تاریخ انتشار خبر: 14 دي 1393 - ساعت 09:04:25
همنیگوی، ارنست میلر

همنیگوی، ارنست میلر

درباره سبک خاص همینگوی گفتگوی بسیار شده است. سبکی که او را از پیشینیان و معاصران ممتاز می‌سازد، به سبب سادگی اعجاب آور و مستقیم و کوبنده، کلمه‌های محاوره‌ای، جمله‌های کوتاه و بدون وابسته، نشانه‌گذاری فراوان، نقل که تقریباً همیشه در زمان ماضی استمراری بیان می‌شود.

همنیگوی، ارنست میلر Hemingwayu, Ernest Miller  داستان‌نویس امریکائی (1899 ـ 1961) همینگوی از پدری طبیب و مادری موسیقی‌دان و نقاش در اوک ـ پارک Oak – Park  در حومه شیکاگو زاده شد. از کودکی همراه پدر برای مداوای بومیها سفر می‌کرد و تعطیلات را در املاک بسیار وسیع خانوادگی نزدیک جنگلی در کنار دریاچه میشیگان می‌گذارند ـ همانجا بود که حساسیت فراوانی به رنگ و بو و آب و هوا یافت؛ همانجا بود که داستان‌های سربازان را می‌شنید و تخیلاتش از افسانه‌های سرحدی غنی می‌گشت؛ همانجا بود که در جوانی با پدر به شکار و ماهیگیری می‌پرداخت و گاه از این ورزش‌های تفننی و بیرحمانه احساس شرم می‌کرد؛ همانجا بود که نظری واقع بینانه به عالم هستی بدست آورد و در شکار و ماهیگیری مهارت یافت و همه عمر برای این دو ورزش عهد جوانی شیفتگی خاص نشان داد. 

 

 

خودکشی پدر در روح ارنست جوان تأثیر عمیقی برجا گذارد و این نکته هنگام مرگ ناگهانی خود نویسنده بر مردم فاش شد. مرگ همینگوی که ظاهراً تصادفی و موقع پاک کردن تفنگ شکاری رخ داد، با ناباوری مردم روبرو گشت. همنگوی در هیجده سالگی داوطلبانه در جنگ اول جهانی شرکت کرد، به جبهه ایتالیا رفت و در واحد بهداشتی امریکائی مأمور حمل ونقل زخمی‌های جنگ، بخدمت پرداخت و به سختی مجروح گشت، در حدود یک سال در بیمارستان بسر برد و از طرف دولت ایتالیا به دریافت مدال نقره جنگی نایل آمد. پس از این واقعه شور و حرارت زندگی و شوق مبارزه در او پدیدار گشت و از جنگ که به گفته خود او سلاخی بی‌نام و نشان و هرج و مرج بدون هیچ‌گونه عظمت و زیبائی بود، نفرت یافت و به این نکته پی‌پرد که رنج از شرایط اصلی زندگی است و شادی‌های ظاهر همیشه به درد عمیق درون بستگی دارد، پس با تجربه دردناک و خشونت‌آمیزی که از جنگ بدست آورده بود، به شیکاگو بازگشت و عالم مطبوعات وارد شد و در روزنامه کانزاس سیتی استار Kansas City Star بکار پرداخت و با عنوان وابسته و خبرنگار این روزنامه به اروپا فرستاده شد و در جنگ اسپانیا به نفع جمهوری‌خواهان شرکت کرد.

 

 

پس از آن چندی در پاریس اقامت گزید و به محیط نویسندگان امریکائی مانند پاوند و کارلوس ویلیامز و گرترود اشتاین رفت و آمد یافت، در 1923 اشعاری در مجله پوئتری Poetry  منتشر کرد. پس از آن اولین داستان‌های کوتاهش را که در روزنامه‌ها بچاپ می‌رسید، در دو مجموعه فراهم آورد که یکی باعنوان در زمانه‌ ما  In Our Time و دیگری به نام ده داستان Ten Stories  در 1924 انتشار یافت، اما شهرت همینگوی پس از انتشار رومان خورشید همچنان می‌دمد The Sun also Rises  (1926) آغاز شد که پریشانی مردان و زنان بعد از جنگ وروی آوردن آنان به الکل و زندگی بی‌بند و بار و هیجانها و تأثرات ناهنجار را نشان می‌دهد.

