تاریخ انتشار خبر: 14 بهمن 1393 - ساعت 07:23:01
شب‌نشینی کفتارها

شب‌نشینی کفتارها

داستان کتاب روایت فداکاری‌ها، رشادت‌ها و جانبازی‌های بزرگ مردانی است که با گذشتن از جان‌شان، از آب و خاک میهن‌شان در برابر تجاوز دشمن دفاع کردند.

شب‌نشینی کفتارها

 

نویسنده: معصومه افراشی

 

تصویرگر: بهنام زنگی

 

چاپ اول: 1388

 

ناشر: پالیزان

 

 

داستان کتاب روایت فداکاری‌ها، رشادت‌ها و جانبازی‌های بزرگ مردانی است که با گذشتن از جان‌شان، از آب و خاک میهن‌شان در برابر تجاوز دشمن دفاع کردند.

 

چند خط از متن کتاب:

 

قطار آخرین سوتش را کشید. با صدای سوت قطار چشم‌هایم را باز کردم و نگاهی به بیرون انداختم. مسافران را دیدم که با ساک‌ها و چمدان‌های در دست‌شان از کنار قطار می‌گذشتند. همه‌جا شلوغ بود. خمیازه‌ای کشیدم و دستانم را برای رفع خستگی باز کردم.

 

ناخودآگاه خود را در آغوش پدرم انداختم. چشمانم به ریش‌های سفید و صورت لاغر او افتاد.

 

بابا به من خیره شد و با لحن گرم و سوزانش گفت: «حنانه! بلند‌شو دخترم، رسیدیم به خرمشهر.»

 

 

 

 

 

 

 

نظرات شما
[کد امنیتی جدید]