالا بردن آگاهی و استقلال فکری فرزندانمان کنترل مستقیم خود را نسبت به آنان کم کنیم تا زمانی که به سن نوجوانی رسیدند دیگر نیازی به کنترل ما نداشته باشند و نسبت به درستی و یا نادرستی هر کاری خودشان به یقین برسند. 

مولف در ادامه به این نکته هم اشاره می کند که باید نور بیشتری به آینه بتابانیم و با ارتقاء دادن تفکر نوجوان و با احترام گذاشتن به رشد عقلی و فکری او، باورهای دینی، ارزش های معنوی، نظم و انظباط و مسئولیت پذیری را به بهترین شکل به او انتقال دهیم. همیشه توصیه براین بوده است که ما پدر و مادرها به توان فرزند خود توجه کنیم و بر اساس ظرفیت آنان، برایشان برنامه ریزی کنیم و از آنها انتظار داشته باشیم و به قول نویسنده ی کتاب برای فرزندانمان آینه ی آینه باشیم. و بالاخره در آخرین گام یعنی گام دهم، آینه ی وجود خود را مدیریت کنیم؛ عمل به آنچه از دیگران توقع داریم که آن را انجام دهند به ما امکان می دهد که بتوانیم بر خود مسلط باشیم و در مدیریت بحران موفق شویم. در این مقطع نیاز داریم که اهرم های مدیریت خود را که در آخرین گام به آن اشاره شده است را برای مهار بحران به کار گیریم.

قبل از مطالعه ی این کتاب اگر این چند سطر زیر را از نظر بگذرانید با اشتیاق بیشتری به سمت خواندن کتاب می روید:

از روشهای نو و بدیع نویسنده در این کتاب این است که در ابتدای هر فصل و بحثی ، داستانی را که مرتبط به همان مفهومی که می خواهد به خواننده انتقال دهد را در قالب طنز و بسیار تاثیر گذار مطرح می کند که برای مخاطب کاملا قابل فهم است و تبسم را به لبان خواننده می نشاند. و هرگز فراموش نمی کنیم که در تربیت، همیشه اصلی وجود دارد و آن هم اصل اراده و اختیار انسان است. به این معنا که کارهای تربیتی والدین در صورتی بسیار بسیار در تربیت فرزندانمان موثر است که آنان با اختیار آزاد خودشان این مسیر را انتخاب کنند.

  1. راهنمای فرزندپروری موفق، دان دینک میر، ترجمه مجید رئیس دانا، نشر: رشد

معرفی کتاب:

کتابی که پیش رو دارید تحت عنوان «راهنمای فرزند پروری موفق» توسط گروه گام به گام (STEP) تألیف شده است. نویسندگان کتاب دکتر دان دینک میر (پدر)، دکتر گری دی مکی، و دکتر دان دینک میر (پسر)، همه از متخصصین رشته های علوم تربیتی، روان شناسی و امور خانواده هستند. کتاب که مشتمل بر دویست و چهل و هفت صفحه می باشد، توسط مجید رئیس دانا به زبان فارسی ترجمه شده و انتشارات رشد آن را منتشر کرده است.

رویکرد کتاب به گونه ای است که همه سنین را شامل می شود و اختصاص به سن خاصی ندارد. نویسندگان کتاب ابتدا اساس روابط والدین با فرزندان را تبیین می کنند و در ادامه متناسب با هر گروه سنی، این رفتارها و روابط، مورد مظالعه دقیقتر قرار می گیرد. آنها با بررسی دقیق و تجزیه و تحلیل لحظه های حساس دورن خانواده، راهکارهای عملی مفیدی را به والدین ارائه می کنند.

به عقیده نویسندگان از بین سه مورد از رایجترین سبکهای فرزند پروری، روش «حق انتخاب دادن» بهترین روش برای فرزند پروری موفق می باشد. در این سبک والدین به فرزندانشان می آموزند که بین آزادی و محدودیت، تعادل ایجاد نمایند. نتیجه مهم این سبک فرزند پروری تربیت فرزندانی مسئولیت پذیر است. والدین برای نیل به این مهم باید پس از در نظر گرفتن محدودیت برای فرزند خود، در چارچوب آن محدودیت، به کودک خود حق انتخاب بدهند.

از نکات جالب در این کتاب، استفاده مترجم از نامهای متناسب با فرهنگ اسلامی ایرانی کشور عزیزمان است. نکته جالب دیگر اینکه کتاب حاضر برای انتقال مطالب، به غیر از بیان ساده و روانی که دارد از تصاویر متناسب با مطالب نیز بهره جسته است. نویسندگان در پایان هر کدام از هفت فصل کتاب بعد از ارائه مطالب آن فصل، چهار بخش تحت عناوین «تکلیف هفته»، «نکاتی برای خودتان»، «نکاتی که باید به خاطر داشته باشید» و «نمودار»، ارائه کرده اند که والدین با مطالعه و به کارگیری آنها استفاده بهتری از مطالب فصل خواهند داشت.