 

 

قصه‌هائی از وقایع خشونت‌بار و بیرحمانه در این‌ اثر با خاطرات نوجوانی درمیشیگان و خاطرات زمان جنگ به‌هم می‌پیوندد و تضاد میان لذت زیستن و رنج پیوند خورده به زندگی را در نثر طبیعی و بی‌پیرایه بیان می‌کند. داستان تحت تأثیر هکلبری فین Huckleberry Finn شاهکار مارک تواین قرار گرفته و همینگوی از آن آموخته است که وقایع باید آنچنانکه مشاهده می‌شود، بیان گردد وعکس‌العمل‌های درونی باید به صورت احساسی واقعی ظاهر گردد، نه آنچنانکه انسان میل دارد احساس کند، یا گمان می‌کند که احساس کرده است، یا دیگران فرض می‌کنند که انسان باید چنان و چنین احساسی داشته باشد و خلاصه بیان نویسنده باید با صداقتی مطلق نسبت به خویشتن و  نسبت به اعمالی که می‌بیند، همراه باشد. این شیوه است که از درون سبک نوشته را پدید می‌آورد و نوشته نیز به نوبه خود معیار و اصلی را بر عهده می‌گیرد. این اندیشه و اصل در رومان خورشید همچنان می‌دمد ظاهر می‌شود که در آن زنی مردی را رها می کند تا مقام و اهمیت او را در گاوبازی بخطر نیندازد، موضوعی که در بسیار از قصه‌های همینگوی نمودار می‌گردد مانند قصه‌ مردان بی زن Men Without Women  (1927) که یکی از زیباترین مجموعه قصه‌های همینگوی بشمار می‌آید. همینگوی در بازگشت به امریکا در فلوریدا اقامت کرد که بهشت ماهیگیران متنفنن بود.

 

 

در این شهر خاطرات زندگی خود را از ایتالیا در کتاب وداع با اسلحه A Forwell to Arms  (1929) منتشر کرد که در عین حال رومانی عاشقانه و جنگی است با سادگی و صداقتی فراوان که یکی از زیباترین و افتخارآمیزترین آثار همینگوی بشمار می‌آید و داستان مردی است که از جنگی بیهوده سرخوردگی یافته و تا اعماق روحش زخم برداشته است. همینگوی در این اولین دوره نویسندگی مسائلی را که در فنون رمان‌نویسی برایش مطرح بود، حل کرد. از این دوره پرثمر سه سال گذشت تا رمان مرگ در بعداظهر Death in the Afternoon  (1932) انتشار یافت که وضع تازه را در آثار همینگوی نشان می‌دهد. در این اثر همینگوی به صورت اول شخص مفرد سخن می‌گوید.

 

 

توصیف منظره فنی و دقیق از یک مسابقه گاوبازی به صورت نمایش با شکوه و مقدس، عقیده فلسفی همینگوی را عرضه می‌کند. مبارزه میان انسان و گاو در نظر همینگوی تصویری از زندگی بشر را پیش چشم می‌گذارد. هر یک از دو طرف مبارزه درپی مرگ دیگری است، تنها چیزی که آنها را از یکدیگر مشخص می‌سازد و تفوق انسان را به اثبات می رساند، آن است که گاو کورکورانه می‌جنگد، در حالی که انسان حتی یک حرکت را بر خلاف قانون نقض ناکردنی انجام نمی‌دهد. در این کار هم اصلی حکمفرماست که آزادانه پذیرفته شده و خشونت بیرحمانه گاوبازی را به نمایشی از ظرافت و شهامت تبدیل می‌کند که خود سبک خاص گاوباز است.

 

 

وی از این وضع نتیجه می‌گیرد که برای نویسنده نیز سبکی وجود دارد که صورت قانون پیدا می‌کند و وی در آن نباید حرکتی بیفایده انجام دهد تا مانند گاوباز زخمی بشود. همینگوی سبک شخصی و خاصی را دنبال کرد که بعدها به طور گسترده‌ای مورد تقلید نویسندگان امریکائی و انگلیسی قرار گرفت، اما نمی‌توان گفت که این سبک در همه کتاب‌های همینگوی بکار رفته است، چنانکه تپه‌های سبز افریقا Green Hills of Africa ، که از اقامت او برای شکار حیوانات در افریقا الهام گرفته ونیاز درون نویسنده را به مجاورت با طبیعت و خبرگزاری است که این شیوه جدید نیز مورد تقلید قرار گرفت، اما هیچ‌یک از تقلید کنندگان نتوانستند با آن برابر کنند، در نتیجه سبک همینگوی برای خود نه تنها اررشی قانونی دارد، بلکه نوعی دفاع شخصی است در برابر هیجانها و ضربه‌های ناشی از زندگی، زیرا وی در سبک خویش میان تضاد لذت بردن از زندگی و رنج بردن از آن جدا نیست، به تعادل شخصی دست یابد.

 

 

این موضوع را نیز نباید نادیده گرفت که همینگوی دوره افسردگی و ملالی را احساس کرده که زندگی امریکائی پس از بحران 1929 به آن دچار گشته و او را به شرکت فعالانه در جنگ کشانده و سخنگوی گروهی ساخته که به نسل فدا شده معروف گشته است. مدح گاوباز به طور ضمنی انتقاد جامعه‌ای را در بردارد که وی آن را در حال انحطاط کامل یافته است و قانون را یگانه ارزش معنوی به هنگامی می‌داند که همه ارزش‌های دیگر از میان رفته است.