  1. چرا بچه ی من حرف گوش نمی ده؟؛ چه چیز و چگونه بگوییم تا فرزندانمان به ما گوش دهند؟ ژان لوک اوبر ترجمه: آذین حسین زاده، نشر: قطره

معرفی کتاب:

کتاب حاضر با عنوان «چرا بچه ی من حرف گوش نمی ده؟» نوشتۀ ژان لوک اوبر، و ترجمۀ آذین حسین زاده است. محوریت مباحث در کتاب پیش رو  ارتباط والدین با کودکان و نوجوانان، شناخت سختی ها، بحران ها و رفع مشکلات در این دوره هاست. گویا این مباحث دغدغه ای به عنوان یک روان شناس برای مؤلف بوده است. زیرا همان طور که در مقدمه کتاب آمده است، گوش ندادن بچه ها به صحبت های والدین جزء یکی از پنج یا شش مشکل اصلی برای مراجعه خانواده ها به روان شناسان و مشاوران است. مؤلف در مقدمه این گونه آورده است که، زمانی که در رابطه با نوشتن کتاب با اطرافیانم صحبت می کردم بسته به موقعیت هز یک از آنها بازخورد دریافت می کردم. همان طور که در ابتدای کتاب در قسمت شناسه هم به آن اشاره شده است، این کتاب دارای ریز موضوع هایی است که می تواند هویت کتاب را مشخص نماید. از آن جمله می توان به والدین و کودک، اطاعت، آموزش و پرورش کودکان، والدین و نوجوانان اشاره نمود. کتاب «چرا بچه ی من حرف گوش نمی ده؟» توسط انتشارات قطره به چاپ رسیده است.

ضرورت بحث در این موضوع و تألیف کتاب را از دو جهت علمی و دیگری ضرورت از نظر مؤلف کتاب می توان بررسی کرد. از لحاظ ضرورت از دیدگاه علمی می توان اذعان داشت یکی از مهم ترین بحث های روان شناسی، خصوصاً روان شناسی رشد بحث سازگاری کودکان و نوجوانان در سطوح مختلف است. طبیعتاً یکی از صحنه های سازگاری بچه ها حرف شنوی و گوش دادن آن ها می باشد. در باب ضرورت نگارش کتاب حاضر، ذکر این نکته کافیست که مطرح کنیم، کدام پدر یا مادری است که در مرحله ای از زندگی فرزندش با مشکل گوش دادن و یا گوش ندادن او مواجه نشده باشد؟ مؤلف هم با توجه به علم و تجربه اش به عنوان روان شناس و همچنین تجربه ی همکارانش مدعی است که یکی از رایجترین مشکلات در زندگی والد-فرزندی همین مشکل گوش ندادن و اطاعت نکردن فرزندان از والدین است.

کتاب حاضر در قالب  ده قسمت، و یک مقدمه و عنوان «گوش دادن: اطاعت کردن یا یاد گرفتن؟» به تشریح موضوع کتاب پرداخته است.  در آخر هم مؤلف با عنوان نتیجه گیری سعی بر جمع بندی مطالب کتاب را دارد. کودکی که حرف گوش نمی دهد و یا خیلی کم حرف گوش می دهد، از روی بدجنسی چنین کاری نمی کند، بلکه باید علت آن را بررسی کرد. این کتاب به دنبال بررسی همین موضوع است، همچنین به دنبال جلوگیری از تنبیهات بی مورد والدین و معلمان در این فضا هم هست، تا بتوان از وارد شدن اضطراب های بی مورد به فرزندان جلوگیری کرد. 

در  قسمت اول کتاب با عنوان «مشاهدات روزانه» مباحث مهمی مطرح می گردد که از آن جمله می توان به تأثیرات دوران جنینی و حالات تهدید کننده و اضطراب آور آن در آیندۀ مادر و فرزند اشاره کرد. حتی می توان پا را فراتر نهاد و تأثیرات اطرافیان را هم به آن افزود. به عنوان نمونه اگر کودکی وقتی زنگ در به صدا در می آید می توان ریشۀ آن را در آن زمانی یافت که مادر از صدای زنگ در استرس و اضطراب سرتاسر وجودش را فرا می گرفت. در قسمت دوم کتاب هم آموزش و یادگیری اصل لذت ثانوی مطرح می گردد. نکته ای قابل تبیین است در این قسمت زندگی کردن بچه ها در زمان حال و تأمل نداشتن به آینده است. از همین رو هم هست که در زمان بازی کودکان وقتی از او تقاضایی دارید و یا صحبتی با او دارید او گوش نمی دهد و حال آن که والدین این عمل او را حمل بر بی ادبی می کنند. اگر برای والدین دغدغه ای پیرامون تکالیف درسی و انجام ندادن آن ها وجود دارد، قسمت سوم کتاب با عنوان «انجام تکالیف مدرسه لحظه ای حساس» می تواند کارگشا باشد. زیرا در این بخش توضیح داده می شود که تن به انجام تکالیف ندادن از طرف فرزندان، دلایل عدیده ای می تواند داشته باشد. از آن جمله به مشکل شنوایی(چه موقتی و چه دائمی)، خستگی با این عنوان که گاهی اوقات فرزند به علت نداشتن برنامه و خستگی مفرط توان انجام تکالیف را ندارد، و یا دلایل روانی که باید همۀ این ها مورد بررسی قرار گیرد، می توان اشاره داشت. همین طور مباحث دیگری که در قسمت های دیگر کتاب به آن ها پرداخته شده است. به عنوان نمونه بحث جذبه و اقتدار که در والدین بسیار مطرح است با روش هایی همچون احترام به دیگری، اعتماد و... به دست می آید. و یا در قسمت پنجم کتاب که به بیان چند توصیۀ ساده برای برقراری ارتباط صحیح با فرزند می پردازد. در قسمت ششم کتاب با چگونگی کنار آمدن با بحران و فوریت ها و خشم مطرح می شود.  و از  قسمت هشتم کتاب  به بعد مباحث گوش نکردن در دروۀ نوجوانی و مدرسه و راههای رابطه و رفتار والدین و جلب محبت به آنان مطرح می گردد. در آخر می توان از مجموع مطالب کتاب این گونه نتیجه گرفت که گوش دادن انواع و اقسامی دارد مانند: گوش دادن توأم با لذت(که بسیار مفید برای کودک و والد هست)، گوش دادن توأم با اطاعت، گوش کردن توأم با توجه، اشکال در گوش دادن یا حرف شنوی؛

از جملۀ نقاط قوت کتاب قابل تطبیق بودن در موارد زیادی با فرهنگ های مختلف است. و همچنین در آن از مطالب بسیار مفید و کاربردی استفاده شده است.  از لحاظ محتوا هم می توان به علمی بودن مطالب و همچنین ارائۀ راهکارهایی مناسب اشاره نمود.

این کتاب هم همچون سایر کتب دیگر از داشتن نقد مستثنی نیست. نقد های کتاب را می توان در قالب نقدهای ساختاری و محتوایی عنوان نمود. نقدهای ویراستاری در مواردی در کتاب قابل مشاهده است که از آن جمله می توان به تصوری که به اشتباه در صفحۀ 89 تصولی و یا در صفحۀ 85 که بستنش، بستن نوشته شده اند. البته در همین نقد ساختاری می توان به ثقیل بودن بعضی از قسمت های کتاب و استفاده نکردن از اصطلاحات روان تر و رایجتر  همچون داغان در صفحۀ 121 اشاره داشت.

در آخر می توان گواهی داد که این کتاب برای والدین و معلمانی که با مشکل حرف گوش ندادن فرزند یا شاگردشان مواجهند با رعایت و دقت نقدها مفید می باشد.

  1. حدود آزادی در تربیت، علی قائمی، انتشارات: انجمن اولیا و مربیان

معرفی کتاب:

«حدود آزادی در تربیت» عنوان کتابی است که علی قائمی امیری آن را در 259 صفحه نوشته و مباحثی تربیتی را با محوریت آزادی در این مباحث به والدین و مربیان ارائه می دهد. مسأله آزادی از مسائل بسیار مهم  در تربیت کودک است و از زمان های گذشته تا حال مورد بحث بوده است، چرا که هم مفهوم آزادی دارای اغماض است و هم حد و حدود آزادی در مسأله تربیت کودک. سوال این است که آیا آزادی در این زمینه باید بدون حد و مرز باشد یا نه؟ در مراحل مختلف رشد کودک، حدود این آزادی چه تغییری باید بکند؟ در بحث آزادی در تربیت کودک چه نظراتی وجود دارد و نظر اسلام در این رابطه چیست؟ مؤلف بر آنست تا در این اثر به این سوالات پاسخ دهد و برای نائل شدن به این هدف از کلمات گوهربار معصومین استفاده کرده و ضمن آن از کلام بزرگان و اندیشمندان دیگر نیز بهره گرفته است.

کتاب پس از این که به بررسی مفهوم آزادی می پردازد و دیدگاه اسلام را در این رابطه ارائه می دهد، به اهمیت آزادی در زندگی و نقش آن در تعلیم و تربیت اشاره می کند، و فوایدی را برای این امر بیان می دارد. این که آزادی باید در چه زمینه هایی باشد و چگونه باید آزادی را در قالب های مختلف به کودک آموزش و تمرین داد، از مباحث مهم کتاب است، و در بخش های جداگانه ای به این مباحث پرداخته شده است. آزادی در مراحل مختلف زندگی کودک از مباحثی است که مؤلف برای ارائه این مبحث از روایتی از حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم استفاده کرده و در ادامه تأکید به این امر می شود که باید آزادی ها به سمت و سوی مشروع هدایت شوند و در غیر این صورت مضر خواهد بود.

از آن جایی که کتاب از نظر موضوعی که به آن پرداخته دارای اهمیت ویژه ای می باشد و مسأله آزادی در تربیت کودک از مسائل بسیار کاربردی برای والدین و مربیان می باشد و از طرفی بسیاری از والدین این مسأله را از مشاوران می پرسند و در مورد حدود آزادی دچار ابهام هستند، اثر حاضر می تواند برای متخصصان و والدین مفید باشد و آگاهی های مناسبی را به آنان دهد.

  1. فرزندان ما جواهرند ولی ما آهنگریم ( محسن تسابحجی)

معرفی کتاب:

کتاب حاضر با عنوان "فرزندان ما جواهرند ولی ما آهنگریم" در 158 صفحه به چاپ رسیده است. عنوان اصلی این کتاب ابناؤنا جواهر و لکننا حدادون است و توسط سیدعلی مرتضوی و اسماء نشاطی اعظم  به فارسی ترجمه شده است.

 این کتاب به تربیت صحیح فرزند اشاره دارد. نویسنده با بیانی شیوا و به صورتی قصه وار و با استفاده از تمثیلات گوناگون و بهره گیری از برخی رفتارهای حیوانات به عنوان الگو و راه حل برای تربیت فرزندان، در واقع قصه زندگی و تجربیات خود را با بیانی علمی عرضه می کند. او در ابتدای کتاب با انتقاد فراوان از شیوه های سنتی تربیت فرزند که خود نیز به همان شکل بزرگ شده بوده است، راهکارهای صحیح برای تربیت سالم را ارائه می دهد. نام کتاب گویای واقعیت فرزندان و شیوه های تربیتی نادرست والدین است. زیرا با جواهر باید به شیوه ای کاملا ظریف رفتار کرد تا بتوان نقوش زیبایی بر آن زد در حالیکه حرفه آهنگری با خشونت و ضربات محکم همراه است. تربیت فرزند نیز کاری کاملا با ظرافت است. روشی تربیتی کارسازی که مولف آن را پیگیری می کند بر سه امر استوار است: اعتمادسازی، صید نکات مثبت و جهت دهی دوباره به رفتارهای منفی. روش تربیتی نویسنده کاملا از هرگونه تنبیه بدنی و خشونت نسبت به کودکان اباء دارد و تربیت ناصحیح فرزندان را تقصیر والدین می داند. در واقع این والدین هستند که به دلیل آگاه نبودن با شیوه های صحیح رفتار با کودک نتوانسته اند او را تربیت نمایند و کودک در این میان تقصیری ندارد. مولف برای هریک از اصول خود زیر شاخه هایی را بیان می کند که برای مثال می توان به زدودن ترس، پرهیز از نظارت بیش از حد، استفاده از بازی و شوخی، محبت به فرزند، دوستی بدون قید و شرط، احترام به کودک و دشتن برخورد محبت آمیز، توجه به رفتارهای مثبت اشاره کرد. نویسنده که از مسلمانان عرب است، در جاهایی از کتاب به برخی آیات و روایاتی از پیامبر اکرم ص اشاراتی کرده است.