 

 

داشتن و نداشتن To Have and Have Not (1937) شامل سه داستان است که کتابی بسیار متوسط و عادی خوانده شده است، گوئی همینگوی به این نکته پی برده بود که وضع زمان و حال روحی مردم چیزهای دیگری جز گاوبازی و شکارهای افریقائی را طالب است. این ادراک را در کتاب اخیر همچنین در ستون پنجم The Fifth Column  (1938) می‌بینیم که او پیرو اندیشه‌ای که در عصر وی جریان داشت، مسأله تمایل سیاسی را مطرح کرده، اما قهرمانانش در وجود خودشان زندانی گشته و با یکدیگر ارتباطی حاصل نکرده‌اند و این تجربه‌ای بود که پیروزی کامل نیافت.

 

 

پس این عزلت روحی را در رمان دیگرش به نام زنگها برای که به صدا درمی‌آید؟ For Whow the Bell Tolls?  (1940) کنار گذارد، رومانی که از جنگهای داخلی اسپانیا مایه گرفته بود. بعد از این کتاب همینگوی سالها سکوت کرد و هنگامی که در 1950 رمان عبور از رودخانه و جنگل Across the River and into the Trees  منتشر شد که از آثار دیگرش پیروزی کمتری یافت، چنان بنظر رسید که همینگوی قوس نزول را در نویسندگی می‌پیماید، اما سال بعد قصه‌ مرد پیرد و دریا The Old Man and the Sea  با پیروزی درخشانی که بدست آورد این نظر را از میان برد و با شیوه استعاری و نثر واقعا ستودنی نشان داد که وی هنوز از قدرت نویسندگی برخوردار و بر سبک خویش همچنان مسلط است و دنیای درونش با وجود حد و مرز معین همه نکته‌های چیره‌دستانه هنرمند امروزی را نمودار می‌سازد و نه تنها او را نماینده نویسندگان امریکائی، بلکه نماینده عصر حاضر معرفی می‌کند، مرد پیر و دریا حماسه‌ای منثور است که در آن همه مسائل مورد علاقه نویسنده تجسم می‌یابد.

 

 

کتاب داستان مبارزه پیرمرد ماهیگیری است تنها، در قایق خویش با ماهی عظیم در پهنه دریا، که سرانجام ماهی را از پای درمی‌آورد ولی کوسه‌ها مجال نمی‌دهند... در داستان صفا و شکوه آسمان و دریا، به درازا کشیدن پیکار، چیره دستی در مبارزه، شهامت، عناد، روش پس از ترک جدال، شفقت برای حریف، دلاوری شخصی، تمایل به بازگشت به خانه و مردن در محیط خانوادگی، رؤیاهای آرامش‌بخش و افتخارآمیز، آخرین خواب زندگی، همه انعکاس یافته است، به شیوه‌ای که میان طبیعت و انسان و وضع بشری آشتی کامل برقرار می‌کند. در این اثر نیز مانند آثار دیگر همینگوی، زندگی و اثر پیوستگی نزدیک دارند. مرد پیرو و دریا در 1953 به دریافت جایره پولیتزر  Pulitzer  نایل آمد.

 

 

درباره سبک خاص همینگوی گفتگوی بسیار شده است. سبکی که او را از پیشینیان و معاصران ممتاز می‌سازد، به سبب سادگی اعجاب آور و مستقیم و کوبنده، کلمه‌های محاوره‌ای، جمله‌های کوتاه و بدون وابسته، نشانه‌گذاری فراوان، نقل که تقریباً همیشه در زمان ماضی استمراری بیان می‌شود، مکالمه‌های بدون تصنع و بدون رعایت صنایع لفظی، شرح حوادث چنانکه واقع شده و کوچکترین نکته‌ای از واقعیت از چشم دور نمانده است. همینگوی از نویسندگان نادری است که در زمان حیات به افتخار و شهرتی افسانه‌ای دست یافت و در 1954 به دریافت جایزه ادبی نوبل نایل آمد و از نفوذ عظیمی در نویسندگان پس از خود برخوردار گشت.

 

 

ترجمه به فارسی:‌ آدمکشها ـ از پانیفتاده و دو داستان دیگر ـ به راه خرابات در چوب تاک ـ برفهای کلیمانجارو ـ تپه‌های سبز افریقا ـ خورشید همچنان می‌دمد ـ داشتن و نداشتن ـ زندگانی خوش و کوتاه ـ ستون پنجم ـ زنگ‌ها برای که به صدا درمی‌آید ـ پایان یک زندگی ـ کلبه سرخ‌پوستانـ مردان بی‌زن ـ پیر مرد و دریا ـ وداع با اسلحه.

 

نظرات شما
[کد امنیتی جدید]