  1. تربیت برتر؛ آن چه والدین و مربیان باید بدانند، رضا فرهادیان، ناشر: بوستان کتاب

معرفی کتاب:

کتاب حاضر با عنوان «تربیت برتر» به قلم رضا فرهادیان در 120 صفحه  و  چهار بخش به تحریر در آمده است. این کتاب به مفهوم ارتباط و نقش آن در تربیت کودک می پردازد و با تأکید بر این که ارتباط در اولین جایگاه تربیت قرار دارد، روش های ارتباط با کودک از سوی والدین و مربیان را معرفی می کند. والدین و مربیان با برقراری ارتباطی سالم، اولین و مهم ترین زمینه رشد و پرورش اخلاق کودک را  آماده می کنند. از آن جایی که خانواده اولین ارتباط را با کودک فراهم می کند، شبکه ارتباطی اعضای خانواده با یکدیگر و ارتباط سالم با کودک نقش بسزایی در تربیت کودک و کیفیت رشد اخلاقی و اجتماعی وی دارد. چگونه سخن گفتن و گوش دادن به حرف های کودک از مسائلی است که والدین باید به آن توجه ویژه ای داشته باشند. ارتباط متقابل زن و شوهر و کیفیت این ارتباط نیز در تربیت کودک مؤثر می باشد، لذا نویسنده با استفاده از آیات و روایات، ویژگی های ارتباط سالم و همچنین ناسالم زن و شوهر را بیان می کند.

در یکی از بخش های کتاب روش های ارتباط با کودک و نوجوان در قالب گام های متعددی بیان می شود که گام نخست را شناخت صحیح از کودک و دنیای وی معرفی می کند. مهم این است که باید به کودک و شخصیت وی توجه ویژه داشت و از توهین و تحقیر کودک به شدت پرهیز کرد، لذا برخی از رفتارهای توهین آمیز نیز در انتهای این بخش بیان می شود.

مراحل شکل گیری گرایش ها و ارزش های دینی نیز مورد بررسی قرار می گیرد و به این نکته اشاره می شود که چگونه می توان زمینه پذیرش آگاهانه و منطقی را در کودک مهیا کرد. از آن جا که ارتباط مربیان نیز تأثیر فراوانی در تربیت کودک دارد، در پایان به هدف ارزشیابی تحصیلی و نقش آن در شخصیت کودکان می پردازد.

این کتاب می تواند راهنمای مناسبی برای والدین و مربیان در تربیت رشد اخلاقی و اجتماعی کودکان باشد و با توجه به مطالب یاد شده و تعدد چاپ آن می توان گفت کتاب موفقی در این زمینه بوده است.

  1. انضباط بدون اشک، ردولف دریکورس، ترجمه مینو واسطی، نشر: رشد

معرفی کتاب:

بشر همواره در حال آموختن رفتار مناسب هست. سیری که از کودکی آغاز و تا انتهای زندگی ادامه خواهد داشت. در این میان یادگیری کمالات اخلاقی و مسائل علمی در دوره ای به غیر از والدین به عهدۀ مربیان و معلمان هم می باشد. دوره ای که یادگیری در یک سیستم آموزشی نظام دار شکل می گیرد. اما  این نظام دار بودن به معنای عدم وجود نقص در مسائل تربیتی نیست. زیرا وقتی پیرامون خود را مشاهده می کنیم، خواهیم دید که افراد هر چند در این سیستم قرار داشته اند، و لکن از تربیت صحیح به دور هستند. بر همین اساس از جمله وظایف والدین، معلمان و مربیان آموختن نظم و انضباط به کودکان است. انضباطی که خیلی افراد به دنبال عملی کردن آن هستند، اما در مقام عمل با این مسأله فاصله دارند. برای رسیدن به این امر مهم، رعایت برخی امور از جمله کیفیت، میزان رشد کودک و روش های استفاده شده از طریق معلمان و والدین می باشد. به عبارتی وقتی پاداش ها به کودک(چه در فضای مدرسه و چه در فضای منزل) بجا و صحیح نباشد و از آن طرف هم تنبیه ها جهت اصولی نداشته باشد و متناسب با فهم و رشد کودک نباشد، رسیدن به این هدف یک نوع زیاده خواهی خواهد بود. پس می توان با بهترین روش ها کودک را منضبط و آگاه تربیت کرد، و لی نیاز به برنامه و اِعمال روش های صحیح دارد. و البته می توان گفت که دورۀ روش های مستبدانه و غیر اصولی به اتمام رسیده و باید از روش های علمی کاربردی برای تربیت کودکان استفاده کرد. چیزی که در کتاب حاضر با عنوان «انضباط بدون اشک» نوشتۀ ردولف دریکورس و پرل کاسل و ترجمۀ مینو واثقی و مریم داداش زاده به خوبی به آن پرداخته شده است. این کتاب برای آن دسته از والدین و مخصوصاً معلمانی است که در کلاس با افراد غیر منضبطی مواجه می گردند، و نیاز به اصولی برای برخورد صحیح با آن ها دارند. کتاب حاضر  به عنوان راهنمای والدین، معلمان و مربیان در دوازده فصل با محوریت مباحثی همچون چرا گریه؟، درک کودک امروزی، رقابت و تشویق و موارد دیگر نگاشته شده است. در این کتاب در آخر هر فصل قسمتی را هم به عنوان خودآزمایی آورده اند.

  1. آنچه فرزندان از روابط پدر و مادر می آموزند ( جودیت، پی سیگل ترجمه سید مرتضی صفوی زاده نشر: نقش و نگار

معرفی کتاب:

از قدیم گفته اند بچه ها از کرده ها می آموزند نه از گفته ها. این که ما با عمل خود می توانیم الگوهای مناسبی در تربیت فرزندانمان باشیم مطلبی اثبات شده در آموزه های دینی و مباحث علمی است. در کتاب "آنچه فرزندان از روابط پدر و مادر می آموزند" با این مباحث از دید دکتر جودیت پی. سیگل بیشتر آشنا می شویم. این کتاب را انتشارات نقش و نگار با ترجمه سید مرتضی صفوی زاده و محمد فرجیان در 270 صفحه چاپ کرده است. دکتر سیگل از روان درمان گران در زمینه مسائل خانواده است که در این کتاب از تجارب بیست و پنج ساله خود در درمان و ارائه مشاوره به زوج های دارای مشکلات مشترک استفاده کرده است. وی در این کتاب مطالبی را در زمینه تربیت فرزند و زوج درمانی به صورت ترکیبی ارائه کرده است، به صورتی که مطالعه آن مانند زدن دو نشان به وسیله یک تیر است.

در کتاب حاضر، همان گونه که از عنوان آن نیز مشخص است، پدران و مادران به عنوان الگوهایی معرفی شده اند که فرزندان در تامین نیازهای وجودی خود، دائما آن ها را زیر نظر گرفته و کارهای مثبت و منفی آنان را در وجود خود همانند سازی خواهند کرد. بخش های ابتدایی کتاب به آسیب ها و بخش های پایانی آن به نکات مثبت اشاره دارد. مخاطبان این کتاب علاوه بر زوج های دارای فرزند، دانشجویان روان شناسی و مشاوره نیز می باشند. زیرا نویسنده در بخش های زیادی از کتاب مطالبی را که در جلسات زوج درمانی گذشته است مطرح کرده، سپس نقاط ضعف را ذکر کرده و پس از آن به تحلیل وقایع و آثاری که بر فرزندان وارد می شود می پردازد. با تحلیل یک مورد آن را به پایان رسانده و مورد بعدی از مراجعان را مطرح می نماید. در واقع این کتاب مملو از خانواده هایی است که در طول بیست و پنج سال تجربه نویسنده شناخته شده و تحت درمان قرار گرفته اند. نویسنده در این کتاب از الگوهای مختلف روان شناختی برای تحلیل مطالب خود استفاده کرده است. نظریه یادگیری اجتماعی، روان بنه (طرحواره) درمانی و روان شناسی خود از این موارد هستند. ریشه اصلی مشکلات مطرح شده به وضعیت نابسامان محیط خانواده و اختلاف میان والدین آنان اشاره دارد که تاثیرات منفی خود را در تصمیم گیری ها، انتخاب همسر و ساختار شخصیتی فرزندان در آینده به نمایش گذاشته است. به عنوان مثال فردی که وارد زندگی زناشویی شده است، ناخودآگاه به خاطرات و برنامه زندگی زناشویی پدر و مادر روی می آورد. تجربه دیدن این که پدر و مادر همدیگر را تحقیر کرده یا به هم بی احترامی می کنند انتظار و ترسی مبنی بر اینکه افراد متاهل با همسرشان چگونه رفتار می کنند، ایجاد می کند.

نکته بسیار مهمی که مبنای علمی این کتاب را پایه ریزی می کند، استفاده مولف از نظریات روان شناسی خود و نظریات روابط شیئ (object relation) است. این نظریات به ساخت شخصیت و نحوه تصمیم گیری ها بر اساس آن چه در کودکی و نوع والدگری که بر کودک گذشته است، اشاره می کنند. نویسنده در جریان مشاوره ها به این نکته پی برده است که اگر چه بزرگسالانی که با آن ها سروکار داشته چیزی از یک زندگی خانوادگی غم انگیز یا دوران کودکی توام با بیماری نمی گفتند، اما همواره دیده شده مشکلاتی که آرامش آن ها را بر هم زده است ریشه در زندگی زناشویی والدین خود آن ها دارد. وی در صفحه 13 می گوید: «تقریبا همه بزرگسالانی را که در ازدواج درمانی راهنمایی می کردم، تاثیر چشمگیری از روابط والدین شان گرفته بودند.» بنابراین او هدف از تالیف کتاب را ایجاد آگاهی وسیع تری از تاثیراتی که بچه ها از ارتباط با پدر و مادر خود می گیرند، اعلام کرده است.

کتاب حاضر در مجموع از نه فصل تشکیل شده است که هفت فصل آن به توضیح مولفه های کلیدی که در زندگی زناشویی اطلاعات مهم و اساسی برای بچه فراهم می کند، اشاره دارد: در اولویت قرار دادن زندگی زناشویی، حمایت، احترام، اعتماد، مذاکره، حل اختلاف و عشق ورزیدن. قلم به کار رفته روان بوده و مخاطبان علاقه مند و نیازمند به این حوزه را بی نیاز می کند. در پایان هر فصل سوالاتی برای خوانندگان طراحی شده است. این سوالات با دقت خاصی آورده شده اند و علاوه بر داشتن جنبه های درمانی فرد را به عمق وجود خود راهنمایی کرده و می توانند به عنوان یک تکلیف درمانی برای افراد استفاده شوند.

علاوه بر مباحث مطرح شده، برخی فرایندهای روانی طلاق، بایدها و نبایدهای دعوا در فصل هفتم و ویژگی های زوج های خوشبخت در فصل هشتم، مباحث این کتاب را تشکیل می دهند.

نکاتی قابل ذکر است که توجه به آن ها می تواند استفاده مفید از این کتاب را دوچندان نماید:

- در ترجمه در مواردی از واژه ازدواج درمانی استفاده گردیده است که کمی نامانوس به نظر می رسد. البته قبل از هر قضاوتی باید به نسخه اصلی مراجعه شود اما با توجه به مفاهیم مطرح شده پیرامون این واژه به نظر می رسد استفاده از واژه زوج درمانی به صواب نزدیک تر باشد.

- علم در سراسر جهان یک چیز است و مراد از آن روشن کردن حقیقت است اما گاه دیده می شود که مسائل فرهنگی در میان کاربران علم باعث تیره شدن ظاهر آن می گردد. در این کتاب نیز به سبب سلطه فرهنگ غربی مطالبی دیده می شود که باید مدنظر قرار گیرند. استفاده از آمارهای رایج در کشور آمریکا، دوستی های قبل از ازدواج، تایید تناسب داشتن از نظر مسائل جنسی قبل از ازدواج (صفحه 130)، اینکه بیشتر مردها بعد از تولد بچه اول به سراغ روابط نامشروع می روند (صفحه 66)، شروع آشنایی ازدواج از طریق ورزش های مختلط (صفحه 129) برخی از جلوه های این فرهنگ هستند.

- باید توجه داشت که رسالت این کتاب اشاره به آسیب ها و جمع آوری آن هاست. بنابراین ملاحظه اینکه بیشتر زوج ها در این کتاب دارای مشکلات هستند به این مطلب اشاره دارد. همچنین اشاره به موارد متعددی از داشتن رابطه نامشروع در صفحات 108، 147 و بعد از آن نشان از این واقعیت دارد.

  1. تغییر دادن رفتارهای کودکان و نوجوانان، جان دی کرومبولتز، ترجمه یوسف کریمی، نشر: فاطمی

معرفی کتاب:

فرزندم را چه زمانی تشویق کنم؟ چه زمانی او را تنبیه کنم؟ آیا اصلا تنبیه کردن کار درستی است؟ چه کار کنم فرزندم لوس نشود؟ چگونه می توانم او را وادار به تمیز کردن اتاق و وسایلش کنم؟ چگونه عادت مکیدن شصت را در فرزندم اصلاح کنم؟ ادب و مسئولیت پذیری فرزندم را چگونه افزایش دهم؟ راهکارهای افزایش راست گویی و ترک دروغ گویی در بچه ها چیست؟ این سوال ها و سوال های بسیار زیاد دیگری از این دست همیشه ذهن پدران، مادران و مربیان را به خود مشغول کرده است. در کتاب "تغییر دادن رفتارهای کودکان و نوجوانان" تالیف جان کرومبولتز و هلن کرومبولتز، با سطح وسیعی از این سوال ها و پاسخ های آن ها آشنا خواهیم شد. این کتاب را انتشارات فاطمی با ترجمه دکتر یوسف کریمی و در 286 صفحه به چاپ رسانیده است. البته دکتر کریمی تنها به ترجمه صرف این کتاب بسنده نکرده است. ایشان با پیراستن نسخه اصلی از برخی ناسازگاری ها و افزودن مطالبی متناسب با فرهنگ بومی، نقش مترجم و مولف را در نشر این کتاب داشته است.

اصول و قوانین کنترل رفتار یکی از مباحث مهم و مطرح در روان شناسی است. این اصول در عرصه های گوناگونی مانند نظریه پردازی، پژوهش، تربیت و اصلاح رفتار کاربردهای فراوانی دارند. در میان مکاتب گوناگون در تاریخ علم روان شناسی، مکتب رفتار گرایی بیش از دیگر مکاتب برای این اصول اهمیت قائل شده و به بسط و توسعه آن ها پرداخته است. افرادی که از دور با مباحث روان شناختی آشنا هستند حتما نام شرطی سازی کلاسیک پاولوف و واتسون و نیز نام برنامه های رفتاری اسکینر را شنیده اند. مکتب رفتارگرایی با این افراد در دنیا شناخته شده است. در این مکتب با تکیه بر بررسی رفتارهای قابل مشاهده ـ به جای مطالعه ذهن که فرایندهای آن قابل رؤیت نیستند ـ سعی شده است تا قوانینی مطرح شود که بوسیله آن بتوان رفتارهای صحیح را تثبیت و تقویت کرده و رفتارهای ناصحیح را اصلاح نمود.

در این کتاب با این قوانین به صورتی کاملا پیشرفته و مطالعه شده آشنا می شویم. از خصوصیات کتاب حاضر این است که تقریبا تمامی اصول مطرح در تربیت رفتاری را در ضمن مثال های بسیار ملموس و کاربردی، به کار برده است.

بخش های پنجگانه تقویت رفتارهای مطلوب، به وجود آوردن یک رفتار تازه، از میان بردن رفتارهای نامطلوب، تغییر دادن پاسخ های عاطفی و تغییر دادن رفتار خودتان تمامی مباحث کتاب را پوشش می دهند. در این کتاب  نویسندگان سعی کرده اند تا آن چه که معمولا به صورت ناصحیح میان والدین، مربیان و فرزندان رخ می دهد را ذکر کرده و پس از آن با ذکر مثال به صورت رفتاری صحیح، به تصحیح نوع برخورد سابق با فرزند یا دانش آموز اشاره کنند. در مجموع می توان گفت کتاب حاضر، کتابی علمی است که برای نشان دادن کاربرد بعضی از اصول روان شناسی در شکل دادن یا اصلاح کردن رفتارهای کودکان و نوجوانان، با زبانی ساده و به شیوه ای کاربردی برای زندگی روزمره در امر تربیت بسیار سودمند می باشد.

محور اصلی مباحث در این کتاب تقویت است که نکات زیادی درباره آن آمده است، مانند: تقویت کننده ها برای همه یکسان نیستند، اثر تقویت کننده ها در هر زمان یکسان نیست، فاصله میان رفتار و عرضه تقویت کننده، تقویت کننده هایی که با تاخیر عرضه می شوند به منظور آموزش استقامت و شکیبایی و نکاتی دیگر که برای آشنایی با آن ها مطالعه کتاب پیشنهاد می شود.

این کتاب علاوه بر والدین و مربیان، برای دانشجویان رشته روان شناسی و علوم تربیتی نیز مفید می باشد و می توان از آن به عنوان کتابی کمکی در دروسی مانند یادگیری و روان شناسی پرورشی استفاده نمود.

اصطلاح تقویت و پاداش در ذهن برخی افراد به گونه ای منفی نقش بسته است. آن ها می گویند دادن جایزه و تشویق بچه ها به منزله رشوه دادن یا چاپلوسی است. برای از بین بردن این اشکال نویسندگان در صفحات 27 و 28 کتاب به تفاوت میان تقویت با رشوه و چاپلوسی اشاره کرده اند.

باید به این نکته نیز توجه داشت که مثال ها و داستان ها نباید از سوی خوانندگان به عنوان نسخه ای قطعی برای اصلاح رفتارهای نامطلوب تلقی شود. چنانچه یکی از اصول ذکر شده در نورد فرزند درست درنیاید،‌آن را نباید دلیل بر بی اهتباری یا نادرست بودن این اصول دانست. زیرا معمولا هر رفتار نادرستی ممکن است ناشی از عوامل گوناگونی باشد که کنترل همه آن علل برای اصلاح آن رفتار ضروری است. نیز برای اصلاح یک عادت می توان از بیش از یک روش و یا ترکیبی از روش ها استفاده کرد.

همانگونه که اشاره شد این کتاب بر اساس رویکرد رفتارگرایی نوشته شده است، به همین جهت ممکن است دیگر رویکردهای روان شناختی ـ مانند روانکاوی (روان تحلیلگری) ـ با مطالب آن موافق نباشند، کما اینکه نویسندگان در صفحه 251 به این مطلب اشاره کرده و با برداشتی سطحی از اصول روانکاوی، آن را نقد کرده اند.

 

  1. پرورش هوش هیجانی نوجوانان؛ فرزندپروری با محبت، خند و محدودیت ها، موریس جی، ترجمه: فیروزه کاوسی، نشر: رشد

معرفی کتاب:

روان شناسان معتقدند که دوران کنونی از سخت ترین دوران ها برای تربیت فرزند و یا به اصطلاح فنی، فرزندپروری، است. این پدیده دارای علل گوناگونی است که تشخیص دقیق و صحبت کردن از آن ها کاری مشکل است. در زمانه ما پدیده های اجتماعی، روانی، سیاسی، فرهنگی و دیگر موارد آن چنان دست به دست هم داده و شرایط پیچیده ای را فراهم کرده اند که نمی توان به صورت دقیق یک پدیده خاص را مسئول بروز این پیچیدگی ها دانست. صرف نظر از عوامل ایجاد کننده شرایط این‌چنینی، بسیاری از والدین دغدغه این را دارند که وظیفه آنان چه بوده و چطور می توانند به بهترین نحو به تربیت فرزندان خود بپردازند. برای رفع این دغدغه، سه تن از روان شناسان آمریکایی اقدام به تالیف کتابی کرده اند که با نام "پرورش هوش هیجانی نوجوانان فرزندپروری با محبت، خنده و محدودیت ها" به زبان فارسی توسط فیروزه کاوسی در 272 صفحه ترجمه و انتشارات رشد آن را چاپ نموده است.

همان گونه که از عنوان کتاب مشخص است، مخاطب آن پدران و مادرانی هستند که دارای فرزندانی نوجوان بوده و برای تربیت آنان نیاز به راهنمایی دارند. علاوه بر مشکلات عمومی که برای تربیت فرزند در این دوران وجود دارد، تربیت فرزند نوجوان از حساسیت های بسیار بیشتری برخوردار است. نوجوانان به دلیل عبور از پل نوجوانی، پشت سر گذاشتن کودکی و حرکت به سمت بزرگسالی و نیز به دلیل ایجاد تغییرات بسیار شدید و جهشی جسمانی و روانی، تبدیل به افرادی بسیار حساس شده که این حالت نوع تعامل با آنان را بسیار دشوار می سازد. به همین سبب است که یکی از مشکلات عمده والدین، مشاجره و دعوا با نوجوانانشان است.

اصطلاح هوش هیجانی ابتدا توسط دانیل گلمن در مجامع گوناگون مطرح شد. این کتاب به والدین کمک می کند تا با استفاده از ابزارهای جدیدی مانند محبت، نشاط، تعیین حد و مرز و همبستگی، آنان را در عرصه تربیت نوجوانان یاری دهد.

مخاطبان اصلی این کتاب پدران و مادرانی هستند که در خانه دارای فرزندانی در رده سنی 8 تا 20 سال می باشند. اگر والدین بتوانند میان کشش هیجانات خود و منطق موقعیت هایی که با آنان مواجه می شوند، تعادل برقرار کنند، از هوش هیجانی در تربیت فرزندانشان استفاده کرده اند.

در کتاب حاضر سعی شده است تا به والدین کمک شود بر اساس استفاده از تکنیک های هوش هیجانی، به تربیت هرچه صحیح تر و بی دردسرتر نوجوانان خود پرداخته و از زندگی در کنار یکدیگر لذت ببرند.

در این کتاب از والدین خواسته می شود فقط بر ذهن فرزندان خود تاکید نکنند و سلامت عاطفی و معنوی را که هسته اصلی هویت او را تشکیل می دهد نیز در نظر بگیرند. به صورت خلاصه، در این کتاب با روش های زیر در تربیت نوجوانان آشنا می شویم: 1- آگاهی از احساسات خود و دیگران، 2- نشان دادن همدلی و تلاش برای درک دیدگاه های دیگران، 3- حفظ خونسردی و پیروی از قانون طلایی، 4- مثبت بودن، هدفمند بودن و داشتن برنامه ریزی، 5- استفاده از بهترین مهارت های اجتماعی به منظور کنترل و هدایت روابط.

محبت، خنده، محدودیت و همبستگی چهار مولفه ای هستند که نویسندگان برای تربیت صحیح نوجوانان و حاکم کردن جوی مناسب در منزل، به آن ها سفارش کرده و برای هر یک توضیحات و آثار روان شناختی ویژه شان را بیان می کنند.

طبق آموزه های نویسندگان، هم عقل و هم احساس باید در شکل گیری رفتار و روابط انسانی نقش داشته باشند. والدین با تقویت قدردانی، احساس تعلق، شایستکی و اعتماد به نفس و همکاری و مشارکت، در نوجوانان، می توانند تا حد بسیار زیادی از تنش ها و مشکلات تربیت فزرندانشان بکاهند.

استفاده از آزمون خانوادگی هوش هیجانی و نیز چند آزمون مختصر دیگر، توانسته است کاربرد این کتاب در زندگی روزانه را بسیار زیاد نماید. شیوه نویسندگان به این صورت است که در بخش هایی از کتاب مشکلاتی را که والدین با نوجوانان خود داشته اند را به صورت داستان بیان نموده و سپس با استفاده از شیوه خاص خود به تفسیر مشکل بیان شده و نیز نوع برخورد والدین با آن اشاره کنند. مطالعه این دست نمونه ها به والدین کمک می کند تا در بروز موارد مشابه بتوانند بهترین تصمیم را اتخاذ کنند. همچنین به برخی مثال ها درباره استفاده از جملات نغز و لطیفه وار برای تلطیف فضای خانه و به عنوان یک اصل تربیتی اشاره شده است.

صرف نظر از وجود نکات فنی و دقیق این کتاب در زمینه تربیت فرزند، نباید از مشکلات فرهنگی و برخی ناسازگاری ها با فرهنگ مخاطبان ایرانی غافل ماند. وجود مطالب علمی مفید و کاربردی دلیل بر این نمی شود که تمامی مطالب کتاب را صحیح دانسته و از فرهنگ غنی خود برای بهتر بهره بردن از مطالب آن استفاده ننماییم. به عنوان نمونه در بخش های زیادی از مواردی چون پدر مقدس، رقص، استفاده از الکل و مشروب، عید شکرگزاری، شخصیت های آمریکایی همچون روؤسای جمهور و خوانندگان حکایت شده است که ارتباطی با فضای ذهنی مخاطب بومی ندارد. البته طبیعی است که دغدغده والدین غربی استفاده فرزندان نوجوانشان از اسلحه، مشروبات الکلی و برقراری رابطه جنسی با دوست پسر و یا دوست دخترشان باشد. به همین خاطر نویسندگان نیز با توجه به فرهنگ و دغدغه های رایج در اطراف خود، به فضای فرهنگی حاکم بر کتاب سر و شکل داده اند. مشکل دیگری که برقراری ارتباط مخاطب ایرانی را با کتاب ضعیف می کند، استفاده بسیار زیاد از حروف اختصاری است که این حالت در میان ما دارای استفاده گسترده نیست.

عدم سازگاری عنوان کتاب با مطالب مطرح شده نیز اشکال دیگر کتاب حاضر است. مطالب کتاب در سدد بیان کاربرد هوش هیجانی والدین برای تربیت فرزندانشان است، این درحالی است که عنوان کتاب معنایی را القاء می کند که با این وضعیت تفاوت دارد. کسی که عنوان کتاب را ملاحظه نماید، راه های پرورش هوش هیجانی نوجوان را برداشت خواهد کرد. هرچند ممکن است استفاده از هوش هیجانی والدین در تربیت فرزندان در نهایت منجر به افزایش هوش هیجانی فرزندان نیز گردد اما این حالت با عنوان روی جلد کتاب سازگار نمی باشد.

 

نظرات شما
[کد امنیتی جدید]